اسیر در سرپنجه ی سوء استفاده گران به نام خدا من حسین ایزدی هستم. در سال 1381 از مرز ایران به عراق رفتم. اولش نیتم این بود که برای کار به امارات بروم. از طریق شنا به آن دست رودخانه رفتم و به یکی از لنج دارهای عراقی پول دادم که من را ببرد به امارات. ساعت تقریباً هفت و نیم صبح نیروهای عراقی آمدند دور لنج و من را دستگیر کردند و در زندان عراق مارک اطلاعاتی به من زدند که من نفوذی ایران هستم و آمدم از عراق اطلاعات ببرم. تقریباً نزدیک دو ماهی بود که من در زندان مخابرات عراق بودم. در زندان اینقدر شکنجه شده بودم، روزی دو بار
مشت نمونه خروار است بسم الله الرحمن الرحیم من سعید پاکدل هستم متولد شهرستان میانه. در سال 78 در ایران با سازمان مجاهدین آشنا شدم. زمانی که برای پیوستن به مجاهدین به عراق رفتم، زمانی بود که رژیم سابق عراق در حال فروپاشی بود و آمریکا می خواست به عراق حمله کند و از این بابت خوشحالم که آن موقع توسط اطلاعات ایران دستگیر شدم و با راهنمایی ها و ارشادهایی که آنجا کردند و صحبتهایی که کردیم، من از هدفی که داشتم موقتاً منصرف شدم. ولی باز دوباره گول خوردم و اواخر سال 81 ده روز قبل از جنگ، از ترکیه مجدداً به
شهيد آيت الله قدوسي؛ زاهدي پيكارگر فرازي از سخنان رهبر معظم انقلاب دروصف شهيد:يک روحاني با صفاي خالصي بود که من گمان مي کنم مهمترين حسن ايشان که مرحوم شهيد دکتر بهشتي راهم به ايشان علاقمند کرده بود همين صداقت وصافي وصفاي اين مرد بود. شهيد قدوسي در دوازدهم مردادماه سال 1306 شمسي در شهرستان نهاوند در يك خانواده روحاني توليد يافت. پدر وي مرحوم آيت الله احمد قدوسي از علماي معروف زمان خود محسوب ميشد و به علم و تقوا شهرت داشت. شهيد قدوسي از همان دوران كودكي نبوغ و استعداد خويش را بروز
مسعود رجوی فقط به منافع خود می اندیشد حبیب الله فلاحی وقتی صحبت از گروه های آرمانی می کنیم، منظورمان گروه ها و جریاناتی است که در رابطه با مسائل جنبش از نظر بیرونی و درونی تنظیم رابطه یکسان داشته باشند. یعنی آن تئوری و اعتقاد آرمانی بدین شکل نیست که بگوئیم در رابطه با درون حزب یا جریان خودمان یک نوع تنظیم رابطه داریم. در بیرون نوع دیگر و خود را به شکل دیگری جلوه دهیم. مثلاً خیلی از احزاب انقلابی بعد از به قدرت رسیدن و یا قبل از آن تمام مناسباتش بر مبنای همان آرمان و فرهنگ تنظیم شده است، فی المثل در حزب کمونیست چین در
مجاهدین و قاچاق انسان- شاهد 50 به نام خدا من علی براتلو هستم متولد 1356 اهل تهران در سال 78 بود در نیروی انتظامی خدمت می کردم. خدمتم که تمام شد، کارت پایان خدمت را گرفتم. یکی از دوستان برادرم به نام مهدی شاهمرادی، می آید تحت عنوان این که خواهرم هزینه کرده و برایم دعوتنامه فرستاده و تو و چند نفر از دوستانم را می توانم به همراه خودم به اروپا ببرم و اینکه بعدش می رویم آنجا و هزینه ای که برای ما شده، آنجا کار می کنیم به آن نفر بر می گردانیم. با توجه به این که آن موقع شرایط من
آفتاب شهادت – قسمت دوم بی ثبات سازی نظام جمهوری اسلامی اصلی ترین هدف منافقین از حرکت تروریستی بود که در خرداد 1360 آغاز کردند . مثلث منافقین ، بنی صدر و صدام با این تصور باطل که جمهوری اسلامی به اشخاص متکی می باشد ،در صدد نابودی برجسته ترین چهره های نظام برآمدند و به این منظور ابتدا ، با انفجار حزب جمهوری اسلامی و به شهادت رساندن آیه الله بهشتی امیدوار بودند که به هدف نهایی خود که متزلزل شدن پایه های نظام بود دست پیدا کنند . رجوی که ضمناً توانسته بود بنی صدر را به آنجا برساند که
رجایی ، قربانی نماز خاطرات شهید رجایی از سازمان مجاهدین من محمد علي رجائي كه در سال 1312 در قزوين در خانوادهاي مذهبي متولد شدم. بعدها با آقاي طالقاني آشنا شدم و تقريباً هر شب جمعه را در مسجد هدايت بوديم و هر روز جمعه ايشان يك جلسه داشتند در خانيآباد، منزل يك نانوائي بود كه آنجا جلسه بود و ما هم در خدمتشان بوديم و به طور كلي در تماس با مسجد هدايت بودم و هر كجا كه مرحوم طالقاني شركت داشتند، من هم شركت ميكردم و از محضر وجودشان استفاده ميكردم و ميتوانم بگويم، حدود 27 سال از نظر مسائل مذهبي و طرز تفكر و غيره تحت
آفتاب شهادت – قسمت اول مروری بر فاجعه 8 شهریور و زمینه های آن دولت رجایی- باهنر و بحران های داخلی رجایی در یکی از بحرانی ترین و پر افت و خیزترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی مأمور تشکیل کابینه شد ، بعضی از این مشکلات و بحران ها ریشه در اوایل پیروزی انقلاب و حتی قبل از آن داشت و به دولت شهید رجایی به ارث رسیده بود ، مثل : مشکلات اقتصادی ، محاصره اقتصادی ، انزوای دولت ایران در عرصه بین المللی به دلیل عدم اتکاء و وابستگی به یکی از دو قطب قدرت در جهان و مخالفت با رژیم های پادشاهی و
آدمهایی در عصر حجر من محمودرضا حافظ تقوی هستم، اهل تهران. سال 71 با یکی از دوستانم برای کار به ترکیه رفتیم. به ترکیه که رسیدیم، یک مدت بعد پولی را که برده بودیم، تمام شد و با مشکل مواجه بودیم. از ایرانی هایی که آنجا بودند سؤال کردیم که چکار باید بکنیم و اینها... راهنمایی کردند ما را گفتند که بروید به UN. از آنجایی هم که دیگر من خارج شده بودم و پولی هم نداشتم، شرمنده بودم که دوباره بخواهم برگردم بیایم پیش خانواده ام. به همین دلیل تصمیم گرفتم که بروم جلوی UN، بلکه بتوانم کاری پیدا کنم. یکی دو روز جلوی
«شهید صفر علی عیدی » شهید صفرعلی عیدی فرزند ابراهیم متولد 1338 چناران متأهل دارای یک فرزند تاریخ شهادت 14/8/1360 شهید صفر علی عیدی در سال 1338 ، در خانواده ای تنگدست و زحمتکش در شهرستان چناران دیده به دنیا گشود. پس از دوران طفولیت برای کسب معاش و برداشتن بار اقتصادی خانواده به همراه برادر به تهران رفت و به کار نانوایی مشغول گردید.وی هم زمان با روحیه جسور و علاقمند به ورزش ،پا به عرصه ورزشهای رزمی گذارد.در جریان انقلاب اسلامی فعالیت مستمری داشت و پس از انقلاب به عضویت سپاه پاسداران درآمد.