تعقیب تروریسم؛ اقدامی خنثی در جهانی تنشزا آنچه امروزه نظام جهانی را با مخاطرات و ناامنی مواجه ساخته عدم اجماع دولتها در مبارزه با تروریسم و به تبع آن حمایت از نقض صلح و امنیت بینالمللی در قبال تروریسم در ابعاد خرد و کلان است. مهمترین اقدام در جهت مواجهه با تروریسم اجرای صحیح موازین، مقررات و بهطور ویژه معاهدات بینالمللی است که باید در سطوح ملی و بینالمللی مورد توجه دولتها قرار گیرد. از اینرو، برای مواجهة با تروریسم، توسعه صلاحیت قضایی در ابعاد متنوع آن و بهطور ویژه در سطوح ملی و بینالمللی حائز اهمیت میباشد. البته در این
یک بام و دو هوای غرب در مقابله با تروریسم سفیر سابق نروژ در عربستان اخیرا کتابی تحت عنوان «پادشاهی ترور» منتشر کرده و در آن نسبت به چشمپوشی غرب نسبت به این واقعیت که عربستان نقش بسیار گستردهای در اشاعه ایدئولوژی اسلام افراطی دارد، ابراز نگرانی کرده است. این اولین باری نیست که مقامات غربی نسبت به پیوند وهابیت سعودی و تروریسم بینالمللی هشدار میدهند، پیشتر نیز دستگاههای امنیتی آلمان در گزارشی مستند از پیوند مبلغان سعودی با افراطگرایان سلفی در آلمان خبر داده بودند، گزارشهای مشابهی نیز توسط نهادهای اطلاعاتی اتحادیه اروپا منتشر
خیانت منافقین، پشت پرده اقدامات ضدایرانی ترامپ سازمان منافقین، سالهاست که با خیانتهای خود، تلاش میکند علیه مردم ایران موضع بگیرد. نوعی انتقامگیری از ملت ایران، شاید به خاطر آنکه حاضر نشدند تحتتأثیر افراطیگری این گروهک قرار بگیرند. منافقین که پیش از انقلاب از طریق تحرکات مسلحانه خود سعی داشتند این سازمان را تنها رهبر جریان انقلابی معرفی کنند، پس از آنکه به مارکسیسم تغییر گرایش داده و از آموزههای اسلامی دور شدند، وجهه مردمی خود را از دست داده و به گروهی منزوی در تاریخ سیاسی ایران تبدیل شدند. با پیروزی انقلاب، این گروهک سعی کرد خود را
روایتی از حبس شهید لاجوردی در زندان اوین بیست و چند روز گذشته تا اینکه سران منافقین گفتند جوابشان را روز بعد اعلام میکنند. صبح که شد، جلو همه زندانیان، به آن سه اشاره کردند و گفتند: این سه نفر، ضدانقلاب شماره یک هستند. اسدالله لاجوردی به سال 1341 در یکی از مناطق جنوب تهران متولد شد. وی در دوران مبارزه علیه طاغوت از جمله چهرههای فعال و تاثیر گذار نهضت بود که مدتها توسط شقی ترین افراد در ساواک به خاطر پا فشاری بر عقایدش شکنجه شد. آنچه خواهید
جهاد رسانهای «ماجرای نیمروز» و خشم منافقین روزهای پس از انقلاب، ترور بود و خون؛ زمانی که منافقین در آن روزگار جولان میدادند، بدنه مردمی انقلاب به دردسر میافتاد تا خود را در برابر انبوه ترورها واکسینه کند و اجازه ندهد ویروس وحشت اشاعه پیدا کند، اما امروز مبارزه با تروریستهای منافق، فقط از جنس برخورد سخت نیست؛ هنر، به کمک انقلاب آمده تا چهره تروریستها را بیش از پیش نمایان کند. برخیها هنوز باور نمیکنند سینمای سیاسی و تاریخی میتواند مخاطب را به سالنهای
«ماجرای نیمروز» و اعدامهای 67 نگاه اول «ماجرای نیمروز» صرفاً یک فیلم سینمایی است که چند ماه از روزهای سخت مردم ایران را در سال 1360 روایت میکند. اما نگاهی به اتفاقات سیاسی ایران در سالهای اخیر و بعد فلاشبک به سال 67 و اعدامهای معروف اعضای سازمان مجاهدین خلق از سوی جمهوری اسلامی در کنار تماشای «ماجرای نیمروز» نشان میدهد که این فیلم سینمایی، فراتر از حوزه سینما، اتفاق قابلتأملی در حوزه سیاسی ایران است. نه فقط از این جهت که 35 سال پس از ترور سران قوا در ایران، تازه اکنون کسی از اهالی سینما، آن هم کسی که در سال همان
به شهید لاجوردی بدهکار شدید! «ماجرای نیمروز» فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمدحسین مهدویان و ابراهیم امینی و تهیهکنندگی محمود رضوی است. با اطمینان میتوان گفت این فیلم منحصربهفرد و از جهات بسیار ستودنی است و با نگاه به متن و حواشی جشنواره فیلم فجر، ستایش تماشاگران و کارشناسان از این فیلم را میتوان دید و شنید و کسب جایزه بهترین فیلم، بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و بهترین فیلم ملی نیز مؤید نقاط قوت این فیلم است. ماجرای نیمروز علاوهبر اینکه روایتی خوشساخت از روزهای «آتش و خون»
انقلاب اسلامی ایران، حرکتی مسالمتآمیز، الگویی کارآمد امروز سیوهشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران است. بررسی این انقلاب مانند هر انقلاب دیگری در دنیا نیازمند مطالعات و تحلیل هایی در ابعاد و عرصههای متعدد است. انقلاب اسلامی ایران از سالهای آغازین نهضت در سال 1342 تا زمان پیروزی و به ثمر نشستن آن حرکتی مسالمتآمیز و به دور از هرگونه خشونت و ترور بوده است. همین مورد به تنهایی آن را از بسیاری از انقلابهای گذشته و معاصر مانند انقلاب فرانسه و روسیه متمایز میکند.
مقابله با دینستیزی ابزار تروریسم سازمانیافته امروزه مکتب فکری تروریسم به دنبال هرجومرج و بحرانسازیهای منطقهای و بینالمللی و ریشهکنی بنیادهای فکری جوامع مختلف است. یکی از اهداف مؤثر تروریسم ایجاد درگیری مابین ادیان و دین ستیزی است. در این میان حامیان تروریسم و این مکتب فکری معمولا به دنبال نقاط حساس هستند تا با ابزارهای مختلف بتوانند آن را نابود کرده و پیروان آن را دچار سردرگمی کنند و نهایتاً بشر به جان هم بیفتند. در این میان دین ستیزی و دین هراسی از جمله مهم ترین اهدافی است که همواره تروریسم بر علیه آن برنامههای ویژهای تدارک
از باراک اُباما تا دونالد ترامپ؛ از تقابل سیاسی تا حمایت از تروریسم «بارک حسین اُباما دوم» چهل و چهارمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا به مدت دو دوره چهار ساله(از ژانویه ۲۰۰۹ تا ژانویه 2017) بود که پس از سیاستگذاریهای کلان در حوزههای داخلی و بدعتهای نامتعارف حقوقی در عرصه بینالمللی در نهایت در ژانویه سال 2017 به کار خود پایان داد. آنچه در باب اتخاذ سیاستهای وی بهطرز قابل توجهی مشهود و ملموس است وجود ناهمگونی سیاسی و حقوقی در گفتار و عمل دولتمردان امریکایی بود که میتوان علت این امر را در عدم وجود اعتقاد به موازین بینالمللی جستجو کرد. علیرغم اتخاذ
شنل جنگطلبان خونآشام بر شانه کیست؟ «تام کاتن»[1]، سناتور جمهوریخواه از ایالت آرکانزاس، یکی از طرفداران سرسخت سیاست خارجی جنگطلبانه در مجلس سنای آمریکا است که در نطقهای خود اغلب ترکیبی از دیدگاههای عجیب و غریب جناح سارا پیلین[2] [فرماندار سابق آلاسکا و نامزد حزب جمهوریخواه برای معاونت رئیس جمهوری آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸سال آمریکا] و دیگاههای نظامیگرایانه جناح نومحافظهکار در حزب جمهوریخواه را ارائه میدهد. کاتن 37 ساله اگرچه ادعا میکند جوانترین عضو سناست، اما وقتی زبان به نطق باز میکند شعارهای
خدمت ترامپ به تروریستها دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده در چند روزی که پا به کاخ سفید گذاشته، توانسته موجی از تنشهای بینالمللی را ایجاد کند. این تنشها درحالی تشدید شده است که پیش از این، تروریستها چه در سوریه، چه در عراق و چه در اراضی اشغالی فلسطین دچار بحران شده بودند. پیش از قدرت گرفتن ترامپ، داعش در موصل و تروریستهای مورد حمایت غرب در حلب زمینگیر شده و رژیم صهیونیستی نیز از نظر دیپلماتیک در انزوا قرار گرفته بود و برای اولین بار شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهای را علیه این رژیم تروریستی صادر
توسعه «راست افراطی» زنگ خطر تروریسمیترشدن عرصۀ بینالمللی تروریستها را افراطی میخوانند؛ همانگونه که به اصطلاح در مهد لیبرال دموکراسی و آزادی در عرصه بینالمللی، به «ناسیونالیستها» و جریانهای راستگرای تندرو در اروپا، عنوان افراطی میدهند. اما آیا توسعه جریانهای راست افراطی در اروپا و دیگر نقاط عرصه بینالمللی، میتواند بر پدیده «تروریسم افراطی» و گرایشهای «گریز از مرکز وهابی» تاثیرگذار باشد؟ برای پاسخ گفتن به این سوال باید به دو ویژگی اشاره کرد، یکی برای اتحادیه اروپا و دیگری در تروریستهای فعال در عرصه
اگر «ماجرای نیمروز» را نسازیم، با فایل صوتی منتظری تاریخ را برایمان خواهند ساخت همیشه عادت داشته ایم، یک تیتر منتشر کنیم که «موسی خیابانی» در درگیری با نیروهای امنیتی به هلاکت رسید. آنچه که مخاطب بیرونی در طول این همه سال دیده است و شنیده است، همین بوده، همین که موسی خیابانی به هلاکت رسید. هیچ وقت سعی نکردهایم بگوییم چرا باید به هلاکت میرسید. مگر چه کرده بود؟ مگر چه کرده بودند؟ مگر نمیشد با گفتگو و کار فکری این فریبخوردهها را هدایت کرد؟ یک فایل صوتی بعد از نزدیک به 20 سال منتشر میشود؛ در آن همه ارکان نظام انقلابی ایران از امام
تروریسم موتور محرک ترامپیسم تروریسم در لغت به معنی وحشتافکنی است، با این حال درباره چیستی تروریسم به عنوان یک اصطلاح سیاسی تعابیر و تعاریف مختلفی استفاده شده است، یکی از تعاریف جامعی که در این ارتباط صورت گرفته تروریسم را "استفاده و کاربرد عامدانه و برنامه ریزی شده خشونت یا فرهنگ خشونت، از طریق ایجاد وحشت و ارعاب به منظور رسیدن به اهداف سیاسی یا ایدئولوژیک" میداند. از این تعریف چند نکته آشکار میشود که میتواند ما را در دستیابی به تعریفی کاربردی از مفهوم تروریسم کمک کند. اول آنکه،