رهايي از تو هم(10)

به قلم عضو سابق سازمان مجاهدين خلق

مغزشويي وتناقض گويي

Foladvand

نمي توان در آن روزهايي كه جامعه از يك ديكتاتوري 2500 ساله رهايي پيدا كرده بود، فرصت سوزي دولت موقت بازرگان و ليبرال هاي حاكم بر آن را از ياد برد. فرصتي گرانبها براي آگاه ساختن نسل جواني كه تشنه دانستن بود ولي آن را از او دريغ داشتند تا در معرض تهاجم هر بيگانه از فرهنگ و ارزش هاي خودي قرار بگيرد. نمي توان فراموش كرد كه صدا و سيماي انقلاب در آن روزهاي ابتداي پيروزي كه مي بايست به قول حضرت امام(ره)، دانشگاه انقلاب باشند، بلندگوي همان گروهها و گروهك هاي خارج از انقلاب شدند كه خود دهها روزنامه و نشريه و مجله در اختيار داشتند و كوچه و خيابان ها را از افكار مسموم خود پر كرده بودند و نسل ما چشم و گوش بسته هر آنچه را گفته و نوشته مي شد بي چون و چرا و بدون هيچ گونه منطق و تعقلي مي پذيرفت و ملكه ذهنش مي ساخت. اگرچه در اين باب بسيار گفته شده است ولي به نظر مي آيد اين جزم انديشي و دگماتيسم همواره از آفات انديشه و تفكر در همه جا و از جمله در سرزمين ما بوده است كه البته امروز هم آثار آن را در گوشه و كنار با اسامي گوناگون حتي دموكراسي خواهي، حقوق بشر و اصلاح طلبي مي بينيم و تعدادي هم آن را بي هيچ تفكري تكرار مي كنند. همچنان كه متأسفانه امروز در جهان هم چنين آفتي فراگير شده است و تبليغات و جنگ رواني سرسام آور و به قول برخي روشنفكران غربي تكرار مكررات رسانه هاي وابسته به كلان سرمايه داران را عموم مردم دنيا به آساني و بدون هيچ گونه سؤال و ترديد مي پذيرند.

متأسفانه ذهن بت ساز و خشك ما همواره از آزادانديشي و تفكر درست، بازمان مي داشت، اينكه چگونه به آساني براي خود بت مي ساختيم و خيالمان را راحت مي كرديم تا ديگر زحمت فكر كردن به خود ندهيم و آن را به ديگران واگذار نماييم و در واقع خودمان را برده ديگران مي ساختيم. در حالي كه امام خميني(ره) در ابتداي پيروزي انقلاب با وجود اكثريت غيرقابل انكاري كه در پذيرش اوامر حضرت امام(ره) ترديد به خود راه نمي دادند، براي برپايي نظامي كه اساساً انقلاب به خاطرش رخ داده بود، رفراندم برگزار نمودند، يا در سخت ترين شرايط انقلاب كه تهديد گروههاي مختلف آن را در لبه تيغ قرار داده بود، با وجود همه اختياراتي كه طبق قانون اساسي داشتند، تا هنگامي كه مجلس به عنوان مظهر اراده ملت، بني صدر را رد صلاحيت ننمود، او را خلع نكردند و يا در اوج رهبري مردم به طور علني و در روزنامه هاي رسمي كشور در مورد نظرات فقهي مخالف خود سعه صدر به خرج دادند و فرمودند كه انتقاد لازمه تفكر است (به همين مضمون). ولي حتي امروز افرادي مثل جرج دبليو بوش برخلاف همه ادعاهايشان مبني بر دموكراسي و حقوق بشر، خود را نماينده و متولي همه دنيا مي دانند و به جاي همه مردم جهان صحبت مي كنند و آنچه كه خود بدان باور دارند را، به حساب عقيده همه مي گذارند و در بين جماعت روشنفكران كسي نيست اين تحميل را زير سؤال ببرد، حتي نمي گذارند صدايش در رسانه ها منعكس شود. يا اگر كسي از هواداران «مجاهدين خلق» كوچكترين سؤال از عملكرد و تصميمات مسعود رجوي حتي به ذهنش راه مي داد، آن چنان مغز شويي شده بود كه خودش ترديدها و شك هايش را سركوب مي كرد و خود را در سويي مي انداخت كه بي چون و چرا هرآنچه رجوي و رهبري سازمان مي گويد، بپذيرد.

به راستي امروز چگونه يك هوادار يا عضو سازمان مجاهدين خلق مي تواند بپذيرد سازماني كه تا چند سال پيش تضاد آشتي ناپذيرش با امپرياليسم جهاني به سركردگي آمريكا را اعلام مي كرد و هيچ رابطه اي ميان خود و او به جز اسارت و يا نبرد نمي ديد ولي امروز همان امپرياليسم را آن هم در سخيف ترين و وحشي ترين حالتش (به اعتراف خود روشنفكران آمريكايي) آزادي بخش و اشاعه دهنده دموكراسي و حقوق بشر لقب داده است؟ به خاطرم مي آيد موسي خياباني در يكي از اولين سخنراني هايش بعد از پيروزي انقلاب براين نكته بسيار تأكيد مي كرد كه مجاهدين بر برنامه و اصول اوليه خود همچنان پاي مي فشارند و آن را از افتخارات سازمان به حساب مي آورد. (33) آيا امروز هم مجاهدين خلق بر همان اصول اوليه شان پاي مي فشارند؟(34) آيا هنوز هم از تضاد آشتي ناپذيرشان با امپرياليسم آمريكا سخن به ميان مي آورند؟(35)

33- بخشي از سخنراني موسي خياباني در اجتماع ضدامپرياليستي دانشگاه تهران به تاريخ 23 اسفند ماه 1357: «. . . در يكي از مقدماتي ترين آموزش هاي مجاهدين كه در همان بدو تأسيس سازمان در سال 1344 تنظيم شده بود، امپرياليسم جهاني به سركردگي امپرياليسم آمريكا، ضمن اينكه بزرگترين سد و مانع تكامل در دوران ما و اصلي ترين و بزرگترين دشمن خلق ها در زمان ما معرفي شده با خصوصيات زير توصيف شده است. اولاً امپرياليسم خصلت و خوي جهانخواري دارد. ثانياً هيچ رابطه مسالمت آميز و انساني بين امپرياليسم و خلق ها وجود ندارد. آنچه هست يا اسارت است و يا نبرد. . . آزادي و رها بودن هر خلقي در نبرد بي امان با امپرياليسم تجلي مي كند. بنابراين تمام خلق هاي آزاد و آزاديخواه جهان بايد تمام امكانات خود را در جهت مبارزه با امپرياليسم بسيج كنند. . . » (روزنامه كيهان، مورخه پنجشنبه 24 اسفند 1357)

34- فرازي از برنامه حداقل مجاهدين خلق درباره رفراندوم و انتظارات مرحله اي از جمهوري اسلامي: «. . . بنابراين مضمون برنامه حداقل يك سازمان مسلح به ايدئولوژي اسلام و جهان بيني توحيد، دقيقاً ملازم با نفي همه جانبه آثار سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي امپرياليزم جهاني به سردمداري آمريكاست. همان قدرت شيطاني، طاغوتي و كفرآميزي كه غدارترين نيروي تاراج گر تاريخ جهان را تشكيل مي دهد. همان قدرتي كه همراه با ساير شركأ تمام خلق هاي زير سلطه جهان را در چنگال اهريمني خود دارد. . . كما اينكه در تاريخ جديد ايران از مشروطه به اين طرف امپرياليست ها پيوسته حامي و ارباب هر جنايت و پليدي سفاكان بوده اند. همان ها كه رضا پالاني قلدر را برما گماشتند و برايمان ]كودتاي[ 28 مرداد، ساواك، ]كشتار[ 17 شهريور، ]فاجعه[ سينما ركس و چماقدار و رستاخيز و. . . به ارمغان آوردند. همان ها كه كاپيتولاسيون سياسي خود را به تمام ابعاد زندگي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي ما تعميم دادند. از اين نظر به صراحت اعلام مي كنيم كه هرگونه ابهام و ترديد در تشخيص امپرياليزم غدار زمان به مثابه مانع، بت و تضاد اصلي اين مرحله از تاريخ از جانب هر فرد و مقام و گروه، بي ترديد در اين ميهن فاجعه ها به بار خواهد آورد. . . اعلام مي كنيم كه بدون درگيري قاطع انقلابي با تمام مظاهر اين قدرت شيطاني هيچ مجالي براي سعادت خلق و رضاي خالق و معرفي چهره راستين اسلام و گام برداشتن به جانب توحيد و يگانگي اجتماعي باقي نخواهد ماند. . . » (روزنامه كيهان، مورخه دوشنبه 28 اسفند ماه 1357)

35- از پيام تبريك مسعود رجوي به بيل كلينتون، رئيس جمهور آمريكا به مناسبت پيروزي در انتخابات: «. . . با خوشوقتي بسيار. . . پيروزي شما را كه برحسب آرمان ها و اهداف اعلام شده تان يك پيروزي براي دموكراسي و حقوق بشر در دنياي امروز به شمار مي رود، تبريك مي گويم. . . ، بسيار طبيعي است كه امروز تمامي نيروهاي دموكراتيك و مدافعان و مبارزان حقوق بشر از پيروزي شما خرسند شده و در آن احساس اشتراك كنند. . . » (نشريه مجاهد چاپ خارج كشور، شماره 294، آبان ماه 1371)

- به نقل از راديو صداي مجاهد به تاريخ 29 دي ماه 1371: «. . . هيأت مقاومت ايران به سرپرستي مسئول روابط بين المللي مجاهدين در جلساتي كه به مناسبت آغاز دوران رياست جمهوري آقاي بيل كلينتون برگزار شده بود، شركت نموده. . . در اين ديدار. . . آقاي گارنولد جوردن رئيس تيم انتقال قدرت به دولت جديد آمريكا از هيأت مقاومت ايران خواست، سلام هاي گرم او را به مسئول شوراي ملي مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوي ابلاغ نمايد. . . »

- به نقل از نشريه مجاهد شماره 294 (آبان 1371): «. . . روز سه شنبه 17 آذر هيأتي از مقاومت ايران به سرپرستي برادر مجاهد محمد سيدالمحدثين مسئول روابط بين المللي مجاهدين در اجلاس مشترك شوراي رهبري حزب دموكرات آمريكا در واشنگتن شركت نمود. در اين اجلاس. . . مسئول روابط بين المللي مجاهدين با رئيس جمهور آمريكا آقاي بيل كلينتون ديدار و گفتگو نمود. . . »


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9247061&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

    مطالب پربازدید سایت

    وزیر اطلاعات می‌گوید

    جمشید شارمهد چگونه دستگیر شد؟

    دکتر کبری صالحی‌جاوید، بنیاد هابیلیان

    مشروطه منافق پسند

    یک نماینده مجلس با توجه به دستگیری سرکرده گروهک تندر

    دیگر گروهک‌های تروریستی و منافقین هم ضربه خواهند خورد

    محمد تربت‌زاده، روزنامه قدس

    برق از سر «تندر» پرید

    علی رحمانی، جوان آنلاین

    مسلمانان زیر چکمه مدعیان حقوق بشر

    دکتر مصطفی انتظاری‌هروری، روزنامه صبح‌نو

    حقوق بشر غربی در نقطه پایان

    دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان