زندگي نامه شهيد حبيبالله مهديزاده طالعي محل تولد : تبريز سن در هنگام شهادت : 30 سال مدارك علمي: كارشناسي تخصص : رياضي سوابق مبارزاتي: تهيه و انتشار اعلاميههاي حضرت امام راحل، جمع آوري كمك به اعتصابيون شركت نفت آبادان، حضور در تسخير انقلابي پادگانهاي رژيم كارهاي تشكيلاتي : عزيمت به مناطق دور افتاده كشور و كمك به محرومان (پس از پيروزي انقلاب اسلامي ) ،عضويت در حزب جمهوري اسلامي مسئوليتها : همكاري با كميته انقلاب اسلامي ، همكاري با جهاد سازندگي و مسئول بخش تشكيلات در واحد امور استانهاي
خاطرات بازمانده بعد از این که آقای باهنر از ما جدا شدند، به داخل جلسه رفتیم و در همان ردیف آخر نشستیم. آقای جواد سرافراز- از شهدای هفتم تیر- کنار دیوار نشسته بودند؛ من رفتم بغل دست ایشان بنشینم. ایشان به من تعارف کردند و من را به اصرار سر جای خودشان نشاندند؛ یعنی کنار دیوار. هنگام انفجار تکه ای از دیوار جدا شد؛ سقف هم پاییین آمده بود. یک تکه از سقف پایین آمد که نوک آن به آقای سرافراز گرفت و ایشان را شهید کرد. سر دیگر این تکه به دیوار گرفت و من بین این تکه سقف و دیوار و زیر آوار ماندم...
مواضع دکتر شهید بهشتی در برابر منافقین (3) هرگز او را اينگونه ناراحت نديدم خاطره از : ملوك السادات بهشتي وقتي تقي شهرام را گرفته بودند و حكم اعدام او صادر شده بود ، يكي از دبيرهاي سابق دبيرستان من كه با ما ارتباط نزديكي داشت و قبل از انقلاب مخفي بود ، پس از انقلاب پيدايش شد و به منزل ما زنگ زد ، كه پس از آن همه سال مايه تعجب من شد كه چطور توانسته ما را پيدا كند . بعد از احوال پرسي گفت : خواهشي از شما دارم . گفتم : بفرماييد ، اگر بتوانم برايتان كاري بكنم ، هر چند شنيده ام شما مدتي از ايران رفته
گفتگو با دکتر جواد منصوری بازمانده فاجعه هفتم تیر (بنده خطر مجاهدین خلق را به شهید بهشتی گفته بودم.به شهید بهشتی گفتم اگر به من بگویند که مسعود رجوی پرورشگاهی را با سیصد بچه آتش کشیده باور می کنم برای اینکه او به هیچ چیز جز به قدرت رسیدن فکر نمی کند.) از اولین برخوردهای شهید بهشتی با سازمان مجاهدین خلق و اظهار نظرهای ایشان درباره آنها چه خاطراتی را به یاد دارید؟ صحبت کردن درباره شهید بهشتی به جهات مختلف کار دشواری است . او شخصیت کم نظیری بود از نظر نظم وانظباط ، عمق و اندیشه و تفکرو بینش ، قاطعیت
او به همه زنگ زده بود خاطرات مهدی سعیدمحمدی عضو فعال حزب جمهوری اسلامی بر روی خاطرهها، غبار زمان نشسته بود. طول کشید و حرفهای زیادی رد و بدل شد تا گفتوگویمان با یکی از اعضای فعال حزب جمهوری اسلامی و از شاهدان زندهی حادثهی هفتم تیر به داستان ترور سالهای شصت برسد. چکیدهی فعالیتهای خالصانهی مهدی سعید محمدی در این گفتوگو دیده میشود؛ اما چکهی اشکی که هنگام صحبت از روزهای 19بهمن بر گونهاش جاری شد، از فریم عکاس جاماند. - از کجا شروع
محرمانههای عراق را به آقا میدادم! (1) خاطرات سیدمحمود دعایی از حوادث سالهای آغازین انقلاب نخستین حضور او در مجلس با انتخابات میاندورهای و پس از فاجعهی هفتم تیر 1360 رقم خورد. مجلسی که به تعبیر امام خمینی در رأس همهی امور است و همیشه کانون تحولات سیاسی و محل خوبی برای رصد وقایع اتفاقیهی ایران اسلامی بوده است. برای روشن شدن فضای سیاسی پیش و پس از ترورهای سال 1360، با حجتالاسلام و المسلمین سید محمود دعایی به گفتوگو نشستیم. آقای دعایی گذشته از یازده سال همراهی با امام در نجف، عضویت در حزب جمهوری اسلامی و شش دورهی متوالی
گروه رجوي و پيوند با حزب بعث عراق(9) سندي از روابط نظامي سازمان با عراق در جلسه اي در فروردين 67 كه عمليات نظامي سازمان در منطقه فكه مورد بررسي قرار گفت ، مهدي ابريشمچي با اشاره به جزئيات عمليات سازمان ، از افسر اطلاعاتي ارتش عراق درخواست مي كند يك گروه از سازمان اطلاعات بيايند و غنائم موجود در دست سازمان را ببينند ، او مي گويد : " همان طور كه مي دانيد دشمن اعلام نموده نيروهاي عراقي حملاتي كرده اند و اين عمليات را به عراقي ها نسبت داده است . آنان در منطقه فكه تيپ كماندويي لشكر 4 و تيپ يك
شهید صادق کریمی زندگینامه سخن از شهید پاکبازی است که زندگی خود را وقف اسلام وانقلاب کرد ، شهید صادق کریمی در سال 1321 در یکی از روستاهای مشهد در خانواده مذهبی چشم به دنیا گشود . دوران کودکی را با مشقت وکار فراوان سپری کرد ولی هیچگاه در مسائل اسلامی خود کوتاهی نکرد ، به طوری که در سن 7 سالگی قرآن کریم را به خوبی آموخت وبا اوج گرفتن انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی ، عاشقانه در تمام تظاهرات وراهپیمایی ها شرکت جست . بعد از پیروزی انقلاب او از اولین کسانی بود که ضرورت شرکت در بسیج را دریافته بود . به همین جهت ،
شهید سید مهدی بزاز زاده زندگینامه در سحرگاه نیمه شعبان - این عید خجسته مسلمانان جهان- و هنگامی که بانگ اذان مسلمانان را به سوی خدا دعوت می کرد نوید روز بزرگی را می داد . روزی که امام زمانمان حجت ودلیل خدا پا به عرصه وجود نهاد خداوند کودکی به ما هدیه نمود و ما به شکرانه این روز مبارک نامش را مهدی وحجت خواندیم . خداوندش او را از بدو تولد مسلمان به دنیا آورد . دوران کودکی را بسرعت پشت سر نهاد . با وجودی که راه رفتن وایستادن را تازه یاد گرفته بود
شهید حمید غیبی زندگینامه شهید حمید غیبی در سال 1341 در خانواده مذهبی به دنیا آمد . وی در آغاز طفولیت از سکوت ومظلومیتی خاص برخوردار بود . دوران کودکی را در مجالس مذهبی از قبیل روضه خوانی ها ، قرآن خوانی ها ، درسهای ایدئولوژی و اخلاقی ، سینه زنیها ، نوحه خوانیها ، ودر مجالس عزاداری سالار شهیدان گذراند ، وعشق اهل بیت عصمت وطهارت وخاندان پاک پیامبر در دلش شعله ور شد . دوران مدرسه را پشت سرگذاشت ودر رشته خدمات حسابداری مدیریت مشغول درس شد . او علاقه زیادی به رشته خویش داشت. وی در حین درس خواندن درس اخلاق هم