این شنبه‌های خونین...

1857171

شنبه ششم تیر ماه ۱۳۶۰ ترور آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر سر خط خبر‌ها شد. امام جمعه محبوب تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع یک روز قبل از انفجار حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت‌الله بهشتی و یارانش مورد سوء قصد قرار گرفته بود. ۴۴ سال و چند ماه پس از آن روز‌ها شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ خبر تلخ دیگری مخابره شد. اما این بار آیت‌الله خامنه‌ای خط سرخ زندگی را با شهادت پایان داد.

ساعت یک بعد از ظهر روز شنبه ۶ تیرماه ۱۳۶۰، بین نماز ظهر و عصر، آیت‌الله خامنه‌ای، امام جمعه تهران، نماینده امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در پشت تریبونی در مسجد اباذر، برای انبوهی از جمعیت، درباره «شایعه و نقش تخریبی آن» بصورت ایستاده، مشغول سخنرانی و روشنگری بودند و مردم را به هوشیاری دربرابر ترفند‌های دشمنان انقلاب فرا می‌خواندند. در چنین جلساتی، پاسخگویی به سئوالات، بیشتر وقت را به خود اختصاص می‌دهد و این رویه‌ای است که از هنگام حضور مستمر ایشان در اجتماعات دانشجویی شکل گرفته بود.

آیت الله خامنه‌ای در حال پاسخگویی به سئوالات، و ضبط صوت‌ها جز یکی، در حال ثبت و ضبط کردن سخنان ایشان بود. ناگهان صدای انفجاری مهیب، خبر از عملی شدن توطئه‌ای شوم می‌داد. نماینده امام، جراحتی عمیق بر می‌دارد و محراب به خونش رنگین می‌گردد. مردم هراسان و نگران در پی نجات جان امام جمعه و جماعت خویش بر می‌آیند. اشک‌ها بر گونه‌ها جاری و دست‌ها به دعا بلند می‌گردد.

آیت‌الله بهشتی از نخستین افرادی بود که برای بررسی اوضاع و خبرگیری از احوال آیت‌الله خامنه‌ای، از اعضای مؤسس حزب جمهوری اسلامی، به بیمارستان بهارلو رفت.

پس از انفجار، محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز ۵۰- ۵۰»؛ این رمزِ آماده باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده است. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه. محافظ یک دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم دکتر فیاض‌بخش و چند نفر دیگر از پزشک‌های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.»

بیرون از مسجد، آیت‌الله خامنه‌ای لحظاتی به هوش آمدند، اما بلافاصله از هوش رفتند. در بین راه بیمارستان هم، چند باری به هوش آمدند و دوباره از هوش رفتند؛ ایشان هر وقت به هوش می‌آمدند، شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها تکان می‌خوردند؛ خیلی کم البته. ابتدا ایشان را به درمانگاهی در همان نزدیکی‌ها در خیابان قزوین بردند. اما کاری از دست کسی بر نمی‌آمد و باید ایشان را به جای دیگر می‌بردند.

وضعیت آیت‌الله خامنه‌ای با تلاش پزشکان و بعد از انجام عمل جراحی و تزریق ۳۷ واحد خون تثبیت شد و ایشان را برای ادامه درمان و تأمین امنیت بیشتر به بیمارستان قلب شهید رجایی انتقال دادند.

آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۶ تیر ۱۳۶۰، آورده است: "برای دیدن معادن ذغال سنگ، عازم زرند شدیم ... سروان سجادی فرمانده ژاندارمری، خبر سوء قصد به جان آقای خامنه‌ای را همراه با بشارت نجات ایشان داد. گفت: بمبی در ضبط صوت کار گذاشته و در مسجد اباذر روی میز خطابۀ ایشان گذاشته‌اند. یک لحظه دنیا در نظرم تاریک شد. همراهان متوجه از دست رفتن تعادل من شدند و شاید به همین جهت، سروان سجادی توضیحات امیدوار کننده‌ای داد و به خود آمدم که پس از عزل بنی صدر، ما بایستی ضوابط امنیتی را بهتر مراعات کنیم. همین نحوۀ سفر من و حضور غیر محتاطانه آقای خامنه‌ای در مسجد اباذر، از این بی احتیاطی‌ها است... ساعت هشت شب به تهران رسیدیم. مستقیماً به بیمارستان قلب رفتم و از آقای خامنه‌ای عیادت کردم. "

برابر اخبار منتشره در همان زمان، آیت الله خامنه‌ای «از نقطه بالای کتف راست و بالای ران سمت راست» مجروح شد و «استخوان ترقوه» او شکست و چند رگ و عصب دست راست وی نیز قطع شده بود.

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در این باره نوشته است:"دکتر‌ها گفتند هفتاد درصد خطر رفع شده، خونریزی زیاد شده، دست راست ایشان با قطع عصب از کار افتاده است، بعداً باید پیوند شود. عروق و اعصاب ناحیۀ راست سینه قطع شده، برای قطع خونریزی، ایشان را به اتاق عمل بردند. "

یکی از اعضای سپاه که به بازرسی محل پرداخته بود، در این رابطه اعلام کرد فقط چاشنی بمب، منفجر شده است و چنانچه تمام بمب منفجر می‌شد، آسیب بیشتری به ایشان وارد می‌آمد.

 

احساس کردم که بین زمین و آسمان معلّقم!

«در سال ۶۰ که آن حادثه‌ی کذایی برای بنده اتّفاق افتاد در مسجد ابوذر، خب بیهوش شدم. بعد من را بلند کرده بودند و در حینی که من را از داخل مسجد میبردند به طرف ماشین، دو بار سه بار به هوش آمدم و دوباره از هوش رفتم تا بعد بالاخره یکسره بیهوش شدم. در این دو سه باری که به هوش آمدم، یک بار احساس کردم که این لحظه‌ی آخر است، یعنی کاملاً احساس کردم که لحظه‌ی مرگ است.

ناگهان همه‌ی زندگیِ گذشته در مقابل چشمم مجسّم شد. با خودم فکر کردم که خب، حالا چه دارم برای عرضه کردن؟ هرچه فکر کردم، دیدم همه‌اش قابل مناقشه است. خب مبارزه کردیم، زندان رفتیم، کتک خوردیم، درس دادیم، زحمت کشیدیم -این چیزهایی است که آدم به ذهنش می‌آید دیگر- در آن لحظه دیدم همه‌ی اینها را میشود با من مناقشه کنند؛ [بگویند] در فلان قضیّه ممکن است یک نیّت غیر الهی مخلوط این نیّت شما شده؛ هیچّی؛ از بین رفت! ناگهان احساس کردم که بین زمین و آسمان معلّقم، مثل آدمی که اصلاً به هیچ‌جا دستش بند نیست. گفتم پروردگارا! وضع من این‌جوری است، میبینی دیگر، من ظاهراً هیچ‌چیز ندارم؛ آن‌طور که حساب میکنم میبینم هیچ‌چیز دستم نیست، یک‌جوری مگر خودت رحم کنی. این حالت برای انسان پیش می‌آید. سعی کنیم از این موقعیّتها استفاده کنیم.»

روایت آیت‌الله خامنه‌ای از ترور ششم تیر را در ادامه ببینید.

بازتاب سوء قصد

بخش وسیعی از مردم در مقابل بیمارستان جمع شدند و برای سلامتی امام جمعه تهران، دست به دعا برداشتند. آیت الله بهشتی، رئیس دیوانعالی کشور، آیت الله منتظری، محمد علی رجائی، نخست وزیر، مجلس شورای اسلامی و نهاد‌های انقلابی با صدور پیام‌ها و اطلاعیه‌های جداگانه، به محکوم کردن سوء قصد به آیت الله خامنه‌ای پرداختند.

سازمان مجاهدین خلق(منافقین) که به دلیل این سوء قصد، از سوی شخصیت‌ها و نهاد‌های انقلابی محکوم شده بود، از پذیرش مسئولیت انفجار مسجد خودداری و ادعا کرد که این سوء قصد، قبل از شروع مبارزه مسلّحانه منافقین، از سوی گروه فرقان انجام شده! و هیچ ربطی به منافقین نداشته است:"رفسنجانی و خامنه‌ای به ترتیب در سال‌های ۵۷ تا ۶۰، مدتی قبل از شروع مبارزۀ مسلحانۀ مجاهدین، توسط یک گروه افراطی مذهبی به نام فرقان مورد سوء قصد قرار گرفته و زخمی شدند که هیچ ربطی به مجاهدین نداشت. "

بر روی قسمتی از قطعات داخلی ضبط صوت انفجاری، با ماژیک نوشته بودند: «هدیه گروه فرقان» و جزوه‌ای نیز با امضای این گروه درباره‌ی این سوء قصد منتشر شده بود. از اینرو به نظر برخی از محققان، "بقایای فرقانی‌ها تا اوایل سال ۶۰ همچنان به انتشار برخی از جزوات می‌پرداختند و حتی از ترور‌های مجاهدین خلق نیز به نوعی سوء استفاده کرده، آن‌ها را با اندیشه‌های خود پیوند می‌دادند. "

صرفنظر از این که انتشار آن جزوه از سوی گروه فرقان به اثبات نرسید، نظر یاد شده نیز مورد تأیید قرار نگرفت. زیرا اعضای مؤثر گروه فرقان در سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دستگیر و مجازات شده بودند و هیچ گونه اثری از وجود تشکیلاتی از این گروه که دارای توان انجام اقدام مسلّحانه باشند، یافت نمی‌شد. علی رغم عدم پذیرش مسئولیت این انفجار از سوی منافقین، آن سازمان، در افکار عمومی، مسئول این اقدام تلقی می‌شد و مطبوعات نیز همین مطلب را منعکس می‌کردند. معاون وقت دادستان انقلاب، در همین راستا در خاطرات خود نوشته است: "جواد قدیری یکی از طراحان انفجار مسجد اباذر بود. "

مدت‌ها بعد از این واقعه نیز وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه‌ای که درباره‌ی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) منتشر ساخت، مجروح شدن آیت الله خامنه‌ای را از اقدامات تروریستی آن سازمان دانست.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی


مطالب پربازدید سایت

نقش موساد در آشوب‌های خیابانی ۸۸

اعتراف پ ک ک خطاب به سپاه: مرد میدان شمایید!

فرشاد مومنی در نشست سالانه بزرگداشت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی

چرا منافقین شهید بهشتی را ترور کردند؟

امروز پیش از عزیمت به سمت ورزشگاه سیاتل برای بازیکنان پخش شد

ویدیویی که مادر شهید ماکان نصیری برای بازیکنان تیم ملی ارسال کرد

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر کرد

هدف منافقین از حمله به مهران چه بود + سند

روایتی از ترور رهبر شهید در سال 1360

این شنبه‌های خونین...

با حضور خانواده معظم شهدا و آحاد مردم شهید پرور

برگزاری آیین گلباران مزار شهدای هفتم تیر

جدیدترین مطالب

جنایتی دیگر از گروهک‌های تروریستی

جزئیات جدید از حمله تروریستی به ایست‌وبازرسی بانه

امروز پیش از عزیمت به سمت ورزشگاه سیاتل برای بازیکنان پخش شد

ویدیویی که مادر شهید ماکان نصیری برای بازیکنان تیم ملی ارسال کرد

به مناسبت سالگرد جنایت 6 تیر توسط منافقین

مروری بر ترور آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر

فرشاد مومنی در نشست سالانه بزرگداشت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی

چرا منافقین شهید بهشتی را ترور کردند؟

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس منتشر کرد

هدف منافقین از حمله به مهران چه بود + سند

با حضور خانواده معظم شهدا و آحاد مردم شهید پرور

برگزاری آیین گلباران مزار شهدای هفتم تیر

روایتی از ترور رهبر شهید در سال 1360

این شنبه‌های خونین...

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان