قاتلان 17000 ایرانی بیگناه، قطعا باید مجازات میشدند علیاکبر رائفیپور یکی دیگر از سخنرانانی است که در این ایام به ماجرای 67 پرداخته و پاسخ قاطعی در دفاع از اقدامات جمهوری اسلامی داده است. در ادامه متن کامل یکی از سخنرانیهای وی دراینباره ارائه شده است که در بحبوحۀ انتخابات ریاستجمهوری ایراد شده و هشدارهای مهمی را متذکر میشوند. الان بحثی مطرح است که روش برخورد آمریکا بعد از برجام با ایران چگونه خواهد بود. در اینکه در دولت ترامپ بنا بر این
مردم از مجازات جنایتکاران در 38 سال گذشته راضیاند یکی از اهداف دشمنان از طرح وقایع دهه شصت در ایران آن هم به سبکی وارونه و غرض آلود، فقط پرداختن به یک موضوع و رویداد خاص نیست بلکه هدف زیر سؤال بردن مدیریت 38ساله کارگزاران جمهوری اسلامی و در نهایت نامشروع قلمداد کردن کلیت نظام است. بر اهل سیاست پوشیده نیست که دشمن برخلاف منتقدان دلسوز که فقط اشکال در یک بخش، سیاست یا مصوبات قانونی را گوشزد مینمایند و آن هم در جهت اصلاح و انگیزههای دلسوزانه، هدفش حتی از زیر سؤال بردن یک بخش یا یک سیاست خاص، نه به جهت اصلاح بلکه با نیت تخریب کلیت نظام و
حضور داعش در ایران؛ لزوم تقویت دیپلماسی چندجانبه و تشدید عملیات میدانی روز چهارشنبه هفته گذشته وقوع حملات تروریستی گروه تکفیری داعش در ایران در محل مجلس شورای اسلامی و مرقد مطهر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، که 17 شهید و بیش از 50 زخمی بر جای گذاشته است، کشور را به شوک فرو برد. با توجه به اینکه این حوادث در نوع خود بینظیر بوده و تاکنون شاهد چنین عملیاتی از سوی این گروه تروریستی در قلب پایتخت ایران نبودهایم، حادثه اخیر اهمیت فراوانی مییابد. در همین ارتباط، نگاهی به روند تحولات و اظهارات
پرونده حقوقبشر جمهوری اسلامی سفید است چند سال قبل که خبرنگاری از مریم رجوی پرسیده بود شما در ایران ترورهایی انجام دادهاید، با فرار از پاسخگویی و اشارهای گذرا پاسخ داده بود که آنها مربوط به قرن قبل بوده است! پیشتر و در دهه نود نیز هنگامی که گزارش وزارت خارجه آمریکا درباره گروهک تروریستی منافقین منتشر شد و در آن اشاره شده بود که این گروه برخی افراد آمریکایی را ترور کرده است، منافقین کتابی در رد این موضوع نوشتند و هنگامی که به نشریات آنها استناد شد، با جمع آوری آن نشریات از اساس منکر آن شدند، تا آنجا که اکنون دیگر کسی نشانی از
تروریـسم در تهران؛ از 17خرداد96 تا 7تیـر60 دو روز گذشته که اخبار حوادث تروریستی تهران لحظه به لحظه انتشار می یافت، میشد به وضوح احساس نگرانی را در واکنش های مردم به این حوادث مشاهده کرد. بیم از آن که ایران نیز به جرگه کشورهایی بپیوندد که شهرها و مراکز حساس شان هرازگاه در معرض حوادث تروریستی است؛ از کابل و هرات تا لندن و منچستر. این نگرانی ها در حالی در ذهن و زبان مردم جریان می یافت که کشور درگیر جنگی فرساینده و تمام عیار با هیچ همسایه نابکاری نیست و نیروهای امنیتی، انتظامی و نظامی می توانند با تمرکز بر فعالیت های گروه های تروریستی،
روزهای پرمخاطره و بیهویتی و بیتابعیتی تروریسم در یک هفته گذشته شاهد اقدامات تروریستی در پهنای جغرافیایی خاورمیانه و اروپا بودهایم. اقدام تروریستی بسیار هولناک در کابل افغانستان و کشته و زخمی شدن بسیاری از مردم یک روی سکه و حمله تروریستی در لندن و تیراندازی تروریستی در فرانسه روی دیگر سکه بازی تروریسم است. در این میان سوالی که به ذهن متبادر میشود این است که عکسالعمل تروریسم نسبت به چیست؟ اگر تکهتکههای پازل سیاست بازیهای ابرقدرت را در کنار هم بچینیم به این نقطه از حال میرسیم که این تحرکات تروریستی برای چیست؟
داعش در تهران؛ گرگهای تنها یا شبکه سازمانیافته حادثه تروریستی دیروز تهران در مجلس شورای اسلامی و حرم امام خمینی (ره)، بالاخره پایان یافت تا پس از حجم انبوه اخبار درست و نادرست منتشر شده در بحبوحه حادثه، اینک نوبت به تحلیل گران برسد تا با آرامش، ابعاد مختلف این حادثه بی سابقه در ایران را بررسی کنند. حمایت آشکار عربستان سعودی از گروه های افراطی و تروریستی در منطقه، رقابت و دشمنی آن با تهران و اظهارات تند مقامات آن که اخیرا تهدید به کشاندن جنگ به داخل ایران کرده بودند، به طور طبیعی میتوانست انگشت ها را در داخل ایران، از همان نخستین لحظات
تروریستها چگونه وارد مجلس شدند؟ حدود ساعت 10 و 30 دقیقه صبح امروز بود که دو گروه تروریستی در اقدامی غافلگیرکننده دو نقطه مهم و حساس کشور یعنی مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر امام راحل را مورد حمله تروریستی قرار دادند. در جریان این عملیاتهای تروریستی ابتدا یک گروه تروریستی وارد ساختمان مجلس شدند و تعدادی از ماموران محافظ مجلس را به ضرب گلوله به شهادت رساندند. تروریستهایی که به مجلس حمله کرده بودند 4 مرد بودند که از درب مراجعهکنندگان مردمی دیدار با نمایندگان مجلس که به درب شرقی معروف است،
چرا دهه شصت مظلوم است؟ رهبر حکیم انقلاب در مراسم بیستوهشتمین سالگرد رحلت امامخمینی(رحمهالله علیه) از تعبیری رونمایی کردند که مورد توجه بسیاری از صاحبنظران قرار گفت و آن این بود که نباید جای شهید و جلاد عوض بشود. ایشان در بخشی از بیاناتشان فرمودند: «دهه ۶۰، دهه اول پیروزی انقلاب و حیات با برکت امام(ره)، دههای مظلوم است... و اخیرا توسط برخی از صاحبان بلندگوها مورد تهاجم قرار گرفته است.» رهبری انقلاب در ادامه افزودند: «دهه ۶۰، دهه آزمونهای بزرگ و خشنترین تروریست ضد ملت ایران است، که شخصیتهایی مثل شهید مطهری و
استفاده ابزاری تروریستها از لیبرالها و سادهلوحان یکی از شگردهای منافقین برای پیشبرد اهداف پلید خود، در همان دهه 60 نفوذ و نزدیک شدن به شخصیتها و مراکز نظام بود که یا مانند واقعه 7 تیر و 8 شهریور مسئولان را ترور میکردند یا با تحریف واقعیتها و فریب برخی سادهلوحان و نفوذپذیران مانند مرحوم منتظری از زبان او ادعاهای کاذب خود علیه نظام را مطرح میکردند. اجتماع بزرگ مردمی در سالروز رحلت امام خمینی(ره) در چهاردهم خرداد، یکی از فرصتهایی است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی،
ارزش جان انسانها در ترازوی رسانهها حقیقت تلخی است که در جهان امروز رسانهها برای جان انسانها قیمتگذاری میکنند و بر اساس بالا و پایینِ قیمتی که میدهند خبر مخابره میکنند و تحلیل ارائه میدهند. برای همین است که اخبار مربوط به بیماری سگ فلان بازیگر هالیوود یا آسیبدیدگی پای بهمان ستارۀ فوتبال انگلیس بیشتر از کشتهشدن هزاران انسان در آسیا و آفریقا ارزش دارد. مقایسه کنید اخبار مربوط به کشتهشدن ندا آقاسلطان در سال 88 را با اخبار ترور چهار دانشمند هستهای
وقتی جلاد در جایگاه مدعی مینشیند! گروهک تروریستی منافقین پس از سقوط صدام و خلع سلاحشدن از سوی آمریکا تلاش کرد تا ردای نظامیگری و مبارزۀ مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی را از تن به در کند و قبای یک اپوزیسیون سیاسی را بر دوش اندازد. از این رو تلاش کرد تا در مرحلۀ اول با تغییر رأس گروهکشان از مسعود رجوی که نماد خشونت و وحشت منافقین بود به مریم رجوی که در قامت یک زن میتواند نماد مبارزۀ سیاسی و غیرنظامی باشد، وجهه خود را تلطیف نماید. اما مسئلۀ مهمتری که این گروهک برای آن تلاشکرده و میکند، به حاشیهبردن گذشتهشان در ایجاد آشوب
انزوای ریاض در نمایش کمیک مبارزه با تروریسم فروپاشی جبهه عربی که ریاض علیه تهران تشکیل داده بود، بار دیگر نشان داد که تلاشهای شعاری و مصنوعی برای آنچه تروریسم خوانده می شود، نمی تواند تغییری در وضع جهان در مواجهه با تروریست های واقعی ایجاد کند. عربستان سعودی سالهاست که تلاش دارد با تغییر معنای تروریسم، جنبش های مردمی در جهان عرب را مصداق تروریسم دانسته و با ایجاد جنگ هایی بی نتیجه علیه ملت های مختلف، خود را در خط مقدم جبهه مقابله با تروریسم نشان دهد. جالب اینجاست که کشورهای غربی نیز با اعتماد به
آمریکا، صدای پای شکستی تازه آنچه این روزها در منطقه میگذرد در واقع تست موفقیت و عدم موفقیت آمریکا است. اجلاسی نسبتا بزرگ در ریاض، اقدام به ایجاد منطقه بزرگی برای کنترل روند امنیتی عراق و سوریه و هشدارهایی به منظور وادار کردن ایران به عقبنشینی از موقعیت منطقهای خود، اینها بخشهای اصلی سنجش میزان قدرت و توانایی آمریکا در اعمال آن است. پیش از ترامپ، اوباما سیاست سالهای 2000 تا 2007 آمریکا را بازخوانی کرده بود و متوجه شده بود که راهبرد «مدیریت تحولات» به نتیجه نمیرسد و از این رو سیاست همراهی با تحولات و «شرکت در
امام خمینی(ره) و لزوم برخورد قاطع با منافقین یکی از آسیبها و تهدیدات هر جریان فکری، سیاسی و اجتماعی، عناصری هستند که در درون آن نفوذ دارند و حرکتی تخریبی را از داخل سازمان میدهند. گاه لطماتی که از این حیث به جریانها و تشکلها وارد میشود، بسیار سنگینتر و کاراتر از ضرباتی است که دشمنان رودررو و آشکار وارد میآورند. بیجهت نیست که همه کشورها و در میدان جنگها، سران قوم نسبت به ستون پنجم حساسیت ویژه دارند و تلاش فراوان میکنند در جبهه مقابل نفوذ پیدا کنند، ضمن اینکه مانع چنین کاری در مورد خودشان