تا پیش از شکلگیری گروهک تروریستی داعش، در حوزه رسانه، هیچگروهی بهاندازه «جماعت توحید و جهاد» که ابومصعب الزرقاوی تاسیس کرده بود، با خشونت مانوس نبود. آنها با هدف ایجاد رعب و ترس سر میبریدند و فیلم آن را نیز در سایتهای مختلف بارگذاری میکردند. با خارج شدن هر سایت، فیلمهای جنایات زرقاوی روی چندین سایت دیگر بارگذاری میشد. زرقاوی در سال 2006 کشته شد، اما راهی را که او طی کرده بود، چند سال بعد داعش ادامه داد. با توسعه ارتباطات و شکلگیری شبکههای اجتماعی، داعش زودتر از آنچه تصور میشد، در دنیا شناخته شد. بخشی از پیشرویهای داعش در سوریه و عراق وابسته به استفاده از نیروهای باسابقه و توانمند در حوزه رسانه و بهرهگیری از خشونت و کارگردانی خشونت در ویدئوهای منتشر شده بود. درباره کارکرد رسانه برای گروهکهای تروریستی و بهویژه داعش با دکتر یاسر قزوینیحائری، عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران گفتوگو کردیم. او در چند سالگذشته بهطور خاص روی فعالیت رسانهای گروهکهای تروریستی و بهویژه داعش تمرکز کرده و بههمین دلیل در فیلم «بهوقت شام» مشاور ابراهیم حاتمیکیا در امور داعش بود. قزوینی در این فیلم به مساله کارگردانی خشونت توجه جدی کرده بود و در گفتوگو با «فرهیختگان» این مساله را نقطه تمایز داعش با سایر گروهها دانست. متن گفتوگو با این استاد دانشگاه درباره کارکرد رسانه در گروههای تروریستی را در ادامه میخوانید.
رصد فعالیت گروههای تروریستی نشان میدهد که آنها از تجربیات یکدیگر استفاده و رشد میکنند. در حوزه رسانه هم قطعا آنها چنین میکنند. میدانیم داعش بود که تا این حد به رسانه وزن داد. آیا اگر یک گروه تروریستی دیگر شکل بگیرد، این تجربه را یک مرحله بالاتر خواهد برد؟ تجربه رسانهای داعش یک مرحله بالاتر از ابومصعب الزرقاوی، رهبر القاعده عراق است که سر قربانیانش را میبرید و فیلم آن را در سایتهای مختلف بارگذاری میکرد. اساسا فعالیت رسانهای در گروههای جهادی از کجا شکل گرفت؟ آیا این حرکت از القاعده یا طالبان شروع شد؟
شاید بحث تاریخبردار نباشد، چراکه بحث وجودی است. رسانه با هدف انتقال پیام در گروههای جهادی وقتی شکل گرفت که احساس کردند دشمنان یا طرف مقابل میخواهد آنها یا فعالیت آنها را نادیده بگیرد. فارغ از ایدئولوژی و جهت گیری انسانی به لحاظ تکنیکی این نگاه وجود داشت به همین دلیل چهبسا ناخودآگاه به این سمتی رفتند که از رسانه استفاده کنند، مثلا حزبالله لبنان نیز همینطور سمت رسانه رفت. حزبالله امروز چندان به رسانهاش (المنار) کاری ندارد ، ولی روزی که حزبالله یک گروه جهادی صرف بود، آقای شیخ نعیم قاسم [معاون حزبالله] میگفت انتشار فیلم عملیات برای ما مهمتر از خود عملیات است. در آن زمان طرف مقابل میخواست او (حزبالله) را نادیده بگیرد و حزبالله میخواست این هویت را به نمایش بگذارد. من در مقالهای این را مطرح کردم که همیشه ذهنیتسازی مهمتر از عینیت است، یعنی بالاخره این عینیت هم در ذهن میرود و باید یک ذهنیتی باشد. مثالی بزنم، عربستان چندسال قبل اعلام کرد 45 نفر از جمله شیخ نمر، رهبر شیعیان شرق عربستان را اعدام کرده است. شما نه پیکر ایشان و نه فیلمی از اعدام میبینید. عربستان پیکر اعدامیها را هم به خانواده آنها نداد، بنابراین از زاویه عینیت، ما جز خبری که از رسانههای رسمی و از سوی دستگاه امنیتی عربستان منتشر شد، با چیزی مواجه نیستیم. بهنظرم این اعدام را عربستان انجام داد تا خبرش را به دنیا مخابره کند. درواقع براساس دوگانه عینیت و ذهنیت، خبر این اعدامها برای ایجاد «ذهنیت» بیش از «عینیت» خود اعدام مورد نظر عربستان است. ایجاد ذهنیت، اعلام وجود و بهدنبال آن شکل دادن به هویت، دیگریسازی و ایجاد همبستگی درونی از اهمیت زیادی مخصوصا برای گروههایی که ظهور و بروز بیرونی چندانی ندارند، برخوردار است. برای گروههای جهادی رسانه تئوریزه شده است، بهعنوان نمونه نقلی است از پیامبر(ص) که به یک شاعر میگوید مکیان را هجو کن که هر هجو تو از صد تیر برای آنها بدتر است. اگر بخواهیم به سابقه اشاره کنیم، تقریبا از دهه 80 که جنگ با شوروی در افغانستان شروع میشود، گروههای رسانهای برای ثبت و ضبط اخبار شکل میگیرند. در آن زمان دوربین و فیلمبرداری خیلی زیاد نبود و بیشتر کار رسانهای در قالب مجلات شکل میگرفت. هر گروه مجلاتی داشت، ولی کم و بیش فیلمبرداری هم بود، مثلا از حج عبدالله عزام [که در افغانستان با شوروی میجنگید] هم فیلم دارند. [او معلم اسامه بنلادن بود و اسامه به تشویق او برای جهاد به افغانستان رفت.] راشهای خیلی زیادی از جنگهای آن دوره بهجا مانده است. از یک کسی مثل خطاب [رهبر مجاهدان عرب در قفقاز] که اول در افغانستان بود، بعد به داغستان و سپس چچن رفت، هم فیلم بسیار است. او یک سوپراستار جنگجو است که هوادارانی دارد. از این فرد، یک فیلم دوساعته ساختند که گویی از لحظهبهلحظه حضورش فیلم دارند. او در کودکی به افغانستان رفته است، با این حال فیلمهای مختلفی از حضورش در افغانستان، داغستان، تاجیکستان و چچن دارند. این را با تصاویر و فیلمهای بهجا مانده از فرماندهان خودمان مقایسه کنید. آیا واقعا اینقدر راش داریم؟ ما حسرت میخوریم که طنین صدای برخی فرماندهان خودمان را گوش کنیم، ولی صوتی نداریم. حاجقاسم باید شهید شود تا از او سخنرانی بگذارند. نمیدانم شما با صدای شهید زینالدین آشنایی دارید؟ ولی مثلا طنین صدای عبدالله عزام در گوش من است. صدای ابومحمد عدنانی [سخنگوی رسمی داعش] و زرقاوی در گوش من هست. شما طنین صدای شهید آوینی در گوشتان است، ولی خیلی از فرماندهها نه. آقای مهدویان در «ایستاده در غبار» و هم در کار «آخرین روزهای زمستان» که برای شهید باقری انجام داد، از صوت استفاده کرد. صوت شاید گاهی از تصویر ماندگارتر باشد. بگذریم...
بهنظر میرسد جهادیها از افغانستان کار ضبط را آغاز کردند. میتوانیم بگوییم افغانستان آغاز این کارها بود، در آن دوره چون امکانات کم بود، هرکدام از گروهها مجلاتی داشتند و تلاش میکردند آنها رنگی و پر و پیمان باشند. بین گروهها یک رقابت در رسانه شکل گرفت که باعث میشد گروهها آنطور که شما گفتید از تجربیات هم استفاده کنند و کارشان را جلو ببرند.
در تحولات عراق و سوریه رسانه جدیتر دنبال شد. شما قبلا گفته بودید بخشی از نیروهای اروپایی داعش سالها سابقهکار رسانهای داشتند و فعال رسانه بودند. داعش با چه هدفی بر رسانه تمرکز کرد و اثر این تمرکز چقدر بود؟
اگر بخواهم درمورد داعش چیزی اضافه کنم، باید بگویم آنها جدا از بقیه هستند. البته خیلی شبیه به گروه زرقاوی عمل کردند. القاعده یا جهاد افغانستان هیچوقت از صحنههای خشن آنگونه که زرقاوی نشان داد، فیلم نمیگرفتند. درستیاش را نمیدانم، ولی تحلیل من است که زرقاوی ترکیبی بین تجربه رسانهای در افغانستان، چچن و حتی بوسنیوهرزگوین را درکنار تجربه رسانههای حزب بعث بهکار گرفت.
نخستین سر بریدنها در عراق زمانی رخ داد که هنوز پای آمریکاییها به بغداد نرسیده بود؛ بعثیها سر آنها را میبریدند و فیلم میگرفتند. در دوره بعث، بحث ارعاب و استفاده از رسانه برای ترساندن مردم وجود داشت. بهنظرم این ترکیب در عراق و سوریه شکل گرفت. در جنگ داعش خیلی انتقال پیام تاثیرگذار بود و همین اثر باعث شد موصل یکباره خالی از جمعیت شود یا بحث اسپایکر آنطور رقم بخورد. در کشتار پایگاه هوایی اسپایکر در تکریت عراق، نیروهای داعش بیش از هزار و 700 دانشجوی شیعه دانشگاه این پایگاه را دستهجمعی بهشهادت رساندند، این یعنی شکل دادن به ذهنیت.
پس بخشی از تصرفات داعش ناشی از این بود که طرف روبهرویشان اول در ذهن شکست بخورد و بعد در میدان؟
احسنت! اول در ذهن شکست خوردند؛ جنگ رسانهای. این خیلی مهم است. شما اسم این را بگذارید جنگ رسانهای، جنگ نرم یا بهتعبیر خودشان «حرب العقول». اینها همه وجوه همین قضیه هستند. تمرکز داعش روی این قضیه بیشتر است. پرسشی از مردم میتوان داشت که آیا گروهی به اسم «فیلق الشام» را میشناسید؟ میگویند این گروه چیست؟ ولی بگویید داعش را میشناسید؟ همه دنیا داعش را میشناسند، ولی شاید فیلق الشام از نظر عِده و عُده از داعش بسیار قویتر بود، حداقل الان که هست. شاید در آن دوران هم قویتر بود، زیرا از ترکیه، عربستان و... پول میگرفت. اتفاقا خیلی کارهای رعبآمیز هم انجام داد و حتی با اسرای ایرانی رفتار بسیار بدی داشتند. با این حال کسی اسم این گروه را نشنیده، ولی اسم داعش را شنیدهاند. چرا؟ چون داعش خواسته کاری کند که همه اسمش را بشنوند و موفقیتش در همین است. داعش با تمهیدات رسانهای در اذهان عموم مردم جهان جای گرفت و این خیلی مهم است. در این مسیر رعب هم کمک میکند و درواقع داعش کارتی دارد که هیچکس آن را رو نمیکند. اعدامهای آنگونه و نشان دادن اجساد بدونهیچابایی، چیزهایی است که بهصورت رسمی و با لوگوی رسمی از سوی داعش منتشر میشود؛ هیچکس دیگر این کارت را ندارد. این مزیت نسبی داعش است که باعث میشود بر دیگر گروهها برتری پیدا کند و در ذهنها جای گیرد. تقریبا همه گروهها در جنگ از دوربینهای گوپرو استفاده میکردند. بهنظر من اولین هلیشاتها از عملیاتهای انتحاری، از سوی احرارالشام (جبههالنصره) در فتح ادلب منتشر شد و بعد داعش از آنها استفاده کرد. یادم میآید اولین فیلمهای گوپرو را که اول شخص را نشان میدهد، جبهه النصره استفاده کرد. من اینها را دنبال میکردم، مثلا در تکتیراندازی، ژانری بود که همه گروهها داشتند. داعش ژانر تکتیراندازی خودش را داشت که جذاب بود. شما خودتان را جای کنشگر قرار میدادید و با او همذاتپنداری میکردید و دوست داشتید که تکتیرانداز آن آدم را بزند. در فیلم داعش، تکتیرانداز قصه نداشت و در جایگاه کل مطلق ایستاده بود. جبهه النصره در آن دورهای که نامش تحریرالشام بود، یک فیلم تکتیرانداز درست کرد که قصه داشت. تکتیرانداز را میآورد جلوی دوربین مینشاند که داستان آموزشهایش را بگوید و از برخی قصهها، حتی کرامات، فیلم میگرفت. یکماه بعد داعش چنین فیلمی بیرون داد، یعنی تکتیراندازی با قصه. مطمئنا رسانه بسیار مهم است، زیرا رسانه ذهنها را تغییر میدهد و اگر این تغییر صددرصدی نباشد، بهحدی است که برای آن گروه غنیمت باشد.
عمدتا فعالیت رسانهای طالبان در افغانستان ناظر بر این بود که یک گزارش کار ارائه بدهند که ما هم هستیم، ولی در عراق و سوریه میبینیم تهاجمیتر عمل رسانهای میکنند و هدفشان ترساندن است. در سیستانوبلوچستان هم جز ریگی که جنایت میکرد و فیلم منتشر میکرد، سایر تروریستها مسالهشان ارائه تصویری از قدرتشان است. این شیوه بهکارگیری خشونت، اینبار در گسترش قلمرو بهکار گرفته شد، یعنی رسانه ابزاری برای توسعه یک عملیات است. داعش بهنظر روش دوم را انتخاب کرد که بخشی از فتوحاتش بهجهت ابزار رسانه بود.
البته نمیتوانیم بگوییم طالبان هم کلا در کار گزارش است. خود طالبان دم و دستگاه عریض رسانهای دارد که قابل بررسی است. آنها موسسههای مختلفی دارند، مثلا وظیفه موسسه الاماره طالبان تهیه گزارش است. برخی مثل «الهجره» یا «منبع الجهاد» موسسات دیگری هستند که کارهای مهمی میکنند. البته وظیفهشان ایجاد رعب نیست و عملیاتهای بزرگ طالبان را که علیه پایگاه آمریکایی شکل گرفته، منتشر میکنند. آنها گویا از قبل پلان عملیات را دارند و تمرین میکنند. دوربین دائما همراهشان میآید تا عملیات را انجام دهند. تمرینات آنها خیلی جذاب است. آخر ماهرمضان فیلمی درباره تمرینات و بحثهای ایدئولوژیکشان منتشر کردند.
من میگویم داعش یک مساله دیگر است. این بحث سر بریدن از جایی به اینها چسبید. من معتقدم سر بریدن از بعثیها آمد. البته درهمان دوره، طالبان در فیلمهایش سر بریدن را شروع کرد، چون تحریک طالبان پاکستان و تاحدی هم گروه «شباب المجاهدین» سومالی به داعش خیلی نزدیک است و برخی مقامات بلندپایه طالبان پاکستان نیز به داعش پیوستند. اینها موسسه «الکتائب» دارند که کار رسانهای قوی انجام میدهد و اتفاقا بحث خشونت را تاحدی نشان دادهاند. البته سر بریدن را نشان نمیدادند، ولی بهگونهای چیدمان اجساد را نمایش میدادند. شما در اینجا با کارگردانی خشونت مواجهید. بالاترین حد کارگردانی خشونت را داعش دارد و بعد از آن تحریک طالبان پاکستان و بعدش شباب المجاهدین سومالی دارند. برای سایر گروهها، خشونت مساله نیست و این کارگردانی خشونت است که دو کارکرد دارد؛ یکی شکستن مرزهای ذهنی دشمن و دیگری ایجاد دلگرمی در داخل. ما به ایجاد دلگرمی در داخل کمتر میپردازیم و آن را میبینیم و چهبسا این مهمتر باشد.
در این زمینه برههها متفاوت نیست؟ مثلا زمانی که زرقاوی کشتن شیعیان را آغاز کرد، باعث شد گروهی درمقابل آن دربخش شیعه تولید شود. گروه آقای صدر دربرابر زرقاوی شکل گرفت و گویا بیشتر این راهبرد عربستان سعودی بود برای اینکه ساختار سنی 1400 ساله در عراق مضمحل نشود. عملا عراق با اقدامات زرقاوی و بعد با داعش قطبی شد و این طرف هم بههمان شکل عمل کردند.
همه بحث سر بریدن و خشونت را دارند. اصلا بحث، بحث خشونت نیست. بحث کارگردانی خشونت است خود طالبان فیلمهایی دارد که غیررسمی بیرون میآید و درواقع ضدداعش است. در یک فیلم، طالبان سر یکسری داعشیهای ننگرهار را که سر طالبان را بریدند، میبرد، پس طالبان هم خشونت دارد. اما طالبان این خشونت را قاببندی نکرده و در موسسه رسمیاش برای انتشار نبرده است. حشدالشعبی یا «سرایا السلام» مقتدی صدر که موسسه رسمی و رسانهای دارند، چنین کاری نمیکنند. ما باید مساله را بفهمیم. داعش با عنوان رسمی این کار را میکند، چون آن را مشروع میداند. یکی از مبارزان علیه داعش در عراق آمده گوشت یک داعشی سوخته را مثل کباب ترکی میبرد و میخندد. آن را که با برند موسسه رسمی منتشر نمیکنند، این فیلم موبایلی است، ولی وقتی داعش میخواهد جواب این را بدهد، بالای تصویر لوگوی «ولایت شمال بغداد» را میزند. همین فیلم را آنها جواب دادند. چهارنفر را با لباس نارنجی میآورند و بعد آویزان و کباب میکنند. آیه قرآن هم میخوانند یا مثلا یک پسر را در ولایت حمص، وقتی اعتراف میکند که با تانک روی داعشیها رفته، زیر تانک میاندازند و فیلم را بهصورت رسمی منتشر میکنند و درحین سر بریدن، در بالای تصویر آیه قرآن درحال عبور است.
مساله دیگر اینکه عربستان چقدر مدخلیت داشته، نمیدانم. داعش کارهایی میکند که عربستان اصلا در آن حد نیست. بهنظر من داعش درحال استفاده از تجربه بعث است که زرقاوی هم از آن استفاده میکرد. اتفاقی که با پخش این جنایتها میافتد، چیست؟ تمام توجهات را بهطرف خودش جلب میکند. سال 2004 و 2005 در جنگ فلوجه اول و دوم، وقتی آمریکاییها دنبال زرقاوی بودند و از مردم میپرسیدند شما زرقاوی را میشناسید؟ میگفتند که والله ما زرقاوی را نمیشناسیم. زرقاوی کیست؟ الکی دنبال او آمدید. در آن زمان بهقدری گروههای جهادی زیاد بودند که زرقاوی گروهی در کنار دیگر گروهها بود، شاید حتی ضعیفتر از دیگران بود، چون بین عراقیها نگاه مثبتی به آنها وجود نداشت. زرنگی زرقاوی این بود که وقتی مثلا سر «پیتر برک»، هنرپیشه آمریکایی را برید، فیلم گرفت و قابی که درست کرد، همه مقاومت در آن جا شد و همین شد که همه نگاهها بهسمت گروه زرقاوی رفت. قاب تعمیمبخش است. آنچه از نگاه رسانه های غربی در عراق به مقاومت تعبیر میشد، در زرقاوی خلاصه شد. واقعیت اما این نبود، ولی بقیه گروهها بهحاشیه رفتند. درواقع سایر گروهها مگر آنهایی که کارهای رسانهای میکردند، به حاشیه رفتند. مثلا «جیش رجال طریقه نقشبندیه» از سال 2006 یکسری کارهای رسانهای کرد و توانست جایی برای خودش باز کند. گروه دیگر قناص [تکتیرانداز] بغداد بود که یکسری کار تبلیغاتی میکرد، اما بعد که داعش آمد، با آن کار تبلیغاتی همه گروهها را بهحاشیه راند و خودش تنها گروه موجود شد، چون قاب را دستش گرفت و تمام توجهات را بهطرف خودش جلب کرد. چرا؟ چون به رسانه اهتمام میورزید. هرگروهی که بیشتر به رسانه اهتمام ورزیده، بیشتر در اذهان جای گرفته است.
سایر گروههای جهادی در عراق محلی بودند و مثل زرقاوی داعیه جهانی نداشتند. طبیعتا گروه محلی واکنش محلی هم دارد.
محلی بودند. همین البغدادی گروهی بهنام «جیش سنت و جماعت» داشت. این گروه از همان زمان با وجود اینکه کوچک بود، اما داعیه جهانی داشت. «جیش رجال طریقه نقشبندیه» کاملا محلی بود. «ثوره العشرین» کاملا محلی است و نگاههای وطنی و ملی دارد. میشود گفت اینترناسیونالیستترین گروه، گروه «دولت اسلامی عراق» بود. البته در آن دوران گفتمانها کمی تفاوت داشت، بهعنوان مثال در دورههایی گزارههای شبهملی از این گروهها دیده میشد، اما جهانیترین صدا متعلق به داعش بود، حتی نسبت به القاعده و طالبان هم جهانیتر بود.
شما مشاور فیلم بهوقت شام بودید و مشخص است که تمرکز خاصی روی کارگردانی خشونت داشتید. فرق داعش با بقیه گروهها، تمرکز روی کارگردانی بود. در فیلمهای داعش، شما صدای چاقو کشیدن را هم میشنوید. این کارگردانی بسیار موثر بود.
بله، از افکتها استفاده خاصی میکنند. کارگردانی صوت اینها شاید از کارگردانی تصویر خیلی مهمتر باشد؛ صدای نفسنفس زدنها تاثیر بسیار زیادی دارد. بعضی کارها چندرسانهای است، سرودهایی که فقط برای انفجار ماشین دارند، یعنی صدا و تصویر. انگار این سرود برای آن تصویر درست شده است؛ ماشینی که از جایی حرکت میکند و میرود جایی منفجر میشود با ریتم سرود هماهنگ است. اگر از داعش افکتهای صوتی را بگیرید، تاثیر فیلمها بسیار پایین میآید.
میتوان گفت داعش گروه قدرتمندتری نسبت به سایر گروهها نبود؟ درواقع این ابزار رسانه بود که توجه کشورها را به این گروه جلب کرد و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از آن کردند. حتی جذب نیروی داعش هم بهواسطه همان تصاویر بود. با این شیوه داعش، قدرت اصلی در سوریه شد.
امروز همه میگویند جنگ امروز جنگ رسانهای است و هرکس در رسانه دست بالا را داشته باشد، پیروز است. این ماجرا از دهه 1990 شروع شد. جنگ اول خلیجفارس، آنچیزی نبود که شما در قاب تلویزیون دیدید. امروز هر کسی این را بفهمد، دست بالا را دارد. کاری که داعش انجام میدهد و امروز بعد از دوره شکست هم انجام میدهد، تمرکز روی رسانه برای جذب نیرو و ایجاد سمپات است. یعنی بهجای اینکه از یکسری مرحلههای کلاسیک برای جذب نیرو استفاده کند، فرآیند جذب نیرو را زیر سوال برده و متحول کرده است. میگوید من تمام نیرویم را روی فیلمی میگذارم که قرار است بسازم و توزیع کنم. یعنی در حد اعلی خوب درست میکند و تا پای مرگ درست تولید میکند. برای همین میگوید «انت مجاهد یا اعلامی». یعنی من میروم خوب کشته میشوم تا در دوربین خوب دربیاید. شما روایت فتح را درنظر بگیر. همه میگویند آقا از من فیلم نگیر. اما در روایت داعش همهچیز عوض شده و میگوید من میدانم این دوربین جزء این جهاد است. من میخواهم زیباترین نوع مرگ را داشته باشم که دوربینها قشنگ آن را بگیرند. من میخواهم با ماشین انتحاری بروم ولی یکجوری باید قاب بسته شود تا هم فیلمبردار و هم کسی که در ماشین است به بهترین وجه کشته شود؛ این جزئی از جهاد است. ما این را درک نمیکنیم. این جزئی از جهاد است؛ برای چه؟ برای اینکه این کاری که انجام میشود به حد اعلایی تصویر و بعد توزیع شود. بالاخره از یک میلیون نفری که فیلم را دیدند، هزار نفر هم سمپات شوند، بس است. از این هزار نفر، پنج نفر هم انتحاری شوند، کفایت میکند. بدون اینکه من بدانم او کیست و او بداند من کیستم و فرم عضویت پر کند، عضو میشود. شما ببین دستگاههای اطلاعاتی غرب و اروپا در این قضیه مغفول ماندند. سازوکارهایشان را عوض کردند و گفتند ما با عدهای مواجه هستیم که خط و ربط مستقیمی با داعش ندارند ولی در موبایلهایشان پر از فیلم داعش است. ما براساس آزادی دسترسی به اطلاعات نمیتوانیم این را دستگیر کنیم و میدانیم با داعش ارتباط مستقیمی ندارد اما برای داعش عملیات میکند. داعش یک پیامی میدهد. پیامش جهاد در همه جا و جهاد در همه حال است. میگوید تو در آن واحد میتوانی مجاهد شوی. این پیامی که میفرستد، چیست؟ میگوید در هر دارالکفری شما گرگ تنهایی و بقیه بره تو هستند؛ هرکدام را بکشی به بهشت میروی. این چند گزاره را کنار هم میگذارد، تصویر هم ازش درست میکند و بعد به فرد آلمانی میگوید کافی است چاقو را دربیاری و هر کسی را دیدی، بزنی و بزنی و بزنی تا تو را بزنن. با این کار تو بهترین مجاهد دولت اسلامی شدی و پیامبر(ص) درباره تو روایت گفته است.
داعش درباره آن آدمی که سال 2016 در نیس فرانسه با کامیون آن همه آدم را کشت، چه کار کرده بود؟ درواقع قالب و نه محتوا را صادر کرد. این خیلی مهم است. یعنی همان کاری که هالیوود انجام میدهد. یعنی شیوه جدیدی از ترور را پخش کرد و بعد هم ابومحمد عدنانی [سخنگوی داعش] بیانیه صادر کرد. او گفت ماشینت را سوار شو؛ سوئیچ را بزن و برو. نتوانستی با گلدان قربانی را بزن یا سم بریز در غذایش. تهش میگوید اگر نتوانستی تو صورتش تف بینداز. اگر این کار را هم نکردی، بدان ایمانت خلل دارد. داعش یک طیف وسیعی از گزینههای مختلف را جلوی شما میگذارد که همه این گزینهها بهویژه آن اعلاترین گزینهاش یعنی سوار کامیون شدن، تبدیل به یک شیوه جدید تروریستی میشود که حتی مسیحی علیه مسلمان، سفید علیه سیاه و صوفی علیه بسیج انجام میدهد. این چیز عجیبی است. این در بازی کامپیوتری هم هست. همین ایجاد سمپات میکند. آدمی که در نیس آن کار را کرد، مذهبی نبود و فقط با زن و بچهاش قهر کرده بود. در یک لحظه که آمپر چسباند، به یاد گزینه ابومحمدعدنانی افتاد و عملیات کرد. آنجاست که سوئیچ را روشن میکنی و مردم را زیر میگیری. آن آدم چقدر اعتبار برای داعش کسب کرد؟ با اینکه داعش هیچ هزینهای برای او نکرده بود. از اینجاست که داعش تمرکز خودش را روی رسانه گذاشته و شیوه جدیدی از مبارزه را ارائه داده است. من مقالات مختلفی در آمریکا خواندم که میگویند به ما تهاجم فرهنگی شده است. داعش تهاجم فرهنگی کرده و سلاح هالیوود را از دستش گرفته است.
در بسیاری از فیلمهایی که داعش میگرفت، فضا بهگونهای بود گویی قربانیای که قرار است سرش بریده یا سوزانده شود، توجیه شده یا این مرگ را قبول دارد.
در اینباره چند روایت گفته شده. در فیلم سینمایی «به وقت شام» دیدید که به اینها موادمخدر میزنند. یک فرانسوی بود میگفت بهدلیل اینکه در این فیلمها کارگردانی خشونت مهم است، اینقدر این قربانیها را میبرند و میآورند که قربانی یا خسته میشود یا فکر میکند اینبار هم خبری نیست. مثلا در فیلمی داعشی، سر را میبرد و پرت میکند و سر قشنگ گوشه قاب مینشیند. معلوم است که این صحنه را چندینبار گرفته تا این اتفاق بیفتد. در کارگردانی خشونت، قربانی به استیصالی میرسد که میگوید کار را تمام کن، برویم. چهبسا اینقدر این آمد و شد برای ضبط فیلم عادی میشود که قربانی میگوید امروز که ما را نکشت؛ دیروز هم نکشت و احتمالا فردا هم ما را نمیکشد. تمام فکر و ذکر داعش، درست شدن آن قاب است. من یک اصطلاحی وضع کردم که «بازی گرفتن از قربانی» است. یعنی قربانی بازی میکند و جمله به جمله داعش را میگوید و حتی میمیک صورت و حرکت چشمش بهگونهای است که داعش میخواهد. یکی از بدترین فیلمهای منتشرشده داعش، سوزاندن دو سرباز ترک بود. یکی از سربازان در لحظه آخر جان دادن، گفت «اردوغان من را نجات بده». این بهترین جمله برای داعش بود که امکان داشت آن سرباز در آن قاب بگوید. این فیلم بهقدری ذهنیت مخاطب را متزلزل میکرد که دیدن آن در ترکیه جرم شد. در فیلم، قربانی اگر به اردوغان فحش میداد، بهتر بود. من به این جادو میگویم. چطوری این را درمیآورد که کاملا در خدمت خودش است؟ داعش در دورههای اوجش این کار را میکرد ولی الان واقعا نمیتواند. فیلمهایی که اخیرا درمیآورند اصلا نمیتوانند آن کار را انجام دهند.
محتوا ضعیفتر شده است؟
بله، میتوانیم درباره رسانههایشان هم صحبت کنیم.
میخواهم کمی به عقب برگردم. تصوری که افکار عمومی از رسانه دارد، همان فیلمهایی است که از سر بریدن بیرون آمده. اما میدانیم که رسانه داعش چندین وجه دیگر دارد که ما نمیدانیم. منظور داعش از رسانه چیست و این چه نوعی از رسانه را دربرمیگیرد؟
آنچه ما میبینیم یا در رسانههای دنیا مخابره میشود، همان فیلمهای سر بریدن است. اینها مزیت نسبی داعش است. یک حرف دیگر هم هست. داعش برای اینکه فیلمش را بیشتر ببینند و پیامش را بیشتر ببیند، این کار را انجام میدهد. این مزیت نسبی سر بریدن را انجام میدهد که بقیه حرفش را گوش دهید. چون اگر سر بریدن حذف شود، بهجای چند میلیون نفر، 500 هزار نفر فیلمش را میبینند. داعش شرایطی چیده و کارتی در فیلم برای شما گذاشته که بقیه فیلمش را ببینید. بعد شما میگویید که فیلم جدید داعش آمده است. الان چه چیزی برای ما رو میکند. چه شیوه اعدامی را میبینیم. شما درعینحال پیام او را دریافت میکنید. از خدمات اجتماعی، دعوت، دیگریسازی و مشروعیتزدایی از گروههایی مثل طالبان و القاعده و فیلمهای ضدایران، بحثهای ایدئولوژیک حماسی و شهادت را میبینید.
ما بحثی داریم درباره اینکه چگونه آمریکا با تبدیل دلار به ارز رایج جهان، اقتصاد جهان را در دست گرفته و درواقع درحال صدور حبابهای تورمی خودش به کل جهان است. من چیزهای مختلفی در اینباره دیدهام ولی هیچکدام مثل فیلمی که داعش در اینباره ساخت، قوی و قابلدفاع نبود.
در دوره سر بریدنها، حدود 20درصد از تولیدات داعش در اینباره بود. هر زمانی که داعش خودش را بیشتر در خطر میدید، عملیاتهای خشونتآمیز را توسعه میداد. مثلا در نبردهایی که داعش احساس خطر بیشتری میکرد، فیلمهای رعبانگیزتر بیشتری بیرون میداد. مثلا از ولایت فلوجه و الانبار که بهگونهای وسط جغرافیای داعش بود، فیلم سربریدن خیلی منتشر نمیشد. از ولایاتی که در حاشیه جغرافیای داعش مثل حلب، نینوا و... بودند بیشتر فیلم سربریدن بیرون میآمد. مشخص است که این ارتباط مستقیمی با جغرافیای داعش دارد که چه زمانی احساس ترس میکند و بههمین دلیل این تمهیدات رسانهای خشن را اجرا میکند. هرجا که قدرتش کمتر باشد، برای اینکه ایجاد ذهنیت کند، از سربریدن استفاده میکند.
در حوزه مجلات و رادیو چرا ورود کرد؟ چه دلیلی برای اینها داشت؟ فیلم هم میساختند؟
فیلم داستانی یعنی؟
بله.
نه. او یک فلسفهای دارد. میگوید کار ما اینجا بازی نیست و مستند است. در مستندش میتواند درام کاملا واقعی درآورد. اهتمامش رساندن پیام است. این رساندن پیام باید در یک پکیج تکاملی قرار بگیرد. شما این تکامل را کامل میبینید. مثلا «دابق» مجله انگلیسی داعش است و آنجا بیشتر از ایدئولوژیاش حرف میزند. در عین اینکه کار تکاملی با رسانه تصویریاش انجام میدهد. چطور؟ مثلا عملیات پاریس شکل گرفت. بعد همه دنیا میگفت اینها چه کسانی بودند و چطور آمدند؟ دنیا را مواجه کردند با یک پرسش بزرگ! رسانههای دنیا حرف میزدند که فلانی را گرفتیم و فلانی را زدیم. تا اینکه داعش یک پوستر در مجله دابق منتشر کرد و تصاویر کسانی را که در این عملیات نقش داشتند، منتشر کرد. پس سابقه خبری یا خبر اول را در مجلهاش منتشر میکند و چند هفته بعد فیلم را منتشر میکند. بالاخره تولید فیلم خیلی طول میکشد. ساخت فیلم تاثیرگذار، زمان میبرد. همه کسانی که در عملیات پاریس شرکت کردند، قبلا سر بریده بودند و پیامهای تهدیدآمیز برای پاریس فرستاده بودند. سه هفته بعد از انتشار پوستر در مجله، داعش فیلم منتشر کرد. مجله «النبا» هم هر هفته بیرون میآید. خبرگزاری اعماق هم خبرها را لحظه به لحظه منتشر میکند. همه اینها در یک پکیج رسانهای عمل میکند. احساس را با فیلمهایش برمیانگیزد. عملیات مجلس را نگاه کنید. حین عملیات فیلم مخابره میشود. چقدر این بهلحاظ دست پیشگرفتن نسبت به رسانههای دیگر جهان مهم است. اینکه من اولین خبر را میدهم و خبرسازم و روایت خودم را خودم میکنم. این خیلی مهم است.
در رسانهها داشتن خبر اول –آن هم در این سطح- مهم است.
بله، یعنی من خبرسازم و خودم خبرم را میدهم. عکس و فیلم را هم خودم منتشر میکنم. اگر در لحظات اول اینها منتشر شود، بقیه رسانهها دنبالهرو میشوند. مثلا درباره شهید حججی. تمام آنچیزی که ما منتشر کردیم عکسی بود که داعش مخابره کرد. 6 ماه بعد آن عملیات، شبکه خبر فیلمی ساخت که در این عملیات تنها شهید حججی نبود. فرمانده شهید حججی یعنی حسین قمی که شهید شد از شهید حججی هم مهمتر بود و همانجا هم شهید شد. داعش شما را روایت کرد. شهید حججی را هم داعش روایت کرد، چرا؟ چون او یک پکیجی دارد و میداند خبر چیست. بحث او ایجاد ذهنیت است. حالا این ایجاد ذهنیت از یک خبر یک تصویر یا هر چیز دیگری. یک فیلم خوب هم بخواهد بسازد، وقت میبرد. پس اول خبر و عکسش را میدهد. فیلمش را دو هفته بعد میدهد. این کاملا مشخص است که داعش یک گفتمان رسانهای درست میکند که شما داخلش باشید.
آمریکا برای یافتن مسئول رسانهای داعش جایزه تعیین کرد. این فرد اینقدر مهم است؟ آیا او یک سازمان را برای تولید محتوا مدیریت میکند یا مثل عملیات گرگ تنها، هر کسی هر کار دلش میخواهد میکند؟
اگر این تکامل را با هم ببینیم، مشخص است که سازوکار دارد. مناصر [رسانههای غیررسمی] داعش اجازه ندارد سرخود فیلم منتشر کند. سمپات میتواند تکههایی از فیلمهای رسمی در بیاورد و آنها را به هم بچسباند و سرود روی آن بگذارد. موسسات مناصر سمپات داعش هستند و رسمی نیستند. داعش همیشه میگوید اینها رسمی نیستند و هیچ فیلم اضافی از آنها نمیبینید. مگر اخیرا موسسه منتصر که اسپانیولی است چند فیلم از داعش در اسپانیا منتشر کرد که در جنگل تمرین میکنند. شاید خیلی کم اتفاق بیفتد که موسسات مناصر داعش جدا از قاب رسمی فیلم منتشر کنند. آنها تنها اجازه بازنشر دارند. الان هم مشخص است بخش رسانهای داعش بهشدت افت کرده است. هر دو هفته فیلم بیرون میدهد که قابلمقایسه با فیلمهای دوران اوجش نیست. الان از گوپرو و هلیشات استفاده نمیکند. حتی فیلمهایی که منتشر میکند بیشتر در شب است. قبلا دوربین در شب بیشتری داشتند و الان کمتر دارند.
هفتهنامه النبا هم که هر هفته اخبار را منتشر میکند. رسانه داعش درحالحاضر مثل خودش است و نمیخواهد بیگدار به آب بزند. چند ماه قبل سخنگوی داعش بیانیه داد. سر این بیانیه چه بگیر و ببندی در فضای مجازی حاکم بود. یک هاب بزرگ 12 ساعت کاملا متوقف بود تا بیانیه داعش در آن بارگذاری نشود. بنده بیانیه سخنگوی داعش را در یک گروه خصوصی فرستادم و در همان لحظه دیلیتاکانت شدم. خیلی شدید برخورد میکنند. این تمهیدات جدید علیه داعش است. داعش بیانیههایش را در کانالهای بسیار با تعداد کم نشر و بازنشر میکند تا شناسایی نشود ولی اینقدر شدید مقابله میکنند که من با بازنشر برای گروه معدود خودمان، اکانتم پاک شد. تمام تمهیدات چیده شده تا بساط اینها برچیده شود ولی داعش هم تدابیر خاصی دارد. در یک هاب یک فیلم را فقط با یک عنوان، 50 بار آپلود کرده بودند. داعش 100 بار آپلود میکند، 50 بار فیلم پاک میشود ولی بقیه را نمیتوانند پیدا و حذف کنند. در آپارات ما هم چیزهایی آپلود شده است. آنها با چنگ و دندان کار [بارگذاری فیلم] را میکنند. رسالتش رساندن این پیام است. حتی حاضر هستند در این راه کشته شوند.
سمپاتهای داعش مشخص نیست چه کسانی هستند. در همین بیانیه ابوحمزه قریشی [سخنگوی داعش] به شیعیان گفت که جنگ ما با شما طولانی است. در سرمقاله چند ماه قبل النبا آمده که ما نمیخواهیم کار بزرگی انجام دهیم چون جانمان برای ما مهم است. حتی پولمان برای ما مهم است. ما فقط حمله و فرار میکنیم. رسانهاش هم همین است و میگوید نمیخواهم فیلم بزرگ بسازم. در شرایط فعلی برای داعش خط خبری مهم و یا اینفوگرافی که در مجله منتشر میکند، مهم است. چند هفته قبل گفتند عهد کردیم روزی نباشد که یک شیعه نکشیم. کسی که دقیق موضوع را دنبال کند، متوجه میشود داعش هر هفته یک عملیات انتحاری –آن هم به نوبت- انجام میدهد. یک هفته در عراق و یک هفته در کابل تا اعلام موجودیتش را اثبات کند. حضور داعش الان به اینفوگرافی که در النبا از تعداد کشتهها و ماشینهایی که زده، منتشر میشود، مربوط است. داعش به حداقل اکتفا کرده و هر دو هفته یکبار فیلم منتشر میکند ولی خودش را به آب و آتش نمیزند.
با مرگ رسانههای داعش، خودش هم عملا موجودیت خاصی ندارد.
در به وقت شام هم گفته شد که داعش یک موسسه رسانهای است. خودش هم این را میداند. در تمام گروههای تروریستی، بحث رسانه بسیار مهم است اما داعش تمام تمهیدش روی رسانه است. یعنی او عملیات انجام میدهد که آن را منتشر کند. اگر داعش رسانهاش را از دست بدهد چیزی برایش نمیماند. شما رسانه را در هر جایی میتوانید برپا کنید. یک خبر و پوستر را میتوانی منتشر کنی. داعش هزینههایش را پایین آورده است. یک فشنگ که شلیک میکند، پنج دوربین آن را میگیرد. ولی شما یک موشک میزنید و هیچ دوربینی آن را ثبت نمیکند. شما اجازه میدهی بقیه روایتت کنند. بله سیانان گفت که اینطور عینالاسد را زدند. شما خودت را روایت نمیکنی و نمیدانی این یعنی چه. سیانان گفت حاجقاسم اینطور فرماندهای بود. اصلا چهرهکردن حاجقاسم را آنها انجام دادند، آنها گفتند؛ همهاش آنها. در آن دورهای که حاجقاسم را مطرح کردند، یکسری در گوگلمپ خانه و حسینیه حاجقاسم را نیز تعیین کردند. داعش اصلا به این رسانهها پا نمیدهد. مثلا اینطرف میگوید فلانی را ما گرفتیم. اصلا داعش انگار نه انگار که اینطرف چنین حرفی زده است. اصلا دم به تله نمیدهد و روایت خودش را منتشر میکند. فقط وقتی ابوالحسن مهاجر [سخنگوی داعش] و البغدادی را زدند، تایید کرد و گفت که بله زدند. رسانه داعش دم به تله نمیدهد. هرچند ضعیف، اما روایت خودش را از خودش دارد و حتی از خودش اسطورهشکنی میکند. بهعنوان مثال درباره تحرکات چند وقت قبل داعش در عراق، این گروه در سرمقاله النبا نوشت «اینها از یک تکان ما ترسیدند. یک مجاهد ما با پای برهنه یک کلاش دستش گرفته و شلیک کرده و اینها فرار کردند.» یا در ماجرای کشتن جان جهادی. وقتی او را زدند، آمریکا گفت او را زدیم. داعش این تهدید را به فرصت تبدیل کرد و گفت جان جهادی سیخی چند است؟ او مجاهدی مثل بقیه بود و مثل بقیه مرد، این هم عکس و اسمش است. این اسطورهشکنی خیلی مهم است. یا یک خواننده خیلی مهم آلمانی به داعش پیوست ولی اصلا برای داعش مهم نبود که چنین آدمی آمده است. بعد فیلمی از این خواننده بیرون آمد که در کنار یک جوان انتحاری آلمانی ایستاده و درحال گوش کردن به حرفهای او است. این حد از اعتمادبهنفس، عجیب است.
اگر فرداروزی داعش نباشد، یک گروه دیگر شکل میگیرد و از تمام این تجربیات استفاده میکند. بعد از جنگ سوریه، تغییراتی در شیوه عملیات گروههای مقاومت در فلسطین هویدا شد و از تجربه آنها استفاده کردند. براین اساس آیا در آینده گروههای تروریستی به خشونت و کارگردانی خشونت توجه میکنند یا برایشان عمق عملیات مهم است؟
تا الان غیر از داعش، کسی سراغ خشونت نرفته است. در یک دورهای رسانه تحریک طالبان (عمر مدیا) سربریدن را نشان میداد ولی الان دیگر نشان نمیدهد. چند ماه پیش فیلمی از «حکیمالله محسود» فرماندهشان منتشر کردند که سراسر زندگیاش گل و بلبل بود. این خشونت خاص داعش و این تفکر خاص تفکری است که هیچچیزی در بازی زمین امروز جهان را نمیپذیرد. اگر این جهان (جهان مدرن و پسامدرن) را بپذیرد، اولین مساله موردپذیرش، حقوق بشر است. القاعده تا حدی حقوق بشر را پذیرفته و به انسان «بیگناه» اعتقاد دارد اما داعش میگوید اساسا بیگناه نداریم و شما یا کافرید یا مسلمان. این تفکر از مفهوم بیگناه و حقوق بشر مشروعیتزدایی میکند. اگر گروه دیگری با این مشخصات پیدا کردید و دیدید حقوق بشر را بهکلی قبول ندارد، او خود داعش و رسانهاش، رسانه داعش است. در شرایط فعلی القاعده و طالبان بهدلیل اینکه گفتمانهایشان دچار فرسایش شده، کمی شل کردهاند. حتی حرف زدن رهبر القاعده وقتی از «ثوره» [انقلاب] و «نهضت» صحبت میکند، متفاوت از داعش است. زبان داعش متفاوت است. او میگوید ما نهضت را نمیفهمیم؛ فقط «هجرت» و «جهاد» را میفهمیم. میگوید از کجای قرآن این عبارات نهضت و... را آوردید؟ بنابراین رسانه داعش با این تفکر، برآمده از وضعی است که زمین بازی را کفری قلمداد میکند و به دیگر گروهها خرده میگیرد که شما درگیر زمینه اجتماعیتان هستید ولی ما [داعش] اساسا ضدزمینه اجتماعیمان هستیم.
یعنی چه ضدزمینه اجتماعی خود هستند؟
تصور کنید زمانی که عراق، خرمشهر را گرفت. شما بهعنوان ایرانی دوست داشتید از مردم ساکن در شهر خرمشهر که زیر یوغ حزب بعث است، چه خبری مخابره شود؟ خیلی جالب است داعش وقتی موصل را از دست داد، تمام فیلمهایی را که رسانههای عراقی از خوشحالی مردم پخش میکردند، بازنشر میداد. داعش میگفت ببینید مردم چقدر خوشحالند! بدانید که داعش نخبهگراییاش را هیچوقت فدای جامعه نکرده و نمیکند. او جامعهساز نیست و میگوید «آنها [مردم بصره] تحمل ما را نداشتند و به اندازه صبری که یک مجاهد در عقیده خود داشت، صبر نکردند. ما، عسل را در دهانشان گذاشتیم ولی اینها دست ما را گاز گرفتند.» در روزهای ابتدایی من از بازنشر این ویدئوها تعجب میکردم. این در مفهوم غربت و غربا تعریف میشود که ما داعشیها، غریبانی هستیم که جامعه نمیتواند ما را آنطوری که بر دین پایمردی میکنیم، بپذیرند و همراه ما باشند. این داعش است. خب رسانه این تفکر هم ضدمردم میشود. این برآمده از این تفکر است و هر تفکری بدینشکل یا خود داعش میشود یا داعش بدون خلافت میشود.
با وجود خلاقیت داعش در رسانه، ولی آنها هم در رسانه محدودیتی دارند که خشونت تبدیل به امری عادی نشود. بالاخره خشونت هم حدی دارد.
این بحران برای داعش هم پیش آمد. در جایی که برای مخاطب جنایت عادی میشد، شیوه عمل را نهتنها تغییر که حتی متوقف میکرد. رسانه داعش بیش از آنکه محتوا منتشر کرده باشد، محتوایی دارد که منتشر نکرده است. این شاید مهمتر است. داعش میگوید من هر جایی که سر نمیبرم. من تو را میکشانم که همه فیلمهایم را ببینی ولی انتظار نداشته باش شیوه جدید اعدام ببینی. در ویدئوهای داعش، آدمهای مختلف جملات تکراری را بیان میکنند. یکسری از واژگان تکراری است و ترجمه هم نمیشود ولی محتوا بهگونهای کارگردانی شده که شما را خسته نمیکند. یعنی نشستن؛ سلاح دست گرفتن و قیافهها در فیلم داعش بسیار کم تکرار میشود. من در ویدئوهای داعش، بسیار روی ظاهر افراد تمرکز کردم. آنها با ظاهرشان کاری میکنند که شما جملات تکراری را تحمل کنید. یا در شیوه سربریدن، اینقدر قربانی را اینطرف و آنطرف در اشکال مختلف سر میبرند که جذابیت بصری را همچنان حفظ کنند. من پنج مدل سربریدن را دیدم تا این شیوه طراوت خودش را برای مخاطب از دست ندهد. اینطور بگویم اینها یا واقعا از شیطان کمک گرفتهاند یا یک ذهن خلاق جوان پشت این طراحیها بوده تا جنایاتشان تکراری نشود. در سکانسهاس سربریدن، برخی چیزها ثابت و برخی دیگر متغیر است. چه چیزی باید ثابت باشد و در ذهن بماند و چه چیزهایی باید تنوع داشته باشد تا ذهن مخاطب ملول و خسته نشود! واقعا عجیب است. متاسفانه متخصصان در کشورمان در این زمینه خیلی ورود نکردهاند. متخصصانی که من دیدیم، بیشتر خودشان جا میخورند که چه اتفاقی افتاده است.