دادستانی مصمم،جدی و سازش ناپذیر صبح روز چهارشنبه 15 آبان ماه دادستان زابل به همراه راننده همیشگی اش به سمت محل کارش در حرکت بود. دیگر چیزی نمانده بود که مانند هر روز به محل کار برسد و تا ظهر مشغول به کار شود، که در حوالی دادگستری حدود ساعت 8 و ده دقیقه صبح در حالی که راننده و یار چند ساله اش سرعت اتومبیل را کم کرد تا از دوربرگردان دور بزند چند نفر سوار بر اتومبیلی از سمت چپ ماشین را به رگبار می بندند. حدود 8 تا 10 گلوله به راننده که در حال رانندگی بود برخورد می کند و دو گلوله نیز به خود دادستان که هدف ترور بود.
تشییع و تدفین پیکر شهیدان نوری و مرعی پیکر شهید موسی نوری قلعه نو؛ دادستان زابل در این شهر و زاهدان تشییع شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) پیکر شهید موسی نوری قلعه نو؛ دادستان زابل که صبح دیروز در حین مراجعت به محل کار خود توسط تروریست های گروهک جیش العدل مورد سوء قصد قرار گرفته و به شهادت رسید، عصر دیروز در شهرستان زابل و با حضور گسترده مردم و مسئولین تشییع شد. در این حداثه تروریستی مهدی مرعی،راننده شهید نوری نیز به فیض شهادت نائل آمد.
اسدالله لاجوردی(1) مقدمه: انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهمترین تحولات قرن بیستم، نتیجه سال ها تلاش و مجاهدت های مردمی است که به رهبری امام خمینی (ره) توانستند بر حکومت استبدادی پهلوی پیروز شوند و به عمر طولانی حکومت شاهنشاهی در ایران خاتمه دهند. در جریان انقلاب اسلامی برخی گروه ها و شخصیت ها تلاش خستگی ناپذیری از خود نشان دادند که بررسی زندگی و فعالیت های آنها می تواند نکات تاریک این واقعه مهم را روشن سازد. شهید اسلام "سید اسدالله لاجوردی" از جمله کسانی بود که در نهضت
عروج خونین(قسمت پایانی) پیام حجت الاسلام محی الدین حائری شیرازی امام جمعه شیراز به محضر امام بسم الله الرحمن الرحیم، من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا . بار دیگر در آستانه محرم و در معبر کربلا و در محراب عبادت، فقیهی استوار و ستونی پایدار به دست گروهی که عقده ها جانشین عقیده یشان شده و بغض و کینه به جای تحلیل و تفکرشان نشسته، شهید شد. شهادت این عالم جلیل القدر سند رسایی است بر استقامت روحانیت و دلیل بارزی است بر عقد اخوت بین نیروهای مسلح و روحانی و پاسخی
عروج خونین اولین شهید محراب دهم آبان ماه امسال سی و چهارمین سالروز شهادت یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین شخصیت های علمی، مذهبی و سیاسی در غرب کشور است. شهید آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبائی، شخصیتی که عمق تاثیرگذاری اش تا حدی بود که گروهک های منحط ضدانقلاب وجود او را برنتافتند و ناجوانمردانه وی را ترور نموده و به شهادت رساندند. ترور شهید آیت الله قاضی طباطبائی، چند ماهی پس از ترور مغز متفکر انقلاب اسلامی یعنی شهید علامه مرتضی مطهری، تیر خلاصی بود بر پیکر گروهکی انحرافی به نام «فرقان» که به زعم خویش سوژه های ترور را بر
هفت سوال جنجالی درباره شهید بهشتی! دکتر بهشتی عملا از دو سوی حامیان انقلاب و مخالفان آن با نقدهایی روبرو می شد و همین نکته سبب شد تا حاشیه هایی درباره اش شکل بگیرد. در ادامه به هفت نکته ای می پردازیم که به نادرستی پیراموش دکتر بهشتی وجود دارد. مجله چلچراغ نوشت: زندگی و شخصیت دکتر بهشتی از چند حیث دارای اهمیت است. اول اینکه او تحصیلات دانشگاهی را تا سطح دکترا (فلسفه و حکمت اسلامی) و تحصیلات حوزوی را تا سطح اجتهاد طی کرد و اولین کسی بود که حوزه را به سمت دانشهای معاصر سوق داد و به طور مثال به طلبهها زبان انگلیسی یاد میداد تا
هر یک متر یک شهید پادگان سنندج کاملا در محاصره نیروهایی کومله و دمکرات بود و هیچ سربازی نمیتوانست از پادگان خارج شود. برای آزاد سازی هر متر این شهر، ما یک شهید دادیم. ارتفاعات سختگذر بازی دراز با قلههای بلند و شیبهای تند و بریدگیهای ممتد از اهمیت ویژهای در منطقه مرزی استان کرمانشاه برخوردار است، این ارتفاعات به مثابه عرضه بزرگی درون مثلث قصرشیرین _ گیلان غرب_ سرپل ذهاب واقع شدهاست و برمنطقه تسلط کامل دارد. نیروهای عراقی در روزهای آغازین جنگ از بازی دراز برای دیده بانی استفاده میکرد اما ویژگیهای این
عروج خونین(30) اطلاعیه آیت الله طاهری ، امام جمعه اصفهان بسم الله الرحمن الرحیم ، انا لله و انا الیه راجعون. بار دیگر دست پلید و خونریز استکبار جهانی از آستین نفاق پیشگان خود باخته به در آمد و یکی از چهره های پاک اسلام و تشیع را از دامن محراب خونزده جمعه به ملکوت اعلی پرواز داد. حضرت آیت الله شیخ عطاء الله اشرفی اصفهانی یار باوفای امام و همسنگر کفر ستیز شهدای پر افتخار محراب جمعه: مدنی، دستغیب و صدوقی در هنگامه ستیز با شیطان بزرگ در سنگر عبادت ابرار به دعوت رب لبیک اجابت گفت و بار دیگر مفهوم حرب را در محراب
کتابی با بوی نفاق داستان زندگی خانواده «فیروزی» است که در ایام انقلاب، بر علیه رژیم شاه به مبارزه اقدام کردهاند. پدر خانواده به همراه همسرش تحت تعقیب قرار میگیرد و برای آنکه فرزندانش دستگیر نشوند دختر کوچکشان -مینو- را به همسایه میسپارند. فرض کنید روزی وارد مغازهای شوید، یک کلت 45 (که خیلی از نظامیها آن را به نام کلت 1911 هم میشناسند) را به مبلغ پانزده هزار تومان از فروشنده بخرید و همینطوری که آن را توی دست گرفتهاید وارد خیابان شوید. حتما در کوتاهترین فرصت، پلیس شما را به خاطر حمل اسلحه غیرمجاز دستگیر
اعدام های قسطی برای ما که نسل بعد جنگ هستیم خیلی از اتفاقات جنگ قابل درک نیست. مثلا وقتی از جنایات حزب کومله میگوییم خیلی ها یاد سربریدن میفتند، ولی این جنایات به سربریدن ختم نمیشد. آنچه خواهید خواند قصه، افسانه و یا قسمتی از یك فیلم ترسناك نخواهد بود. این نوشته خاطرات یكی از سربازان حضرت روح الله است كه از روزهای سخت اسارتش و شكنجه هایی كه توسط منافقین شده است گفته كه واقعا اگر نبود عشق به خدا نمیشد زیر این عذابها لحظهای تحمل كرد و سری را فاش نكرد. ما عدهای ارتشی
اولین کار ریگی تشکیل شاخه فرهنگی بود یکی از کتابهای مهمی که چندی است وارد بازار کتاب ما شده است، «مرداب انتحار» نام دارد. این کتاب که با دقت و زیبایی به جزئیات و پشت و پردههای عملیات انتحاری با تاکید ویژه بر عملیات انتحاری در سیستان و بلوچستان پرداخته است، کتاب بسیار مهم و البته قابل تامل و توجهی است که جای خالیش در میان ادبیات پژوهشی ما مدتها دیده میشد. بُعد مهمتر و دقیقتری که این کتاب دارد و نویسندهاش یعنی علیرضا کیخا به آن پرداخته است، تفاوت عملیات انتحاری با استشهادی است که متاسفانه مدتی است رسانههای غربی با خلط مبحث و
ماجرای اعدامهای ساختگی حزب کومله آزاده سرافراز سعید اسدیفر میگوید: وقتی در اسارت کومله بودم، با انواع شکنجههای روحی آنان مواجه بودم. یکی از کارهای متداول آنها این بود که بیل و کلنگ به اسیرشان میدادند و میگفتند قبرت را بکن که میخواهیم اعدامت کنیم. آزاده سرافراز سعید اسدیفر متولد 15 خرداد 1327 در تاریخ 18 اردیبهشت 61 به اسارت در آمد و در 30 شهریور 1369 آزاد شد. او در دانشکده افسری درس خوانده بود و در پاسگاه ژاندارمری مشغول خدمت بود که توسط نیروهای کومله اسیر شد و 8 سال در اسارت بسر برد. اسارت به دست هموطنان خائن به
حرف های شنیدنی یکی از پیشمرگان کرد مسلمان از جنگ در کردستان شنیدن روایت جنگ کردستان آن هم از زبان یکی از پیش مرگان کرد مسلمان حال و هوایی دیگر دارد. غبطه می خورد از روزهایی که گذشته است و کمتر روزنامه نگار و مستند سازی برای ثبت خاطرات آن روزها قدم به کردستان گذاشته است. می گوید در طول این سال ها با هیچ رسانه و نشریه ای صحبت نکرده و خاطراتش هنوز بکر و دست نخورده است. وقتی حرف به روزهای دفاع مقدس و حمله عراق رسید با حسرتی برخاسته از تمام وجود گفت: جنگ کردستان پیش زمینه جنگ تحمیلی بود؛ دشمن می خواست از آستین کردستان به ایران ضربه بزند.
ماموستا "بیانی" از زندان ساواک تا شهادت در نماز به دست کومله در زبان کردی به روحانیون مجتهد اهل سنت می گویند ماموستا.شهید محی الدین بیانی هم ماموستایی اهل سنندج بود.گروهک کومله بارها به او تاخته بود و او را خائن می دانست. اما فشارها و تهدیدهای این گروهک ضد انقلاب تاثیری بر خط و مشی فکری شهید محی الدین بیانی نگذاشت تا این که سرانجام در شب عاشورای سال 65در سن 45سالگی و با داشتن 7 فرزند به دست گروهک های تروریستی ضد انقلاب و در حال اقامه نماز به شهادت رسید. «شهاب» کوچکترین فرزند شهید بیانی است و با آن که در زمان شهادت
معلمی که در حمله منافقین به مدرسه شهید شد خانم زمانی سراسیمه به سکینه نزدیک شد و گفت: دیدی سکینه جان؛ از صبح دلم شور میزد؛ رفتم در مدرسه رو ببندم یهو دیدم یک زن و مرد مسلح با لباسهای خونی از یک پیکان پیاده شدند. معلم شهید سکینه بیگم نیک نژاد در سال1325 در خانواده ای تحصیلکرده و متدین در خطه «بهبهان» از توابع استان خوزستان پا به عرصه وجود نهاد. پدرش مردی فهیم و تحصیلکرده بود و با پیمانکاری پروژه های متعدد در شهرهای مختلف سعی می کرد امکان ادامه تحصیل را برای سکینه و شش خواهر و برادر بعدیش فراهم کند. حمایت های پدر و استعداد و پشتکار