
اگر این گزاره را بپذیریم که تاریخ، در بزنگاههای مختلف خود را بازآفرینی میکند، ناگزیر باید حقیقت دیگری را نیز بپذیریم؛ اینکه جنایات جنایتکاران نیز تکرار میشود.
امروز، دوازدهم تیرماه، تهران میزبان مقامات و هیئتهایی از دهها کشور جهان بود. مقاماتی که به مصلای امام خمینی رحمهالله تهران آمدند تا به رهبر شهید انقلاب اسلامی، خانواده شهید ایشان، از جمله نوه ۱۴ ماههشان و البته شهدای جنگ ۴۰ روزه ایران ادای احترام کنند. شاید اگر این مراسم در روزی دیگر برگزار میشد، تنها یک احترام بینالمللی برای رهبر شهید ایران تلقی میشد، اما برگزاری آن در دوازدهم تیر، ناخواسته ذهنها را به ۳۸ سال قبل میبرد، به روزی که نام آن برای همیشه در حافظه تاریخی ملّت ایران ماندگار شد.
دوازدهم تیر ۱۳۶۷، ناو جنگی آمریکایی وینسنس، هواپیمای مسافربری پرواز ۶۵۵ ایرانایر را با شلیک دو فروند موشک، بر فراز آسمان خلیج فارس هدف قرار داد. این هواپیمای غیرنظامی در مسیر عادی بندرعباس به دوبی در حال پرواز بود و ۲۹۰ مسافر و خدمه، از جمله ۶۶ کودک، ۵۳ زن و ۱۷۱ مرد در آن حضور داشتند. همه آنان در آن حمله جنایتکارانه آمریکا به شهادت رسیدند تا یکی از تلخترین صفحات تاریخ معاصر ایران رقم بخورد. این جنایت نه تنها با محاکمه و مجازات عاملان آن همراه نشد، بلکه فرمانده ناو وینسنس، ویلیام راجرز، بعدها از سوی دولت آمریکا مدال «لژیون افتخار» دریافت کرد. به همین دلیل نیز، دوازدهم تیر ماه در تقویم، به «روز افشای حقوق بشر آمریکایی» تبدیل شد.
در نگاه نخست، شاید میان آن جنایت و آنچه روز جمعه در تهران شاهدش بودیم، تنها یک تقارن زمانی دیده شود، اما اگر از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کنیم، این تقارن معنای عمیقتری پیدا میکند. ۳۸ سال پیش، دوازدهم تیر، روز شهادت صدها مسافر بیدفاع در آسمان خلیج فارس بود. امروز، همان دوازدهم تیر، روزی است که مقامات دهها کشور برای ادای احترام به شهدایی به تهران آمدهاند که در آخرین نمونه از جنایتهای آمریکا علیه ملت ایران به شهادت رسیدهاند. گویی تاریخ، این دو قاب را کنار هم گذاشته است تا یک روایت را کامل کند.
اگر آن روز، سندی از حقوق بشر آمریکایی در آسمان خلیج فارس ثبت شد، امروز نیز جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران که با ترور و شهادت مظلومانه قائد شهید امت آغاز شد، صفحه دیگری از همان حقوق بشر غربی را پیش روی افکار عمومی جهان قرار داده است.
در ادبیات سیاسی، گاهی از تداوم راهبردها سخن گفته میشود، اینکه ممکن است دولتها تغییر کنند، رؤسای جمهور جابجا شوند و شرایط بینالمللی دگرگون شود، اما برخی سیاستها، به دلیل آنکه بر یک منطق ثابت استوارند، ادامه پیدا میکنند. اگر این گزاره را نیز بپذیریم، آنگاه میتوان دوازدهم تیر را نه فقط سالروز یک جنایت، بلکه نمادی از استمرار جنایت آمریکایی نیز بدانیم. و شاید مهمترین ویژگی تاریخ، همین باشد؛ اینکه گاهی بدون هیچ توضیحی، خود، روایتش را کامل میکند.
دوازدهم تیر امسال، تنها با سی و هشتمین سالگرد سرنگونی پرواز ۶۵۵ ایرانایر همزمان نشده، بلکه در روزهایی قرار گرفته است که ایالات متحده، دویست و پنجاهمین سال استقلال خود را جشن میگیرد. کشوری که بیش از ۲۳۳ سال از عمر خود را درگیر جنگ، مداخله نظامی یا اشغال سرزمینهای دیگر بوده است، کارنامهای که میلیونها کشته، زخمی و آواره و ویرانیهای گسترده را در نقاط مختلف جهان بر جای گذاشته است. شاید از همین رو، برای بسیاری از ملّتها، از جمله ملّت ایران، روایت ۲۵۰ ساله آمریکا، نه تنها با شعارهای آزادی و حقوق بشر تعریف نمیشود، بلکه با حافظهای تاریخی از جنگ، مداخله و جنایت نیز گره خورده است.
اما این سوی میدان مردمانی هستند که در برابر این خوی وحشی و جنایتکار، به تأسی از رهبر شهید خود با مشتهای گرهکرده ایستادهاند و تا آخر نیز خواهند ایستادند.