با وجودعلاقه زیاد، تعهد کاریاش مانع از دیدار با امام(ره) شد تعهد و تمرکز شدید شهید رواقی در انجام مسئولیتهایش محمد خیلی روی کارها و مسئولیتهایش حساس بود. وقتی مسئولیتی به او سپرده میشد، تا انجام کامل آن، دست به هیچ کار دیگری نمیزد. تمام تمرکز خود را به آن کار اختصاص میداد. زمان ورود امامخمینی(ره) به ایران، محمد در مدرسه رفاه بود. او به شدت امام را دوست داشت. بعد از اینکه از آنجا برگشت، پرسیدم: «محمد جان! امام را دیدی؟» گفت: «نه. ده روز آنجا بودم؛ اما بخاطر انجام کارها و مسئولیتهای زیادی که داشتم، نتوانستم به دیدار ایشان بروم.» کسی که آنقدر
انفجار در خیابان ناصرخسرو و شهادت عابرین بیگناه توسط منافقین+تصاویر 22اردیبهشت1364، سالروز انفجار بمب در خیابان ناصرخسرو تهران و شهادت عابرین بیپناه توسط منافقین به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) و به نقل از راسخون، در ادامه بمبگذاری توسط منافقین و گروهک های ضدانقلاب به منظور تضعیف نظام اسلامی و ناامن جلوهدادن جامعه، گروهک منافقین این بار در خیابان ناصرخسرو تهران كه محلی پر تردد در مركز شهر بود، اقدام به عمل جنایتكارانه بمبگذاری نمودند. این بمب كه از نوع زمانی و با قدرت تخریبی پنجاه پوند تی.ان.تی بود، باعث ویرانی و
ماجرای حمله منافقین به احمد سیرجانی و ترور او در محل کارش ماجرای ترور شهید سیرجانی منزل ما و عموی احمد روبهروی هم بود و خانه خودش هم کمی از ما فاصله داشت. همه ساکن کوچه بابک2 بودیم. یک مغازه خیاطی در کوچهمان بود که احمد در ایام بیکاری به آنجا میرفت و کمک میکرد. مغازه متعلق به باجناق عمویش بود. روز دوشنبه بود و احمد در مغازه خیاطی مشغول کار بود. به یاد دارم آن روز مادرش میخواست به تشییع شهدا برود. من هم که مدرسهام شیفت ظهر بود و در خانه خواب بودم. ساعت 7:30 صبح با صدای شلیک چند گلوله از خواب پریدم. صدای مادرم را شنیدم که با داد و فریاد به سمت
شرایط حساس کردستان و احساس مسئولیت شهید خدایی شرایط کردستان و احساس مسئولیت شهید خدایی ما در کردستان، شهرستان بیجار زندگی میکردیم و اوایل انقلاب، کردستان به خاطر گروهکهای ضدانقلاب نظیر کومله بسیار ناامن بود. همسر من هم پاسدار بود و از این رو امنیت ما بیشتر از بقیه تهدید میشد. بارها فرزندانمان به علیاکبر گفتند: «پدر بیایید به شهر قم مهاجرت کنیم.» علیاکبر میگفت: «تا زمانی که در کردستان صدای گلوله به گوش میرسد، ترک این منطقه جایز نیست. باید ماند و با ضدانقلاب جنگید.»
وصیت شهید پسندیده به همسرش، یک روز قبل از شهادت اهمیت به نماز اول وقت؛ معیار انسانشناسی کوچک بود و سن و سالی نداشت؛ اما نماز اول وقت خیلی برایش مهم بود. قبل از ازدواج من و همسرم، برادرم در مغازه او كار ميكرد. تابستانها هر روز و در زمان تحصيل هم یک روز در هفته به مغازه ميرفت. وقتی همسرم به به خواستگاريام آمد، من به محسن گفتم: «داداش! تو كه پيش اين آقا كار ميكني، بگو چيزي از او ديدي يا نه؟» گفت: «من فقط همين را بگویم، زمانی كه صداي اذان ميآيد، او بلافاصله در
ماجرای ترور سیداحمد میرحیدری توسط اعضای منافقین زنان منافق زیر چادر اسلحههای «کلاش»، «ژ۳» و« یوزی» داشتند. مردها هم کلت داشتند. خیلی با ظاهر آرام علیه نظام شعار میدادند. سپاه که آمد آنها را متفرق کند با هم درگیر شدند و در گروههای سه و چهار نفری پراکنده شدند. به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور) سید احمد میرحیدری در 30تیر ۱۳۳۶ در یکی از روستاهای ورامین به دنیا آمد. سید احمد از همان کودکی در نمازهای جماعت شرکت کرده و علاوه بر حضور در کلاس های عقیدتی در کارهای مسجد نیز حضوری فعّال داشت. در دوران دبیرستان به
شهید مطهری: چه بهتر که جانم را در راه مقابله با انحراف در اسلام بدهم انقلاب شکوهمند اسلامی و پیروزی آن، فضای بسیار مناسبی را برای بسط و گسترش اندیشههای مختلف فراهم کرد؛ اما در این میان، برخی از گروهها و اندیشهها پا را از حریم خویش فراتر گذاشته و از فرصت بهوجودآمده برای نقد اسلام و از آن بالاتر، زدن ریشه اسلام استفاده کردند. نماد بارز این گروه، فرقان بود که بهنوعی پرچمدار مارکسیسم اسلامی نیز محسوب میشد و نماد بارز مقابله فکری با این گروه نیز شهید مرتضی مطهری بود. صحت و قوت
بخشی از نامه شهید محمدباقر رحمانی به مادرش نامه برای مادر برای مادرش احترام خاصی قائل بود و همه چیز خود را مرهون فداکاریهای مادرش میدانست. در یادداشتها و نامههای باقیمانده از شهید محمدباقر رحمانی، نامه عاطفی است که به مناسبت روز مادر برایش نوشته است: مادرم سلام، گرامیترین سپاسم را بپذیر روز مادر برای من روزی معمولی است. از روزی که تو من را به دنیا آوردهای، با صدای کودکانهام صدایت زدم. آیا به یاد داری که روزی تو را صدا نزده باشم؟ یا توانستهای لحظهای خودت را از من دور کنی؟ شاید تنها در ظاهر این کار را کرده باشی؛ ولی بدان
منافقین و ترورهای اوایل انقلاب «منافقین» اصطلاحی است که در سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مورد سازمانی به نام «سازمان مجاهدین خلق ایران» توسط حضرت امام رحمهُ الله به کار برده شد. آن هم به دلیل توطئه ها و جنایت های فراوانی که از سوی این سازمان در قالب، قتل و ترور، تظاهرات، جنجال آفرینی و... انجام می شد که هدفی جز سرنگونی نظام نوپای اسلامی و به قدرت رسیدن را نداشت. همان طور که اعمال و رفتار فردی ریشه در اعتقاد و تفکر فرد دارد، برنامه ها و خواهش های هر سازمان نیز ریشه در «ایدئولوژی» و «اندیشه» رهبران آن سازمان
ارزشهای دهه 60؛ سادهزیستی شهید سیدعبدالکریم هاشمینژاد یکی از خصوصیات اخلاقی شهید هاشمینژاد دوری از تجمل بود. زی طلبگی که آن را در زندگیاش کاملاً رعایت میکرد، مهمترین خصوصیت وی بود. او دارای زندگی ساده و دور از تشریفاتی بود. در این رابطه یکی از دوستان و همکاران او میگوید: «شبی از جلسهای برمیگشتیم. دیر وقت بود. بعضی از دوستان همراه او آمده بودند، تا اینکه به منزل رسیدند. ایشان به آنها اصرار کردند که داخل خانه بیایید و هرچه باشد، با هم شام میخوریم. چون خیلی دیر وقت بود، همسر ارجمندشان هم استراحت کرده بودند و ایشان حاضر نشد او را بیدار
ضدانقلاب مولوی جنگیزهی را سدی بزرگ در برابر خود میدیدند چرا ضدانقلاب شهید مولوی جنگیزهی را سدی در برابر خود میدید؟ مولوی جنگیزهی بارها علیرغم تهدیدهای گروههای مختلف وهابی در سیستان و بلوچستان و خارج از کشور اعلام کرده بود که شهادت را در راه انقلاب اسلامی یک افتخار بزرگ برای خود میداند و از افشاگری درباره وهابیت و عوامل ضد وحدت در سیستان و بلوچستان کوتاه نخواهد آمد؛ حتی پس از ربودن پسرش به دست عوامل وهابی هم حاضر به کوتاه آمدن در دفاع از انقلاب اسلامی نشد. مولوی
به مناسبت اولین سالگرد شهادت 9 مرزبان میرجاوه گروهک تروریستی جيشالعدل يک گروه شبهنظامي تندروي وهابي مذهب است. اين گروه بعد از نابودي جندالشیطان، شروع به فعاليت و اعلام موجوديت کرد. رهبري اين گروه را عبدالرحيم ملازاده (صلاحالدين فاروقي) بهعهده دارد. اين گروه تروريستي تاکنون مسئوليت چند قتل و ترور در نواحي شرقي استان سيستانوبلوچستان را بر عهده گرفته است. گروهک جيشالعدل، با آموزههاي سلفي و باورهاي وهابي از جمله حاميان تکفيريهاي معارض در جنگ سوريه بود و يکي از دلايل اقدامات تروريستي خود عليه جمهوري اسلامي را حمايت از تکفيريهاي سوري
شهید رحمانی: قطرهای از خون پاسدار، ریشههای فاسد ضدانقلاب را میخشکاند پاسدار همیشه زنده است در 20تیر1358 در شرایطی که احزاب و گروهکهای ضدانقلاب در کردستان اجتماع کرده بودند و با تبلیغات عوامفریبانه در مقابل انقلاب نوپای اسلامی صف کشیده بودند، به عنوان فرمانده سپاه بیجار که خط مقدم مبارزه با ضدانقلاب در کردستان محسوب میشد، بیانیهای صادر کرد و در آن بیانیه ضمن دفاع از حقوق مردم کرد و تبیین ماهیت ضدانقلاب، برای شهادت در راه اسلام و انقلاب اعلام آمادگی کرد که فرازهایی از آن در زیر اشاره شده است:
شهید بیاتیان با صداقت و اخلاصش همه را مجذوب خود کرده بود جهیزیه مادر یوسف خیلی به فکر من و پدرش بود. زمانی که در سنندج زندگی میکرد، چند روزی من و پدرش به آنجا رفتیم و در خانه یوسف ماندیم. وقتی قصد برگشت کردیم، دیدم یک تلویزیون گوشه حیاط خانه است. از او پرسیدم: «یوسف جان این تلویزیون مال کیست؟» با شوخی و خنده گفت: «جهیزیه مادرم است.» بعد هم رو کرد به پدرش و گفت: «پدرجان! مادر بیشتر اوقات در خانه تنها است. این تلویزیون، هدیه من برای مادر باشد تا کمتر احساس تنهایی کند.»
سپهبد شهيد قرنی نخستين فرمانده قربانی ترور اسناد تاریخی سازمان امنیت و اطلاعات کشور(ساواک) در دوران رژیم پهلوی، شانزدهم مرداد سال 1337 سندی را در رابطه با سپهبد شهید قرنی با مهر «خیلی محرمانه» ثبت کرده است که در نوع خود از ارزش تاریخی و اقتصادی مهمی برخوردار است. این سند مربوط به رئیس این سازمان و در مورد اعطای سه میلیون تومان با عنوان «عطیه همایونی» به سرلشکر سپهبد سید محمدولی قرنی است که البته این شهید از پذیرفتن آن در عین تحمل بدترین وضع مالی صرفنظر میکند.