بیانیۀ پایانی سمینار بازشناسی تروریسم فرقهای بهنام خدا سوابق پیوند و همکاری گروه تروریستی مجاهدین با رژیم سرنگون شدۀ صدام، باعث آن شد که برای سالهای متمادی، اعضای خواهان جدایی، تهدید به تحویل داده شدن به نیروهای امنیتی عراق و انتقال به زندان ابوغریب و تبعید به رمادی شدند و در موارد متعدد آنها را به این زندان و تبعیدگاه منتقل کردهاند. همچنین اعضایی که مجاهدین آنها را بهصورت غیرقانونی و قاچاق به کشور عراق منتقل کردند، هنگام درخواست جدایی، با پروندهای تحت عنوان ورود غیرقانونی به عراق مواجه شده، تحت فشار مشترک مجاهدین - استخبارات قرار
گزارش سمینار بازشناسی تروریسم فرقهای سمینار 2 روزۀ "بازشناسی تروریسم فرقهای" با حضور تعدادی از کادرها و اعضای قدیمی و جداشدۀ از سازمان مجاهدین خلق در مشهد مقدس برگزار گردید. دستور کار این سمینار که به دعوت "گروه حقوق بشری هابیلیان" برپا گردید، نگاهی مجدد به تجارب اعضای جداشده، از خشونت فرقهای حاکم بر روابط گروه مجاهدین، به جهت یافتن راهکارهای مناسب ِ خروج اعضای ناراضی و خواهان جدایی، که تحت سیطره و حصارهای تشکیلاتی، وادار به تحمل شرایط موجود گروه شدهاند و از خروج آنها جلوگیری بهعمل میآید، بود.
دروغهای صد برابری ارتش آزادی ستان قسمت آخر مصاحبه با نیما مهرجو من را به خاطر این که با یکسری از بچه های هم لایه خودمان ،ورودی های سال 80 ، 81 بودند ، چفت شده بودیم ، که خیلی تهدید احساس می کردند ، مجبور شدند ما را جدا کنند. چون هر روز از ما گزارش محفل می رفت، ولی هیچ فاکتی از ما نبود . مثلاً یکی از رفیق هایم به نام روح الله تاجبخش ،یا شهرام ، فرشید فراست، رضا محمدی مرتاش که الان در همان کمپ تیف هستند، ما با اینها محفل داشتیم ولی هیچ وقت فاکتی از ما نبود . یعنی اگر سراغ اینها می
هیچ اسیری داوطلب در منافقین نمانده است مصاحبه با حسین جنت نژادیان ، فردی که منافقین 17 سال با فریب و توطئه ، در اسارت هم وی را به اسیری گرفتند. قسمت اول بسم الله الرحمن الرحیم من حسین جنت نژادیان هستم ، اهل آبادان که در تاریخ 5 فروردین 67 توسط منافقین در جبهه فکه اسیر شدم. بعد از این که ما را اسیر کردند و به پایگاه های اسرای خودشان بردند .آنها با رفتار جذب کننده با ما برخورد کردند ، و ما را تحت تأثیر خود قرار دادند. بعد از سه ماه که ما در اردوگاه خودشان در عسگری زاده بودیم ، یک روز
زندان و شکنجه در دستگاه مافیایی رجوی " علی نخعی " قسمت سوم خاطران 18 ساله اسیر تروریست اگر کسی انتقاد و اعتراض داشت و یا اعلام بریدگی می کرد و یا خواهان جدایی از سازمان می شد او را به راحتی رهایش نمی کردند ، آن قدر در مناسبات مورد اذیت و آزارهای جسمی و زبانی و فشارهای روحی و زندان انفرادی نگه می داشتند تا هویت انسانی او از بین برود و اصطلاحاً تفاله او را بیرون می انداختند که فرد مجبور به خودکشی می شد . فردی به نام نوح مجری نقل می کرد ، درخواست خروج از سازمان نمودم ، مرا به زندان منتقل
چرا هاشمی نژاد شهید شد ؟ سرمقاله روزنامه اطلاعات 8 مهر 1360 حجت الاسلام والمسلمین سید عبدالکریم هاشمی نژاد به کاروان شهیدان پیوست ، مبارز مردی که از سال 42 تا کنون بی تزلزل برای اسلام فریاد زد و به خصوص مردم مشهد هنوز طنین محکم فریادهای کوبنده او را در گوش دارند که چگونه گستاخ و بی هراس بر منبر می نشست و با صریح ترین شکل ، کلمات آتشینش را همچون پتک مستقیماً بر مغز رژیم شاه و سران درجه اول رژیم فرو می کوفت . آنچه اکنون می گوییم کلماتی تشریفاتی یا شاعرانه نیست که به منظور تجلیل و
« شهیدی از تبار امام جواد (ع) » شهيد حجه اسلام و المسلمين سيد عبدالکريم هاشمي نژاد در سال ۱۳۱۱ شمسي (۱۳٥۱ ق) در خانواده اي متدّين در « بهشهر» مازندران ديده به جهان گشود و از ۱۴ سالگي در محضر آيت الله کوهستاني و سپس در قم به مدت چهارده سال نزد آيات عظام: سيد حسين بروجردي و امام خميني (ره) به تحصيل علوم ديني پرداخت. وي در دوران مبارزات اسلامي ملت ايران به رهبري امام خميني (ره) با خطبه ها و سخنراني هاي حماسي و آتشين خويش، در نشر افکار انقلابي اسلام و افشاي ماهيّت رژيم پهلوي، تمامي توان خود
معرفی شکنجه گران منافقین -1 حسن حسن زاده محصل با نام مستعار جلال سربازجو – شکنجه گر نامبرده قبل از انقلاب و در مقطع دبیرستان در مشهد ،توسط دائی اش عباس جاودانی عرفانی از عناصر فعال سازمان جذب و شروع به فعالیت می نماید.در سال 1352 دستگیر و به سه سال زندان محکوم و سال 1354 آزاد می شود. بعد از انقلاب فعالیت تشکیلاتی اش را پی می گیرد. وی در سال 1359 با دخترخاله اش فاطمه(ناهید)رضازاده ازدواج می کند .در مرداد ماه 1360 به تهران منتقل و در همین سال مدتی در گیلان و مازندران فعالیت
شهادت بانوی زاهدانی به دست منافقین پيكر مطهر بانوي جانباز شهيد "خيربيبي شهمراد زاده" با حضور جمعي از روحانيون، مسوولان و اقشار مختلف مردم از مصلاي قدس زاهدان تشييع شد. پيكر اين بانوي جانباز شهيد صبح روز سه شنبه در گلزار شهداي زاهدان به خاك سپرده شد. مسوول بنياد شهيد و ايثارگران زاهدان به خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: اين بانو پس از ۲۰سال تحمل جراحات ديروز به درجه رفيع شهادت نايل آمد. غلامعلي سموري افزود: اين بانوي جانباز شهيد در سال ۱۳۶۴در سن ۵۰سالگي در حادثه بمبگذاري منافقين در
ارتش آزادی ستان و مسائل اخلاقی قسمت چهارم مصاحبه با نیما مهرجو در این دوران نشست های غسل ، فاجعه بود ، فاکت ها بسیار وحشتناک بود ، فاکت هایی که رو به این زن هایشان می خواندند بعضاً از حد گذشته بود . مثلاً یکی از میلیشیای شان ، حالا می خواهید شما این حرف را از من قبول کنید ، می خواهید قبول نکنید و فکر کنید که مثلاً من دارم غلو می کنم یا دروغ دارم می گویم ، خدای من شاهد است که فاکت خواند با مادرم روبوسی کردم لحظه جیم (غرایز جنسی) داشتم ، یعنی به مادرش لحظه جیم داشته ، با خواهرش روبوسی کرده لحظه ارضای جنسی داشته ،