کومله مردم بیگناه را به اتهام شرکت در جلسات ضدخلقی میکشت اسناد به دست آمده از خانههای تیمی کومله پس از آزادسازی سنندج، نشان میدهد، کومله مردم بیگناه را به اتهام موهوم شرکت در جلسات ضدخلقی دستگیر کرده و بیشتر افراد را به قتل رسانده است. برخی گزارشها و اسناد دیگر، نشان میدهد، این گروهک تروریستی اوایل انقلاب تلفنهای مردم را کنترل میکرد، تلگراف مردم کردستان را ضبط کرده و از ارسال آنان جلوگیری میکرد. آنها اتومبیلهای شخصی و دولتی را مصادره کرده، حتی نیمهشب به خانههای مردم یورش برده و آنها را دستگیر میکردند.
کومله بدن اسیران زنده و مرده را تکهتکه میکرد گروهک تروریستی کومله از بدو تاسیس خود با بحران نیرو رو به رو بوده است، به گونه ای که تا به امروز نیز بیشتر نیروهای آن را افرادی بیسواد و فریبخورده، به امید زندگی بهتر در اروپا تشکیل می دهند. این امر همیشه نشانه ای از عدم مقبولیت این گروهک در نزد مردم مناطق کردنشین ایران بوده است و تبدیل به یکی از بزرگترین چالش های سران این گروهک جنایتکار شده است. از همین رو گروهک کومله تمام تلاش خود را به کار می برد تا با ترفندهای گوناگون نظیر تهدید و زور، فریب و تطمیع، بتواند افرادی از اتباع غیر کرد
هنوز پسرمان به دنیا نیامده بود که کومله رستم را ترور کرد کردستان قبل از انقلاب، همواره مورد ستم مضاعف نظام شاهنشاهی بوده است. فقر، فلاکت، عقب ماندگی و بدتر از آن ضعف فرهنگی، کردستان را همواره رنج میداده است. با پیروزی انقلاب اسلامی، کومله مدّعی بود که قوم کرد، قربانی ستم ملّی شده و حقوق قومی و سیاسی آنان پایمال شده است. این شورش برای به دست آوردن این حقوق تاریخی است. از اعجابانگیزترین مسائل این بود، بسیاری از عناصری که در این جریان شرکت داشتند و مدّعی رهبری جنبش خلق کرد
کومله میخواست مقاومت رزمندگان را به هر قیمتی از بین ببرد به جریان افتادن انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در 22بهمن1357 و به وجود آمدن خلاء قدرت و امنیت در مرزهای سیاسی ایران زمین و خصوصا مناطق کردنشین ایران،گروهک مزدور و تروریست کومله با ایدئولوژی مائوئیستی در کردستان ایران به مقابله با حکومت مردمی_مرکزی ایران برخاستند و دست به جنایات زیادی زدند. این گروهک با مشی مبارزه مسلحانه و با داشتن پشتیبانان و حامیان بیگانه اعم از قدرتهای بینالمللی و منطقهای در دورانی که دولت جدید بطور
کومله نوجوان 15سالهام را ترور کرد حزب کومله در واقع جریانی جداییخواه در کردستان راه اندازی کرد که ظاهراً خواهان خودمختاری بود و تلاش داشت برای کردستان یک هویت سیاسی مجزا در نظر بگیرد. این درخواست تجزیهطلبی که در طول حیات خود در پیوند با دولت های بیگانه به وجود آمد به شکل برخورد نظامی و تروریستی ظاهر شد و صحنه سیاسی مناطق کردنشین را به طور جدی ناامن کرد. در ادامه به زندگینامه یکی از قربانیانی که به دست عناصر گروهک تروریستی کومله به شهادت رسید، میپردازیم.
کوملهها در ازای خدماتشان به رژیم بعث دستمزد ماهیانه دریافت میکردند گروهکهاي ضدانقلاب در کردستان از جمله کومله با جلب حمايت دولت عراق، مبارزه نظامی گستردهای عليه دولت جمهوری اسلامی ايران به راه انداخت. از نخستين روزهای پيروزی انقلاب اسلامي، دخالتهای دولت عراق در امور داخلی ايران آغاز شد. به تدريج جنگ تبليغاتی شديدی از سوی عراق عليه جمهوری اسلامی ايران آغاز شد. كشمكشهای تازهای بين دو كشور ايران و عراق شروع شد. بغداد درصدد تقويت گروههای ضدانقلاب كردستان ايران كه زمزمه جدايی خواهي را آغاز كرده بودند، برآمد و با ارسال اسلحه و پول، كمكهای قابل ملاحظهای در
منافقین پسرم را در راه دانشگاه ترور کردند پیروزی انقلاب اسلامی و اقبال گسترده مردم به آن نیز نتوانست این منافقان کوردل را از خواب غفلت که اکنون طمع قدرت نیز بدان اضافه شده بود، بیدار نماید، بنابراین پس از مدتی عناد با نظام اسلامی در مخالفت با قانون اساسی و بعضی احکام اسلامی، به منظور ساقط کردن نظام به سمت اقدامات مسلحانه گام برداشتند. عزل بنیصدر از ریاست جمهوری و ممنوعیت فعالیت منافقین در داخل کشور، آنان را به مقابله مسلحانه با نظام اسلامی کشاند و پس از
کومله پس از به شهادت رساندن محمدعلی، جنازهاش را متلاشی کرد در جنگ ایران و عراق، قسمت اعظم خسارات جنگ متوجه مناطق کردنشین و اورامینشین غرب بود. گروهکهای تروریستی کومله و دمکرات و منافقین در دفاع از بعثیون میگفتند: «صدامحسین به ما وابسته است. ما باعث شدهایم که 20000 شاید هم 200000 سرباز ایرانی در جبهه، کمتر علیه صدام وارد جنگ بشوند؛ چون آن سربازها در کردستان مستقر شدهاند، عملاً توان نظام جمهوری اسلامی پایین آمده است.» کارنامه این وطنفروشان و مزدوران سازمانهای جاسوسی
دو ماه از پدر شدنش میگذشت که به دست جنایتکاران کومله ترور شد گروههاي ضدانقلاب از جمله حزب دمكرات كردستان با جلب حمايت دولت عراق، مبارزه نظامی گستردهای عليه دولت جمهوری اسلامی ايران به راه انداخت. از نخستين روزهای پيروزی انقلاب اسلامي، دخالتهای دولت عراق در امور داخلی ايران آغاز شد. به تدريج جنگ تبليغاتی شديدی از سوی عراق عليه جمهوری اسلامی ايران آغاز شد. كشمكشهای تازهای بين دو كشور ايران و عراق شروع شد. بغداد درصدد تقويت گروههای ضدانقلاب كردستان ايران كه زمزمه جدايی خواهي را آغاز كرده بودند، برآمد و با ارسال اسلحه و پول، كمكهای قابل ملاحظهای
کوملهها در مجالس عروسی خود رزمندهها را قربانی میکردند پيروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال 1357 محصول مشاركت همه طبقات و اقوام ايران بود كه يكپارچه در مقابل رژيم پهلوی قرار گرفتند و موجب سقوط آن شدند. طيف وسيع نيروهای اجتماعی حاضر در انقلاب، گويای ائتلافی بين تمام طبقات جامعه بود كه اجازه میداد تا انقلاب، مردمی معرفی شود. مشكلات موجود در کردستان، موجب سوء استفاده نيروهای درگير شد. اين شرایط به گروههای ضدانقلاب فرصت داد تا شهرهای كردنشين را يكی پس از ديگری طعمه آتشافروزی خود سازند.
منافقین برای رسیدن به قدرت خون هزاران نفر از برادران خود را ریختند در جنگ ایران و عراق، قسمت اعظم خسارات جنگ متوجه مناطق کردنشین و اورامینشین غرب بود. گروهکهای تروریستی کومله و دمکرات و منافقین در دفاع از بعثیون میگفتند: «صدامحسین به ما وابسته است. ما باعث شدهایم که 20000 شاید هم 200000 سرباز ایرانی در جبهه، کمتر علیه صدام وارد جنگ بشوند؛ چون آن سربازها در کردستان مستقر شدهاند، عملاً توان نظام جمهوری اسلامی پایین آمده است.» کارنامه این وطنفروشان و مزدوران سازمانهای جاسوسی
رییس دادگاه کومله من را محکوم به اعدام قسطی(تدریجی) کرده بود گفتوگو با آقابالا رمضانی، یکی از اسیران گروهک تروریستی کومله: «ما عدهای ارتشی بودیم كه ماموریت بازگرداندن چهل پیکر شهدای عملیاتهای گذشته را داشتیم. در محور پیرانشهر در منطقه آلواتان بود كه افراد كومله یكی از تانكهای ما را زدند، در همان هنگام كه میخواستم خودم را از تانك بیرون بیندازم، كتف راستم هدف تیر آن كوردلان قرار گرفت و به همین صورت به اسارت افراد وحشی و خونخوار حزب كومله درآمدم. اینكه میگویم وحشی و خونخوار، غلو نیست. برایتان توضیح میدهم،
روایت زندگی محمد 20 ساله که به دست جیشالعدل ترور شد جيشالعدل يک گروهک شبهنظامي تروريستي تندروي وهابيمذهب ميباشد. اين گروهک بعد از نابودي جندالله، شروع به فعاليت و اعلام موجوديت کرد. رهبري آن را عبدالرحيم ملازاده(صلاحالدين فاروقي) به عهده دارد. اين گروهک تروريستي تا کنون مسئوليت چند قتل و ترور در نواحي شرقي استان سيستانوبلوچستان را بر عهده گرفته است. در تاریخ 27خرداد1395 درگیری چند ساعته، میان ماموران ناجا و اعضای مسلح گروهک تروریستی جیشالعدل در حوالی
دستگیری سران منافقین در بستنیفروشی و باجه تلفن دستگیری یکی از سران اطلاعاتی منافقین در بستنی فروشی و به تور انداختن رئیس تشکیلات «درفش کاویان» در باجه تلفن فقط دو نمونه کوچک از زیرکی این سرباز گمنام امام زمان است که در سال 1362 توسط ضد انقلاب به شهادت رسید. به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان (خانوادۀ شهدای ترور کشور)، شهید «عباس ستارهلَر» از جمله سربازان گمنام امام زمان است که سال ۱۳۶۲ در شهرستان مهاباد توسط ضد انقلاب ترور و به شهادت رسیده است. دو تن از همرزمان این شهید به بیان خاطراتی از ماجراهایی اطلاعاتی او
حامیان تروریسم مدعی حقوقبشر شدهاند در جنگ ایران و عراق، قسمت اعظم خسارات جنگ متوجه مناطق کردنشین و اورامینشین غرب بود. گروهکهای تروریستی کومله و دمکرات و منافقین در دفاع از بعثیون میگفتند: «صدامحسین به ما وابسته است. ما باعث شدهایم که 20000 شاید هم 200000 سرباز ایرانی در جبهه، کمتر علیه صدام وارد جنگ بشوند؛ چون آن سربازها در کردستان مستقر شدهاند، عملاً توان نظام جمهوری اسلامی پایین آمده است.» کارنامه این وطنفروشان و مزدوران سازمانهای