« قسمت پنجم مصاحبه با شاهدان » غلامرضا سگوند : سازمان ادعا می کند که جلوی هیچ کس را برای بازگشت و جدا شدن از آنها نگرفته است ، در پاسخ باید گفت اگر بر ادعای خود ثابت قدم هستید اجازه بدهید یک سازمان و نهاد بین المللی مانند صلیب سرخ جهانی وارد قرارگاه شده و با اعضای باقیمانده در قرارگاه اشرف دیدار و گفتگو نماید و نظرشان را راجع به جدا شدن از سازمان جویا شوند . آن موقع خواهید دید که اگر امنیت جانی برای گفتگو شوندگان باشد همگی خواستار مراجعه به میهن شان بوده و خود را فریب خورده معرفی می
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد16 من رضا الماسی زاده، اهل اصفهان هستم. در تاریخ 30 دی 79 از اصفهان خارج شدم و بوسیله تماسی که با من گرفته شد، وعده کار به من توی کشور آلمان داده شد، من هم فریب خوردم و رفتم آنجا. وقتی به عراق رسیدم پولهای من را از من گرفتند و دیگر راه برگشتی نداشتم تا اینکه پیش خودم فکر کردم که اگر بمانم شش ماه یا یک سال آنجا امکان خارج رفتن دارم. اما متأسفانه اینطور نشد تا سال 81 اولین درخواست من برای برگشت از درون سازمان منافقین بود که جوابی که آنجا به من داده شد، هفت نفر توی اتاق من را مورد ضرب و جرح قرار
« قسمت چهارم مصاحبه با شاهدان » محمد نعیم ملا زهی : وقتی خانواده های بچه ها برای دیدن شان به عراق می آمدند به ما می گفتند که خودتان را در برخورد با خانواده هایتان خوشحال و شادمان و راضی نشان دهید و اگر کسی خودش را شاد نشان نمی داد او را اذیت می کردند ، برای این که می خواستند به دروغ به خانواده ها القاء کنند که بچه هایشان در قرارگاه اشرف خوش هستند و هیچ مشکلی ندارند . واقعاً آنها از روباه هم بدتر بودند و همیشه به دنبال فریب دادن ما بودند ، به خود من قبل از رفتن به عراق می گفتند : بیا
تظاهرات قهرمانانه مردم اهواز بر علیه تجزیه طلبان مردم قهرمان ایران با پایمردی وصف ناشدنی در مقابل توطئه های دشمنان و تجزیه طلبان می ایستند.سازمان مجاهدین اطلاعیه داد که از خواستهای تجزیه طلبان حمایت می کند.
انقلاب ازدواج خبر این است که سازمان مجاهدین تصمیم گرفته که با پیوند فامیلی و عشیره ای با اعراب سنی هم جوار قرارگاه اشرف ،پناهندگی و تابعیت عراق را برای نیروهایش به دست آورد! این موضوع چند ماه است که مطرح می باشد و تا کنون چندین بار، از کانالهای مختلف اخبارش به خارج از تشکیلات مجاهدین راه یافته بود ، لیکن اخیراً یکی از اهالی استان دیاله که طی ماههای اخیر با سازمان مجاهدین همکاری داشته است ، جزئیات دقیقی از این مسئله را افشاء نمود و تصریح کرد که تعدادی از زنان و مردان عضو سازمان مجاهدین در شرف ازدواج با
« قسمت سوم مصاحبه با شاهدان » فرهاد پاکار از کرمانشاه : من به خاطر مشکلات مالی و وعده وعیدهای دروغین منافقین که می گفتند ماهیانه 500 دلار به شما حقوق می دهیم از مرز پاکستان به قرارگاه اشرف رفتم ، بعد از ورود ما تعدادی برگه آوردند و گفتند باید اینها را امضا کنید . در ضمن قبل از آن گفته بودند هر کس بخواهد به اروپا اعزام می شود ، ولی در موقع امضای برگه ها فهمیدیم که باید همانجا بمانیم ، به همین جهت لباس نظامی پوشیدیم و به مدت یک هفته به قرنطینه رفتیم . هر چند ما اعتراض کردیم که می
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد15 من ابراهیم ماجلانی هستم. در تهران در یک کارگاه خیاطی مشغول کار بودم که یک خانمی تماس گرفت و گفتند که بیا ترکیه، دوستت با تو کار دارد که من هم رفتم ترکیه. بعد دیدم آنجا یک صحبتهایی از منافقین و از اینجور صحبتها می کنند که من قبول نکردم، بعد دو نفر که آنجا بودند، صحبت می کردند و می گفتند که برویم آنجا و بعد از دو سه ماه به شما کیس سیاسی می دهند، بعد می روید کشورهای اروپایی کار می کنید و می توانید در عرض مثلاً دو سال پول خوبی در بیاورید و از این حرفها که ما هم گول خوردیم و قبول کردیم و رفتیم به
« قسمت دوم مصاحبه با شاهدان » علیرضا اسپندار فرد ، از کرج : من مدت 9 ماه در قرارگاه اشرف شکنجه شدم ، یک بار در سال 80 دست به خودکشی زدم که متأسفانه آنها فهمیدند و در همان لحظات آخر از خودکشی من جلوگیری کردند . مسئله خودکشی ، مسئله جدیدی نبود ، زیرا خیلی ها از شدت فشارهای روحی و روانی و فرار از شکنجه های آنان اقدام به خودکشی می کردند ، یکی از این قربانیان جوانی به نام سهیل بود که در زمان پراکندگی ( جنگ آمریکا علیه عراق ) به دلیل فشارهای فراوانی که نتوانست تحمل کند با اسلحه خودش ، خودکشی کرد .
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد14 من حمید کاظم پور هستم، با اسم مستعار ایرج در سازمان بودم. رفتیم ترکیه برای کاریابی که گیر یکی از بچه های سازمان افتادیم. بعد رفتیم سازمان و به ما می گفتند زن، زندگی، بچه، اگر هم نخواستی، بعد از شش ماه می توانی هر کشوری بروی. ما قبول کردیم و توی ترکیه کمی بهمان رسیدند و ما قبول کردیم و گفتیم باشد. مسئله ای نیست. بعد رفتیم سازمان. موقعی که رفتیم سازمان چشمتان روز بد نبیند می گفتند دو سال باید بمانید نه زنی نه بچه ای نه چیزی. بعد یک ذره رفتیم توی نشستهایشان
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد13 من عیسی بلوچی هستم فرزند آدم و در شهرستان نیک شهر متولد شدم، اهل سیستان و بلوچستان هستم. از دبی با سازمان آشنا شدم و سازمان ما را به خاطر بردن به اروپا برای کار و در آوردن سرمایه گول زد. گفت شما را می برم به عراق. یک بار از دبی من از دست اینها فرار کردم و خودم را به سفارت معرفی کردم و دوباره برگشتم به ایران، بعد از شش ماه این سازمان دوباره با ما تماس گرفت و به ما گفت بیا شما را می بریم به اروپا، ما سه نفر بودیم از آنجا رفتیم پاکستان، من با عمویم و یکی از اقوامم به اسم خسرو بلوچ اقوامی و رسول