روایت تشییع پیکر کوچک‌ترین شهید حادثه تروریستی اهواز

TAAhaeghdamii

حالا دیگر محمدطاها را همه می‌شناسند، کودک ۴ ساله‌ای که در حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح اهواز به شهادت رسید. در مراسم تشییع پیکرش در اصفهان، پدر شهید محمدطاها اقدامی در میان جمعیت بود، با لباس نظامی‌اش روی صحنه اجرا آمد، به تابوتی که جسم پسرش را در بغل گرفته بود ادای احترام کرد و با «جانم به فدایتان ای رهبر بزرگ و مردم عزیز ایران» صحبتش را شروع کرد.

درحالی‌که اشک در چشمانش حلقه زده بود، بغض خود را فرو می‌خورد و گفت: مردم عزیز اهواز، خوزستان، اصفهان، ایران و مردم کشورهای نیجریه، لبنان، آفریقا و یمن که پسرم حتی نمی‌دانست کجا هست و برای پسرم عزاداری کردید، من به فدای شما شوم.

در اهواز برای پسرم مراسم عزاداری برپا شد و مادرمحمدطاها در بیمارستان بود؛ اما همه مادران فریاد می‌زدند «من مادرتم» و مانند شما بر پیکر فرزندم اشک می‌ریختند.

او درحالی‌که به حال پسرش غبطه می‌خورد گفت: این وظیفه من بود! فقط به خودم می‌گویم چرا جای او نبودم؟

سعدالله اقدامی با اشاره به خاطرات شب قبل از شهادت فرزندش بیان کرد: شب قبل از رژه در مراسم عزاداری امام حسین(ع) شرکت کردم و پسرم برای اولین بار با همان زبان کودکی‌اش بلند بلند لبیک یا حسین(ع) می‌گفت.

در کمتر از ۱۲ ساعت جواب لبیک یا حسینش(ع) را گرفت

وی افزود: در مسیر برگشت سرش را از پنجره ماشین بیرون برده بود و به ماشین‌های دیگر لبیک یا حسین(ع) می‌گفت و آن‌ها جوابش را می‌دادند، نمی‌دانستم امام حسین(ع) در کمتر از ۱۲ ساعت جواب لبیک او را می‌دهد.

اقدامی ادامه داد: همان شب در گوشه خانه چادری برد و بین دو مبل، خانه‌ای کوچک درست کرد و کیک و آب میوه نذری سیدالشهدا(ع) را در آن برد و به من گفت: «بابا اتاق درست کردم، بیا مهمونی من می‌خوام به تو نذری بدم.»

قصه‌ای از زبان محمدطاها برای پدر

درحالی‌که بغض پدر محمدطاها ترکید و اشک بر گونه‌هایش جاری شده بود، گفت: دو سال بود که اتاق محمدطاها را جدا کرده‌ بودیم و همه شب‌ها تنها می‌خوابید.

وی بیان کرد: آن شب از من خواست در همان خانه نیم متری کنارش بخوابم، از او پرسیدم می‌خواهی برایت قصه بگویم که گفت نه من برای تو قصه می‌گویم، دستانش را دور گردنم حلقه کرد و برایم قصه خواند و کنار هم خوابیدیم.

می‌خواهم بدانم مرگ شیرین‌تر از بستنی است؟

وی با وجود اینکه سعی می‌کرد درمقابل تابوت فرزندش محکم بایستد تا کمرِ خمیده از داغ فرزندش، دشمن شادش نکند، تصریح کرد: دو شب قبل از این اتفاقات محمدطاها حرفی زد که جگرم را کباب می‌کند، به من گفت می‌خواهم مرگ را بچشم تا بفهمم چه مزه‌ای می‌دهد.

او گفت: بستنی خوراکی مورد علاقه‌اش بود و می‌گفت می‌خواهم بدانم مرگ شیرین‌تر از بستنی است؟

خواسته پدر محمدطاها

وی با محکوم کردن این اقدام بزدلانه تروریستی گفت: سربازی دختر و همسر و پسر من را که تیر خورده بودند از وسط مهلکه نجات داد آن وقت آن مفتی نفهم توییت می‌زنند که باید آن سرباز را اعدام کرد.

پدر محمدطاها تصریح کرد: من آن سرباز ارتشی و دیگر سربازهای سپاه و نیروی انتظامی که اعضای خانواده‌ام را نجات دادند و عکاسان آن صحنه‌ها را، پیدا کردم و در آغوش کشیدم؛ اما نتوانستم آن ستوان دوم سپاهی که محمدطاها را در بغل گرفته تا او را به آمبولانس برساند و از چهره‌اش پیداست که در دلش چه می‌گذرد، پیدا نکردم.

وی افزود: اکنون تنها خواسته‌ام این است که هرکس او را می‌شناسند مرا پیشش ببرد یا به او بگوید که پیش من بیاید تا بتوانم او را در آغوش بگیرم.

هنوز صحبت‌های پدر محمدطاها تمام نشده بود که پارچه‌ای سفید را بیرون آورد و درحالی‌که به شرافت نظامی‌اش قسم می‌خورد که حاضر است برای این خاک و این نظام جانش را بدهد، تکه پارچه‌ای آبی رنگ از آن بیرون آورد.

 شلوار محمدطاها بود که در دست پدر جای گرفته بود، پدر اشک می‌ریخت و با انگشت جای گلوله‌هایی که بدن پاره‌تنش را سوراخ کرده بود، نشان می‌داد.

پدر شهید محمدطاها از اقوامش خواسته بود تا همسر و دخترش را از محل مراسم ببرند تا شاهد این صحنه‌ها نباشد و داغ دلش نمک اندود نشود و درحالیکه اشک می‌ریخت، گفت: این لباس‌ها که آثار جنایت است را نگه داشتم که بگویم من فقط منتظر یک لبیکم.

وی ادامه داد: ای رهبر عزیزتر از جانم! من حاضرم جانم را فدا کنم، دیگر تحمل این بی‌ادبی‌ها و بی‌حرمتی‌ها را ندارم، فرمان ده.

اقدامی بیان کرد: من یک ارتشی‌ام و دو برادرم در سپاه و نیروی انتظامی مشغول به خدمت هستند و به نمایندگی از ارتش، سپاه و ناجا قسم می‌خورم که آماده جانفشانی هستم.

پدر محمدطاها می‌گفت: روز اولی که پیکر فرزندم را در تابوت گذاشتم به او گفتم محمدطاهای ۴ ساله من پیش علی اصغر امام حسین(ع) می‌روی، از تو می‌خواهم برای هرکسی که قدمی در راه نجات تو برداشت و برای هرکسی در هرکجای این جهان بر غم تو اشک ریخت، شفاعت کنی.

تابوت محمدطاها بر دوش مردم قرار گرفت و ندای «لبیک یاحسین(ع)» و «بِأیِ ذَنبٍ قُتلت» طنین‌انداز شد.

منبع: تسنیم

بیشتر بخوانید:

پیکر شهید حجت‌الاسلام افچنگی در سبزوار تشییع شد

گوشمالی سختی به تروریست‌ها خواهیم داد


نظر (0)

There are no comments posted here yet

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
مهر 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25