دغدغه هایی برای آزادی ( 3 ) همه ی قربانیان فرقه ی رجوی در یک چیز مشترک هستند و آن قربانی بودن امیال رجوی است . آنها که امروز جدا شده اند – در هر کجای دنیا که هستند- از دو سال تا 30 سال- عمر عزیز شان را حرام فرقه ای جهنمی کرده اند و در فرقه ی توتالیتر رجوی روزها و شبهایشان را یک رنگ کرده اند و بیچاره آنهایی که در بازداشتگاه اشرف مانده اند و بیچاره تر آنهایی که فکرو زبانشان یکی نیست ، یعنی دراندیشه ،هزاران لعن و نفرین بر خود می فرستند که چرا آمدند و بر رجوی که آنها را تباه کرد ، اما کنترل های فرقه ای ،آنها را به نوعی مقدس
ايليا ، رام الله ، آواتار و .... سير زندگي : " پ . ف " در سال 1351 در خانواده اي پر جمعيت در كرمانشاه به دنيا آمد و تحصيلات خود را تا دوره راهنمايي و دبيرستان در همان شهر ادامه داد . وي به دليل مشكلات عديده خانوادگي به ويژه جو رواني پر تلاطم و پر از درگيري خانواده ، مجبور به ترك تحصيل و گوشه نشين و منزوي شد . وي از همان ابتداي جواني به حركات و اعمال راز آلود از جمله شعبده بازي و فنون تردستي علاقه مند بود و همچنين در گفتگوهاي دو نفره يا چند نفره سعي مي كرد سخنان راز آلود و پيچيده به زبان بياورد تا شنوندگان را دچار سردرگمي
مطهري با نفاق و التقاط کنار نيآمد گفت و گو با آیت الله مصباح یزدی چه زماني با استاد شهيد مطهري آشنا شديد؟ تقريباً همان سالي كه بنده به قم آمدم، يعني سال 1331 ايشان به تهران رفته بودند. البته خدمت ايشان ارادت داشتم. زماني كه من به قم آمدم هنوز 20 سال نداشتم و شهيد مطهري تقريبا 15 سال از من بزرگتر و از اساتيد برجسته حوزه بودند، لذا ارتباط چنداني با هم نداشتيم. ارتباط نزديك ما از دوران مبارزه آغاز شد. ايشان پس از هجرت از قم ابتدا به شهرري رفتند و در كوچه «دردار» سكني گزيدند. بعداً منزلي را در قلهك تهران ساختند و به آنجا منتقل
دغدغه هایی برای آزادی ( 2 ) اردوگاه اشرف روزهای سختی را می گذراند . همه کلافه اند . همه سردرگم و بلاتکلیف هستند . کسی نمی داند باید چه کاری انجام دهد و کسی نمی داند تا کی باید در حصارفیزیکی اردوگاه اشرف و حصار اندیشه های واپس گرایانه ی رجوی روزگار بگذراند. قطعا بیشتر افرادی که در اشرف هستند از حضور در آنجا پشیمانند. آنهایی هم که فرمانده هستند دل خود را به وعده و وعیدهای رجوی و آینده ی ایران و پست و مقامی که قرار است بعد از رویای پیروزی بر "رژیم آخوندی " به آنها داده شود خوش کرده اند .
ظلمات است ، بترس از خطر گمراهي تاريخ حيات انسان ها در تمام جوامع بشري ، آكنده از افراد ، گروه ها و جريان هايي است كه به نام هدايت آدميان آنان را به تباهي كشاندند و انحرافات گسترده اعتقادي ، رفتاري و اخلاقي را پديدار ساختند . برخي از اين انحرافات سر از تأسيس فرقه ها و مذاهب درآوردند و در رويارويي با جريان ها و افراد حق مدار يا در تنازع ميان خود ، كشتار گسترده انسان ها و ويراني و خرابي سرزمين ها را موجب شدند و برخي ، جز نامي در تاريخ از آنها نمانده است و بايد در تاريخ فرقه ها و نحله ها ردپاي آنها را جستجو كرد .
مصاحبه با آقای شریف مشهدی جانباز عملیات مرصاد سال 1345 در مشهد به دنیا آمدم . منزلمان در نزدیکی حرم بود که امروز،همان خانه ی قدیمی همچنان پابرجاست . منزل قدیمی و زیبای ما، در نزدیکی منزل آیت الله شیرازی بود و من خیلی روزها پای منبر ایشان می رفتم . زمان انقلاب شور و حال عجیبی داشتم . وقتی انقلاب شد من نوجوان بودم. آن موقع اوضاع سیاسی خاصی در جامعه حکم فرما بود؛ بنی صدر تلاش داشت تا از پیروزی خود در انتخابات حداکثرسوء استفاده را داشته باشد . اما من یادم می آید که از همان اول رییس جمهور شدنش از او خوشم نمی آمد
گروه ابوذر ابوذر، نامي بود كه جمعي از جوانان متدين و انقلابي شهرستان نهاوند براي گروه خود انتخاب كرده بودند. همگرايي و اجتماع بين آنها، از طريق مجالس ديني و خصوصا انجمنهاي ديني ضدبهائيت حاصل ميشد و مهمترين دغدغه آنان مبارزه با فقر و فساد بود. افراد اين گروه اكثرا جوان و دانشآموز دبيرستاني بودند اما در اثر ارتباط با انجمنهاي ديني و سياسي همدان و به ويژه ارتباط با آيتالله رباني شيرازي به استحكام فكري و سياسي دست يافتند و توانستند امور تشكيلات را بهخوبي پيش برند. رويآوردن اعضاي گروه ابوذر به اقدامات
دغدغه هایی برای آزادی(1) تشکیل بنیاد خانواده ی سحر جدا از آنکه اقدامی پسندیده برای تحقق اصل آزادی ِانسانهای دربند درفرقه ی رجوی می باشد ، نشانگر ضرورت و اهمیت گشایش کانالی جدید درراستای اهداف قبلی جداشدگان و خانواده ی اسیران درفرقه ی رجوی می باشد . امروز از تمام آنچه که در خیال مسعود رجوی و گروهک مجاهدین خلق بوده ، فقط اردوگاه اشرف باقی مانده است . این قلب بیمار فرقه ی رجوی از نظر سران این فرقه در دو وجه کاملا متفاوت و متمایز از یکدیگر بررسی و ارزش گذاری می شود . در وجه اول ، محیط خارجی پیرامون اشرف و محیط خارج از
گفتگو با آيت الله هاشمي رفسنجاني با عرض سلام و خسته نباشید خدمت حضرت عالی و تشکر از این که در این گفتگو شرکت نمودید. به عنوان اولین پرسش می خواستم بدانم: * گروه هاي فكري و سياسي زندان كه عليه رژيم پهلوي مبارزه مي كردند به چند جريان اصلي تقسيم مي شدند ؟ _ ملي گراها و ملي _ مذهبي ها مثل مهندس بازرگان و كمونيست ها و التقاطي ها بودند . كمونيست ها به چند گروه تقسيم شده بودند . جريان ديگر مربوط با اسلامي هاي محض بود كه به عنوان پيروان امام خميني (ره) شناخته مي شدند . عمده بازاري ها و عده اي از روحانيون و دانشگاهيان با اين
مرصاد به روایت صیاد عمليات مرصاد، از زبان سپهبد شهيد حاج على صياد شيرازى دو سه روز قبل از عمليات «مرصاد» و يا چهار، پنج روز قبل از آن، دشمن (عراقىها) سوء استفاده كرد وقتى كه قطعنامه پذيرفته شد. كدام قطعنامه؟ قطعنامه 598 شوراى امنيت، تازه داشت جمهورى اسلامى قطعنامه را مىپذيرفت كه عراقيها سوء استفاده كردند. فكر كردند جنگ تمام شد و ما هيچ آمادگى نداريم، آمدند از 14 محور در غرب كشور، هجوم آوردند. آنهايى كه با جغرافياى منطقه آشنا هستند، از آن بالا گرفته تنگه با وسيى، تنگه هوران، تنگه ترشابه، بعد هم پاسگاه