مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد29 من احمد صبوحی هستم بچه ایرانشهر بخش اسپکه. در دبی مشغول کار بودم که یکی از رفیق هایم تلفن کرد و گفت که بیا، ما می رویم خارج، کشورهای اروپایی. با رابط های سازمان تماس داشتیم، بعد از آنجا ما را آوردند عراق و گفتند شما 6 ماه توی عراق هستید و بعد از 6 ماه شما را می فرستیم به خارج. آمدیم آنجا، توی سازمان که آمدیم، دیدیم نه، خبری از خارج نیست. بعد دیدیم که لباسهایمان را عوض کردند و به زور لباس تنمان کردند. برخوردهایشان طور دیگری بود. دیگر حرف برگشت نداشتیم و باید با آنها کنار می آمدیم تا روزی که یک
« ميزگرد تروريسم و تأثيرات آن بر روابط كار » قربانيان اقدامات ضد بشري مجاهدين خواستار محاكمه رهبران اين گـروه شدند. شماري از قربانيان اقدامات ضد بشري گروه تروريستي مجاهدین و خانوادههاي آنان خواستار محاكمه رهبران اين گروه به خاطر نقض مكرر آزادي و حقوق انسانها، نقض حقوق كارگران زحمتكش و برپايي محيطي از بهره كشي و ستم شدند. 9 تن از افراد جدا شده از گروه مجاهدين و قربانيان اقدامات ضد بشري اين گروه كه با هدف يافتن كار در خارج فريب مجاهدين را خورده بودند، عصر چهارشنبه با حضور در ميزگرد خبري بررسي
پیشنهاد برای یافتن ملوانان بنگلادشی روزنامه خراسان با انتشار گزارشی با موضوع ملوانان بنگلادشی در دام قاچاقچیان انسان ، نوشته است : سرنوشت 9 ملوان بنگلادشی با شکایت یکی از آنها پیچیده تر شد. هفته گذشته ده ملوان بنگلادشی از یک شرکت کاریابی از طریق مرز هوایی از دبی به تهران آمدند تا برای کار در یک کشتی به بندر عباس بروند،میزبان آنها را در اتاقکهای هتل مرمر اسکان داد تا روز شنبه به بندر عباس بروند ولی همه آنها عصر روز پنج شنبه از هتل محل اقامت خارج شدند و دیگر هم بازنگشتند. به همین دلیل مسئول
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد28 من محمد عراقی هستم بچه شاهین دژ در فروردین سال 81 در چابهار مشغول کار بودم که با یک هوادار سازمان به اسم عبد الماجد آشنا شدم و به اسم کار کردن در امارات که آدم فنی می خواهد - من فنی کار هستم، تأسیساتی هستم - گفت آنجا پول خوبی می دهند. وضعیت مالی من هم خوب نبود حتی گاهی اوقات در 24 ساعت یک وعده غذا هم نمی توانستم بخورم. من را با این بهانه به پاکستان کشاند. در پاکستان به من گفتند مجاهدین و فلان... من جا خوردم. گفتم مجاهدین چی؟ من آمدم برای کار کردن! من بچه دارم، زن دارم و ...
قربانى خشونت كور مجيد شريف واقفى در مهرماه سال ۱۳۲۷ متولد شد و در۱۶ ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۴ توسط همرزمانش به شهادت رسيد. استعداد فوق العاده اى داشت به طورى كه تحصيلاتش را از كلاس دوم شروع كرد و در تمام دوران تحصيل شاگرد ممتاز بود. به مطالعه و كتاب خيلى علاقه داشت و دوران دبيرستانش را با احراز رتبه سوم در مسابقه معلومات عمومى سراسر كشور و نيز كسب معدل ۹۷/۱۹ در رشته رياضى به پايان رساند. گرچه معمولاً كسانى كه اهل درس و مطالعه اند چندان توجهى به محيط پيرامونشان ندارند، مجيد نسبت به محيط جامعه و دردهاى
«نگاهی به گزارش دیده بان حقوق بشر درباره مجاهدین» سازمان دیده بان حقوق بشر که مقر آن در نیویورک است ، گزارشی در مورد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین منتشر نموده است . موضوع این گزارش صرفاً برخورد خشونت آمیز سران این گروه با اعضایی که خواهان جدایی هستند را در بر می گیرد و مطلقاً ، موارد و مصادیق گوناگون نقض حقوق بشر از سوی سازمان مجاهدین را نادیده می گیرد. دیده بان حقوق بشر ، اعلام می کند : "موارد نقض حقوق بشر که توسط رهبری سازمان علیه اعضای ناراضی اعمال شده است ، شامل
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد27 من محمدرضا پورشعبانی هستم از طریق برادرم که در عراق بود، طی یک تماس تلفنی و آن وعده و وعیدهایی که برای خارج داده بودند، در سال 80 از مرز ترکیه به عراق منتقل شدم. بعد از چند وقت که توی قرارگاه اشرف بودم، دیدم تمام مناسباتشان دروغ و کشک و پوشال است و خواستم برگردم، ولی راه برگشتی وجود نداشت، چون باید دو سال در خروجی خود سازمان می ماندیم و بعد هم می دادنت تحویل عراق و اینکه عراق کی تحویل می داد به ایران معلوم نبود، بعضی ها می گفتند باید تا چند سال توی زندان ابوغریب عراق بمانیم.
« قلعه ی الموت رجوی » نامه و شعری از حمید رضا گوهری از همدان در مورد فرقه رجوی تاریخ باید قضاوت کند .فرقه ای که برای تصاحب ایران زمین دست به هر جنایت و خیانتی می زند .فرقه ای که صورت دهشتناک خود را زیر نقاب مخفی کرده است و با نام اسلام از هیچ جنایتی فروگذار نیست .با یک ایدئولوژی آمیخته ای از اسلام و مارکسیست .هر جنایتی را به نام خلق قهرمان ایران انجام می دهند ولی رجوی بارها و بارها در نشست های خود به ملت ایران توهین کرده است ، مخصوصاً به قشر روشنفکر جامعه ؛ که چرا با سازمان منافقین همکاری نمی کنند وچرا ملت ایران
ایران ، روح یک جهان بی روح متن حاضر گفتگویی است میان میشل فوکو و خانم کلربری یر و پی یر بلانشه که خبرنگار روزنامه لیبراسیون در ایران بودند و در سال 1979 کتابی به نام ایران انقلاب برای خدا را به چاپ رساندند که گفتگوی حاضر نیز در این همین کتاب آمده است . * * * * * * * کلر بری یر : آیا می توانم با ساده ترین پرسش آغاز کنم ؟ من هم مثل تو و دیگران مجذوب آنچه در ایران روی داده شدم ، چرا ؟ میشل فوکو : من ترجیح می دهم که اکنون به پرسش دیگری بپردازیم که شاید اهمیت کمتری داشته باشد ، اما می
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد26 من محمداکرم ابرکار، بچه سرباز هستم. سال 81 از امارات به سازمان رفتم. نزدیک به یک سال داخل سازمان بودم. آدمهایی که داخل سازمان بودند خیلی با ما بد رفتار کردند و هر کار دلشان می خواست با ما می کردند. داخل سازمان کارهایی می کنند که دست به خودکشی بزنی، دست به کارهای دیگر بزنی، واقعاً این سازمان بود که همه جوانها را می کشید طرف خودش به بهانه کار و زندگی و ... بعد از یک سال زمانی که از جنگ برگشتیم با سازمان اختلاف پیدا کردم، بعد از نزدیک یک سال از سازمان جدا