برادرم حین گشت‌زنی توسط گروهک تروریستی کومله به شهادت رسید

Bidsrani

شهید رضا بیدرانی سال 1340 در روستای بیدران از توابع شهرستان بم در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. پدرش کشاورز و مادرش خانه‌دار بود. آن‌ها سه خواهر و سه برادر بودند و رضا فرزند اول خانواده بود. او تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد، سپس در آزمون نیروی انتظامی شرکت کرد و پذیرفته شد.

سرانجام رضا بیدرانی در 6اسفند1363 حین گشت‌زنی در منطقه کامیاران بر اثر انفجار مین کار گذاشته شده توسط عناصر گروهک تروریستی کومله و دمکرات به شهادت رسید.

آنچه در ادامه می‌خوانید شرحی است بر گفت‌وگوی بنیاد هابیلیان با خواهر شهید رضا بیدرانی (فاطمه بیدرانی):

«رضا بچه درس‌خوانی بود. مقاطع دبستان و راهنمایی را در روستا گذراند و در هنرستان کشاورزی شهر بم ادامه تحصیل داد. هر روز فاصله روستا تا بم را با موتور می‌رفت.

قبل از پیروزی انقلاب، در راهپیمایی‌ها علیه رژیم طاغوت شرکت می‌کرد و اهالی روستا را برای شرکت در تظاهرات تشویق می‌کرد.

رضا روحیه آرامی داشت و خیلی مهربان بود. به پدر و مادرمان احترام می‌گذاشت، هیچ وقت با صدای بلند با آن‌ها صحبت نمی‌کرد.

بعد از گذراندن هنرستان در آزمون استخدامی نیروی انتظامی شرکت کرد و پذیرفته شد. مدتی در کرمان مشغول خدمت بود که به او ابلاغ شد به شهرستان بم برود. یک روز رضا خانه آمد و به ما گفت: «می‌خواهم داوطلبانه به کردستان بروم.» ما که از شرایط کردستان باخبر بودیم، مخالفت کردیم. مادر با گریه به او گفت: «چرا می‌خواهی به کردستان بروی؟»

رضا گفت: «اگر من نروم، چه کسی از دین و شرف و ناموسمان دفاع کند؟ خون من که از دیگران رنگین‌تر نیست.»

وقتی می‌رفت، به من گفت: «خواهر اگر من شهید شدم، برایم لباس مشکی نپوشید. گریه نکنید. من عاشق شهادت هستم و خودم این راه را انتخاب کردم.»

سه ماه در کردستان بود. از آنجا برایمان نامه می‌نوشت، عکس می‌فرستاد. همیشه تاکید به حفظ حجاب و نماز اول وقت داشت. در یکی از نامه‌ها برای من نوشته بود: «یک چادر مشکی برایت خریده‌ام. اگر شهید شدم، دوستانم چادر را برایت می‌آورند.» آخر هم همین‌طور شد. قرار بود به مرخصی بیاید که خبر شهادتش را آوردند.»

شرح شهادت

«صبح روز 6اسفند1363 رضا برای خنثی‌سازی مین‌های کارگذاشته شده توسط عناصر گروهک تروریستی کومله و دمکرات به منطقه کامیاران رفت. حین گشت‌زنی پایش روی مین رفت و مجروح شد. دوستانش او را به بیمارستان رساندند؛ ولی رضا دو ساعت بعد در بیمارستان به شهادت رسید.

از بنیاد شهید آمدند و خبر شهادتش را به ما دادند. هفتم اسفند جنازه‌اش را به بم آوردند. یک روز بعد مراسم تشییع با استقبال مردم در بم برگزار شد و او را در گلزار شهدای قلعه‌عسگر به خاک سپردیم.»


مطالب پربازدید سایت

تاریخ‌نگار گلستانی تشریح کرد:

سایه شوم تروریسم بر شهر گرگان در تابستان ۱۳۶۰

یادداشت مرکز مطالعات اوراسیا و مدیترانه در ایتالیا، ترجمه بنیاد هابیلیان

تظاهرات در نیویورک یا عملیات سالانه؟ روایت پنهان پشت تابلوهای رنگارنگ

دکتر سیدمحسن اصغری نکاح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

ترور کودکان، ترور آینده است

جدیدترین مطالب

یادداشت مرکز مطالعات اوراسیا و مدیترانه در ایتالیا، ترجمه بنیاد هابیلیان

تظاهرات در نیویورک یا عملیات سالانه؟ روایت پنهان پشت تابلوهای رنگارنگ

تاریخ‌نگار گلستانی تشریح کرد:

سایه شوم تروریسم بر شهر گرگان در تابستان ۱۳۶۰

دکتر سیدمحسن اصغری نکاح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

ترور کودکان، ترور آینده است

سالروز عملیات آزادسازی ارتفاعات «جاسوسان» در شهرستان سردشت

حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش که منجر به هزیمت پژاک شد

دکتر محمدرضا حسنی*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

هویت‌یابی دیجیتال و آسیب‌پذیری در برابر خشونت و تروریسم

زهرا مصباح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

نقش باور در تحمل رنج بازماندگان ترور

همزمان با روز ملی مبارزه با تروریسم؛

گزارش سال تروریسم در ایران ۱۴۰۴ در دسترس قرار گرفت

بازخوانی جنایت‌های تروریستی علیه ملت ایران

برگزاری نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغ‌های ماندگار»

مولوی محمدجعفر محبی*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

الهیات رحمت در برابر منطق ترور

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان