افشاگری پیرامون تلاش تخلیه تلفنی توسط منافقین کانون هابیلیان (اعضای خانواده شهدای ترور) در اطلاعیهای اعلام کرد : در پی اعلام موجودیت این کانون و انجام پارهای اقدامات حقوقی - سیاسی ، منافقین کوردل در اقدامی سراسیمه و بمنظور اعمال تخریبی علیه این فعالیتها ، مبادرت به تماسهای تلفنی جهت تخلیه اطلاعاتی مسؤولین کانون مزبور نمودهاند. در این اطلاعیه آمده است : منافقین طی چند روز گذشته در تماسهایی با دبیرکل و برخی دیگر از اعضاء این کانون با معرفی دروغین خود به عنوان دست اندرکاران مرکز نشر آثار حضرت امام (ره)
وقاحت تاریخی و مثال زدنی منافقین آقای نظریان چرخش یک باره مجاهدین از صدام به سمت اشغالگران و از ضد مردم عراق به سمت گروههای اهل سنت را چگونه می بینید ؟ _ قبل از این که حکومت صدام سرنگون بشود ، چند روزی بود که همیشه در قرارگاه بحث بود. آن موقع FA من همین علی رضا حاتمی بود ، ایشان می گفت که واقعاً صدام پدر آمریکا را در آورده و قهرمان خاورمیانه است ، برادر(رجوی) این جوری گفته ، خواهر آن جوری گفته ، صدام این جوری است ، صاحبخانه ما ماشاءالله قاطع است ، از این حرفها از بالا تا پایین سازمان همین جوری می گفتند.
شهید محمود پایدار کاظم آبادی شهید محمود پایدار کاظم آبادی فرزند غضنفر در سال 1334 در مشهد مقدس متولد شد. پدرش خادم حضرت رضا(ع) بود و در دوران کودکی در دامن پدر و مادری مؤمن و مذهبی پرورش یافت. تحصیلات خود را در مشهد تا دوران دبیرستان به پایان رساند و در سال 1356 ازدواج نمود. پس از صدور فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر فرار سربازها از سربازخانه ها، شهید پایدار کاظم آبادی با پیروی از فرمان امام(ره) به یاری مردم انقلابی شتافت. در دوران انقلاب بسیار فعال بود، شبها با مردم در سنگر مساجد و روزها با مردم انقلابی به هم پیوسته در
گفتگو با مهدی ملازاده شاهرودی بسم الله الرحمن الرحیم اسم من مهدی ملازاده شاهرودی فرزند شهید محمد حسن ملازاده شاهرودی هستم. ایشان در سال 1336 در خانواده ای بسیار مذهبی به دنیا آمدند. آن طور که پدربزرگم تعریف می کنند پدر من در کوچکی بسیار کاری و فعال بود و خیلی زود به بلوغ رسید. چه بلوغ کاری و چه بلوغ مذهبی... تا کلاس ششم درس خواندند و بعد هم وارد بازار کار شدند. کار را هم از دستفروشی شروع کردند به صورتی که سرمایه اولیه ایشان را پدربزرگم فراهم کرده بود. بعد هم ایشان خودش کار را ادامه داد تا این که توانست مغازه ای
تناقضات فراوان در سیاستهای مجاهدین سخنان غلامرضا بهروزی در سمینار بازشناسی تروریسم فرقه ای از این که من در این جمع هستم خیلی خوشحالم. چون بعضی ها را از نزدیک می شناسم، بعضی ها را هم دورادور می شناسم. چیزی که من همیشه در ذهنم بود و شاید به طور روزمره با آن درگیر بودم، بحث استراتژی سازمان بود. من از سال 57 هوادار سازمان بودم، در فاز سیاسی اش هم بودم، در فاز نظامی اش هم بودم، و بعد هم رفتم به عراق. من کسی نبودم که به خاطر کار یا به خاطر زندگی به سازمان بروم. به خاطر اعتقاد و علاقه ای که به سازمان داشتم و آرمان و آن
رجوی به هیچکدام از اسراء اعتماد ندارد * آقای بهروز نظریان ،مجاهدین در تبلیغاتشان اعلام می کنند که بین خودشان با اسرایی که در تشکیلات آنها هستند فرقی نمی گذراند ،اما نسبت به اسراء یک حالت بی اعتمادی و در حاشیه نگاه داشتن آنها را همیشه داشتند .این وضعیت از نظر شما چگونه بود ؟ _ « آر دی » کلمه ای بود که به رزمنده اردوگاهی عراقی می گفتند که اینها سال 60 پیوستند و « آر پی » یعنی رزمنده پیوسته آنهایی بودند که اسیرهای خود منافقین بودند و به اصطلاح در عملیات های خود منافقین دستگیر شده بودند و آنهایی که در اردوگاه عراقی بودند
«شهید محمد رضا کریمی» شهید محمد رضا کریمی شغل :بنّا تاریخ شهادت :22 بهمن 1364 شهید محمد رضا کریمی در خانواده ای روحانی و مذهبی در شهرستان مشهد به دنیا آمد .پدرو پدربزرگ ایشان از علمای اهل نظر بودند که پدر بزرگوارشان به نام شیخ محمد علی مشهور به شیخ مقدس بودند. ایشان یک برادر و یک خواهر داشتند که به برادر ایشان به نام شیخ محمد کریم کریمی نام داشت .هر دو در نزد پدرشان شروع به یادگیری قرآن مجید و دروس مقدماتی کردند. که پس از آموزش مقدماتی در سال 1327 در مدرسه باقریه مشهد ثبت نام و مشغول تدریس دروس حوزه گردید و در
تظاهرات 25 نفره مجاهدين در حمايـت از اسرائيل روز شنبه گذشته حدود 25 تن از هواداران سلطنت و مجاهدين در حمايـت از اسرائيل تظاهراتي را در ميدان Sergels Torg استکهلم برگزار کردند. کارگردان اين تجمع حسن اعتمادی بود که اولين دهه پناهندگي خود را در حوزه فعاليتهای سياسي مارکسيستي , کموني ستي سپری و بعد از آن به سلطنت و ... روی آورد. فرد مورد اشاره پس از تنشهای سياسي داخلي حلقه کمونيستهای مقيم شهر "اپسالا" و شکست در زندگي خصوصي و جدا شدن از همسرش اندک اندک به سلطنت طلبهای مقيم استکهلم گرايش پيدا کرد و بعد از سفری به آلمان و هماهنگي با
سازمان عقب مانده * لطفاً خودتان را معرفی کنید . محمد رضا براتی هستم، متولد تهران، سال 80 بود که برای کار به ترکیه رفتم در آنجا به وسیله هواداران سازمان جذب سازمان شدم و با وعده هایی که آنجا دادند و حرفهایی که زدند، عازم عراق شدم. هوادارهایشان می گفتند که بعد از یک دوره آموزشی که مدت شش ماه است، شما اعزام می شوید به کشورهای اروپایی و آنجا مشغول به کار می شوید. از تعصبات آدم سوء استفاده می کردند. به یک سری آدمهای دیگر هم مثل ما که دنبال کار بودند، مثل آن بلوچها و
«شهید محمد غفاری کرمانی » شهید محمد غفاری کرمانی فرزند :ماشاءالله متولد: 1349 مشهد تاریخ شهادت :3/11/1363 شهید محمد غفاری کرمانی در اول فروردین سال 1349 در مشهد و در خانواده ای مذهبی و پای بند به معنویات پرورش یافت و بالید. از همان کودکی مقید و علاقمند به اسلام و عمل به فرائض دینی بود.از صفات بارز ایشان که او را متمایز از سایرین کرده بود ، اخلاق و رفتار خوش و پسندیده و نیکوی ایشان بود. در رفتار نسبت به بزرگترها و بویژه والدین بسیار متواضع و مهربان بود . شهید غفاری در مسجد محله حضوری مستمر داشت و و در