گروه رجوي و پيوند با حزب بعث عراق(13)

Sadam Rajavi

در روز يكشنبه قرار شد كليه قسمت ها حداكثر تا ساعت 14 همه كارها را انجام داده و استراحت كنند كه غالب آنها موفق نشدند و بعضاً تا نيمه شب كار آماده سازي ادامه داشت . تانك ها نيز از چندين روز قبل تحويل تيپ ها شده بود .

مادرها قرار شد در روز يكشنبه فرزندان شان را ببيننند و خداحافظي كنند ، طي همين دو روز افراد پايگاه بديع به مرور آزاد شده و به قرار گاه اشرف رفته و در سازمان تيپ ها قرار مي گرفتند . همچنين در روز يكشنبه كليه تيپ ها در قرارگاه اشرف مانور داشتند . در اين مانور آرايش ستون تمرين داده مي شد و بعدازظهر همين روز بعضي از تيپ ها كه نتوانسته بودند نشست توجيهي را در روز شنبه بگذرانند ، در جلسه توجيهي شركت كردند .

در اين نشست ها به افراد گفته مي شد روي جاده حركت كنند و سرعت 70 كيلومتر در ساعت در پيشروي الزامي است و از هر طرف كه به شما شليك شد به همان سمت شليك كنيد . در همين نشست ها برگه هايي جهت پر كردن به افراد داده شد كه برگ شناسايي محسوب مي شد .

همه ماشين ها شماره گذاري شده و تيپ ها كد بندي و نام گذاري شده و به همه ابلاغ شده بود كه مدارك عراقي را بگذارند و مقداري پول ايراني بين افراد تقسيم شده بود و با برنامه و امكانات و سازماندهي ، در انتظار دوشنبه و شروع عمليات بودند .

تحليل سازمان كه موجب تصميم گيري در آن مقطع بود به شرح زير است :

1. با پذيرش قطعنامه 598 چشم انداز آينده نظامي سازمان در جدار مرز مبهم خواهد بود ، رجوي در پيشبرد خط فعلي با مشكل روبرو خواهد شد . (بن بست در عمليات نظامي)

2. ظاهراً عراق به سازمان فشار مي آورده است و از قول افراد رده بالاي سازمان نقل مي شده است كه : " صاحبخانه (عراق) به ما فشار مي آورد ." يا به عبارت ديگر " صاحب خانه ما را جواب كرده است ."

3. بر اساس تحليل سازمان ، جمهوري اسلامي از دو عامل ثبات و پايداري ، يعني جنگ و اختناق داخلي برخوردار است كه با پذيرش قطعنامه 598 خود به خود عامل جنگ را از دست داده و صرفاً اختناق باقي مانده است .

در پي اين برداشت ، سازمان به اين استدلال رسيده بود كه : " جمهوري اسلامي از حيث نظامي در حداقل توان خويش و از حيث روحيه و توان عملياتي و تدافعي بسيار ضعيف است ، ثانياً از حيث كمك هاي مردم حداكثر نارضايتي وجود دارد و نظام در مقابل سؤال مردم بي پاسخ مانده است . " (1)

نيروهاي متشكله حاضر در عمليات فروغ به سه گروه عمده در سازمان تقسيم مي شوند :

1. نيروهايي كه از قبل در مجموعه ارتش آزاديبخش متشكل بودند و در عمليات هاي مختلف شركت داشتند و تجربيات خوبي از آن عمليات ها كسب كرده بودند . اينها از توانايي خوبي برخوردار بوده ، آموزش ديده و از تابعيت تشكيلاتي و توانايي برخوردار بودند ، تا آخرين لحظه مي جنگيدند و هنگامي كه مهمات شان تمام مي شد با نارنجك خودكشي مي كردند و حاضر به تسليم نبودند .

2. نيروهايي كه بنا به ضرورت طي يك فراخوان عمومي از اعضا و هواداران سازمان در كشورهاي مختلف به خصوص اروپا بسيج شده و به عراق روانه شده بودند . اين دسته از نيروها با توجه به مدت محدود آموزش نظامي ، از كيفيت پاييني در عمليات برخوردار بودند . اين تيپ ها روحيه جنگي نداشتند ، آموزش ديده نبودند و حتي لوازم آرايش خود را به همراه آورده بودند و با اقوامشان در ايران قرار ملاقات گذاشت بودند . تعدادي نيز مدارك تحصيلي خود را آورده بودند تا پس از فتح ايران سهمي در قدرت بگيرند ! به عبارت ديگر اين گروه جهت سياهي لشكر فراخواني شده بودند .

3. اسرايي كه در عمليات هاي قبلي به اسارت سازمان در آمده بودند و با اقدامات توجيهي سازمان به آن جذب شده بودند و پس از آموزش هاي لازم در تيپ ها سازماندهي شده بودند . اين عده حدود 800 نفر برآورد شده اند كه با وعده آزادي آمده بودند و انگيزه بسيار پاييني داشتند و توانايي نظامي مطلوبي نيز نداشتند و طبعاً در عمليات تلفات زيادي داشتند . البته عده كثيري از آنان از ابتداي درگيري هاي اسلام آباد فرار كرده و از كوهستان هاي مجاور خود را به استان هاي ديگر رسانده بودند . (2)

قابل توجه است كه عمدتاً فرماندهان عملياتي سازمان در عمليات فروغ از رده هاي بالاي تشكيلاتي بوده اند كه نظامي نبوده اند و بعضاً اصول اوليه فرماندهي يك عمليات نظامي را نمي دانستند .

كليه نيروهاي سازمان اعم از كادر و عضو و هوادار _ به استثناي تعدادي از هدايت و پشتيباني را به عهده داشتند _ كه در اين عمليات شركت كردند ، مجموعاً در حدود 4500 تا 5000 نفر برآورد شده اند كه در حدود 25 درصد از آنان را زنان و دختران تشكيل مي دادند . (3)

ستاد كل تحت فرماندهي مسعود و مريم رجوي و مركب از 4 نفر ستادي و 5 فرمانده محور به شرح زير بود : (4)

الف) ستادها

1. ستاد تبليغات به فرماندهي محمد علي جابرزاده

2. ستاد سياسي به فرماندهي محمد سيد المحدثين

3. دفتر فرماندهي : به مسئوليت شهرزاد حاج سيد جوادي

4. تداركات كلي : به مسئوليت ثريا شهري

ب) محورها

1. محور كرند و اسلام آباد به فرماندهي مهدي براعي

2. محور باختران به فرماندهي ابراهيم ذاكري

3. محور همدان به فرماندهي محمود مهدوي

4. محور قزوين به فرماندهي مهدي افتخاري

5. محور تهران به فرماندهي محمود عطايي و به معاونت مهدي ابريشمچي

ستاد نظامي تحت فرماندهي مستقيم رجوي مركب از 7 فرمانده ستاد نظامي و 25 فرمانده تيپ رزمي به شرح زير بوده است :

1. اردوگاه اسرا به مسئوليت صادق سادات دربندي

2. هوانيروز به مسئوليت حسن نظام الملكي

3. ترابري به مسئوليت محمود قجر عضدانلو

4. دفتر ستاد نظامي به مسئوليت سهيلا صادق

5. تسليحات به مسئوليت يوسف

6. امداد به مسئوليت افسانه زهري

7. مخابرات به مسئوليت حشمت

به اضافه 25 فرمانده تيپ كه علاوه بر آنها 4 نفر در رده فرمانده تيپ در محور تهران سازماندهي شده بودند . هر تيپ شامل 160 تا 180 نيرو مركب از دو گردان پياده ، يك گردان تانك ، يك گردان ادوات ، يك گردان اركان ، يك گروهان پشتيباني رزمي و يك دفتر بوده است . هر گردان پياده شامل 50 نفر كه در 5 دسته 10 نفره سازماندهي شده بودند ، مي شد . (5)

تجهيزات هر تيپ عبارت بود از چهار دستگاه تانك ، شش دستگاه هينو حامل تيربار سبك ، چهار دستگاه جيپ حامل تيربار ، دو دستگاه جيپ حامل دوشكا ، دو دستگاه جيپ حامل تفنگ 106 ، دو دستگاه جيپ حامل تيربار دولول ، يك دستگاه ايفا حامل ضد هوايي چهار لول ، يك دستگاه ماشين دو پداله و يك دستگاه وانت دو كابينه حامل تيربار ، يك دستگاه جيپ ، دو دستگاه لندكروز ، يك دستگاه وانت دو كابينه براي فرماندهي ، چهار دستگاه ايفا حامل نيرو ، يك دستگاه كاميون ، دو تانكر سوخت و يك دستگاه آمبولانس . ضمناً در هر تيپ دو گروه فيلمبردار جهت ثبت كليه وقايع سازماندهي شده بودند . (6)

پس از فراهم آمدن مقدمات ، ستون ارتش آزاديبخش متشكل از 25 تيپ رزمي ، رأس ساعت 6 صبح روز دوشنبه 3/5/67 پس از اجراي مراسم صبحگاهي از قرارگاه خود در عمق خاك عراق به حركت در آمده و پس از طي مسير تعيين شده در ساعت 4 بعدازظهر از مرز خسروي عبور كرده و طبق پيش بيني ، ستون ساعت 5 بعدازظهر از قصر شيرين و 6 بعدازظهر از سر پل ذهاب عبور كردند . از اين پس وظيفه فرماندهي محورها و تيپ هاي تحت امر به قرار زير آغاز شد :

1. محور اول به فرماندهي مهدي براعي با 3 تيپ تحت امر ، وظيفه تصرف شهرهاي كرند (تا ساعت 8 شب) و اسلام آباد (تا ساعت 10 شب) را به عهده داشته است .

2. محور دوم به فرماندهي ابراهيم ذاكري با 5 تيپ تحت امر ، وظيفه تصرف كرمانشاه را تا ساعت 12 شب به عهده داشته است . در كرمانشاه قرار بوده است كه مراكز مهمي چون صدا و سيما ، هوانيروز ، مراكز قرارگاه سپاه و ... به تصرف درآيند و تعدادي از تيپ ها مستقر و بقيه جهت كمك ، محورهاي بعدي را همراهي كنند . به منظور پاك سازي كرمانشاه يك ساعت توقف تا ساعت 1 بامداد در نظر گرفته شد .

3. محور سوم به فرماندهي محمود مهدوي با 2 تيپ تحت امر ، وظيفه تصرف همدان را تا ساعت 30 : 7 به عهده داشته است ، تصرف پايگاه هوايي نوژه نيز به عهده اين محور بوده است . يكي از تيپ ها در همدان مستقر و تيپ دوم ستون را همراهي مي كرده است . تصرف همدان و پايگاه نوژه تا 30 : 9 صبح به طول مي انجاميده است .

4. محور چهارم به فرماندهي مهدي افتخاري با 2 تيپ تحت امر ، وظيفه تسخير و پاك سازي قزوين را به عهده داشته است ، يك تيپ جهت نگهداري در قزوين مستقر و تيپ ديگر ستون را همراهي مي كرده است .

5. محور پنجم به فرماندهي محمود عطايي كه رياست ستاد فرماندهي كل را نيز بر عهده داشت و با معاونت مهدي ابريشمچي با 13 تيپ تحت امر مسئوليت اجراي مرحله نهايي عمليات ، يعني تصرف تهران را داشته است . مراكز حساس تهران از قبل شناسايي و بين يگان هاي رزمي تقسيم مسئوليت شده بود . زمان پيش بيني شده براي عمليات در تهران 4 بعدازظهر روز سه شنبه 4/5/67 در نظر گرفته شده بود . نيروهاي اين محور از جمله زبده ترين نيروهاي سازمان بودند . (7)

سازمان در مورخ 3/5/67 ساعت 3 بعدازظهر عمليات خود را موسوم به فروغ جاويدان آغاز كرد در لحظه حركت تيپ ها ، رهبري سازمان براي بدرقه در محل حاضر شده و اظهارات مختصري براي نيروها ايراد كرد .

عراق پيشاپيش حملات گسترده اي را در جبهه غرب و جنوب آغاز كرده بود و يك عمليات هوايي براي ايجاد جو رعب و وحشت عليه مردم غرب كشور انجام داد . تقريباً هم زمان با شروع عمليات فروغ جاويدان ارتش عراق با حجم وسيعي اقدام به حمله گسترده اي در منطقه جنوب با تظاهر به قصد تصرف خرمشهر انجام داد كه هدف آن در حقيقت زمين گير كردن قوي ترين لشكرها و تيپ هاي رزمي جمهوري اسلامي بود . براي تكميل شدن رفع موانع ، نيروي هوايي عراق روزهاي قبل از آغاز عمليات سازمان ، به دفعات مناطع تجمع نيرو در اطراف كرند و اسلام آباد را نيز بمباران كرد . (8)

نيروهاي سازمان پس از شروع عمليات در ساعت 4 بعدازظهر از مرزهاي بين المللي عبور كرده وارد خاك جمهوري اسلامي شدند . از آنجا كه رژيم عراق تجاوز خود را تا شهرهاي قصر شيرين و سر پل ذهاب گسترش داده بود ، نيروهاي سازمان بدون درگيري و عبور از خط وارد شهرهاي قصر شيرين و سر پل ذهاب شده و پس از عبور از كرند به سمت اسلام آباد پيشروي كردند و حدود ساعت 30 : 9 شب به اسلام آباد رسيدند و شهر را تصرف كردند .

پی نوشت ها:

 

1. همان ، ص 37 – 37 متخذ از بولتن مرصاد متعلق به حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران ، قرارگاه غرب ، 1367

2. همان ، ص 41 متخذ از اسناد بازجويي هاي به دست آمده از اسرا .

3. همان ، ص 41 – 42 آمار منتشره از سوي قرارگاه غرب سپاه پاسداران ، 1367

4. همان ، ص 42 متخذ از اسناد مذكور در پي نوشت 47

5. همان ، ص 43

6. همان ، ص 43 – 44

7. همان ع ص 45 – 46

8. همان ، ص 39 – 40 متن بازجويي از اسراي عمليات مرصاد ، 1367

 

گروه رجوي و پيوند با حزب بعث عراق(12)


فروردین 1403
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
2
3
4
5
8
9
10
11
12
16
17
18
19
20
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31