فضيلت هاي ماندگار (1) زندگينامه شهيد دكتر قاسم صادقي آنچه پيش رو داريد ، مجموعه اي است از مصاحبه هاي انجام شده با خانواده ، دوستان و همرزمان حجت الاسلام والمسلمين دكتر قاسم صادقي كه با مراجعه با منابع كتبي ، مستند سازي شده و در اختيار خوانندگان قرار گرفته است . در اين نوشتار كوشيده شده است كه نگاهي گذرا ، اما با تعمق به زندگاني شهيد بزرگوار استاد حجت الاسلام دكتر صادقي بنماييم تا هر چه بهتر و بيشتر با ابعاد شخصيتي آن شهيد عالي قدر كه در دو دوره قبل و بعد از انقلاب ، مبارزات و حماسه آفريني هاي بي سابقه اي داشته
زندگي و مبارزات شهيد ابوالفضل پيرزاده (9) خاطره اي از آيت الله شهيد قدوسي : فعاليت هاي ابوالفضل روز به روز بيشتر شده بود و منحصر به قم و اردبيل هم نبود و به تمام شهرهايي كه لازم مي شد مي رفت تا اين كه رفته رفته ساواك قم توانست او را شناسايي كند . آقاي جواد صبور در اين باره به نقل از ابوالفضل خاطره اي نقل مي كند و مي گويد : " ابوالفضل يك بار برايم تعريف مي كرد كه روزي در وسط حياط مدرسه ي حقاني مشغول شستن ظرف بودم كه ديدم يك مأمور كه از ساواك قم آمده بود وارد حياط مدرسه ي حقاني شد . بعد از اين كه اين
شهید همتی به روایت همرزمان و همسر سرباز روحالله هنوز دوران تبعيد همتي به پادگان تربت حيدريه را به ياد دارم او مخفيانه و نيمهشبها استفاده از اسلحه ژ3 را به مردم آموزش ميداد بدون هيچ ترسي از ساواک و با شجاعت و نظم بي نظيري اين کار را انجام ميداد او که عابدي مخلص و پرهيزگار بود عبادت شبانگاهي و تلاوت قرآن در نيمه شب و دستگيري از مستمندان جزء برنامههاي هميشگياش بود در مقابل ستمگران و زورگويان هرگز ساکت نمي نشست با اينکه خود از نيروهاي ارتش بود اما با شعلهور شدن اولين جرقههاي انقلاب عاشقانه و بي آنکه در دل ترس و اندوهي
مواضع شهید دکتر بهشتی در برابر منافقین (5) بگذاريد "مرگ بر بهشتي" بگویند خاطره از : حجت الاسلام و المسلمين جواد اژه اي در هفتم تير ماه سال 1361 به شهر يزد رفته بودم . در يكي از شهرهاي استان يزد (بافق) در مسجدي با اصرار براي سخنراني دعوت شدم . علت اصرار را پرسيدم ، دوستان گفتند : خاطره جالبي از شهيد بهشتي داريم . بعد از سخنراني كه جمعيت انبوهي گردآمده بودند ، دوستان گفتند : اين مسجد دو در دارد يكي از پشت شبستان به خارج راه دارد و ديگري در ورودي عادي است . آنها ادامه دادند آقاي بهشتي قبل از شهادت به شهر ما سفر كردند و در اين مسجد
شهید مطهری و مقابله با افکار انحرافی مصاحبه با حضرت آيت الله خامنه اي ايدئولوژي اسلامي بدون هيچ گرايش انحرافي مرحوم استاد شهيد مطهري با صراحت ايدئولوژي اسلامي متکي به متون اسلامي و بدون هيچ گرايش به چپ و راست مطرح مي نمود. مرحوم شهيد مطهري از اول حساسيت عجيبي روي تفکر التقاطي داشت و آن وقت که همه با تفکرات التقاطي برخوردهاي سطحي داشتند او با کمال سختگيري روي جا به جاي اين تفکر مي ايستاد و آن را مردود مي شمرد که در اين زمينه نمونه هاي بي شماري از ايشان به ياد دارم. در همان جلسه اي که گفتم قرار شده بود که شرکت کنندگان هر کدام
زندگي و مبارزات شهيد ابوالفضل پيرزاده(8) فعاليت فرهنگي سياسي : ابوالفضل در كنار اين فعاليت هاي سياسي از فعاليت هاي فرهنگي _ سياسي هم غافل نبود . در سال 1355 ابوالفضل به همراه چند تن از دوستانش براي اين كه جوانان اردبيل را با كتاب هاي مفيد اسلامي آشنا كنند ، با كمك آيت الله مروج در شبستان مسجد نواب صفوي ، براي اولين بار يك نمايشگاه كتاب برگزار كردند كه مورد استقبال خوب جوانان قرار گرفت . ساواك بعد از اين كه از استقبال جوانان از اين نمايشگاه آگاه شد ، ابوالفضل را به شهرباني احضار كرده و درباره ي
شهید حمید قلن بر به روایت همسر و همرزمان به روایت همسر شهيد انتظار حميد آن روز با حميد گرم صحبت بوديم که او گفت:«توقعاتت را از من بگو» برايش گفتم، گفت:«بنويس. نوشتم. بعد خودش شروع کرد و من جملات او را نيز نوشتم. خواستههاي او اين بود: 1-اتقوالله صوفوادينکم بالورع 2-قل اعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و اعوذ بالله ان يحضرون. الله هوالسميع العليم. 3-همسرم! چيزي را مخواه، جز آنچه خدا ميخواهد براي آنکه خدا ميخواهد و از چيزي نهي مکن مگر آنچه خدا نهي کرده است. براي آنکه خدا نهي کرده
مواضع دکتر شهید بهشتی در برابر منافقین (4) همه چيز تمام شد خاطره از : آيت الله سيد علي خامنه اي ، روزنامه جمهوري اسلامي ، 6/4/70 در سال 54 كه از زندان آزاد شدم ، همان شب با تلفن اول با آقاي بهشتي تماس گرفتم . ايشان پرسيد : شما كجاييد ؟ گفتم : من آزاد شدم و اين مسئله باعث تعجب ايشان شد ، زيرا انتظار نداشتند در آن موقع آزاد شوم . خود من هم انتظار نداشتم و گمان مي كردم سال ها در زندان خواهم ماند . ايشان گفتند : كي مي آيي اينجا ؟ گفتم : همين الان ، جاي ديگري ندارم بروم .
شهید مهندس حسين اكبري به روایت همسر جمعه خونين مهندس حسين اكبري قبل از انقلاب در تمام تظاهراتها شركت ميكرد. در روز 17 شهريور سال 1357 حكومت نظامي اعلام كرده بودند اما مردم با حضور در ميدان شهدا (ژاله) ابهت طاغوت را در هم كوبيدند. همسر من هم مانند بقيه مردم در اين تظاهرات حضور داشت من نگران بودم و خواستم مانع از حضور او شوم اما نتوانستم. او به همراه فرزند كوچكم براي حضور در ميدان شهدا و ابراز مخالفت با رژيم منحوس پهلوي رفتند. مدتي كه گذشت صداي تيراندازي بلند شد و مردم به كوچههاي اطراف گريختند. من بيشتر نگران شدم و در جلو در
زندگي و مبارزات شهيد ابوالفضل پيرزاده(7) فصل پنجم : « مبارزات سياسي » ارتباط با نيروهاي انقلابي : ابوالفضل با اين كه از زمان آشنايي با هادي غفاري در اردبيل به نوعي وارد مسائل و جريانات سياسي شده بود ، ولي فضاي شهر قم و به خصوص حوزه هاي علميه و مدرسه ي حقاني او را هر روز بيشتر در بطن جريانات سياسي قرار مي داد و او نسبت به زماني كه در اردبيل بود ، خيلي آگاه تر مي شد . از طرفي ارتباط او و دوستانش با هادي غفاري هم كماكان ادامه داشت و از آنجايي كه هادي غفاري بعد از دوران خدمت سربازي در تهران ساكن