ناکامیهای گذشته و بهرهبرداری از شکست رفتارشناسی سرکردگان منافقین در طول چند دهه عمر بیثمر این گروهک نشان میدهد هرگاه دستگاههای تبلیغاتی آنها شروع به هجمه و انفجارهای خبری کرده و مرکزیت مجموعه بازی جدیدی را به راه انداخته مقصود پنهان ساختن یک واقعه، انحراف اذهان عمومی و تحمیق اعضای عادی منافقین از یک حقیقت است. تظاهر به پیروزی، تغییر و یا حتی گردش شعارها و مواضع سابق، شروع یک داستان و هیاهوی جدید، امر به فراموشی آنچه پیش از این گذشته و گفته میشده و در کل خود را به آن راه زدن؛ این پروسهای
6 تیر چرا به وقوع پیوست منافقین مدیران توانمند را حذف کردند اگر سیر حوادث و حرکتها و خیزشهای اجتماعی کشور ایران بررسی شود دیدگاه کشورهای صاحب منافع همواره در نقطه مقابل خواسته و حرکت مردم بوده است. آنها در صورتی که توان نابودی خیزش جامعه را داشتند اقدام به این امر میکردند و در صورتی که چنین امکانی برایشان فراهم نبود همه توان و مکر خود را به کار میبردند تا از بین افراد جامعه، فرد یا گروهی را انتخاب و پس از تعاملاتی تلاش نمایند آنها بر مصادر حرکت مردم قرار دهند و مسیر آنها را تغییر و به سمت اهداف خود سوق دهند
مهار انقلاب با «ترور» روندشناسی ترورهای پس از انقلاب اسلامی سایهی «ترور» بهعنوان عاملی علیه حرکت انقلابی مردم مسلمان ایران همواره بر سر کشورمان سنگینی کرده است و تیرماه، یادآور چند حادثهی تلخ ترور برای ملت ما بوده است. ترور نافرجام آیتالله خامنهای در مسجد ابوذر تهران در ششم تیرماه ۱۳۶۰ و یک روز بعد، شهادت آیتالله دکتر بهشتی و ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری اسلامی در محل حزب، تنها گوشهای از این اقدامات بوده است. رهبر انقلاب در سخنرانی ۱۴ خردادماه امسال، «ترور» را یکی از مزاحمتهای استکبار جهانی برای ملت ما عنوان
منافقین؛ آنارشیست یا اپوزیسیون همزمان با فرا رسیدن سالروز شکست منافقین در 30 خرداد 1360 و پس از گذشت سه دهه از تاریخچه گروهک منافقین، با نیمنگاهی به آنچه در این تاریخچه وجود دارد یک سوال بزرگ به ذهن متبادر میشود: این گروه را به لحاظ سیاسی باید در چه دستهای قرار داد؟ آیا واقعا منافقین یک گروه اپوزیسیون است یا اهداف دیگری را دنبال میکند؟ و شاید اساساً هدفی در این گروه تعریف نشده؛ بلکه انگیزه این سازمان برای فعالیتهایش برگرفته از ماهیت آن است؟
همصدایی مستندساز ورشکسته با منافقین و جیشالعدل در حمایت از داعش بعد از گروهک تروریستی منافقین و جیش العدل، نوبت به نوریزاد رسید تا با «معترض» و «انقلابی» خواندن تروریستهای داعش، همداستانی خود را با این تروریستها نشان دهد. محمد نوری زاد، مستندساز و کارگردان ورشکستهای است که پس از ساخت چند فیلم و سریال ناموفق، برای کسب شهرت، ژست اپوزیسیون به خود گرفت و تقریباً چهارمین سالی است که برای ارضای شهوت شهرتش از هیچ اقدامی فروگذار نبوده است. این اقدامات عبارتند از نوشتن نامههای بیوسروته و ساخت کلیپهای لمپن سیاسی گرفته تا پرسهزنی در مقابل نهادهای
ویلپنت؛ نقشه دیگری که با یک اشاره نقش بر آب میشود راهانداختن بالماسکههایی به نام آکسیون و گردهمآیی، اجاره پالمانترهای دستهچندم اروپایی و قرائت بیانیههای فرمایشی ایشان از تریبون خود، جشنهایی با حضور پررنگ بیخانمانها و کارتونخوابهای اروپایی و غیرایرانی، قیلوقالهای تبلیغاتی و گافهای سریالی رجوی، اعلام اتحاد و برادری و وعده همکاری با همتایان تروریست در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان و چند نوع فعالیت دیگر؛ همه خرده تکانهایی است که منافقین از خود نشان میدهند تا شاید دیگران باور کنند که آن ها هنوز هم زنده و حاضراند و از فاش شدن این
مزدوران دیروز و انقلابیان امروز؛ تغییر موضعی منافقانه تا روز قبل از یورش داعش به استان نینوا و آغاز دور تازهای از توحش در عراق این گروه تروریستی در زبان همتای دیگر خود یعنی سازمان منافقین به مزدور نامیده میشد. «مزدوران داعش» نامی است که منافقین در اخبار خود از تحولات سوریه و عراق و حرکات تروریستی گروه دولت اسلامی عراق و شام برای آن انتخاب کرده بود. اما همزمان با شروع یورش این گروه تروریستی به استان نینوا و تصرف موصل در عراق استراتژی فرصتطلبی و تغییر موضع یک شبه، دوباره در دستور کار قرار گرفت و نام جدیدی برای این گروه از سوی منافقین خلق شد
نقش منافقین در حوادث موصل؛ لزوم بازنگری دولت عراق در پرونده تروریست ها اشغال غافلگیر کننده شهر موصل عراق توسط گروه تروریستی داعش در سه شنبه ای که گذشت موضع جامعه جهانی علیه این گروه تروریستی و حمایت از اقدامات دولت عراق را به دنبال داشت. در این بین تنها گروهک تروریستی منافقین بود که در اقدامی نه چندان عجیب، ضمن حمایت از اقدام تروریست ها، آنان را افراد انقلابی نامید. هرچند منافقین بر خلاف همه مدعی شده است کسانیکه موصل را تصرف کرده اند عشایر عراقی و انقلابیون هستند اما آوارگی بیش از نیم میلیون نفر از اهالی این شهر و فرار آنها
از مکتب «الخدمه» تا «القاعده» با پایان دوران ملیگرایی در اوایل دهه 1970 در اغلب کشورهای اسلامی و به سرآمدن دوران ملیگرایی عرب، فرصتی برای مطرح شدن ایدئولوژیهای بدیل فراهم آمد. ناکامیهای گذشته جوامع اسلامی در برخورد با غرب و نیز ناکامی جنبشهای اسلامی در برابر حاکمان، موجب شد که برخی جنبشهای اسلامی عملگراتر و تندروتر شوند، بهگونهای که در این دوره سازمانهای جهادی بسیاری از کشورهای عربی شکل گرفته و فریضه جهاد تحت آموزههای سید قطب و عبدالسلام فرج ترویج شد. در کنار عوامل روانشناختی
منافقین و چالش جدی اختفای رجوی شاید پخش پیامی از مسعود رجوی آن هم با صدا و تصویری دیگر نگاه و توجه کسی را به خود جلب نکرده باشد اما یقینا برای منافقینی که سالهاست ذهن و روح خود را در اثر یک انقلاب ایدئولوژیک به رهبر خود فروخته و یا درستتر بگوییم باختهاند، میتواند بسیار مسرتبخش و نشاطآور باشد. پیامی که گرچه در انتساب آن به رجوی تردید است اما دستآورد داخلی آن برای اعضای فرسوده و در بند رهبری منافقین میتواند امید به ادامه توهم مبارزه باشد. آری! باز هم مسعود رجوی از مخفیگاه خود پیامی
وقتی حاکمان بحرین و منافقین از حقوق بشر دم می زنند وضعیت هولناک حقوق بشر در بحرین و تروریسم دولتی رژیم حاکم علیه شهروندان این جزیره کوچک، این کشور را به یکی از مناطق بحران زده در دنیا تبدیل کرده است به ویژه آنکه در سه سال اخیر به دلیل آغاز گسترده اعتراضات مسالمت آمیز مردمی علیه دیکتاتوری خاندان حاکم و نقض گسترده آزادی های اولیه آنها، اعتراض بسیاری از نهاد های فعال بین المللی و بیانیه های متعدد آن ها را به دنبال داشته است. حال در این وضعیت تعدادی از نمایندگان مجلس بحرین با فراموشی کامل آنچه در بحرین می گذرد
مگسی که مرتب وزوز می کند نقل است روزی مگس مزاحمی برروی شاخه درخت تنومندی نشست. پس از اینکه نفسی تازه کرد و قصد داشت دوباره بپرد، به درخت گفت: خودت را محکم نگهدار که وقتی پریدم زمین نیفتی. درخت که تازه متوجه حضور مگس شده بود گفت: من اصلا نفهمیدم تو مگس مزاحم کی روی شاخه من نشستی که حالا مراقب پریدنت باشم. حکایت این مگس، حکایت این روزهای منافقین است که با حفظ اعتماد به نفس همچون مگسی مزاحم وزوزکنان مزاحمت ایجاد می کنند و تازه وقتی هم می خواهند بپرند می گویند خودت را نگهدار که وقتی پریدم
گروهکهای تجزیه طلب و تروریست کرد و سازمان جاسوسی سیا بعد از انقلاب از بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، یکی از اهداف مهم کمک نظامهای سیاسی آمریکا و اسرائیل به گروههای قومی ایران ایجاد بی ثباتی در کشور است، بطوریکه جمهوری اسلامی سخت در گیر مسائل داخلی بوده و فرصت آنچه که اپوزیسیون طرفدار تحریم های کمرشکن اقتصادی( یعنی جنگ اقتصادی)، جنگ و تجزیه ایران؛ به آن ماجرا جویی میگوید را نداشته باشد. البته جناحهای افراطی اسرائیل و نئوکانهای آمریکا همیشه بدنبال تجزیه ایران بوده و هستند.
جریان شناسی تجزیه طلبان خلقی در خوزستان خوزستان به عنوان یكی از استان های مهم ایران، دروازه ورود تشیع به ایران نامیده می شود كه دارای تركیب قومی متنوع و سابقه تمدنی درخشانی است، این استان همواره به عنوان پایگاه و پناهگاه تشیع نام برده شده است، اقوام مختلف استان خوزستان از دیرباز با برادری و همدلی و انعقاد قراردادهای حسن همجواری، نسبت به هم دارای رفتاری توام با رافت و میهمان نوازانه بوده اند، اما متاسفانه از ابتدای انقلاب شكوهمند اسلامی برخی جریانهای وابسته به انگلیس و حزب بعث عراق با طرح مسایل برتری نژادی كه برخلاف قوانین اسلامی
چانهزنی بر سر باقیمانده اشرف؛ گدایی هویت نداشته اندکی است که منافقین جنجال رسانهای جدیدی را بر سر اموال اشرف به راه انداختهاند و ادعاهای متفاوتی را در مورد این اموال طرح میکند. منافقین بر اساس این ادعاها خود را مالکان اموال پادگان از دست رفته اشرف معرفی کرده و بعضا مبالغ نجومی را به عنوان قیمت این اموال عنوان میکند. اما هدف از این جنجال جدید چیست؟ منافقین به دنبال چیستند؟ خواندن دست منافقین پس از چند دهه رهبری شکستخورده و رو به