افشای چهره وحشیانه یک گروهک تروریستی در پاریس

France Arrest 12

بیست و هفتم خرداد ماه ۱۳۸۲، برابر با ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، یکی از تلخ‌ترین اما افشاگرانه‌ترین روزهای تاریخ معاصر برای منافقین(سازمان مجاهدین خلق) رقم خورد. در آن روز، پلیس ضدتروریست فرانسه با عملیاتی غافلگیرانه و هماهنگ، به ۱۳ پایگاه اصلی منافقین در حومه پاریس یورش برد و مریم رجوی، همسر و هم‌طراز مسعود رجوی، را به همراه ۱۶۵ تن از کادرهای ارشد و نظامی این گروه بازداشت کرد. این عملیات، که پرده از جنایت‌های پنهان یک فرقه تروریستی برداشت، نه تنها نقشه‌های شوم آنان را نقش بر آب کرد، بلکه وحشی‌گری ذاتی سرکردگان این گروهک را در معرض دید افکار عمومی جهان قرار داد.

شکست طرح‌های تروریستی در اروپا

حمله پلیس فرانسه، که به دستور قضایی و با همکاری سرویس‌های اطلاعاتی این کشور صورت گرفت، ضربه‌ای مهلک به ستون‌های عملیاتی گروهک منافقین وارد کرد. بازداشت‌شدگان، کسانی بودند که کنترل مهم‌ترین مراکز ارتباطی، مالی و لجستیکی این گروهک را در اروپا و آمریکا در دست داشتند. با دستگیری این شبکه، برنامه‌های از پیش طراحی‌شده منافقین برای انتقال کانون سیاسی-عملیاتی خود از عراق تحت اشغال به قلب اروپا، به طور کامل خنثی شد.

روزنامه معروف فرانسوی «فیگارو» در همان روز، ابعاد هولناک اهداف منافقین را فاش ساخت: «آنان نقشه ترور ۲۵ تن از مخالفان و نیروهای جداشده از خود را طراحی کرده بودند تا از طریق حذف فیزیکی، رعب و وحشت را در میان هرگونه صدای مخالفی ایجاد کنند.» همچنین، برنامه‌های آنان برای بحران‌سازی از طریق حمله به سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران و سایر منافع این کشور در اروپا، با این عملیات غافلگیرانه کنسل شد. نقل و انتقالات رهبری سازمان و جابه‌جایی اسناد محرمانه آنان نیز متوقف شد و در یک کلام، «شکست پشت شکست برای مجاهدین خلق پیش آمد.» این شکست، ثابت کرد که اگرچه این گروهک در پوشش مبارزه سیاسی فعالیت می‌کند، اما در باطن، شبکه‌ای از تروریست‌های حرفه‌ای است که امنیت بین‌المللی را نشانه رفته‌اند.

تأیید ماهیت فرقه‌ای منافقین توسط سرویس‌های اطلاعاتی غرب

واکنش رسانه‌های بین‌المللی به این رویداد، بسیار سریع و کوبنده بود و تحلیل‌های آنان، زوایای پنهان این گروه را بیش از پیش روشن ساخت. روزنامه تأثیرگذار «نیویورک تایمز» در گزارشی مفصل، انگیزه اصلی دولت فرانسه را «جلوگیری از انتقال کانون سیاسی-عملیاتی سازمان مجاهدین خلق از عراق به فرانسه» عنوان کرد و آن را اقدامی ضروری در مبارزه با تروریسم دانست. اما مهم‌تر از همه، اظهارات صریح «پییر دوبوسکه»، مسئبل عالیرتبه سازمان اطلاعاتی فرانسه، بود که پرده از ماهیت حقیقی این گروه برداشت.

وی در مصاحبه با نیویورک تایمز تأکید کرد که منافقین به هیچ وجه یک جنبش سیاسی یا دموکراتیک نیستند و هرگز خود را برای احیای دموکراسی در ایران آماده نمی‌کنند. دوبوسکه، با صراحت کامل، این سازمان را «فرقه‌ای تندرو، فاقد هر گونه نظام دموکراتیک، با کیش شخصیت در پیروی از رهبر» توصیف کرد. او همچنین فاش ساخت که منافقین یک کارخانه تولید رنگ را در شهر «سنت کوئن لامون» اجاره کرده و آن را به یک مرکز ارتباطات و استودیوی تلویزیونی تبدیل کرده بودند تا از آن به عنوان پایگاهی برای حمله به سفارتخانه‌های ایران و ترور مخالفان خود استفاده کنند. این اظهارات یک مقام ارشد اطلاعاتی غرب، بهترین گواه بر وحشی‌گری و قانون‌شکنی گروهی بود که سال‌ها خود را با عنوان دهن‌پُرکُن اپوزیسیون دموکراتیک معرفی می‌کرد.

وحشی‌گری در اوج؛ از نقشه ترور تا خودسوزی دستوری

مهم‌ترین جلوه وحشی‌گری منافقین، نه تنها در نقشه‌های ترور علیه مخالفان، بلکه در نحوه رفتار با اعضای خودشان متجلی می‌شود. دستگیری مریم رجوی و احتمال استرداد او، سران این فرقه را دچار وحشت و دستپاچگی کرد. آنان که خود را طراح قتل مخالفان می‌دانستند، برای رهایی از این بن‌بست، راهی جز نمایش چهره واقعی خود یعنی خشونت و خودویرانگری ندیدند. آنان که ادعای رهبری یک جنبش سیاسی را داشتند، در یک واکنش کاملاً تشکیلاتی، ده‌ها تن از اعضای خود را به آتش کشیدند!

این خودسوزی‌های سازمان‌یافته، جنایتی هولناک و بی‌سابقه بود که در اعتراض به اقدام قانونی دولت فرانسه صورت گرفت. نتیجه فوری این اقدام وحشیانه، مرگ سه تن از اعضای این گروهک و سوختگی‌های شدید و مادام‌العمر برای چندین تن دیگر بود. اما نکته تکان‌دهنده‌تر، جو روانی حاکم بر این فرقه است. یکی از سران ارشد منافقین در آن زمان با وقاحت تمام اعلام کرد که «صدها نفر خود را در لیست خودسوزی قرار داده‌اند» و اگر فرانسه به توطئه خود علیه آنان پایان ندهد، مصمم به تکرار این جنایت هستند. این تهدید، نشان از درنده‌خویی گروهکی دارد که برای اهداف سیاسی خود، جان اعضای فریب‌خورده‌شان را ناچیز و قابل معامله می‌دانند.

شواهد و قرائن موجود، که در روزنامه «پاریسین» نیز بازتاب یافت، نشان می‌دهد که این خودسوزی‌ها هیچ‌گونه جنبه خودجوشی نداشته و کاملاً مهندسی‌شده بوده است. عناصر منافقین، حتی پیش از وقوع حادثه، با خبرنگاران تماس گرفته و نام شخص خودسوزی‌کننده را اعلام می‌کردند تا بیشترین اثر تبلیغاتی را بر جای بگذارند. علاوه بر این، گزارش‌هایی از قرارگاه اشرف در عراق به دست آمده که حکایت از آن دارد که پس از این دستگیری، فرماندهان منافقین از هر عضو یا نیروی خود خواسته بودند تا درخواست «داوطلبانه» خودسوزی را کتباً بنویسد و تحویل دهد. این یعنی رهبران فرقه، با اعمال فشار روانی و تشکیلاتی، اعضای خود را مجبور به خودکشی دسته‌جمعی می‌کردند تا از این طریق، دولت فرانسه را وادار به عقب‌نشینی کنند. این اقدام، نشان‌دهنده نهایت بی‌رحمی و وحشی‌گری ساختار فرقه‌ای است که برای حفظ سران خود، از نابودی بدنی پیروانش ابایی ندارد.

نتیجه معکوس؛ دروغ‌پردازی پس از شکست

با این حال، نتیجه این جنایت تشکیلاتی، دقیقاً برعکس پیش‌بینی‌های رهبران منافقین بود. مردم اروپا و افکار عمومی جهان که شاهد این صحنه‌های دلخراش و غیرانسانی بودند، با موجی از انزجار و تنفر نسبت به این گروهک واکنش نشان دادند. خودسوزیِ اعضای یک گروه تروریستی برای تحت فشار قرار دادن یک دولت دموکراتیک، نه تنها همدردی آنان را برنینگیخت، بلکه چهره پلید و ضدبشری این سازمان را بیش از پیش آشکار ساخت.

در مواجهه با این شکست مفتضحانه و واکنش منفی جهانی، سرکردگان منافقین بار دیگر ماهیت دروغین و فریبکارانه خود را به نمایش گذاشتند. آنها یکباره موضع خود را تغییر دادند و مدعی شدند که این خودسوزی‌ها «خودجوش و خودبه‌خودی» بوده و اعضای سازمان با دستور تشکیلاتی دست به این کار نزده‌اند! این ادعای واهی در حالی مطرح شد که اسناد و شواهد متقن، حاکی از برنامه‌ریزی دقیق و دستوری بودن این اقدامات بود. این عقب‌نشینی و دروغ‌پردازی، بار دیگر نشان داد که منافقین، برای پنهان کردن وحشی‌گری خود، نه تنها به جان اعضایشان اهمیت نمی‌دهند، بلکه در برابر افکار عمومی نیز به راحتی دست به انکار و فریب می‌زنند.