تروریسم و پیچیدگی عرصه حقوقبشر رئیس گروه مطالعات حقوقی سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه: گروههای تروریستی و نهادهایی چون «black waters» مؤسسهای آمریکایی که خدمات نظامی ارائه داده و توسط دولتها اجیر میشود تا در کشورهای مختلف بجنگند؛ بازیگران جدید عرصه بینالملل هستند، گروههایی که موجودیتشان پیچیدگیهایی را در عرصه حقوق بشر ایجاد کرده است. دیپلماسی ایرانی: فعالیت های تروریستی روز به روز ابعاد جدیدی پیدا می کند و درهمین راستا تلاش ها برای مقابله
ناگفتههایی از سیره آیتالله مدنی از زبان رهبر معظم انقلاب شهید آیتالله اسدالله مدنی در سال 1292 در آذرشهر متولد شد. او که در 4سالگی مادرش را از دست داده بود کنار پدرش پرورش یافت و همراه او در مغازه کوچکشان کار میکرد. اسدالله که در 16سالگی غم بیپدری را چشید برای گذراندن زندگی خانوادهاش سخت مشغول کار شد و در اوایل دوران جوانی به ادامه تحصیل روی آورد. سپس به قم هجرت کرد و 4 سال در محضر امام خمینی شاگردی کرد. وی پس از مدتی به نجف رفت و از درس بزرگان آن شهر بهره گرفت. فعالیتها و نفوذ آیتالله مدنی بین مردم قبل از انقلاب و حتی پس از
احکام و مسائل دینی را با بازی به فرزندانمان آموزش میداد اهمیت آموزههای دینی به تربیت فرزندانمان و آموزههای دینی آنها توجه زیادی داشت، در بازیهایش هم مسائل دینی را میگنجاند، مثلا روی زمین میخوابید و میگفت: «من پل صراط هستم، اگر توانستی از من رد شوی، وارد بهشت میشوی؛ ولی اگر بیفتی به جنهم میروی.» زمانی که بچه میافتاد، میگفت: «اگر دستورات اسلام را رعایت نکنی، پل نازک میشود و به جهنم میروی.» همسر شهید علیاصغر معطری
ترور دادستان انقلاب توسط یک کارمند روز شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ آیتالله شیخ علی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی در واقعه بمبگذاری دفتر دادستانی تهران ترور شد و به شهادت رسید. آیتالله علی قدوسی در ۱۲ مرداد ۱۳۰۶ شمسی در شهرستان نهاوند در یک خانواده روحانی متولد شد. پدرش آیتالله ملااحمد قدوسی، در محضر آیات عظام ملاکاظم خراسانی، میرزا حبیبالله دشتی و میرزا محمدحسن شیرازی به مقام اجتهاد رسیده بود. علی قدوسی که هجدهمین و آخرین فرزند خانواده بود، دوران خردسالی
هیچگاه سختیهای کارش را برای خانوادهاش بازگو نکرد عاشق خدمت شهید محمد جعفرخوانی اکثر اوقات در ماموریت بود، فقط با تلفن جویای حالش میشدم، هیچگاه از سختیهای کارش صحبت نمیکرد. نمیخواست دلنگرانم کند. وقتی با هم صحبت میکردیم، میخندید و میگفت: «هیچ نگرانی به دلت راه نده، من لب دریا نشستهام و دریا موج میزند.» ما باورمان میشد و نمیدانستیم که در سنگر و در شهرهای مختلف مرزی و جادههای صعبالعبور است. همیشه میگفت: «کارم خیلی خوب و آسان است و به آن افتخار میکنم.»
منافقین، به حق پدر داعش هستند ما خانوادههای قربانی تروریسم در ایران اعتقاد داریم برای تقابل با این پدیده شوم و دست یافتن به جهانی عاری از خشونت و ترور در همه ابعاد آن، نیازمند عزمی راسخ از سوی مجامع بین المللی با حضور همه کشورها میباشیم. به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور) در پایان مراسم ایران قربانی تروریسم از منافقین تا داعش که صبح امروز (چهارشنبه، 8 شهریورماه) در محل سالن مشروطه مجلس شورای اسلامی با حضور مسعود پزشکیان سیدمحمدجواد هاشمینژاد و علی افراشته، خانواده های شهدای
در آخرین دیدار با برادرم، خودش مژده شهادتش را داد شجاعت در خط مبارزه پدرم ارتباط نزدیکی با شهید صدوقی داشت و تمام خط فکری خود را از این شهید بزرگوار گرفته بود. به سبب همین ارتباط، منافقین چندین بار پدر را تهدید کردند. فقط به هدف فکر میکرد و این تهدیدها هیچ تاثیری در فعالیتهای انقلابی او نداشت. یک روز منافقین وانتی که داشتیم را به آتش کشیدند. آن صحنه هنوز در خاطرم است. من فقط گریه میکردم. پدرم من را بغل کرد و با خونسردی گفت: « غصهات نباشد پسرم. یکی دیگر برایت میخرم.» فرزند شهید محمدعلی
پست و مقام دنیا برایش بیارزش بود محبت به همسر یک روز اسمش برای زیارت خانه خدا در آمد؛ اما قبول نکرد و نرفت. برای دومین بار دوباره اسمش در آمد، باز هم قبول نکرد که برود. یکی از همکارانش از او پرسیده بود: «چرا نمی روی؟» شهید جعفرخانی گفته بود: «دوست دارم همسرم نیز در این سفر همراهم باشد، چون همسرم در همه سختیها و مشکلات زندگی همراهم بوده است و نمیخواهم تنهایی به سفر حج بروم.» سه ماه قبل از شهادتش، با هم به سفر حج رفتیم. زمانی که در مکه بودیم، مصادف با روز تولدم بود؛
اقدامات فرهنگی شهید ناصری طالبان را به ستوه آورده بود شهید سردار حاج محمدناصر ناصری در سال 1340 در روستای گازار از توابع بیرجند در خانواده ای مذهبی متولد شد. خانوادهاش بعدها به سیستانک در نزدیکی اسفدن از توابع قاین مهاجرت کردند. وی به منظور ادامه تحصیل راهی شهر بیرجند شد. در دوران مبارزه انقلابی مردم ایران در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت داشت و در تعطیلی مدارس و برپایی راهپیمایی ها از نیروهای موثر بود. شهید ناصری با پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت کمیته انقلاب اسلامی در آمد
شهید ناصری؛ سردار بینشان دستگاه دیپلماسی کشور حالا دیگر گرد پیری به روی چهره مادر نشسته است؛ ۱۸سال از رفتن فرزندش میگذرد، فرزندی که می توانست در این روزهای پیری عصای دستش باشد، اما آرام است و با صلابت تاکید می کند که به شهادت فرزندش افتخار می کند. به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور)، در اسلام مرزهای جغرافیایی معنا ندارد و همه ملتها زیر پرچم اسلام بدون مرز «امت واحده » هستند؛ و چه خوب این اصل را شناختند شهدای بدون مرز، که این گونه خود را برای دفاع از اسلام در همه جای جهان مهیا کردند...
وقتی منافقین در ترورهای وحشیانه رکورددار شدند حسن آیت نماینده مجلس شورای اسلامی در 14 مرداد 1360 با شلیک 65 گلوله توسط منافقین به درجه رفیع شهادت نائل آمد. به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور) شهید حسن آیت نماینده مردم تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی در سوم تیر سال 1317 در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود و در چهاردهم مرداد سال 1360 در تهران توسط منافقین شهید شد. شهید آیت که از مخالفان جبهه ملی بود علیه بنی صدر افشاگریهای فراوانی
منافقین افشاگریهای آیت را تاب نیاوردند گروهک منافقین پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال ایجاد جایگاه مستحکمی برای خود در جمهوری اسلامی ایران بودند. ناکامی این گروهک در سهمخواهی از انقلاب اسلامی منجر به اقدامات مختلفی در پی بدست آوردن قدرت در سازوکار حکومت و نظام شد. در راستای این هدف کلید خوردن عملیات نفوذ در دستگاههای اجرایی، اداری و نظامی، یکی از استراتژیهای گروهک نفاق بود. در شرایط نوپای انقلاب اسلامی که چند ماه پس از دو سالگیاش جنگ با رژیم بعثی عراق را تجربه کرده بود و همچنین اوضاع داخلی کشور که با فعالیتهای گروهکهای
همسرم همیشه میگفت زندگی ساده، مایه آرامش است به استقبال شهادت محمد پیگیر زندگی شهدا بود. فرمانده سپاه وقت، آقای حیدریان برایمان تعریف میکرد: «وقتی نمازخانه سپاه را میساختند، بنری برای شهدا طراحی کرده بودند. جای یک عکس در آن بنر خالی شده بود. بعد از نماز محمد به من گفت که این جای خالی برای عکس من است.» خواهر شهید محمد منتظرالقائم توسل به ائمه مهدی همیشه به ما تاکید میکرد که در امور به اهل بیت(ع) متوسل شویم. در راس این توسلات، توسل به
ناراحت میشد اگر کسی فعالیتهای جبههاش را بازگو میکرد او اهل ریا نبود پسرم اهل ریا نبود. خاطرم هست یکبار که از جبهه آمد، پایش زخمی شده بود. من او را به بیمارستان بردم و گفتم پای پسرم در جبهه زخمی شده است، از بیمارستان که آمدیم، احساس کردم کمی ناراحت است. او گفت: «پدر نیاز نبود که بگویی در جبهه زخمی شدم.» پدر شهید علی شیروانی رسیدگی به امور مردم روزی سر مزار او بودم که خانمی ناآشنا، کنارم آمد و بلند بلند گریه کرد. به او گفتم: « خانم! اینطور بالای سر مزار شهید زار و ضجه نمیزنند.» من هم لهجه
تنها نگرانی همسرم قبل از شهادت، تنهاییهای من بدون او بود سهمخواهان، آفتهای انقلاب از همان دوران کودکی یادم میآید که اتاق پدر از کتاب و اعلامیه و جزوات مختلف پر بود. او آنها را در اختیار افراد و گروههای مختلف قرار میداد. پدر با بسیاری از روشن فکرنماها مخالف بود و اعتقاد داشت که در میان گروههای انقلاب، گروهها و افرادی هستند که برای سهمخواهی وارد انقلاب شدهاند و این گروهها را آفت انقلاب مینامید. وقتی گروهک منافقین وارد دبیرستانهای دخترانه و پسرانه شده بود، من هم برای کنجکاوی از جزوات آنها گرفتم و با خودم به منزل بردم. اما پدرم که با