پیوند ادیان ابراهیمی در برابر تروریسم نهان و آشکار فرارسیدن سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح(ع)، فرصت مناسبی برای تکرار موضع انقلاب اسلامی در ارتباط با احترام به ادیان ابراهیمی و پرهیز از هرگونه اختلاف میان اهل کتاب است. در ایران، کم نیستند هموطنانی که به ادیانی بهجز اسلام ایمان دارند و بدون هرگونه مشکلی در آرامش و امنیت به زندگی خود ادامه میدهند. این درحالیست که گروههای افراطی در کشورهای دیگر، از طریق ناامنسازی زیست شهروندانی که مانند آنها فکر نمیکنند، باعث بهوجود آمدن موجی از اسلامهراسی میشوند.
آزادی حلب و استمرار تروریسم بیمکانوزمان طرح بحث قطعا یکی از اهداف عمده کشورهای دخیل در بحران سازی منطقهای با محور موضوع سوریه، مقابله با نفوذ گفتمانی انقلاب اسلامی ایران بوده است. وقتی که غربیها بعد از بیدار اسلامی با نظریه تحول در کشورهای عربی اسلامی با ایده تبلیغاتی بهار عربی به راه افتادند، فتنه در سوریه را آغاز کردند با این هدف که این کشور خط مقدم جبهه را تکه تکه کرده و به تجزیه بکشانند، دمشقی که نزدیک به نیم قرن در خط مقاومت قرار گرفته بود و همراهی آن با مقاومت لبنان نیز بر اهمیت آن افزوده بود، خار چشم صهیونیستها و حامیان
دیپلماسی ضدایرانی چکیده سازمان مجاهدین خلق، ابتدا در دهۀ چهل شمسی و با هدف مبارزه با رژیم پهلوی، توسط سه تن از دانشجویان دانشگاههای تهران بنیان نهاده شد. این سازمان تا سالها در میان ملت ایران از محبوبیت بالایی برخوردار بود، تا آنکه با تغییر ایدئولوژی سازمان به سوی مارکسیست شدن و نیز وقوع انقلاب اسلامی ایران و جبههگیریهای رهبران سازمان در برابر این خواست ملت، شاهد از میان رفتن محبوبیت آن در میان اقشار مختلف مردم هستیم. از این زمان، سازمان مجاهدین (منافقین) به دنبال دستیابی به اهدافی چند از جمله: ترویج و
«جنگ متحرک»؛ الگوی تروریستها برای پساحلب بازپسگیری حلب را میتوان نقطه عطفی در مبارزه علیه تروریسم چه در سطح داخلی سوریه و چه در سطح منطقهای در غرب آسیا و چه در سطح بینالمللی دانست. در سطح داخلی میتوان گفت بازپسگیری حلب دومین شهر بزرگ سوریه باعث شد نه تنها کمر تروریستهای جیشالفتح و النصره شکسته شود بلکه دولت سوریه از لحاظ موقعیت ژئوپلیتیک در وضعیت برتری قرار بگیرد. همچنین طرح غربیها و همپیمانان منطقهای آنها برای ایجاد یک دولت موازی با دمشق در حلب نیز از بین رفت. طرحی که در سالهای گذشته سرمایهگذاری زیادی بر روی آن از سوی
ده دلیل محکم برای ارتباط بین آمریکا و داعش گروه تروریستی داعش، جبهةالنصره، احرارالشام و... از خطرناکترین و بزرگترین گروههای تروریستی هستند که جهان تاکنون به خود دیده است. تسلط این گروههای تروریستی بر منابع اطلاعاتی و همچنین شیوههای مدرن رزم باعث شده است تا کارشناسان این گروهها را بهنوعی دستپروردهی آمریکا بدانند. گرچه در ظاهر، مقامات آمریکایی و غربی، این موضوع را رد کرده و حتی خود را در صف مبارزین با این گروهکها قرار میدهند، اما بهراستی چه ارتباطی بین این گروهها با آمریکا وجود دارد؟ آیا میتوان شواهدی برای ارتباط بین این
تروریسم عربیترکی و ناهنجاریهای منطقۀ خاورمیانه در حالی تروریستها حلب سوریه را ترک کردند که به نظر میرسید آنها کم کم به پایان راه نزدیک میشوند. واقعیت هم همین است که تروریستها در سوریه راهبرد خاصی برای ادامه مخالفتهای خود ندارند اما از تککشی و گروهکشی مردم و نظامیان هم دریغ نمیکنند. اینکه ما بخواهیم باور کنیم که تروریستها دست از تحرکات مسلحانه بردارند و آرامش به شهرهای سوریه برگردد انتظاری محال است و به نظر میرسد تا ریشهکن کردن تروریسم در سوریه بایستی مقاومت ادامه یابد. تاکید بر ریشهکنکردن
از نقض برجـام تا گسترش تروریسم «برنامه جامع اقدام مشترک(برجام)» یکی از اسناد حقوقی و بینالمللی مهم قرن بیست و یکم در حوزه علوم و فناوری هستهای بوده که شامل چهار محور هستهای، تحریمها، نقشه اجرایی و سازوکار حل و فصل اختلافات است. از اینرو، برجام در ازای برخی تعهدات و محدودیتها نسبت به فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران، حقوق و مزایایی برای آن در زمینههای هستهای، اقتصادی، مالی، پولی و حتی بیمهای مقرر نموده است. این سند بینالمللی در پنج محور دستاوردهای حقوقی برای نظام جمهوری اسلامی ایران بهدنبال داشت که شامل
منافقین و حمایت از تروریسم تکفیری در سوریه کسانیکه گروهک تروریستی منافقین را میشناسند بهخوبی میدانند که این گروه تمام تلاش و فعالیتهای خود را متمرکز برعناد، دشمنی و ضربهزدن به جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از مرزهای آن کرده است. هیچ تفاوتی نیز برای آنها وجود ندارد که برای همکاری با دشمنان ایران یا ضربه زدن به اهدافی که تهران به دنبال آن است، با چه کشورها یا گروههایی نزدیک و متحد میشوند. این گروهک در رخدادهای سوریه، به این دلیل که این کشور دوست و همپیمان ایران است خود را در صف مخالفان
تروریسم علیه صلح و امنیت همه مردم دنیا فیلم هیجانی ترور و شعارهای جوان 25ساله ترک را بالای جنازه آقای سفیر روسیه دیدند. فیلمی که حتما برای تروریستهای شکستخورده در حلب غرورآفرین است. این فرض که ترور سفیر تروری کور و بدون برنامهریزی بوده است با نگاهی به شکل اجرا و هدف، قابل قبول نیست، مگر مىشود چنين ترور تلويزيونى آن هم با اين ظرافت بدون برنامهريزى قبلى باشد. حداقل از منظر سینمایی و بصری اين ترور يكى از كارگردانىشدهترين ترورهاى دراماتيك بوده است. اما براستی چه کسانی از این ترور سود میبرند و چه کسانی پشت پرده
ایران در حال مقابله با تروریسم تکفیری در منطقه است از آنجایی که نقش ایران در سوریه در مقابله با تروریسم تکفیری است، بنابراین حضور فرماندهان مستشاری ایران بخشی از ضرورتهای سیاست جهانی برای مقابله با تروریسم تلقی خواهد شد. تحولات حلب به عنوان نقطه عطفی در شکلبندیهای منازعه امنیتی سوریه تلقی میشود؛ منازعهای که ماهیت هویتی داشته و تحت تاثیر کنش حمایتگرایانه بازیگران منطقهای برخی از قدرتهای بزرگ، زمینه ایجاد فضای بحرانی و آشوب را اجتنابناپذیر ساخته است. آشوب در شرایطی شکل میگیرد که نیروهای گریز از
جبهۀ مقاومت؛ سرایندۀ شاهبیت ادبیات بینالمللی حلب حلب «آزاد شد» تا آرامآرام به شاهبیت ادبیات عرصه بینالمللی تبدیل شود. خیلی از تحولات این روزهای عرصه بینالمللی از سرخطی شروع میشود که قرار بود تروریستها و تروریستپرورها، صحنهگردان آن باشند، اما گویا سررشتۀ امور از دستان جبهه غربی، ترکیعربی خارجشده و بهطور مشخص، این حلب و صاحبان اصلی آن هستند که آنها را از پیش به خود میخوانند. صحنه «جنگ متحرک» و «نامتقارن» تروریستی در سوریه، با آزادسازی حلب، بهصورت کنترل نشدهای به سمت صاحبان بحران سر کج کرده است. در آمریکا، سوریه به کابوس «آقای
دیپلماتکشی در آنکارا اخبار اولیه ضد و نقیض است. در تصاویری که رسانههای ترک به سرعت در حال انتشار آنها هستند، سفیر روسیه بیاندک حرکتی بر زمین افتاده است. برخی میزان آسیب را بسیار جدی میدانند و برخی در فضای مجازی از کشته شدن آندری کارلوف سخن میگویند. همه در دقایق اول به سراغ وزارت امور خارجه روسیه رفتهاند و سفارتخانه این کشور در ترکیه؛ سفارتخانهای که خبر هدف سوءقصد قرار گرفتن سفیر خود را تایید کرد. ابتدا گفته شد که سفیر با توجه بهشدت جراحات وارده به بیمارستان منتقل شده است اما هنوز از زمان وقوع حادثه یک ساعت
شوک عربی و بازی غربی درست در همان روزهایی که سوریها فتح حلب و شکست سنگین تروریستها را جشن گرفته بودند، مقامات انگلیسی با سفر به کشورهای عربی، سعی میکردند متحدان مغموم خود را تسلی دهند که همچنان به حمایتشان از آنها ادامه خواهند داد. بعد از انگلیسیها، این بار آمریکاییها در سفر به سرزمینهای عربی پیشگام شدند و وزیر خارجه ایالات متحده با سفر به ریاض، سعی کرد اعتمادبهنفس ازدسترفته جبهۀ حامی تروریسم در منطقه را به آنها بازگرداند. اما به چند دلیل بهنظر نمیرسد که متحدان غرب در منطقه، بتوانند به این زودیها از
حلب، موصل و سناریوهای پیش رو با پیروزی جریان مقاومت در حلب و موفقیتهای پیاپی در موصل، بخش مهمی از دو کشور عراق و سوریه از دست تروریستها آزاد و دو پایگاه اصلی این جریان تقریبا پاک سازی میشود.اما سؤال مهمی که مطرح میشود، رفتارشناسی آمریکا پس از این تحولات است. بهعبارتدیگر، پیکان طراحیهای اتاقهای جنگ آمریکا در سوریه وعراق چه سمتی را نشانه خواهد گرفت؟ این سؤال هم بعد راهبردی و هم جنبه تاکتیکی دارد؛ یعنی آمریکا چه اقدامات ایذایی را در پیش خواهد گرفت تا بتواند وضعیت پساداعش در سوریه و عراق را مدیریت کند؟ از سوی دیگر،
خودافشاگری غرب و سران ارتجاع عرب آزادی حلب از اشغال تروریستها، با توجه به واکنشهائی که در روزهای اخیر از جانب دولتمردان آمریکائی، اروپائی و سران ارتجاع عرب در این زمینه مشاهده شد، اکنون روشن شد بسیار بیش از آنچه آزادی یک شهر از کشور سوریه باشد در سرنوشت منطقه تاثیرگذار خواهد بود. تمام حامیان تروریستها بعد از آزادی حلب، عزادار شدند و حتی تعدادی از آنها رسماً جلوههائی از عزاداری را با سیاه پوش ساختن بعضی نهادهای کشوری، اخبارگویان و مجریان تلویزیونی و پخش مطالب حزن آور از رسانههای خود، به نمایش گذاشتند.