کنش ضدتروریستی «هستیشناسانه» جمهوری اسلامی ایران این روزها در افغانستان تحلیلگران بسیار به نشست سهجانبه مسکو میاندیشند. نشستی که در آن افغانستان حضور نداشت و رقیب دیرینهاش، یعنی پاکستان در کنار چین و روسیه پیرامون آیندۀ طالبان با یکدیگر گفتگو کردند. اما آنچه نگارنده را به تعجب واداشته است، وارونه تحلیل کردن مسائل است؛ برخی از تحلیلگران میگویند که جمهوری اسلامی ایران امروز متحد طالبان است و شاید در نشست بعدی برای خروج طالبان از لیست سیاه تروریستی به آنها کمک کند. همانگونهکه دکتر محیالدین مهدی، نمایندۀ ولایت شمالی بغلان در مجلس
حامیان تروریسم، مانع تداوم آتشبس در سوریه کمتر از یک هفته است که مذاکرات میان دولت سوریه و تروریستها در مورد آتشبس انجام شده است و هنوز نقض قابل توجهی در این توافق دو جانبه دیده نشده است. این وضعیت همان آرمانی است که در چند سال گذشته همه به دنبال اجرایی کردن آن بودند اما به دلیل فشارهای سیاسی برخی کشورها و اهرمهای مداخلهجویانه ایالات متحده آمریکا به نتیجه نرسید. با این همه مهمترین مسئله حفظ و تداوم آتشبس و آمادگی برای آغاز روند سیاسی در این کشور است. برای رسیدن به این هدف البته موانعی وجود خواهد داشت که باید در آینده نیز به
طرح چهارمرحلهای برای مبارزۀ مؤثر با تروریسم همزمان با آغاز سال جدید میلادی، تحولاتی در خاورمیانه بهوجود آمده که نشان میدهد تروریستها بیش از هر زمان دیگری در موضع ضعف قرار گرفتهاند. موضع ضعف تروریستها البته ریشه در بحران حامیان آنها دارد. حامیانی از آمریکا تا عربستان که احساس میکنند برنده التهاباتی که در چندسالۀ اخیر در منطقه بهوجود آوردهاند، نیستند. برقراری آتشبس در سوریه که ترجمانی از طرح چهارمادهای ایران برای آتشبس، کمکهای بشردوستانه، مذاکرات سوریسوری و در پایان، برگزاری انتخابات
غرب در وحشت تروريسم خودساخته سال نوي ميلادي در سايه تهديدات تروريستي و تدابير شديد امنيتي آغاز شده است. هم اکنون هزاران نيروي پليس و ارتش کشورهاي اروپايي در خيابان هاي شهرهاي مشهور اروپا مستقر هستند. اين در حالي است که عملا نيروهاي امنيتي و پليس توان تامين امنيت تمامي نقاط اروپا را ندارند! واقعيت امر اين است که کشورهاي غربي با تروريسم خودساختهاي مواجه هستند كه محصول عملکرد آنها در حمايت از داعش و گروه هاي تروريستي و تکفيري در منطقه است. تقسيم بندي تروريست ها به تروريست خوب و بد ، موضع وقيحانه کشورهاي غربي در قبال گروه
داعش و الگوی تروریسم هیبریدی تروریسم را میتوان در مقولههای مختلفی دستهبندی کرد، بهعنوان نمونه بر اساس اهداف میتوان تروریسم را به دستهبندیهایی چون تروریسم جغرافیایی که هدف آن بهدستآوردن سرزمین است، تروریسم سیاسی که برای تحقق اهداف سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد، تروریسم دولتی که در راستای اهداف یک دولت تعریف میشود یا تروریسم مواد مخدر که تروریسم سازمانیافتۀ فراملی برای کسب درآمد غیر مشروع است تقسیمبندی کرد. همچنین میتوان تروریسم را براساس ابزار و تکنیکهای مورد استفاده به تروریسم سایبری، تروریسم هستهای
آوردگاه خیر و شر شروع و پایان هرسال چه شمسی باشد و چه میلادی، فرصتی است برای رصد مهمترین رخدادهای تلخ و شیرینی که در نقاط مختلف دنیا بهوقوع پیوسته، رسانهای شده و توجه میلیونها نفر را به خود جلب کرده و این جدال خیر و شر همواره ادامه داشته است. اما واقعیت این است که شروع سال 2017 پایانی بر تراژدیهای جامعه بشری در سال 2016 نیست. تراژدیهایی که بیشتر رنگ تروریسم و تجاوزگری داشت و در سایه شرارت و جاهلیت مدرن بیش از همه به دنیای اسلام آسیب زده و میزند، از اقدامات سفاکانه
پوستاندازی تروریسم و قاعدۀ بازی جدید تروریسم در عرصۀ بینالمللی پوستاندازی کرده است. اگر درگذشته، تروریستها بومی بوده و از پرورشگاههای خاصی متولد میشدند و به دیگر نقاط جهان سرایت میکردند و عمدتاً منافع درونگروهی خاصی را دنبال میکردند، اما امروز وضعیت فرق کرده است. امروز تروریسم ماهیت متحرکی یافته و استفاده از آن ابزاری شده است؛ یعنی نهفقط تروریستها منافع درونگروهی را منظور نظر دارند، بلکه آنها عمدتاً برای یک قاعده بازی پیرامونی فعالیت میکنند. برای درک این مهم چند مثال آورده میشود تا فهم آن آسانتر گردد. گروهک
از ترور(ایسم) تا ترور(ایست)؛ ناامنی منطقهای و مخاطرۀ بینالمللی ترور و جریانهای مخرب ابتدا در یک بستر ناهنجار رشد و نمو پیدا میکنند و به یک جریان یا مکتب فکری یا همان ایسم تبدیل میشود. این روند فکری هدف آرمانی خود را حذف فردی یا گروهی قرار داده و نهایت تعصب و بیخردی را در این خصوص شاهد هستیم. این مکتب یا جریان فکری، یک گفتمان مسالمتآمیز را در دستور کار ندارند و هیچگاه نمیشود این مسئله را وارد مذاکره کرد و به نظر میرسد مهار آن فقط بهواسطۀ نابودی کامل و محوکردن آن مکتب محقق میشود. در واقع «ایسم» بایستی به مرحله «ایست» برسد و آثاری از آن باقی
مثلث تروریسم؛ التقاط، انحراف، ارعاب در بين گروههاي تروريستي در ايران بهويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اقدامات خرابکارانة سازمان مجاهدين خلق حجم زيادي را در پروندههاي ترور به خود اختصاص داده است. نبايد از نظر دور داشت که گذشته و رويکرد اين گروه تروريستي در طول دوران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مشخص و روشن است. از همان ابتدا آشکار بود که با توجه به مرام و رويهاي که در پيش گرفته بودند، توان همراهي با مردم را ندارند. آفت قدرتطلبي
حمایت کشورهای عربی از گروههای تروریستی در ایران بازتاب شکلگیری گروههای دهشتافکن تروریستی، در اسناد رسمی آرشیوهای بریتانیایی را باید به دو مرحله قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تقسیم کرد. در سالهای قبل از انقلاب، بهدلیل روابط حسنه و راهبردی که بین حکومتهای تهران و لندن وجود داشت، درخصوص وجود گروههای مختلف تروریستی در ایران، با گرایشهای مختلف، حساسیت و مخالفت جدی وجود داشت و آنان «آدمکشان تروریست مسلح» مخالف حکومت قانونی ایران خطاب میشدند. این در حالی بود که پس از پیروزی انقلاب، در گزارشهای رسمی غربی، بهخصوص آمریکایی و
قانون «پایستگی تروریسم» و «آرمانگرایان واقعبین جبهۀ ایرانی» حلب بهطور کامل پاکسازی شد؛ اما عراق که پاکسازی موصل را تقریباً همزمان با سوریه شروع کرده بود، آنگونه که سرهنگ استفان تاون، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق اعلام کرده است، دستکم دو سال تا جشن پیروزی در برابر تروریستها فاصله دارد. اگرچه این اظهارنظر قطعی نیست، اما گویای یک حقیقت است. بگذارید این حقیقت را با یک قانون برگرفته از دنیای علم فیزیک توضیح دهیم. «قانون پایستگی انرژی» میگوید، مقدار انرژی در یک سیستم ثابت میماند، از بین نمیرود و به وجود نمیآید، اما به شکلهای مختلف تبدیل
بر همکُنش تروریسـم و رسانههای اجتماعی مجازی هنگامی که یک حادثه تروریستی رخ میدهد، انتقال اطلاعات، اخبار و ابعاد حادثه از طریق رسانهها انعکاس مییابد؛ از اینرو، تروریسم به علت وجود طبیعت خود، بهمثابه یک سلاح روانی عمل نموده تا برای انتقال یک تهدید به طیف وسیعی صورت پذیرد. شاید به همین علت است که رابطه میان تروریسم و رسانه ها قابل ملاحظه است. امروزه گروههای تروریستی با بکارگیری فناوریهای نوین ارتباطی این امکان را دارند تا به ابعاد عملکرد هراسانگیز خود وسعت بیشتری ببخشند. این گروهها با دسترسی به رسانههای مختلف بهویژه اینترنت
لیستهای تروریستی بیاهمیت؛ معیارهای دوگانه روز گذشته دولت استرالیا در اقدامی بیاهمیت، نام گروهک تروریستی منافقین (مجاهدین خلق) را از لیست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه این کشور حذف کرد. واقعیت این است که حمایت کشورهای غربی از گروههای تروریستی فعال در منطقه و همچنین پشتیبانی از رژیمهای دیکتاتوری افراط گرا و ناقض حقوقبشر، دیگر موضوعی پوشیده و قابل انکار نیست. پشتیبانی کشورهای غربی از تروریستها به ویژه در سوریه، کشیدن نقاب از چهره واقعی این کشورها و آشکار شدن دوگانگی آنها در برخورد با
کودکان فرقه؛ تروریستهای بالقوه کودکان، ناتوانترین قربانیان خشونت هستند که گفتمان غالب بسیاری از فرقههاست. کودکان در این فرقهها مجبور به جدایی از والدین خود، گرفتن آموزشهای اجباری ویژه، کار سخت و ذهنشویی هستند. اکثر این کودکان در دوران حیات خود در این فرقهها قربانی تجاوز جنسی، بهرهکشی و نقض حقوقبشر میشوند. بهترین حالت برای این کودکان در گروههایی که ایدئولوژی افراطی و تروریستی دارند، تبدیلشدن آنها به افرادی خشن و غیرعادی است که بهشکل بالقوه آمادگی ارتکاب هرگونه خشونتی را در جامعه دارند و بدترین حالت نیز
ایران و فرصتطلبی حقیرانۀ دشمنانش تعدادی از کسانی که خود را مدافع حقوقبشر مینامند در نامهای به ترامپ، رئیسجمهور جدید آمریکا خواستار اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران شدهاند، به سبب آنکه خطر ایران را از سر آمریکا و اسرائیل کم کنند. گویی که آمریکا تا به حال دست روی دست گذاشته بوده است و تحریمی هم مانده بوده است که علیه ایران وضع نکرده باشد! نویسندگان نامه که خود بهتر از هر کسی این واقعیت را میدانند، چرا چنین درخواستی را مطرح کردهاند؟ آن هم به تبعیت از گروهک تروریستی منافقین که بارها و