نگاهی به کارنامه ارتباطات بینالمللی منافقین یکی از مهمترین نقاط ننگ کارنامه سیاه گروهک منافقین را باید در دوران جنگ تحمیلی جستجو کرد؛ جائی که آنها در نقش ستون پنجم کشور عراق ایفای نقش کردند و با حضور در خاک این کشور دست به تخلیه اطلاعاتی و ارائه این اطلاعات به رژیم بعث کردند؛ در حقیقت منافقین در دوران جنگ تحمیلی مهمترین بعد نرمافزاری دولت بعث را تشکیل میدادند. دامنه ارتباطات سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در دوران جنگ تحمیلی صرفا به خود عراقیها محدود نشد
شکست روحیه مقاومت با ابزار «ترور» یکی از اقداماتی که منافقین پس از شکست تئوری جنگ مسلحانه و در طول سالهای جنگ تحمیلی در زیر سایه صدام حسین انجام میدادند، پیگیری خط ترور افراد در داخل کشور بود. بهعبارتدیگر آتش سلاحهای منافقین در این دوران کسانی را به کام مرگ فرو میبرد که در جبههها در برابر ارتش صدام ایستادگی میکردند. این اقدامات با هدف تضعیف جبهه نیروهای خود و دلسردکردن مردم انجام میگرفت. منافقین بدینمنظور با اعزام تیمهای ترور به داخل کشور و ایجاد فضای رعب و وحشت، سعی در شکستن روحیه مقاومت مردم و مسئولین در پشت جبهه
آموزش عملیات تروریستی برای تخریب در پشت جبههها صمد نظری از مسئولین نظامی منافقین در سالهای جنگ، در کتاب خود به نام رد پای اهریمن، شرح مفصلی از چگونگی آموزش عملیاتهای تروریستی در خاک عراق برای اعزام به داخل ایران و همچنین اهداف سران گروهک منافقین از این اقدام دارد. ایشان در کتاب خود همچنین چندین نمونه از این گونه عملیاتهای تروریستی را شرح داده که برای نمونه مواردی از آن در ذیل بیان میشود: در اردوگاههای منافقین در عراق پس از شناسایی تعدادی از عناصر منافق برای عملیات تروریستی در داخل کشور، «ابتدا مسئول آموزش جنگ چریک شهری و فرمانده
پیشنهادات صدام به منافقین منافقین در طول هشت سال جنگ تحمیلی خدماتی بیشائبه در پشت جبههها به ارتش بعثی صدام کردند؛ ولی این تمام خیانتهای آنها نیست و عمده شنود مکالمات بیسیمی و تلفنی نیروهای ایرانی بیشتر از سوی این افراد صورت میگرفت. منافقین با بهرهگیری از امکاناتی که رژیم صدام در اختیار آنها قرار داده بود اطلاعات بسیاری از نیروها و پایگاههای نظامی ایران در اختیار ارتش بعثی قرار میدادند. وکیل سابق رجوی (عبدالکریم لاهیجی) که یک حقوقدان
جاسوسی منافقین از اسرای جنگی ایران منافقین در طول هشت سال جنگ تحمیلی از هیچ خیانتی به ملت ایران فروگذار نکردند. یکی از عمدهترین خدمات این مزدوران به رژیم بعث عراق و خیانت به رزمندگان اسلام در دوران هشتساله جنگ تحمیلی، همراهی با دستگاههای جاسوسی عراق در بازجویی و شکنجه اسرای ایرانی در بند عراق بوده است. منافقین با اختیار کاملی که از جانب نیروهای عراقی داشتند، با اعمال فشار بر اسرای ایرانی علاوه بر کسب اخبار و اطلاعات، در مواردی نادر آنها را فریب داده و با وعده آزادی و بازگشت به ایران، جذب خود میکردند. این موضوع علاوه بر
منافقین از جاسوسی تا حمله نظامی نقش ستون پنجمی منافقین برای عراق در سالهای 64 و 65 آسیبهای جدی وارد کرد و شهدای زیادی دادیم؛ مثلاً عباس داوری با دریافت 75 میلیون دلار برای منافقین، اطلاعات عملیات کربلای 4 را در اختیار دولت عراق قرار داد و عملیات قبل از شروع، لو رفت. اما کمکم سازمان وارد فاز جدیدی شد و به مرور شاهد حضوری عملیاتیتر هستیم. تعبیر خود آنها این بود که «جنگ چریکی از پشت تلفن تا الان راسترَوی بوده است» و اسم آن را میکرو گذاشته بودند و گفتند که «باید وارد فاز ماکرو یا بهرهبردن از جنگ عراق علیه ایران شویم»
منافقین جاسوس علت ابراز علاقه منافقین برای حضور در جبهه چه بود؟! چه اهدافی را - جدای از بهرهبرداری تبلیغاتی - دنبال میکرد؟! بررسی عملکرد اعضای تشکیلات نفاق در روزهای اول جنگ بهویژه در جبهههای جنوب، پاسخ بسیاری از اینگونه سؤالات را روشن خواهد ساخت. منافقین بهصورت برنامهریزیشده و با اهدافی مشخص، همزمان با ادعای حضور در جبهه، اقدام به فعالیتهای جاسوسی و ستونپنجمی بهنفع طرف متخاصم داشتند. این مهم از اسناد بهجامانده از همان دوران و همچنین اعترافات و خاطراتی که بعدها توسط فرماندهان نظامی رژیم بعث
آمریکا چگونه از تروریسم برای هژمونی خود بهره گرفت؟ سال ۲۰۰۱ رخدادی غیر قابل باور و حیرتانگیز در ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد که دگرگونیهای بزرگی را در عرصه جهانی به ویژه در عرصه سیاست و حکمرانی منطقه غرب آسیا به همراه داشت. در همان دوران، یعنی در روزها و ماههای بعد از ۱۱ سپتامبر، بسیاری از ناظران سیاسی حادثه انفجار برجهای دوقلو توسط گروه القاعده به رهبری بن لادن را همان لحظه رخداد و بهانه تاریخیای ارزیابی کردند که مورد نیاز نئومحافظهکاران به رهبری جرج دبیلو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا برای پیشبرد راهبرد خود بود.
صلح ظاهری، برای جنگ واقعی دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده که موقعیتی متزلزل در انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ دارد، با راه انداختن یک شوی سیاسی - رسانهای، از آنچه "طرح صلح ابراهیم" خوانده رونمایی کرده است. براساس این طرح، برخی دولتهای عربی که سالهاست روابطی گرم با رژیم صهیونیستی دارند، این روابط را علنی کرده و به آرمان آزادی قدس خیانت کردهاند. دولتهای مرتجع عربی برای اولین بار نیست که دست به چنین اقدامی زدهاند و پیش از این مصر و اردن نیز در
هراس آمریکا از انتقام، دستآویز طراحی بازی رسانهای سخیف نشریه آمریکایی پولیتیکو ادعا کرده جمهوری اسلامی ایران به تلافی ترور شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، در نظر داشته تا «لانا مارکس» سفیر ایالات متحده در آفریقای جنوبی را ترور کند! که البته این اقدام ناکام مانده است. طرح ادعاهای این چنینی از سوی رسانههای آمریکایی، که بیشتر به نظر میرسد دیکته شده از سوی مقامات این کشور باشد را باید از منظر سیاست تهدیدزایی ایذایی هیئت حاکمه آمریکا در چندین دهه گذشته ارزیابی کرد. دولت
سوءاستفاده تروریسم از بحران کرونا ویروس تروریسم نوعی خشونت مشخص و در طیف وسیعتر خشونت باانگیزه ایدئولوژیک است. بانک اطلاعات جهانی تروریسم (GTD)، تروریسم را تهدید یا استفاده واقعی از زور و خشونت غیرقانونی یک فرد غیردولتی برای دستیابی به یک هدف سیاسی، اقتصادی، مذهبی یا اجتماعی از طریق ایجاد ترس، اجبار یا ارعاب تعریف میکند. لوئیز ریچاردسون، رئیس اجرایی موسسه مطالعات پیشرفته رادکلیف، تروریسم را هدف قرار دادن عمدی افراد غیرنظامی برای یک هدف سیاسی تعریف کرده
پیامدهای تروریسم سفید برای جهان چیست؟ چرا نیوزیلند؟ دلایل متعددی برای انتخاب نیوزیلند بهعنوان مکانی برای اقدام تروریستی علیه نمازگزاران مسلمان وجود دارد. برخی از این دلایل ایدئولوژیک بوده، برخی دیگر مربوط به دولت و عملگرایانه هستند. از طیف اول (انگیزههای ایدئولوژیک) میتوان به ضعف نسبی گفتمان سفیدپرستی در نیوزیلند اشاره کرد. علیرغم استفاده از گفتمان اسلامهراسانه توسط سیاستمداران دستراستی نیوزیلند مانند دان برش، مایکل هاسکینگ و وینستون پترز، سرمایه سیاسی آنها محدود مانده است. علاوهبراین، بهطور کلی مسلمانان در این جامعه با
احیای جنگهای صلیبی پیش چشم دستگاههای های اطلاعاتی جنگ با تروریسم، فصل اول: مرحله دوم | «جنگ با ترور» بهانهای عالی برای مراکز قدرت در ایالات متحده، بهویژه مراکز متأثر از نومحافظهکاران (و اخیراً عناصر سفیدپرست) فراهم کرد تا به تغییر هویت دولت آمریکا بهسمت دیدگاههای نژادپرستانه و برتریگرایی نژاد سفید شتاب بخشند؛ پروژهای که هدف از آن ایجاد تأثیری دومینووار بر هویت اروپایی و در مقیاس وسیعتر، هویت مشترک غربی است. ازینرو، جای تعجیب نیست که ادبیات تندوتیز علیه مسلمانان، که مرتباً از رأس هرم قدرت در ایالات متحده تولید میشود، مانند آنچه در
وقتی شرقشناسی به خدمت گفتمان جنگ با ترور در میآید خیزش تروریسم سفیدپرست (بخش اول): ۱۵ مارس سال گذشته میلادی یک سفیدپرست 28 ساله استرالیایی به نام برنتون تارانت، با تفنگ نیمهخودکار به مساجد نور و لینوود در شهر کرایستچرچ نیوزیلند رفت و نمازگزاران حاضر در این مکانها را با خونسردی به رگبار بست. بر اثر این تیراندازی، که تا مرگبارترین رویداد تروریستی در نیوزیلند تا به امروز به شمار میرود، ۵۱ مسلمان شامل زنان و کودکان کشته و 49 تن نیز زخمی شدند. تارانت، که ظاهراً در هنگام حمله برای سازمانهای اطلاعاتی و نظامی نیوزیلند ناشناخته بود، با دوربینی که
ایران، قربانی مظلوم تروریسم با هر متر و معیاری که حساب کنیم، با هر الگو و داده ای که بسنجیم و با سلیقه هر رسانه و روزنامه ای که بخواهیم در مورد تروریسم صحبت کنیم، جمهوری اسلامی ایران اگر اولین قربانی تروریسم در 42 سال اخیر نباشد، قطعا یکی از سه قربانی اصلی تروریسم است. ما در طول بیش از چهار دهه اخیر به طرق مختلف قربانی تروریسم سازمان دهی شده ای بوده ایم که دود نتیجه اش جز به چشم مردم مظلوم ایران نرفته است. از تروریسم گروهک ها همانند منافقین، جندالشیطان، رعد، پژاک، فرقان، کومله، دموکرات، توده، اشرار، خلق عرب، خلق بلوچ