مواضع دکتر شهید بهشتی در برابر منافقین (7) بازرگان كنار تخت بني صدر دو زانو نشست خاطره از : اسماعيل علوي يگانه وقتي نتيجه انتخابات رياست جمهوري اعلام و بني صدر رئيس جمهور شد ، مرحوم مهندس مهدي بازرگان از ايشان تقاضاي ملاقات كرد و به منزل ايشان رفت تا به ايشان تبريك بگويد و مذاكراتي داشته باشد . كساني كه در آن جلسه حضور داشته اند براي من تعريف كرده اند ، بني صدر متكبرانه با وي برخورد كرد . چون روي تخت دراز كشيده بود از جاي خود بلند نشد و بازرگان رفت كنار تخت او و دو زانو مثل يك بچه مؤدب نشست و با او حرف زد .
فضيلت هاي ماندگار (2) در آن زمان مدرسه نواب كه با سرپرستي مرحوم ميرزاي نوغاني بزرگ اداره مي شد ، مركز طلاب علاقه مند و كوشا بود . اكثر طلاب آن اهل نماز شب و تهجد بودند . شهيد صادقي وقتي در چنان فضاي مساعدي قرار گرفت با استعداد خدادادي اش نيرويي دو چندان به دست آورد و مراحل تحصيلات حوزوي را به سرعت يكي پس از ديگري طي كرد . ادبيات را نزد مرحوم اديب نيشابوري و لمعتين را در محضر استاد مسلم حوزه ،
زندگي و مبارزات شهيد ابوالفضل پيرزاده (10) ساعت حدود 5/12 شب بود كه ابوالفضل وارد خانه شد . به فاصله ي ده دقيقه پس از ورود ابوالفضل ، زنگ خانه به صدا در آمد ، من رفتم و در را باز كردم و ديدم چند مأمور شهرباني پشت در ايستاده اند ، يكي از آنها به من گفت : خانه ي ابوالفضل پيرزاده اينجاست ؟ گفتم : بله . همين كه من گفتم بله ، ديگر امان ندادند و همه ي مأموران وارد حياط شدند . در حالي كه چند تن از مأموران ابوالفضل را گرفته بودند ، بقيه ي مأموران هم همه جاي خانه و حياط را زير و رو مي كردند ، حتي پيت نفتي را هم كه خالي بود تكان مي دادند كه
عروج نوراني شهید علی مزاری روستاي مزار يشت از توابع شهرستان بيرجند در تاريخ 18/6/1323 ولادت نوزادي را جشن گرفت كه مقدر بود بعدها مايه افتخار و مباهات عموم مردم منطقه باشد. پدر كه عاشق صادق اهل بيت بود، به ميمنت نام سردمدار مكتب سرخ تشيع، طفل را علي ناميد، مزاري دوران تحصيل در مدرسه ابتدايي را همراه با ديگر فعاليت هاي طاقت فرساي روزانه كه از مقتضيات زندگي روستايي بود، گذراند و پا به مرحله جواني نهاد. او براي تحصيل مقدمات، در حوزه اي به نام مدرسه معصوميه به بيرجند رفت و نزد اساتيد بزرگواري همچون آيت الله مشكيني، آيت الله
ماجرای ترور مقام معظم رهبری در 6 تیر 1360 چهار پنج روز از عزل بنیصدر میگذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیتالله خامنهای که از جبههها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامهی شنبهها، عازم یکی از مساجد جنوبشهر برای سخنرانی بودند. خودرو حامل آیتالله خامنهای که از جماران حرکت میکرد، آن روز مهمان ویژهای داشت؛ خلبان عباس بابایی که میخواست درد دلهایش را با نمایندهی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آنها
مواضع دکتر شهید بهشتی در برابر منافقین (6) جز لبخند عكس العملي نمي ديد خاطره از : سيد محمد رضا بهشتي ، روزنامه اطلاعات 9/4/63 پدرم صبح ها مقيد بودند كه قبل از ديگران در محل دادگستري حاضر باشند و با اين كه بسياري از شب ها ساعت يك بعد از نيمه شب بود كه به منزل مي آمدند ، صبح ها سر ساعت يك ربع به هفت از منزل خارج مي شدند ، تا ساعت هفت در دادگستري حاضر باشند . به خاطر مي آورم گاهي من هم براي رسيدن به مدرسه كه در آن چند ساعتي به تدريس مشغول بودم با همان اتومبيل ايشان ، همراه شان مي رفتم و در مسير راه
فضيلت هاي ماندگار (1) زندگينامه شهيد دكتر قاسم صادقي آنچه پيش رو داريد ، مجموعه اي است از مصاحبه هاي انجام شده با خانواده ، دوستان و همرزمان حجت الاسلام والمسلمين دكتر قاسم صادقي كه با مراجعه با منابع كتبي ، مستند سازي شده و در اختيار خوانندگان قرار گرفته است . در اين نوشتار كوشيده شده است كه نگاهي گذرا ، اما با تعمق به زندگاني شهيد بزرگوار استاد حجت الاسلام دكتر صادقي بنماييم تا هر چه بهتر و بيشتر با ابعاد شخصيتي آن شهيد عالي قدر كه در دو دوره قبل و بعد از انقلاب ، مبارزات و حماسه آفريني هاي بي سابقه اي داشته
زندگي و مبارزات شهيد ابوالفضل پيرزاده (9) خاطره اي از آيت الله شهيد قدوسي : فعاليت هاي ابوالفضل روز به روز بيشتر شده بود و منحصر به قم و اردبيل هم نبود و به تمام شهرهايي كه لازم مي شد مي رفت تا اين كه رفته رفته ساواك قم توانست او را شناسايي كند . آقاي جواد صبور در اين باره به نقل از ابوالفضل خاطره اي نقل مي كند و مي گويد : " ابوالفضل يك بار برايم تعريف مي كرد كه روزي در وسط حياط مدرسه ي حقاني مشغول شستن ظرف بودم كه ديدم يك مأمور كه از ساواك قم آمده بود وارد حياط مدرسه ي حقاني شد . بعد از اين كه اين
شهید همتی به روایت همرزمان و همسر سرباز روحالله هنوز دوران تبعيد همتي به پادگان تربت حيدريه را به ياد دارم او مخفيانه و نيمهشبها استفاده از اسلحه ژ3 را به مردم آموزش ميداد بدون هيچ ترسي از ساواک و با شجاعت و نظم بي نظيري اين کار را انجام ميداد او که عابدي مخلص و پرهيزگار بود عبادت شبانگاهي و تلاوت قرآن در نيمه شب و دستگيري از مستمندان جزء برنامههاي هميشگياش بود در مقابل ستمگران و زورگويان هرگز ساکت نمي نشست با اينکه خود از نيروهاي ارتش بود اما با شعلهور شدن اولين جرقههاي انقلاب عاشقانه و بي آنکه در دل ترس و اندوهي
مواضع شهید دکتر بهشتی در برابر منافقین (5) بگذاريد "مرگ بر بهشتي" بگویند خاطره از : حجت الاسلام و المسلمين جواد اژه اي در هفتم تير ماه سال 1361 به شهر يزد رفته بودم . در يكي از شهرهاي استان يزد (بافق) در مسجدي با اصرار براي سخنراني دعوت شدم . علت اصرار را پرسيدم ، دوستان گفتند : خاطره جالبي از شهيد بهشتي داريم . بعد از سخنراني كه جمعيت انبوهي گردآمده بودند ، دوستان گفتند : اين مسجد دو در دارد يكي از پشت شبستان به خارج راه دارد و ديگري در ورودي عادي است . آنها ادامه دادند آقاي بهشتي قبل از شهادت به شهر ما سفر كردند و در اين مسجد