ترور به سبك آمريكايي (1) شناخت احزاب سياسي بدون آگاهي از ابزار هر حزب براي نيل به اهداف سياسي كاري عبث و ناپخته است ، زيرا ابزار هستند كه اهداف واقعي حزب را نشان مي دهند . هر حزب سياسي براي رسيدن به قدرت، معيارها و نقشه هايي دارد كه اين معيارها مي تواند جامعه را به سوي آرامش يا هرج و مرج هدايت كند . مبارزه احزاب انقلابي براي رسيدن به اهداف ، از ديدگاه همه نيروهاي انقلابي امري تأييد شده است ، اما اگر اين مبارزه جنبه مسلحانه و آن هم كوركورانه به خود بگيرد و براي رسيدن به قدرت باشد ، از نظر جامعه منفور است .
مفهوم تروريسم در كلام رساي رهبري(1) واژه " ترور " يك كلمه لاتين است و آنچنان كه در كتاب هاي مرجع آمده به " ترس زياد " معني شده است . همچنين تروريسم به مفهوم به كارگيري خشونت و تهديد با انگيزه سياسي آمده است . هر چند تروريسم موضوع تازه اي نيست و از گذشته هاي دور مطرح بوده ، ولي در دهه هاي اخير و مؤكداً در سال هاي اخير از اهميت زيادي برخوردار شده است . در اين ميان نكته قابل ملاحظه اين است كه هر كس و يا بهتر است گفته شود هر دستگاه حاكمه اي به مقوله تروريسم از ديد و منظر خاص خود مي نگرد . اگر
كارنامه سازمان منافقین از سی خرداد تا هفت تیر در یك مقاله در روزنامه اطلاعات همان دوران یكی ازاعضای سازمان منافقین به بقیه اینگونه خط داد: «سازمان مجاهدین اشتباه كرد كه رو در روی نظام ایستاد و خودش ضربه خورد. اینها باید این استراتژی را انتخاب میكردند كه میآمدند زیر عبای آخوندها قرار میگرفتند، مدتی میماندند. در موقع مقتضی بیرون میآمدند و قدرت را قبضه میكردند.» 30 خرداد (سالروز اعلام جنگ مسلحانه منافقین علیه نظام) و 7 تیر (سالروز به شهادت رسیدن جمعی از بهترین یاران امام و بسیاری از نخبگان سیاسی
مرصاد؛ کارزار حقارت منافقین چند روزی بیشتر از پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران نگذشته بود که صدام عملا در بن بست سیاسی و نظامی قرار گرفت زیرا یکی از شریانهای باج خواهی خود از آمریکا و غرب را از دست داد. مسعود رجوی سرکرده منافقین که پس از خیانت های فراوان در کشتار گروهی مردم، به دامان غرب گرایش پیدا کرده بود، با گوشه چشمی از صدام، برای تکمیل فاز خیانت به مردم کشورمان به آغوش دیکتاتور رفته و در طول دوران جنگ نابرابر عراق برضد ایران در جاسوسی، حمله به مردم بی دفاع، بمب گذاری و تلاش برای جاسوسی نظامی سنگ تمام
فاجعه هفتم تير و استكبار خبري بعد از سقوط آخرين حلقه زنجيره نظام شاهنشاهي و پيروزي بر استبداد و خودكامگي (انقلاب اول), بعد از ماجراي گروگانگيري و به مبارزه طلبيدن يك ابرقدرت جهاني از سوي امت (انقلاب دوم), بعد از تجاوز نظامي آمريكا در طبس و شكست مفتضحانه استكبار جهاني, و بعد از تحميل جنگ ناخواسته بر ما از طرف رژيم بعث عراق و به هدايت و تحريك آمريكا; مهمترين حادثه در تاريخ معاصر جامعه اسلامي ايران و خبرسازترين واقعه براي وسائل ارتباط جمعي دنيا, فاجعه هفتم تير ماه و شهادت هفتاد و دو لاله سرخ كربلاي ايران, «بهشتي مظلوم» و
تروريسم اسلامي ، افسانه يا واقعيت(1) حادثه 11 سپتامبر 2001 اثر شگرفي بر سياست خارجي آمريكا به ويژه در ارتباط با خاورميانه بر جاي گذاشت . مسلمانان به عنوان عاملان اين حادثه معرفي شدند . اين در حالي بود كه برخي كشورهاي اسلامي از جمله جمهوري اسلامي ايران در همان ابتدا اين حادثه تروريستي را محكوم كردند . از آنجا كه فرقه هاي مختلفي در اسلام وجود دارد ، لازم است نگاهي عميق و جدي نسبت به جريان هاي اسلام گراي راديكال و احياگر اسلامي شود . اين مقاله در صدد آن است تا اين دو جريان و نقش آنها بر تحولات
خاطرات بازمانده (2) - لطفا در مورد حوادث تروریستی تیرماه 1360 که در یکی از آنها شخصاً حضور داشتید، توضیح دهید. در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی قرار بر این بود که همهی اعضای مؤسس را به شهادت برسانند. منتها در روز ششم تیر فکر کردند که یک لقمه ی آماده ای وجود دارد که باید به سراغ آن رفت و در روز هفتم تیر هم به سراغ مابقی اعضا. این بود که روز ششم تیر به سراغ حضرت آیتالله خامنه ای رفتند. در روز هفتم تیر هم با برنامههایی که از قبل چیده بودند، به سراغ بقیه آمدند. در این روز هم دو نفر دیگر از اعضای مؤسس حزب-
سویههای جامعه شناختی ترور (قسمت پایانی) - گویا CIA طرحی دارد به اسم «سر خونین» که می گوید: «سر مار را بزن، بدن جدا خواهد شد.» و این طرح ترور رهبران انقلاب ایران بود. این را من هم شنیدهام، ولی استنادات روشنی از آن ندیدهام. قطعاً چنین کار بزرگی با آن حجم و گستردگی، این طرحها را پشت سرش دارد. گفتیم که دو دسته از اثرات اینجا وجود داشتند. خب ترورها اهداف و مقاصد آنها را واقعاً تأمین نکرد. هدف در واقع این بود که یک خلأ قدرتی در کشور ایجاد شود و نیروهای سازمانیافته ی ترورکننده، جایگزین این قدرت شوند. یعنی هرج و مرجی پدید بیاید تا
هزینههای مردمسالاری دینی شعار اصلی انقلاب اسلامی "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" است. این شعار جهت خویش را از مردمسالاری دینی بر اساس سیاست علوی اخذ نموده است. در سیرهی حضرت علی(ع) به خوبی مشاهده میكنیم كه حركت "ولی" همراه با مردم در جهت رشد و تعالی آنان است. صبر ایشان در پذیرش موضع ولایت و تحمل دیگر خلفا برای رسیدن مردم به درجهی رشد لازم برای درك مقام ولایت، این سیره را به روشنی نشان میدهد. مردمسالاری دینی نیز همانطور كه از معنی لغتهای تركیبی آن برمیآید حكومتی مردمی با گرایشات و ارزشهای دینی است.
استراتژي براندازي از درون خاك عراق (قسمت پایانی) آقاي دروديان : مورد به مورد بحث كنيم ، آيا اين تحليل درست بود كه بقاي جمهوري اسلامي را با جنگ پيوسته مي ديدند ؟ آقاي طاهري : بله ، يعني اصلاً تحت هيچ شرايطي سازمان در مخيله اش خطور نمي كرد كه جمهوري اسلامي قطعنامه را بپذیرد . آقاي دروديان : ببخشيد من فكر مي كنم شما نقدي بر اين استراتژي نداريد ، در ذهن تان اين است كه استراتژي درست طراحي شده است . آقاي طاهري : همين كه به شما مي گويم اين استراتژي اصلاً براي نظام ما قبل سرمايه داري ترسيم شده است ، يعني با