« در جستجوی فرزند » به دعوت خانواده اصغر لسانی - یکی از اعضای سازمان مجاهدین - آقای مهدی جواهریان ،در یک جلسه ملاقات گفتگویی با برادران وی داشت ، و در باره وضعیت اصغر لسانی و مشاهداتش در باره شرایط عمومی این گروه در عراق ،اطلاعاتی را در اختیار آنان قرار داد. در این دیدار که آقایان غلامحسین صادقی و غلامرضا موسوی نیز حضور داشتند ، خانواده اصغر لسانی ، ضمن ابراز تأسف از این که برادر ایشان نتوانسته همانند آنان به آزادی دست پیدا کند ، تأکید کردند که اصغر لسانی فریب توهمات سرکردگان ِ مجاهدین را خورده است و اظهار
تحريم انتخابات يك خطاي استراتژيك است جمعي از فعالان دانشجويي و برخي از اعضاي سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت به همراه اعضاي شوراي مركزي كميته دانشجويان و جوانان ستاد انتخاباتي مهدي كروبي؛ نامزد اصلاحطلبان عملگرا، نشستي با لطفالله ميثمي برگزار كردند. به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در اين نشست كه به منظور تحليل و بررسي فضاي سياسي و اجتماعي كشور در آستانه انتخابات و نحوه مشاركت مردم در انتخابات و همچنين آينده جنبش اصلاحات برگزار شده بود، لطفالله ميثمي، به حساسيت اين دوره از انتخابات و پيوند آن با منافع ملي و امنيت كشور اشاره
« دروغ ، بزرگترین تراژدی انسانی است ! » دست اندرکاران کمپینی که علی الظاهر ، به دنبال روشن شدن وضعیت اعضای جداشده از سازمان مجاهدین در کمپ تحت نظارت آمریکایی ها است ، در ادامه ی مقاله نویسی های خود ، در عوض پرداختن استدلالی و منطقی به وضعیت اعضای جداشده ی مجاهدین ، رویکردی رمانتیک و متأسفانه آغشته به دروغ و مطالب غیر واقعی را پیشه خود ساخته و کودکانه و با لجبازی می کوشند که استنباطات به کلی مخدوش خود را به کرسی بنشانند. گر چه این مدعیان، می خواهند هدفی انسانی را برای معرکه خود بتراشند ، اما خیلی
«ما آمدیم و خطری نبود ؛ هر کس قبول ندارد بیاید ببیند» در ادامه اخذ نظرات جدا شدگان از مجاهدین (که طی ماههای اخیر به ایران بازگشته اند) پیرامون ادعاهای کمپین حمایت از حق پناهندگی جدا شدگان مبنی بر اینکه بر روی جدا شدگان برای بازگشت به ایران فشار است و جان این افراد در صورت بازگشت به ایران در خطر است ، خبرنگار سایت هابیلیان این بار مصاحبه تلفنی ای را با آقای محسن مالیا ، که از جمله جدا شدگان از مجاهدین است و در اسفندماه 83 به ایران باز گشته است انجام داده که در ادامه می خوانیم :
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد31 من پوریا قوامی بچه سنندج هستم که در تاریخ 26/1/81 به سمت ترکیه حرکت کردم.در آغاز با یک نفر به نام علی احمدی آشنا شدیم که ما را به عنوان کار به ترکیه برد. آنجا در یکی از شهرهای ترکیه به اسم وان بودیم، در اصل چهار نفر بودیم. من و برادرم و دو تا از بچه های همسایه مان به نامهای روناک و شهرام دشتی. وقتی که به وان رسیدیم، آنجا روناک و مهران را از ما جدا کردند و گفتند به عنوان این که پول کم است، ما این دو تا را می بریم به یک خانه تیمی و سپس می آئیم دنبال شما و تو
« به ایران بیائید ؛ هیچ خطری متوجه تان نیست » در پی انتشار اخباری مبنی بر تشکیل کمپین حمایت از جدا شدگان و اینکه ادعا شده بود بر روی جدا شدگان برای بازگشت به ایران فشار است و جان این افراد در ایران در خطر است ، خبرنگار سایت هابیلیان برای تجزیه و تحلیل موضوع ، مصاحبه ای را با آقای حسین پاکدل ، که از جمله جدا شدگان از مجاهدین می باشد و در اسفندماه 83 همراه با گروه 100 نفره به ایران باز گشته است انجام داده که در زیر میخوانید : * خبرنگار
« رفیقان ِ دزد و شریکان قافله » سخنی با جداشدگان از سازمان مجاهدین ! تا کی باید جوانان این وطن دستمایه ی امیال و قدرت طلبی گروههای به ظاهر سیاسی و به واقع مافیایی باشند ؟ تا کی باید هر روز یک گروه ، برای ارضاء قدرت طلبی و اهداف تشکیلاتی خود ، آنها را از حصاری به حصاری و از کشوری به کشور دیگر ، سرگردان و حیران کند و بعد از استفاده ، آنان را به زندان و شکنجه گاه روانه سازد؟ دوستان رها شده از چنگال سازمان مجاهدین ؛ آنچه که تحت عنوان ، « کمپین دفاع از
« امام رضا(ع) ، ابراهیم را طلبید! » در خلوت ترین لحظه های زیارت ، و در تجربه ای جان افزا از معنویت ، ابراهیم خدابنده ، در آستان مولا، به واگویه رازهای دل نشست . خلوتی را تجربه نمود که سالها از او ربوده بودند و شهد شیرین معنویتی که تجاوزگران به حریم انسانیت ، به زهر آلوده بودند . در حریم حرم رضوی ؛ قرار یافت ، آنچنان که گفت ، خود را در نشئه ای فراتر از هر آنچه دیده بودم ، یافتم و به معنایی دگرگونه رسیدم ... آقای ابراهیم خدابنده ، به دعوت انجمن نجات خراسان ، برای یک سفر زیارتی دو روزه به
« پاسخ به دروغ بافی های مجاهدین » آقای مهدی جواهریان سازمان مجاهدین در اطلاعیه ای که به نام خواهر شما ( مهری جواهریان ) منتشر کرده است، مواضعی علیه شما گرفته است ،در عین حال که ممکن است خواهر شما خودش هم در جریان این اطلاعیه باشد ، اما به هر حال این موضع گیری نهایی سازمان در قبال شما است. اولین مسئله ای که در این اطلاعیه مطرح می شود این است که به نوعی تحقیر آمیز تلاش دارد بگوید که شما پس از حمله آمریکا ، توان ادامه مبارزه را نداشتید و درخواست خروج داده اید ! می گوید که برادر من در سال 1379 به ارتش آزادیبخش پیوسته است و بعد
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد30 من امیر بلوچی بچه ایرانشهر هستم. در سال 79 به طور قاچاقی از ایران خارج شدم و به کشور امارات متحده عربی رفتم. برای مدت کوتاهی آنجا کار کردم و از طریق یکی از دوستانم که شماره تلفن ازش گرفتم، به بهانه خارج رفتن یکی از رابط های سازمان را آنجا پیدا کردم و با سازمان آشنا شدم. به من گفت که تو شش ماه می روی عراق، یک ریلی را طی می کنی و بعد از این که ریل تمام شد در کشورهای خارجی کار پیدا کنی. اما بالعکس موقعی که رفتیم عراق دیدیم نه خبری نیست، به دروغ و بهانه کار کردن و پول و زندگی من را برده بودند