گروه رجوي و پيوند با حزب بعث عراق(8) پس از عمليات سازمان در منطقه جنوب ، سه ماهه تابستان 1366 دوره توقف عمليات هاي ارتش سازمان است . در اين مدت سازمان به شناسايي ، جمع آوري ، آموزش ، تبليغ و برنامه ريزي پرداخت و گاهي براي شناسايي در جدار مرز به درگيري پراكنده مي پرداخت . شواهد و قرائن نشان مي دهد كه در اين دوره توقف در چارچوب آماده سازي و طراحي عمليات باز پس گيري فاو توسط ارتش عراق براي بهار 1367 سازمان قصد آموزش نظامي كافي و سازماندهي و نقل و انتقال نيرو و ارتقاي توان نظامي خويش را داشته است.
سویههای جامعه شناختی ترور (1) "هویت معمایی ایرانیان" نام کتابی از دکتر کچوییان است که به مسایل دههی 70 جمهوری اسلامی از منظری جامعهشناختی پرداخته است. کچوییان در آثار خود، به دنبال یافتن آثار انقلاب اسلامی بر علوم اجتماعی است. او معتقد است "انقلاب اسلامی توانسته بارها علوم اجتماعی غربی را به چالش بکشد." از دکتر عبدالحسین کلانتری خواستیم انجام این گفتوگو را بر عهده بگیرند و ایشان آغازگر پرسشهای ما از مدیر گروه جامعهشناسی دانشکدهی علوم اجتماعی
آزادگان و تبلیغات منافقین (5) قسمت پایانی * چگونه از رحلت امام با خبر شدید و واکنش شما چه بود ؟ دشمن می خواست به هر حیله و فریبی که شده ما دست از حمایت امام برداریم ، چرا که بزرگترین اهرم صلابت و مقاومتی که در اختیار ما بود ، همین توجه و توسل به شخص حضرت امام بود . در طول هشت سال و اندی نتوانست نظر ما را ذره ای نسبت به امام تغییر دهد ، شاید اگر ما در ایران بودیم گفته می شد چنین وضعی اغراق ، ظاهری و از سر ریا بود ، اما دیگر در دست دشمن که هر لحظه در انتظار مرگ بودیم تظاهر و ریا معنایی نداشت .
خاطرات بازمانده بعد از این که آقای باهنر از ما جدا شدند، به داخل جلسه رفتیم و در همان ردیف آخر نشستیم. آقای جواد سرافراز- از شهدای هفتم تیر- کنار دیوار نشسته بودند؛ من رفتم بغل دست ایشان بنشینم. ایشان به من تعارف کردند و من را به اصرار سر جای خودشان نشاندند؛ یعنی کنار دیوار. هنگام انفجار تکه ای از دیوار جدا شد؛ سقف هم پاییین آمده بود. یک تکه از سقف پایین آمد که نوک آن به آقای سرافراز گرفت و ایشان را شهید کرد. سر دیگر این تکه به دیوار گرفت و من بین این تکه سقف و دیوار و زیر آوار ماندم...
گفتگو با دکتر جواد منصوری بازمانده فاجعه هفتم تیر (بنده خطر مجاهدین خلق را به شهید بهشتی گفته بودم.به شهید بهشتی گفتم اگر به من بگویند که مسعود رجوی پرورشگاهی را با سیصد بچه آتش کشیده باور می کنم برای اینکه او به هیچ چیز جز به قدرت رسیدن فکر نمی کند.) از اولین برخوردهای شهید بهشتی با سازمان مجاهدین خلق و اظهار نظرهای ایشان درباره آنها چه خاطراتی را به یاد دارید؟ صحبت کردن درباره شهید بهشتی به جهات مختلف کار دشواری است . او شخصیت کم نظیری بود از نظر نظم وانظباط ، عمق و اندیشه و تفکرو بینش ، قاطعیت
او به همه زنگ زده بود خاطرات مهدی سعیدمحمدی عضو فعال حزب جمهوری اسلامی بر روی خاطرهها، غبار زمان نشسته بود. طول کشید و حرفهای زیادی رد و بدل شد تا گفتوگویمان با یکی از اعضای فعال حزب جمهوری اسلامی و از شاهدان زندهی حادثهی هفتم تیر به داستان ترور سالهای شصت برسد. چکیدهی فعالیتهای خالصانهی مهدی سعید محمدی در این گفتوگو دیده میشود؛ اما چکهی اشکی که هنگام صحبت از روزهای 19بهمن بر گونهاش جاری شد، از فریم عکاس جاماند. - از کجا شروع
محرمانههای عراق را به آقا میدادم! (1) خاطرات سیدمحمود دعایی از حوادث سالهای آغازین انقلاب نخستین حضور او در مجلس با انتخابات میاندورهای و پس از فاجعهی هفتم تیر 1360 رقم خورد. مجلسی که به تعبیر امام خمینی در رأس همهی امور است و همیشه کانون تحولات سیاسی و محل خوبی برای رصد وقایع اتفاقیهی ایران اسلامی بوده است. برای روشن شدن فضای سیاسی پیش و پس از ترورهای سال 1360، با حجتالاسلام و المسلمین سید محمود دعایی به گفتوگو نشستیم. آقای دعایی گذشته از یازده سال همراهی با امام در نجف، عضویت در حزب جمهوری اسلامی و شش دورهی متوالی
گروه رجوي و پيوند با حزب بعث عراق(9) سندي از روابط نظامي سازمان با عراق در جلسه اي در فروردين 67 كه عمليات نظامي سازمان در منطقه فكه مورد بررسي قرار گفت ، مهدي ابريشمچي با اشاره به جزئيات عمليات سازمان ، از افسر اطلاعاتي ارتش عراق درخواست مي كند يك گروه از سازمان اطلاعات بيايند و غنائم موجود در دست سازمان را ببينند ، او مي گويد : " همان طور كه مي دانيد دشمن اعلام نموده نيروهاي عراقي حملاتي كرده اند و اين عمليات را به عراقي ها نسبت داده است . آنان در منطقه فكه تيپ كماندويي لشكر 4 و تيپ يك
گروه رجوي و پيوند با حزب بعث عراق(7) تشكيل ارتش سازمان در متن استراتژي جديد تهاجمي ارتش صدام و در جهت اهداف و منافع نظامي و سياسي رژيم بعث عراق صورت پذيرفت . عراق كه در سال 1359 با 12 لشكر به ايران حمله كرده بود ، در سال 1366 ، 50 لشكر مجهز و آموزش ديده به مصاف نيروهاي جمهوري اسلامي ايران آورد كه ارتش كوچك سازمان در دل اين مجموعه بزرگ وظيفه مشاركت در برخي عمليات ايذايي و صدمه زدن به واحدهاي كوچك پراكنده نظامي ايران در مناطق مرزي را بر عهده داشت . چون نيروهاي سازمان با پوشيدن لباس شبيه نيروهاي
استراتژي براندازي از درون خاك عراق (6) آقاي رشيد : نظام ما را به يك نظام فئوداليستي تشبيه كرده ؟ آقاي طاهري : مي گويد : جمهوري اسلامي نظام ما قبل سرمايه داري است كه به دليل جنگ و به دليل خفقاني كه به وجود آورده بين مردم و ملت فاصله افتاده است . در نتيجه آن بخشي از مردم هم كه طرفدار نظام بودند به دليل فعاليتي كه ما در مرزها داشتيم ، جمهوري اسلامي مجبور شده نيروهاي طرفدار خودش را به جبهه ها بياورد . براي چه ؟ چون ارتش جواب نمي داده ، مجبور شده نيروهاي داوطلب را بياورد . در نتيجه شهرها از نيروهاي اصلي كه بايستي مدافع شهرها باشند