« مدارای حضرت امام(ره) با بنی صدر (1)»

Emamیکی از زیباترین جلوه های حضرت امام(ره) برخورد ایشان با جریان انحرافی بنی صدر بود که حکایت از مدیریت بسیار عالی حضرت امام(ره) در بحران ها داشت .

پس از پیروزی بنی صدر در انتخابات و کسب قریب به 70 درصد آرای مأخوذه حضرت امام(ره) می توانستند دو گونه با این جریان برخورد کنند ، یا حکم ریاست جمهوری اش را تنفیذ نکنند و در برابر رأی ملت بایستند و یا با تنفیذ حکم ریاست جمهوری و مدارا و مماشات با وی کشور را از بحران نجات دهند .

امام(ره) با درایت و مدیریت حکیمانه ای که داشتند راه دوم را برگزیدند و با فرست دادن بیشتر به بنی صدر و باز گذاشتن دست وی برای خدمت ، هر گونه بهانه را از او گرفتند تا در روند کارش نتواند امام(ره) و نیروهای ارزشی را به انحصار طلبی و تمامیت خواهی متهم سازد و همه ناتوانی هایش را به مانع تراشی های نیروهای ارزشی منتسب سازد.

از این رو امام(ره) در همان اولین روزهای پیروزی بنی صدر در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری وی که در بیمارستان قلب تهران برگزار شد پس از نصایح دلسوزانه و پدرانه به ایشان حکم ریاست جمهوری اش را تنفیذ کردند و فرمودند :

" من یک کلمه به آقای بنی صدر تذکر می دهم ، این کلمه تذکر برای همه است ، حب الدنیا رأس کل خطیئة هر مقامی که برای بشر حاصل می شود چه مقام های معنوی و چه مقام های مادی روزی گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است .

توجه داشته باشند همه کسانی که برای بشر خدمت می کنند ، کسانی که دارای مقامی هستند و دارای پستی هستند ، مقام آنها را مغرور نکند ، مقام رفتنی است و انسان در وجود خدای تبارک و تعالی ماندنی است .

من از آقای بنی صدر می خواهم که ما بین قبل از ریاست جمهوری و بعد از ریاست جمهوری در اخلاق روحی شان تفاوتی نباشد ، تفاوت بودن دلیل بر ضعف نفس است و من از همه کسانی که در مقامی هستند چه مقام های کشوری و چه مقام های لشکری می خواهم به مقامات خودشان مغرور نباشند و در راه اعتلای اسلام و اعتلای ملت مسلمان و اعتلای کشور ایران کوشا باشند .

این طور نباشد که به واسطه تقدم و تأخر یک نفر یا چند نفر موقتاً اسباب این بشود که کناره گیری کنند و یا خدای نخواسته مخالفت و کار شکنی ، از خداوند تعالی مسألت می کنم همه ما را به خدا و به راه راست هدایت کند و از گرایش به شرق و غرب حفظ کند و از خوف از ابرقدرت ها حفظ کند ."

صحیفه نور ، ج 11 ، ص 257

ایشان در راستای همان سیاست پس از تنفیذ حکم ریاست جمهوری وی را به مقام قائم مقامی خود در فرماندهی کل قوا منصوب کردند ، در این حکم آمده است :

" جناب آقای بنی صدر رئیس جمهوری ایران ! در این مرحله حساس که احتیاج به تمرکز قوا بیشتر از هر مرحله است ، جنابعالی به نمایندگی این جانب به سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح به ترتیبی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده است منصوب می شوید ، امید است که با شایستگی که جنابعالی دارید امور کشوری و لشکری و قوای مسلح به نحو شایسته با موازین اسلامی جریان پیدا کند ."

صحیفه نور ، ج 11 ، ص 260

حضرت امام(ره) برای حفظ اصل نظام و جلوگیری از هرگونه تشتت و التهاب در کشور که مقتضای زمان جنگ بود و برای جذب بنی صدر در حد امکان و در راستای سیاست مدارا و مماشات با وی بارها از بنی صدر به عنوان رئیس جمهور تعریف و تمجید می کردند .

ولی عمده تعریف های امام(ره) راجع به بنی صدر تعریف از شخصیت او نبود ، مثلاً امام(ره) می فرمودند :

" امروز شما هر یک از اینهایی که متصدی در کارها هستند ، وقتی ملاحظه می کنید می بینید که از همین خود مردم هستند ، رئیس جمهور یک شخص است ، پسر بنی صدر همدانی * یک ملای همدانی ، حالا هم که هست ، از آن یال و کوپال دارها نیست و از خود مردم است ."

در این تعریف امام(ره) تنها به این که بنی صدر از مردم است و پدرش ملای همدانی است بسنده کرده اند ، در جایی دیگری در مقام مقایسه زندگی رئیس جمهور ما با طاغوت می فرمایند :

" چند ساعت که آن اعلیحضرت قدرت می خواستند در یک شهرستانی بروند ، برایشان یک دستگاه های عظیم با پول همین ملت درست کردند که آقا می خواهد چند ساعت در سال تشریف ببرند در آنجا ، حالا آقای بنی صدر هم همان طور است ؟ " صحیفه نور ، ج 14 ، ص 82

همچنین از بنی صدر چنین تعریف می کنند :

" الان رئیس جمهور که در رأس واقع شده است در هر مجلسی که او را دعوت کنند می رود ، در هر شهری که از او تقاضا کنند می رود و مردم را ارشاد می کند ، بدون این که یک ذره خوف در دل او باشد ، برای این که ملت را از خودش می داند و ملت هم او را از خودش می داند ، برادر هستند ، رئیس جمهور با ادنی شخصی که در ایران زندگی می کند برادر است و مردم هم برادرند و پشتیبانی می کنند ." صحیفه نور ، ج 13 ، ص 1

در جای دیگر می فرمایند : " رئیس جمهور از خود شماست و همه خدمتگزار به این ملت هستند ." صحیفه نور ، ج 13 ، ص 18

امام(ره) به نیروهای تحت امر بنی صدر می فرمایند :

" فرض کنید که آقای رئیس جمهور را من قرار دادم برای این که رئیس کل قوا باشد و آن چیزی را که من قرار دادم اگر چنانچه با آن موافقت بکنید موافقت با من است و من خودم مستقیماً نمی توانم در همه امور دخالت بکنم ، من باید بالاخره اشخاص را قرار بدهم و یک نظمی ایجاد بشود ."

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 151

با اینگونه تعریف ها و تمجیدها از بنی صدر که در راستای جذب وی و مدارا و مماشات با او و برقراری نظم از سوی امام(ره) صورت می گرفت برخی آن را تأیید و حمایت از بنی صدر می دانستند و از آن سوء استفاده کرده و در روزنامه هایشان چنین وانمود می کردند که امام(ره) طرفدار بنی صدر است .

مدارا و مماشات امام(ره) با بنی صدر تا آنجا ادامه یافت که شهید دکتر بهشتی طی نامه ای که بعدها انتشار یافت به امام(ره) نوشت :

" به خدا سوگند که تحمل این وضع برای این فرزندتان بسی دشوار است که چهره افسرده اینها را ببینم و ندای یاللمسلمین آنها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید ، من صبر می کنم .... در ماه های اخیر صدای پای آمریکای توطئه گر و همدستان و هم داستانان او گسترده تر از پیش شنیده می شود ." هفته نامه پرتو سخن ، 24 شهریور 78 ، ص 4

در عین حال امام(ره) گرچه با بنی صدر مدارا و مماشات می کردند ولی اینگونه نبود که عنان حکومت را به طور کامل به دست او بسپارند تا آن را به هر جا و هر جهنمی که خواست هدایت کند .

امام(ره) برای کنترل بنی صدر کسانی را در اطراف بنی صدر گمارده بودند تا اوضاع را برایشان گزارش کنند ، یکی از این افراد جناب آقای موسوی گرمارودی بود که به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور ایفای نقش می کرد .

این مطلب پس از برکناری بنی صدر بر همگان فاش گردید ، زیرا امام(ره) در پاسخ به نامه آقای موسوی گرمارودی نوشتند :

" همان گونه که مرقوم داشتید جنابعالی پس از کشف انحراف بنی صدر چند مرتبه نزد این جانب آمدید و اظهار داشتید که من می خواهم از سمتی که نزد بنی صدر دارم کناره گیری کنم و این جناب برای مصالحی که در نظر داشتم با شما مخالفت کردم و شما را با اکراهی که داشتید از کناره گیری باز داشتم و شما را در اعمال مخالف او هیچگاه شریک نمی دانم ." صحیفه نور ، ج 20 ، ص 68

درباره معرفی کابینه نیز امام(ره) رهنمود می دادند :

" آن اشخاصی که انقلابی نیستند باید در رأس وزارت خانه نباشند و آقای بنی صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نکند و اگر کرد مجلس رد کند و هیچ اعتنا نکند ، الا این که وزیری کارآمد باشد ، اسلامی باشد ، مسامحه کار نباشد ، انقلابی باشد .... اگر بنا باشد این طوری باشد باید ما عزای اصل جمهوری را بگیریم ، عزای همه مسائل را بگیریم ."

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 256

در جای دیگر امام(ره) می فرمایند :

" آقای رئیس جمهور افرادی که به درد جامعه اسلامی ما بخورد به درد مکتب ما بخورد باید تهیه کند ، معرفی کند ، یعنی نخست وزیر را که او تهیه می کند باید شخصی باشد که همه آن صفاتی که من گفته ام در او باشد ، که در رأس همه صفات مکتبی بودم است ، فکر بکند ، فکر مکتب اسلام ، در صدد باشد که اسلام را تقویت بکند ، در صدد باشد که احکام اسلام را پیاده بکند ، نه در صدد باشد که ملیت را احیا بکند ." صحیفه نور ، ج 12 ، ص 273

امام(ره) در کنار این همه مدارا و مماشات ها که برخی آن را تأیید صد در صد بنی صدر می دانستند برای این که رشد سیاسی مردم بالا برود و حقایق کم کم روشن بشود دو پروژه دیگر نیز به اجرا گذاشته بودند :

الف _ افشای خط بنی صدر و جریان فکری او

ب _ تقویت جناح ارزشی که در رأس آن بزرگانی چون شهید بهشتی و شهید باهنر و مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی و .... قرار داشتند .

در بخش اول امام(ره) در طول این مدت افشای جریان ملی گرایی و لیبرالیسم را در دستور کار خود قرار داده بودند و نسبت به خطرات آن مردم را آگاه می ساختند ، برای نمونه امام(ره) پس از تعیین ملاک های مکتبی بودن ، تقویت کننده اسلام و مجری احکام اسلام بودن ، فرمودند :

" آقای رئیس جمهور نخست وزیری معرفی می کند ، شخصی باشد مکتبی و در صدد باشد که احکام اسلام را پیاده بکند نه در صدد این باشد که ملیت را احیا بکند ، آنهایی که می گویند ما ملیت را می خواهیم احیا بکنیم ، آنها مقابل اسلام ایستاده اند ، اسلام آمده است که این حرف های نامربوط را از بین ببرد ، افراد ملی به درد ما نمی خورند ، افراد مسلم به درد ما می خورند ، اسلام با ملیت مخالف است ، معنی ملیت این است که ما ملت را می خواهیم و ملیت را می خواهیم و اسلام را ." صحیفه نور ، ج 12 ، ص 273

 

حضرت امام(ره) می فرمودند :

" ما از این ملی ها هیچی ندیدیم جز خرابکاری ، اگر یک نفرشان آدمی بود که اسلامی بود که صحیح بود ما ندیدیم چیزی از اینها ، همه ما اسلامی پیش برویم با برنامه اسلامی پیش برویم ، پیروزی ما مرهون اسلام است نه مرهون من است ، نه مرهون شما و نه مرهون هیچ قوه ای ، مرهون اسلام است ."

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 118

امام(ره) به هنگام تعیین کابینه توسط بنی صدر فرمودند :

" آقای بنی صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نکند و اگر کرد مجلس رد بکند و هیچ اعتنا نکند الا این که وزیری باشد که کارآمد باشد ، اسلامی باشد .... اگر بنا باشد این طوری باشد باید عزای اصل جمهوری را بگیریم ، عزای اصل همه مسائل را بگیریم ، آقایان سر یک ملی شدن چیز امروز دیدید که التماس می کنند که بگذارید یک قدری بگذرد ، یک قدری ببینیم ملی چطور است ، ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم ؟

من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت در زمان آن کسی که این همه از آن تعریف می کنند چه سیلی به ما زد آن آدم ، من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان ، همان طور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوان هایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند رفتیم و اطباء جرأت نمی کردند بنویسند این زخمی شده است

بروند کنار اینها ، بروند گم بشوند اینها ، اینها منحل باید باشند ، ما نمی توانیم تحمل کنیم به این که هر کس هر جوری دلش می خواهد ، خیر ، من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد ، من دلم می خواهد که ملی باشد ، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد ، ما از اینها ضربه دیده ایم ، ما اسلام را می خواهیم ، غیر از اسلام نمی خواهیم ."

صحیفه نور ، ج 12 ، ص 256

در بخش دوم امام(ره) این طور نبود که در سخنرانی ها و مراسم عمومی از بنی صدر حمایت کنند ، امام(ره) نسبت به نیروهای ارزشی مانند شهید بهشتی سنگ تمام می گذاشتند ، اما اهل فکر و نظر بودند که می بایست از میان تعریف های حضرت امام(ره) نسبت به افراد که برخی برای مماشات بود و برخی واقعاً تأیید ، راه درست را تشخیص دهند .

امام(ره) نسبت به شهید دکتر بهشتی فرمودند :

" یک نفر آدمی را که من بیست و چند سال است از نزدیک می شناسم ، او پیش من درس خوانده ، با من معاشر بوده ، من همه چیزش را می دانم ، حالا افتادند به جان مثل آقای بهشتی ، آقای دکتر بهشتی را از او می ترسند اینها برای این که یک فرد لایقی است و اینها نمی خواهند این طور افراد باشند ." صحیفه نور ، ج 9 ، ص 288

در جای دیگر فرمودند :

" من آقای خامنه ای را بزرگش کردم ، من آقای هاشمی را بزرگ کردم ، من آقای بهشتی را بزرگش کردم ." صحیفه نور ، ج 15 ، ص 139

پس از عزل بنی صدر و شهادت دکتر بهشتی معلوم شد که چه کسانی مورد تأیید همه جانبه حضرت امام(ره) بودند ، امام(ره) راجع به شهید بهشتی فرمودند :

" از آقای بهشتی اینها می خواستند یک موجود ستمکار و دیکتاتور معرفی کنند ، در صورتی که من بیش از 20 سال ایشان را می شناختم و بر خلاف آنچه این بی انصاف ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند من او را یک فرد متعهد ، مجتهد ، متدین ، علاقمند به ملت ، علاقمند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می دانستم ."

صحیفه نور ، ج 15 ، ص 44

 

متأسفانه با همه مدارا و مماشاتی که حضرت امام(ره) نسبت به بنی صدر کردند ولی وی متنبه نشد و همچنان به دنبال اهداف خودش بود ، جنگ را به نقطه شکست کشانده بود ، نیروهای ارزشی مانند شهید صیاد شیرازی را از ارتش بر کنار کرده بود ، دست سپاه را در جنگ بسته بود ، نیروهای ضد انقلاب و گروهک ها را تقویت کرده بود .

در پشت صحنه با آمریکا رابطه داشت ، در سخنرانی هایش دائماً نیروهای ارزشی مانند سپاه و بسیج و بچه های حزب اللهی را به عنوان خشونت گرا و گروه های فشار و آشوب طلب و .... معرفی می کرد .

از منافقین و گروهک های معاند برای شرکت در مراسم سخنرانی اش دعوت می کرد و اکثر سخنرانی هایش را همین گروهک ها پوشش می دادند و با کف و سوت مطالبش را تأیید می کردند .

نسبت به شهید رجایی که نخست وزیرش بود همواره بی مهری می کرد و در هر فرصتی وی را تحمیلی ، ناکارآمد و بیسواد معرفی می نمود و روزنامه های تحت امر وی نیز موج تبلیغاتی به راه می انداختند .

بنی صدر تا آنجا پیش رفت که طی نامه ای به حضرت امام(ره) درباره تغییر ناپذیر بودن شهید رجایی و هیئت وزیران در برابر سیاست های خود اعتراض کرد و در پایان از امام(ره) نظر خواهی می کند تا طبق نظر ایشان رفتار نماید .

اما در پاسخ نوشتند :

" این جانب دخالتی در امور نمی کنم ، موازین همان بود که کراراً گفته ام و سفارش من آن است که آقایان تفاهم کنند و اشخاص مؤمن به انقلاب و مدیر و مدبر و فعال انتخاب نمایند ." صحیفه نور ، ج 13 ، ص 55

امام(ره) می دانستند که بیشتر این اطرافیان بنی صدر هستند که او را تحریک می کنند ، اگر خودش بود و خودش ممکن بود بتوان با او کنار آمد ، لذا همواره بنی صدر را نصیحت می کردند که از اطرافیانش فاصله بگیرد .

امام(ره) پس از عزل بنی صدر فرمودند :

" خدا می داند که من مکرر به این گفتم که آقا اینها تو را تباه می کنند ، این گرگ هایی که دور تو جمع شده اند و به هیچ چیز عقیده ندارند ، تو را از بین می برند ، گوش نکرد ، هی قسم خورد که اینها فداکار هستند ، اینها مردم کذا هستند ، ( یعنی آنهایی که دور و بر او هستند )

خوب من می دانستم که این جور نیستند ، یک دسته ای که می روند توی وزارت خانه دزدی می کنند ، آن را تأییدش می کند ، خوب معلوم می شود دزدی را شما گفتید ، این قدر عقل شان ناقص است این را تأیید می کردند ."

صحیفه نور ، ج 15 ، ص 68 و 69

با این حال نصایح امام(ره) مؤثر واقع نشد و بنی صدر همچنان با تکیه بر آرای یازده میلیونی خود متکبرانه به راه خود ادامه داد و در مصاحبه ها و سخنرانی هایش به بزرگانی چون شهید بهشتی تهمت زد و دروغ گفت ، آنها نیز برای دفاع از شخصیت خود مجبور بودند که در سخنرانی ها و مصاحبه ها موضع بگیرند .

______________________

* پدر بنی صدر آیت الله بنی صدر همدانی بود که در زمان حیاتش میان وی و حضرت امام(ره) نیز نامه ای رد و بدل شده است ، این نامه در صحیفه نور جلد 22 صفحه 56 ثبت شده است .


مطالب پربازدید سایت

تاریخ‌نگار گلستانی تشریح کرد:

سایه شوم تروریسم بر شهر گرگان در تابستان ۱۳۶۰

یادداشت مرکز مطالعات اوراسیا و مدیترانه در ایتالیا، ترجمه بنیاد هابیلیان

تظاهرات در نیویورک یا عملیات سالانه؟ روایت پنهان پشت تابلوهای رنگارنگ

دکتر سیدمحسن اصغری نکاح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

ترور کودکان، ترور آینده است

در عملیات پاک‌سازی یک خانه تیمی در سراوان

شهادت 3 پاسدار در درگیری با اعضای جیش العدل

دکتر رضا جهانفر*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

شبه‌علم در میدان جنگ شناختی

جدیدترین مطالب

در عملیات پاک‌سازی یک خانه تیمی در سراوان

شهادت 3 پاسدار در درگیری با اعضای جیش العدل

دکتر رضا جهانفر*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

شبه‌علم در میدان جنگ شناختی

یادداشت مرکز مطالعات اوراسیا و مدیترانه در ایتالیا، ترجمه بنیاد هابیلیان

تظاهرات در نیویورک یا عملیات سالانه؟ روایت پنهان پشت تابلوهای رنگارنگ

تاریخ‌نگار گلستانی تشریح کرد:

سایه شوم تروریسم بر شهر گرگان در تابستان ۱۳۶۰

دکتر سیدمحسن اصغری نکاح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

ترور کودکان، ترور آینده است

سالروز عملیات آزادسازی ارتفاعات «جاسوسان» در شهرستان سردشت

حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش که منجر به هزیمت پژاک شد

دکتر محمدرضا حسنی*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

هویت‌یابی دیجیتال و آسیب‌پذیری در برابر خشونت و تروریسم

زهرا مصباح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

نقش باور در تحمل رنج بازماندگان ترور

همزمان با روز ملی مبارزه با تروریسم؛

گزارش سال تروریسم در ایران ۱۴۰۴ در دسترس قرار گرفت

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان