مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد19 من انوشیروان ریاحی اهل فیروز آباد فارس هستم برای کار رفته بودم دبی. به هر صورت آنجا هر کس که می رود از اول نه خانه ای دارد، نه زندگی دارد، نه اول می رود سرکار، در همین گیر و دار بودم و مشکلاتی داشتم که اینها آمدند از این نقطه ضعف من سوءاستفاده کردند و من را با وعده وعیدهایی که بهم دادند که می برند کشورهای اروپایی، فقط تنها چیزی که بود، بهم گفتند سه تا چهار ماه باید آموزش سیاسی نظامی ببینی، بعد ما دفترهایی داریم تو را می برند آنجا، توی آن دفترها شرکتهای زیادی داریم زیر دستشان، آنجا کار می کنی
« برزخی بین زمین و هوا » سخنرانی ابراهیم خدابنده بابل، 11/10/83: به نام خدا و با سلام خدمت خواهران و برادران ، من ابراهیم خدابنده هستم ، سال 1350 از ایران خارج شدم بعد از گرفتن دیپلم رفتم به انگلستان برای ادامه تحصیل و در انگلستان فوق لیسانس مهندسی برق گرفتم و از همان دوران انقلاب در انجمن اسلامی کار می کردم در خارج از کشور . بعد حدود سال 59 _ 58 جذب سازمان شدم و از آن به بعد عملاً در بخش امور روابط بین المللی سازمان فعالیت داشتم ، آخرین مأموریتی که داشتم فروردین سال 82 بود که
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد18 به نام خدا اسم من سید طه حسینی بچه شهرستان محلات هستم. من به عنوان مسافرت به کشور ترکیه رفته بودم که با هوادارهای سازمان در ترکیه آشنا شدم که آنها با عنوان کار در خارج مرا گول زدند و گفتند که شما باید به عراق بروید، یک سازمانی آنجا تشکیل شده که احتیاج به نیروی کار جوان دارد. ما از ترکیه وارد عراق شدیم و توسط دو نفر وارد قرارگاه اشرف و به گفته خود مجاهدین وارد شهر اشرف شدیم. وارد اشرف که شدیم، متوجه شدیم که گول خوردیم. چون که آنجا پر از توپ و تانک و وسایل جنگی بود.
« همه شما آزادید دنبال زندگی و کسب و کار خودتان بروید» بسم الله الرحمن الرحیم خوشحالم که خداوند این توفیق را به من عنایت کرد که در جمع صمیمی شما عزیزان افتخار حضور داشته باشم ، از زمانی که به بنده اعلام کردند که چنین برنامه ای را در استان مازندران از طرف انجمن نجات شاخه استان مازندران و گلستان داریم ، باور بفرمایید که از صمیم قلب خوشحال شدم . شاید سؤال بفرمایید که یک مسئول قضایی در استان مازندران چرا باید اینگونه سخن بگوید ؟ همه عزیزان از کشور عزیز ایران هستید ، بالاتر از آن مسلمانید ، اسلام اختیار کردید و
«مجاهدین به منافع عالی مردم ایران خیانت می کنند» * لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگوئید که از چه سالی به سازمان مجاهدین پیوستید؟ _من بساط علی مشکین فام هستم از اسلام آباد غرب اواخرسال 67 بعد از عملیات مرصاد فریب گروهک تروریستی رجوی را خوردم بعد از اینکه وارد عراق شدم وارد پایگاههای آنها شدم بعنوان هوادار تا سال 74 در جریان بحث نفوذی و بازداشت به ماهیت واقعی این گروهک تروریستی پی بردم بعد از آن تصمیم گرفتم که از سازمان خارج شوم ،اما به دلیل محدودیتهای شدیدی که در سازمان وجود دارد نتوانستم این کار را انجام بدهم و مجبور شدم تا زمانی که آمریکا
«شهید محمود زارعی» شهید محمود زارعی متولد :1319 تهران شغل:بقال متأهل دارای 4 فرزند تاریخ شهادت:8/6/1361 شهید محمود زارعی در سال 1319 در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود ، تحصیلات ابتدایی را تا پایان کلاس ششم ابتدایی پشت سرگذاشت و سپس در مغازه ای به کارگری پرداخت و پس از مدتی توانست با پشتکار و تلاش فراوان مغازه بقالی موچکی دائر و به کسب مشغول شود. در 15 خرداد 1342 در میدان بهارستان از نزدیک شاهد جنایات رژیم پهلوی در کشتار بی گناه و مظلوم بود و از همان زمان ماهیت ضد
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد17 با سلام افشین جعفرزاده هستم متولد شهرستان ارومیه. در سال 1376 برای کار به ترکیه رفتم و بعد از 4 سال که آنجا به خاطر مشکلات خانوادگی که توی ایران برایم بوجود آمد، خواستم به ایران برگردم و این هواداران مجاهدین بودند که توی ترکیه از وضعیت من اطلاع پیدا کردند و با ارتباطی که با من برقرار کردند در عرض 48 ساعت من را جلب خودشان کردند و با حرفها و وعده و وعیدهایی که از سازمان مجاهدین در عراق می دادند و قولهایی که به من دادند که دروغی بیش نبود، ما به این باور رسیدیم که اینها حرفهایشان درست است و قبول
« قسمت ششم مصاحبه با شاهدان » رضا الماسی زاده از اصفهان : من در تاریخ 30 دی 79 از اصفهان خارج شدم زیرا طی تلفنی که به من زده شده و وعده کار در آلمان را داده بودند و قرار شد تا ابتدا به عراق بروم ، همان اول کار پولهای مرا گرفتند و گفتند که فعلاً باید همین جا بمانید . من تا سال 81 صبر کردم و در آن سال درخواست بازگشت به ایران را دادم ، که پاسخ آنها به درخواست من چیزی جز کتک زدن و ناسزا گفتن نبود و تهدید کردن که اگر بخواهی بروی یا تو را می کشیم و یا این که تحویل زندان های عراق می دهیم .
« قتل معترضین در اشرف» موارد زیادی از سربه نیست کردن و به قتل رساندن افراد معترض تا کنون گزارش شده است . در طول مصاحبه با اعضای بازگشته به ایران ، چندین مورد از این افراد ، بطور مشخص و با نام و شهرت فرد به قتل رسیده معرفی گردید. ذکر این نکته ضروری است که شاهدان بازگشته حاضرند در هر دادگاهی حاضر شده و هویت اشخاص سربه نیست شده و مقتول را گواهی کنند. "علیرضا اسپندار فرد " در مصاحبه اش می گوید: بعد از این شکنجه هم من را به قبرستان اشرف برده و
« دوست عزيز و رنجور آقاي نفيس مظفرمقدم» ما فرياد مي زنيم چون صداي ناله ي تو و صدها نفر از برادران و خواهران دربند فرقه ي رجوي را شنيده و مي شنويم! اخيرا در فحشنامه ي مجاهد مطالبي بنام شما به چاپ رسيده كه به همين دليل و بعنوان يك عضو اسبق مجاهدين (كه چنين رفتاري را نيز بخوبي تجربه نموده ام)براي تو و خطاب به همه سخن خواهم گفت. مطمئن هستم – و ديگر همه ي مخاطبين و حتا هواداران رجوي هم مي دانند- كه تو و ساير اعضاي مجاهدين شخصا به هيچ سايت و منبع خبري به جز كانال رسمي مجاهدين و فيلتر محدود آنان