سی خرداد، توقف در مرز ذهنیت! سران منافقین از ابتدای انقلاب، مرتصد بهعینیت رساندن نیات خود برای براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند و چنین هدفی، ذهنیت آنان را میساخت؛ اما آنچه در این بین مهم بود، جستجوی فضا و بسترِ مناسبِ عینی و هماهنگ با ذهنیت خودشان به منظور بهوجود آوردن عینیت براندازی از طریق انقلاب و بهصحنه کشاندن مردم برای مقابله با نظام بود. این حرکت در واقع نشأت گرفته از این پندار بود که آنان نیروی پیشتازند و همواره یک گام جلوتر از مردم هستند، بنابراین عاجلترین وظیفه خود و بهوجود آمدن چنین عینیتی را مستلزم
30 خرداد؛ ورود به فصل جنایت اعلام نبرد مسلحانه علیه انقلاب توسط منافقین در 30خرداد1360 بزرگترین اشتباه محاسباتی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) بود؛ زیرا با این اتفاق مرگ سیاسی خود را رقم زدند. 30خرداد نهتنها تأثیر مستقیم بر اعضا، هواداران و خانوادههای این گروهک گذاشت، بلکه باعث شد فضای سیاسی جامعه متأثر از این واقعه دچار گسستهایی شود. مسعود رجوی نتوانست درک کند انقلابی که هنوز نوزادی دو سال و چهار ماهه است و از دل مبارزاتی سخت بیرون آمده است، آنقدر برای صاحبانش- مردم- عزیز است که در
ترور سازمان ملل متحد عربستان با در تنگنا قرار دادن دبیرکل بزرگترین سازمان جهانی، علاوه بر حمایت از گروههای تروریستی و اقدام به تجاوز، وارد مرحله ترور سازمانهای بینالمللی نیز شده است. آلسعود به سازمان ملل متحد هم رحم نکرد اعمال فشار به دبیرکل سازمان ملل با توسل به اهرم مالی برای خارج ساختن نام عربستان از فهرست سیاه، مصداق بارز ترور سازمان ملل متحد محسوب میشود. تروریسم و تجاوز فقط ایجاد رعب و قتل عام مردمان بیگناه نیست، چراکه عربستان با این اقدام خود یعنی در تنگنا قرار دادن دبیرکل بزرگترین سازمان جهانی،
اسید و مواد آتشزا و گوگردی به سروصورت مردم میریختند! مجموعه حوادثی که منتهی به واقعه سی خرداد سال 60 شد، از منظرهای گوناگون قابل طرح و بحث میباشد که هر کدام در جای خود بیانکننده قسمتی از واقعیتها و حقایق موجود میباشد. دراینبِین تاریخ شفاهی با طرح و بحث موضوع بهمنظور نزدیکشدن به آنچه که در گذشته نَهچندان دور اتفاق افتاده است، از ابزارهای بدیع در این حوزه مطرح میباشد. به همین منظور با نقل گوشهای از خاطرات افراد و کسانی که بهنوعی در آن سالهای پر تلاطم مسئولیتی در نظام جمهوری اسلامی برعهده داشتند، برآنیم که به رسالت تاریخی خود در نقل
شما خودتان را در تاریخ رسوا کردید روز 24 دیماه 1358 آیتالله سیدعلی خامنهای از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی به امامت جمعه تهران منصوب شدند. متن حکم اینگونه بود: «[...]جنابعالی که بحمدالله به حُسن سابقه موصوف و در علم و عمل شایسته هستید به امامت جمعه تهران منصوب میباشید. از خداوند متعال، توفیق جنابعالی را در ارشاد و هدایت مردم خواستارم. والسلام علیکم و رحمهالله.»1 آیتالله خامنهای بارها گفتهاند که این حکم را با هیچ چیز عوض نمیکنند.2 جایگاه امامجمعهبودن مستلزم آگاهیدادن به مردم از
آمريکا بزرگترين حامي تروريسم در عصر مدرن ترور در ادبيات سياسي به اعمال و اقدامات خشونت آميز جهت نيل به مقاصد سياسي با هدف از ميان برداشتن رقبا اطلاق ميشود و تروريسم کاربرد سيستماتيک ارعاب يا خشونت پيش بيني ناپذير بر ضد حکومت ها، مردمان يا افراد براي دستيابي به يک هدف سياسي است؛ بنابراين تروريسم نظريه مند شدن اقدام ترور و در واقع عمل تروريستي محسوب مي شود. در دوران قديم تروريسم در واقع جايگزيني براي مبارزه بوده است، مبارزه هايي که در سطح قدرت سياسي به منظور هموار کردن موانع فيزيکي بر سر راه رسيدن
پدرخوانده تروريسم زيستن در خاورميانه مانند گذران زندگي كنار بشكه باروتي است كه كوچكترين جرقهاي در زير آن، دودمان انسان را بر باد خواهد داد. اين منطقه از آنجايي كه اصليترين مركز توليد نفت و همچنين شاهراه انتقال بخش عمدهاي از انرژي جهان است همواره در طول تاريخ مورد طمع قدرتهاي جهاني بوده، اما اين شكار بزرگ گاهي تلهاي بزرگتر براي همان قدرتها بوده است. خاورميانه از يك طرف به دليل داشتن منابع سرشار انرژي و از طرف ديگر، قبيلهاي و عشيرهاي اداره شدن برخي نظامهاي حكومتي آن، «ارض المفاجئات» يعني سرزمين
اقتصاد به زبان خیال(متن کامل) با نگاه ویژه به زندگی و تفکرات محمود عسکری زاده که کتاب «اقتصاد به زبان ساده» را نوشت. قیام علیه "ارزش اضافی"، انقلاب علیه "انگل های جامعه"، مبارزه با "استعمار" و "استثمار"، "دولت کارگری"، "برابری"، "مساوات"و "مالکیت عمومی". اینها پایه های حکومتی موهوم و تخیلی در ذهن جوانی بود که سودای انقلابی مارکسیستی در سر داشت. غصه خورد، مبارزه کرد، کتاب نوشت و زندگی چریکی و مخفیانه برگزید، اما عمرش آفتاب لب بام بود و هرگز انتهای آرزوهایش را ندید. زندگی آرمان گرایانه
نگاهی به استراتژی «کسب قدرت»؛ تکامل طبیعی ابزارها «داستان 30خرداد1360 را از سابقه سالهاي 1344 تا1360 نميشود جدا كرد. من ريشههاي 30 خرداد را در همان تطوّري ميبينم كه سازمان در طيّ آن سالها از سر گذرانده است... سازمان از همان ابتدا خودش را پيشقراول ميدانست. همهچيز ميبايستي زير سايه سازمان ميبود. بالاترين قانون، سازمان بود... سازمان به ديگر گروهها و جريانها و افراد با ديد ابزاري نگاه ميكرد. اين نگاه، در 30خرداد هم خودش را نشان ميدهد؛ به همه، به صورت ابزار نگريسته ميشد، حتي به انقلاب. سازمان فكر ميكرد كه انقلاب متعلق به خودش
«داعش؛ درون ارتش ترور» بهدنبال ظهور گروه موسوم به «دولت اسلامی در عراق وسوریه»[1] یا داعش، نویسندگان متعددی در غرب درباره این گروه تروریستی کتاب و مقاله منتشر کردند. این نویسندگان در آثار خود عموماً درباره خصوصیات مختلف این گروه تروریستی از جمله شکلگیری و ظهور ناگهانی، روش جذب نیرو و مناطق اشغالشده توسط آن، مطلب نوشتهاند. «مایکل ویس»[2]، نویسنده آمریکایی و «حسن حسن»، تحلیلگر سوری، دوتن از این دست نویسندگان هستند. کتاب آنها با نام «داعش
آدرس غلط افکار عمومی جهان بخوبی به ماهیت سیاستهای دوگانه کاخ سفید پی برده است و میداند دولت آمریکا با انتشار گزارشهای سالانه در زمینه تروریسم، حقوق بشر و مواد مخدر نمیتواند بر سیاستهای دوگانه و ضدانسانی خود سرپوش گذارد. گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا که در بخشی از آن ایران را در صدر کشورهای حامی تروریسم در جهان معرفی کرده، شاخصی از تلاش سالهای اخیر واشنگتن در جا انداختن این موضوع است که معیار و تراز مقابله با چالشهای بینالمللی در جهان نظیر حقوق بشر، سلاحهای کشتارجمعی، تروریسم، تغییرات آب و
پرچم خمینی(ره) با خامنهای در اهتزاز است «حقیقتاً خدا میداند که آن بزرگوار [امام خمینی (ره)] در این دنیای تاریک ظلمانی، مثل یک خورشید، چند صباحی آمد درخشید و رفت، تا مردم بدانند که خورشیدی هم هست. دیگر بعد از ائمه و معصومین، ما و دیگران هم مثل آن آدم سراغ نداریم. اگر کسی هم بگوید، به نظر من بیانصافی کرده است. انسانیت باید بفهمد که این گوهر در خزانه الهی وجود دارد. آن مرد، اگر میفهمید که تکلیف است، عمل میکرد.» این سخن تاریخی و توصیف بسیار زیبای رهبر عزیز انقلاب از امام خمینی است. توصیفی که به حق، بهترین حرف درباره آن یگانه
نصیحتی که شنیده نشد با شدتگرفتن فعاليتهاي منافقين در راستاي جمعآوري اسلحه و مهمات و همچنين آموزش نظامي به نيروهاي خود، حضرت امام خميني(ره) که به فراست، احتمال انجام توطئهاي را از جانب سران منافقين محتمل ميدانستند، در روز دهم ارديبهشت 1360، طي سخناني به گروههاي مسلح و ازجمله منافقين هشدار دادند تا اسلحه را کنار گذاشته و به آغوش ملت بازگردند: «اينها اشتباه ميکنند، اگر اينها به ملت برگردند که براي خودشان صلاح است و اگر به اين امر (تشنج آفريني) ادامه بدهند يک روز در
رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید! سکوت چند ماه گذشتهی غرب، در شرایطی که اقدامات گروههایی نظیر حزب الله که در حفظ تمامیت ارضی کشور خود میباشد و یا در موارد وقوع بمب گذاریهای تروریستی، بارها با صدور قطعنامه و یا واکنش های شدیدتر روبرو میشود، بسیار جای شگفت است. حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه که از مهمترین نرم های بنیادین حقوق بین الملل به شمار می آیند، طی سالیان متمادی و بالاخص در صده های گذشته دستخوش حمله دولتهای مستبد و از طرف دیگر کشورهای استعمارگر و همچنین لشگر کشی کشورهای زورگو قرار گرفته اند. از مهمترین عوامل ناقض حقوق
تروریستپروری از طالبان تا داعش تردیدی نیست که طی چند سال اخیر، مقامات آمریکایی به دلیل فقدان پایگاه جدی در منطقه و ضعف مفرط حامیان منطقهای برای تامین منافع این کشور، به گروههای بدنام تروریستی متوسل شدهاند. رژیم مستبد شاه معدوم، رژیم صهیونیستی و رژیم مرتجع عربستان، پایگاههای اصلی آمریکا در غرب آسیا به شمار میآمدند اما با سقوط شاه، قرار گرفتن رژیم اشغالگر صهیونیستی در موضع انفعال در پی ضربات مقاومت فلسطین و لبنان و سست شدن پایههای حکومت فاسد سعودی، نیاز آمریکا به همپیمانان جدید و خشن، بیش از پیش قوت گرفت.