
هستی، آسمانها و زمین همه در پرتوی عدالت و تعادل نیروها و قرارگرفتن هرچیزی در مدار مناسب خود برقرار است و اگر لحظهای و به مقدار سرسوزنی از این اصول منحرف شوند روبه نیستی خواهند گذراند. شبیه همین مضمون را در حدیثی معروف میخوانیم که میفرماید: «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم» حکومتها ممکن است کافر باشند و دوام یابند اما اگر ظالم باشند، دوام نخواهند یافت؛ زیرا سیستم طوریست که اثر آن در همین زندگی، سریع و فوری است. توجه به جنگها، اضطرابها، ناراحتیها، هرجومرجهای سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و بحرانهای اقتصادی در دنیای امروز نیز به خوبی این حقیقت را ثابت میکند. عربستان سعودی نمونه کاملی از بیعدالتی و قومپرستی تا ظلموستم به مردم، آنهم نهتنها در کشور خودش بلکه دخالت در کشوری نظیر بحرین و یا قتلعام مردم بیگناه یمن است.
توجه به حدیث بالا نشاندهنده نزدیکی دوران نابودی و زوالی خاندان آلسعود است. همچنین در سخنان حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب انحطاط و سقوط آنها دیده میشود؛ اینکه آنها ضربه میخورند و بینی سعودیها به خاک مالیده خواهد شد. عربستان سعودی الگویی از یک حکومت ظالم و بیعدالت است. در این کشور 7 هزار نفر عضو خاندان آلسعود هستند که به تمام کشور و 32 میلیون مردم آن حکمرانی میکنند. آنها نهتنها تمامی مناصب و مسئولیتهای مهم کشور را به عهده دارند بلکه تمام ثروت و درآمدهای حاصل از فروش نفت را بدون وجود هیچگونه دستگاه نظارتی و کنترلی در اختیار خود گرفتهاند. همچنین خرید و فروش زمینها و حتی املاک دولتی و ملی عربستان توسط این خاندان بدون قوانین و مقررات انجام می شود.
حکومت عربستان شروع به جنگ نظامی با مردم مظلوم و بیگناه شیعه در کشور خودش کرده است. در این دوران منطقه العوامیه قطیف عربستان روزهای پر حادثهای را شاهد است. مردمی که با برپایی تظاهرات با هدف مطالبههای مشروع و قانونی و خواستار پایان دادن به تبعیضهای قومی و نژادی و مذهبی هستند درحالیکه فقط توپ و تفنگ، جواب مسئولان عربستان به خواستهها و نظرات آنان است. همزمان با این حوادث و کشتار شیعیان، رسانههای زیادی از سوی وهابیون در راستای تایید این اقدامات در شبکههای اجتماعی هجوم آورده است.
عربستان سعودی در وضعیت اقتصادی بحرانی قرارگرفته است. در سال گذشته شرکت سرمایهگذاری آمریکایی آرامکو اطلاعاتی را منتشر کرد که نشان میداد عربستان با کسری بودجه 84 میلیارد دلاری مواجه است. خرید بیحدواندازه سلاح و تجهیزات نظامی، عقد قراردادهای متعدد با دولتهای غربی، دخالتهای فراوان در یمن، سوریه و عراق و سایر تحولات منطقه و کمکهای مالی به دولتهای مصر و سودان و همچنین کاهش قیمت نفت در سالهای اخیر مواردی هستند که این کسری بودجه را به وجود آوردهاند. دلخوشی عربستان برای ارتباط با آمریکا و جلب رضایت ترامپ زمینه را برای دادن امتیازات فراوان به واشنگتن فراهم خواهد نمود تا در کنار اینها دولت آمریکا را علیه ایران تحریک نماید که این خود یکی از دلایل بهوجودآمدن بحران اقتصادی در عربستان است. خاندان آل سعود ترس از آن را دارند که اگر رضایت آمریکا را نداشته باشد چرخه اقتصادی کشورشان متوقف میشود چراکه 70 درصد از شرکتهای سرمایهگذاری در عربستان، آمریکایی هستند. همچنین با کمی دخالت در قیمت نفت و پایین آمدن و بیثبات نگهداشتن آن، اقتصاد عربستان فلج شده و چیزی از خاندان آلسعود باقی نخواهد ماند. اگر این وضعیت و بحران اقتصادی ادامه داشته باشد، حکومت عربستان تلاش خواهدکرد ریاضت اقتصادی زیادی را به مردم کشورش تحمیل کند لذا با کاهش بودجه بخشهای خدمات عمومی، رفاهی و اخراج کارگران داخلی وخارجی، نارضایتی تمام مردم را به همراه خواهد داشت.
در دورانی که گفته میشود دستگاه دیپلماسی عربستان شروع به ارتباط تازه و جدیدی با رژیم صهیونیستی کرده است اما کمتر کسی اطلاع دارد بخشی از خاک عربستانسعودی در سالهای پیش توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی به تصرف درآمده است و این درحالتی است که مردم عربستان این موضوع را نمیدانند و آلسعود نیز هیچ اقدامی برای بازپسگیری آن انجام نمیدهد. دو جزیره تیران و صنافیر سالهاست در اشغال رژیمصهیونیستی قراردارد بدون آنکه مجامع عربی و جهانی از آن حرفی بزنند.
نارضایتی مردم از اوضاع معیشتی، گسترش فقر و افزایش بیکاری همراه با اخراج کارگران و تبعیض قومیتی و جنسی همچنین وجود نارضایتیهای اجتماعی و مدنی با نادیدهگرفتن حقوق قانونی مردم و بهویژه آلودهشدن دست خاندان آلسعود به خون مردم بیگناه یمن و بحرین از موضوعاتی است که عربستان سعودی را با چالش خیلی جدی مواجه کرده است و روزبهروز در باتلاق خودساخته خود بیشتر فرو میروند.