كالبد شكافي يك انحراف (10)

" فصل دوازدهم  "Eshtebah

پرستش مريم

همچنان كه گفتيم ، مجاهدين خلق يك جايگاه ويژه براي زنان در سازمان خود در نظر گرفته اند ، اين موضوع توسط خبرگزاري اي.اف.پي تأييد شده است :

" تشكل مجاهدين خلق كه هدف يكي از عمليات هاي وسيع پليس در دوشنبه گذشته در منطقه پاريس بود ، جنبش اصلي اپوزيسيون مسلح عليه حكومت ايران است . در رأس اين تشكل يك چهره زنانه قرار دارد ."

اين سازمان كه توسط مسعود رجوي هدايت مي شود ، همسر او يعني مريم را به عنوان" رئيس جمهور آينده ايران " تعيين كرده است و در اوت سال 1993 از يك شوراي رهبري برخوردار شد كه اعضاي اين شورا را 24 نفر از زنان تشكيل مي دهند .

زنان نيمي از نيروهاي ارتش ملي آزاديبخش ايران (اي.ال.ان.آي) شاخه نظامي مجاهدين را  تشكيل مي دهند كه مريم رجوي معاون فرمانده آن مي باشد . تا كنون اين فرقه كه توسط مريم و مسعود رجوي رهبري مي شود به چند جهش نايل آمده است .

آخرين پرش در تحول اين سازمان به صورت ناتواني مردان در اشغال كردن رده هاي مديريتي بروز مي كند . البته به جز مسعود رجوي !‌ مديريت اين سازمان بايد توسط زنان تأمين شود و البته مردان كه رجوي را همراهي مي كنند مجبور هستند از آنها اطاعت كنند و حرف آنها را قبول كنند وگرنه زنداني و شكنجه مي شوند .

اين يك استراتژي است كه بر اساس شماي كلاسيك " تفرقه بيانداز و حكومت كن " ، بنا نهاده شده است . ولي جايگاه زن در جنبش هاي انقلابي چپ به روشني توسط بالاترين افكار ايدئولوژي ماركسيست _ لنينيست تعريف شده است ، باز هم براي باري ديگر ، مائو تسه تونگ نظر خود را درباره اين موضوع بيان مي كند :

" براي ساخت يك جامعه بزرگ سوسياليستي اهميت زيادي دارد كه زنان را براي شركت در فعاليت هاي سازنده به ميان توده كشاند . اصل كار برابر ، مزد برابر بايد در توليد به كار گرفته شود . يك برابري واقعي ميان زن و مرد فقط در طي فرايند تغيير اجتماعي مجموعه جامعه قابل اجرا است ."

با اين حال ، بريدگان از سازمان و خصوصاً زنان بريده از سازمان ، نگرشي دارند كه اصلاً با رمانتسيم افسانه اي انقلاب طبقه رنجبر هماهنگي ندارد . " مسلماناني که به اين سازمان پيوسته اند مي خواستند از تفسيرهاي بنيادگرايانه و اسلام فرار كنند ، خصوصاً‌ مسايلي كه به موقعيت زنان مربوط مي شود .

زنان در مبارزه خود به جدايي مردان نمي انديشيدند ، اگر آنها به منافقين پيوسته اند به خاطر مبارزه عليه تسلط حكومت بر زنان بوده است ، متأسفانه آنها همين رفتار ضد زن را در هم سازماني هاي مرد خود كه اين بار توسط خود رئيس سازمان اعمال مي شد ، مشاهده  كردند .

من هميشه از خود مي پرسم رجوي چه احتياجي دارد كه توسط زنان احاطه شود ؟ !

زمان زيادي لازم بود تا من متوجه شوم كه اين زنان در حقيقت يك دژي عليه مردان تشكيل مي دادند ، به واسطه آنها او مي توانست بر مردان مسلط شود و آنها را مجبور سازد تا از او اطاعت كنند و دستورات او را بپذيرند . زنان نيز در حقيقت سدي در مقابل خطر شورش يا نافرماني به حساب مي آمدند .

براي تحقير بيشتر مردان در بطن سازمان ، رجوي مردان را مجبور مي ساخت كه از همسرش مريم ستايش كنند و حتي در مقابل او تعظيم كنند ... در نظر رجوي و مأموران اجرايي او ،‌ كارآمدي همان معني كه در فرهنگ لغت وجود دارد نيست ، معناي آن با درجه ستايش بي اندازه و بندگي مترادف است .

آيا رئيس مجاهدين آن طور كه ادعا مي كند ، واقعاً پشتيبان جدي حقوق زنان است ؟ البته جواب اين سؤال منفي است ، چرا كه زنان سازمان از حق اساسي انتخاب شريك مرد و داشتن بچه محروم هستند .

با اين حال تنها يك زن است كه از اين سرنوشت غم انگيز معاف است ، زني كه مجاهدين با  يد شخصيت او را مورد ستايش قرار دهند ، زني كه براي اعضاي سازمان الگوي زن ايده آل است ، يعني " مريم رجوي " ....

 

  • تمثال مريم تروريست

روزنامه ماري ين در يك تحقيق نوشت :

" اين زن با چشمان درخشان و لبخند مليح خود از يك شخصيت بيمارگونه برخوردار است . مريم رجوي كه شخصيتي سرد و تودار دارد به عنوان زن الهام بخش براي مجاهدين خلق ايران مطرح است و ملاقات كنندگاني را كه او اجازه پذيرش در اورسوراواز مي دهد ، غافلگير مي كند .

او كه هميشه موهاي خود را در زير يك روسري پنهان مي كند ، كسي كه اعضاي سازمان او را به عنوان " خورشيد انقلاب " معرفي مي كنند ، از هنر زبان زور استفاده مي كند . او با افشا كردن سران حكومت ايران ، سازمانش را به عنوان يك نمونه از دموكراسي در غرب معرفي مي كند و براي يك اسلام معتدل موافق حقوق زنان تبليغ مي كند .

زندگي نامه او تصريح مي كند كه مريم عضدانلو داراي مدرك كارشناسي امور آموزشي است كه به خاطر مخالفت با شاه به عنوان قهرمان معرفي شده و خواهر بزرگش را در زندان هاي ساواك از دست داده و اكنون عليه جمهوري اسلامي به مخالفت برخاسته است .

او كه همسر يكي از افسران مسعود رجوي بود ، يك دختر از او دارد . زندگي نامه رسمي او براي اين ازدواج اصراري ندارد و بيشتر بر خط سير سازماني مريم اشاره دارد كه او را ظرف چند سال به بالاترين رده هاي سازمان پس از تبعيد به فرانسه در سال 1982 رساند .

با اين حال ازدواج دوباره او با مسعود رجوي در سال 1986 او را به يك افسانه واقعي و زنده تدبيل نمود كه به عنوان يكي از تصميمات بسيار مهم انقلابي و ايدئولوژيك سازمان معرفي شد ."

از آن زمان مريم پرتو تمام چراغ ها را به خود جلب كرد و به مانند قديسه شهدا تكريم مي شود . او در سال 1985 عضوي از شوراي رهبري سازمان شد . چهار سال بعد به عنوان دبير كل سازمان معرفي شد . او همچنين به عنوان سر فرمانده ارتش آزاديبخش ملي ، ارتشي كه حدود 10،000 نيرو دارد منصوب شد .

او همه اين وظايف را رها كرد تا به عنوان رئيس جمهور آينده ايران توسط شوراي ملي ، ويترين سياسي مجاهدين خلق ، در اوت سال 1993 تعيين شود . در همان زمان او به همسرش در محراب عراق ملحق شد و در نمايش نظامي در چند كيلومتري مرز ايران ظاهر شد .

ولي او اولين همسر مسعود رجوي نيست . همسر اول مسعود يعني اشرف ، در سال 1982 در تهران ماند و در همانجا كشته شد. رجوي خيلي زود با دختر بني صدر ازدواج كرد كه در آن زمان 18 سال داشت ،‌ دو سال بعد اين دو نتوانستند با هم تفاهم داشته باشند و طلاق اجتناب ناپذير شد .

رجوي دوباره عاشق مي شود ،‌ او شيفته مريم عضدانلو همسر يكي از افسران خود مي شود . يك چنين بدعتي هرگز در يك حزب كه اسلام و ماركسيست را در هم مي آميزد پذيرفته نيست . حزبي كه شهادت و عفت را مي ستايد و دست دادن يك زن با يك مرد در آن ممنوع است .

با اين حال به اعضا فهمانده مي شود كه ازدواج اين دو دلداده ، يك عمل انقلابي است و حتي بنا به گزارش ، اين يكي از مهمترين تصميمات انقلابي و ايدئولوژيكي گرفته شده توسط مجاهدين ناميده شد . حتي همسر قبلي مريم به همسر جديد او تبريك مي گويد و اين انحراف فرقه اي ادامه دارد .

مريم رجوي با شركت در گردهمايي مردمي ،‌ تماس داوطلبانه با جنبش هاي فمينيستي اروپايي و آمريكايي كه حجاب دايمي مخاطب خود را فراموش مي كنند ، از همه حيله هاي سازمان بهره مي گيرد تا مبارزه آن را به نمايش بگذارد .

روزنامه فيگارو مي نويسد :

بازگشت او به فرانسه در آغاز سال 2003 ، دي.اس.تي فرانسه را هوشيار كرد . او كه به همراه كادرهاي عالي سازمان آمده بود ، به صورت اسرارآميزي عراق را ترك كرد تا به اورسوراواز بپيوندد . اين تصميم براي كساني كه از سي سال پيش اين زن را كه گاهي سفير دلفريب و هوادار خستگي ناپذير ناميده مي شد و به وسيله اوراق جعلي زياد و با نام هاي مستعار و مبارز مسلح تحت نظر بود ، نگران كننده بود . سرگذشت مريم رجوي با ظاهر دموكراتيك و مبارزهای مرگبار عليه حكومت ايران با سرگذشت سازمانش پيوند مي خورد ...

به نظر مريم ، زمان زمان ديپلماسي است ،‌ در سال 1994 او با پدر" پي ير " در ميان ساير افراد مشهور عكس گرفت ،‌ بي آن كه مانند هميشه رعايت مسائلي را بكند كه او به آنها تعهد دارد . او هرگز ديپلماسي را فراموش نمي كند .

در بازگشت به عراق در سال 1998 او رزمندگان اي.ال.ان.آي را مورد خطاب قرار داد : " مقاومت در مسير خوبي قرار دارد ، براي سرنگون رژيم تهران ."

در ژوئن 1998 يك سوء قصد در كاخ دادگستري تهران كه سازمان مسئوليت آن را به عهده گرفت ، جان چند تن از شهروندان را گرفت .

پنج سال بعد تغييرات ايجاد شده در عراق ، رئيس جمهور آينده را مجبور كرد تا به فرانسه برگردد ، تا توسط پليس دستگير و بازجويي شود . اين قضيه براي ستايش كنندگان اين زن كه بنا به نظر سرويس هاي اطلاعاتي غربي موضوع يك ستايش شخصيت است ، قابل تحمل نبود .

 

  • عروج بي چون و چرا

روزنامه ليبراسيون تضادها را بر مي شمرد :

" در اورسوراواز در چند سال پيش درست قبل از گفتگو در گوش شما نجوا كردند كه : شما نبايد با مريم دست بدهيد . خواه در عراق يا در فرانسه ، مردها نبايد از فاصله نزديك با مريم كه مجاهدين به  او لقب " خورشيد انقلاب " داده اند ، احوال پرسي كنند .

او هر اندازه كه مقامات تهران را مترجع ناميده است ، در مقابل سازمان خود را به عنوان يك جنبش دموكراتيك در غرب ، جنبش آزادي و مدرن معرفي مي كند ، يك اسلام جايگزين را معرفي مي كند كه موافق حقوق زنان است و رفتارش هرگز انعطاف هايي براي آنچه كه او تجويز مي كند نشان نمي دهد .

او آزادي پوشش براي زنان را محترم مي شمارد ، ولي هميشه زنان عضو سازمان فقط يك لباس كامل و يك مانتو و يك حجاب اسلامي به تن داشته اند . رنگ هاي تند و تيز را از خود دور نمي كند ، ولي اين نوع طنازي امروزه در تهران نيز پذيرفتني است . "

مريم رجوي شخصيتي سرد و تودار است كه فقط به حرف خودش گوش مي دهد و چهره اش هميشه با يك لبخند همراه است كه هيچ چيز از شخصيتش را آشكار نمي سازد . او به طور وسيعي به صورت يك معما باقي مي ماند ، او هرگز تسليم نمي شود و ملاقات با روزنامه نگاران را رد مي كند .

او كه هم اكنون پنجاه سال دارد ، در حدود بيست سال تجسم جنبش بوده است ، او چگونه توانسته است حزبي كه اسلام ماركسيستي را ترويج مي كند و از دست حكومت فرار کرده را مطيع خود كند و در مبارزه مسلحانه عليه شاه به عنوان قهرمان شناخته شود و توانست در مقابل تصرف قدرت توسط آيت الله خميني قد علم كند ؟‌

چگونه توانسته است از يك سازمان ، يك فرقه سياسي _ مذهبي بسازد كه كاملاً آماده جانفشاني براي زوجي است كه او با مسعود رجوي تشكيل داده است تا جايي كه خود را نماينده واقعي خداوند بر روي زمين بنامند ؟

در سال 1985 بود كه مريم عضدانلو شروع به صحبت درباره خود نمود :

"‌ مهندس متالوژي ، متعلق به يك طبقه متوسط ، او فقط همسر يكي از افسران مسعود رجوي بوده كه هم اكنون همسر وي شده است . اغلب ايراني ها او را بسيار زيبا مي پندارند ."

ولي بايد دروغ طلاق و ازدواج مجدد را به اعضا با يك ترفند خارق العاده فهماند . اين كار به عنوان يك نوع ازدواج عرفاني يكي از مهمترين تصميمات انقلابي و ايدئولوژيك گرفته شده توسط منافقين معرفي شود ، حتي شوهر سابق به زوج جديد تبريك گفت .

درباره اين ازدواج ،‌ ترانه هاي خواننده كلاسيك مرضيه ، كه اشعار خيام ، حافظ و مولانا را مي خواند جالب هستند . خواننده مشهور كه مريم شيفته او شده بود و با او دوست شد ، در سال 1994 به سازمان پيوست . او بود كه جرأت كرد شوهرش را انتخاب كند ، در مورد ازدواجش تصميم گرفت ، فرمول هايي را بيان كرد كه هر دو را به هم پيوند مي زند . اين امر هرگز در تاريخ بشريت اتفاق نيفتاده است . قبلاً اين مرد بود كه اين مسئوليت ها را به عهده مي گرفت ...

در طول اين دوره او زنان را در همه پست هاي فرماندهي مستقر كرد . اين نوع وارونه كردن ارزش هاي اسلامي مضحك خواهد بود ، اگر آن توسط فرقه گرايي بسيار تنگ بينانه تجويز نشده باشد ، يعني اراده سازماندهي كردن دقيق ، مخالف آنچه دشمن انجام مي دهد ، مقاومت ايران در تضاد با قانون جمهوري اسلامي در مورد تسلط مطلق انسان ها اساساً توسط زنان ما رهبري و هدايت مي شود .

او اعتقاد دارد و اين موضوع با كميته مركزي حزب تأييد مي شود كه اعضاي آن انحصاراً از 24 زن تركيب شده است ، يا در ارتش آزاديبخش كه زنان 30 درصد از افراد آن را تشكيل مي دهند و اين در حالي است كه 50 درصد از افسران آن زنان هستند ...

 

  • يك فتح حماسي ديگر

" ژان گي راس " با كمي مسامحه و در عين حال كمي بي رحمي ، تحولاتي كه از مريم عضدانلو ، خانم رجوي جديد را مي سازد ، به تصوير كشيده است . شگفت انگيزترين موضوع افراد بي چيز هستند كه در خدمت نظاميان سازمان هستند كه سعي مي كنند به آنها بفهمانند كه با توجه به تمام جهات ، زوج ها چاره اي نداشتند جز آن كه خود را با ازدواج كردن فدا سازند . ظاهراً چنين به نظر مي رسد كه اين نمايش فريب باور نكردني به وسيله خصلت بچه گانه او معتبر بوده باشد ، ولي موضوع خيلي مهمتر از اينهاست ...

مسعود رجوي رئيس سازمان مجاهدين خلق ايران كه به مدت نزديك چهار سال در مقر خود اورسوراواز اقامت داشت ،‌استاد هنر تبديل مفيد به مطلوب است ، در حالي كه همه تصميماتش را در لفافه قرار مي دهد . حتي تصميماتي كه به زندگي خصوصي اش مربوط مي شود و همچنين ملاحظات سياسي _ ايدئولوژيك غلنبه سلمبه .

در همين زمينه در اكتبر سال 1982 بود كه براي توجيه ازدواجش با فيروزه بني صدر ، دختر رئيس جمهور اسبق جمهوري اسلامي ،‌ هشت ماه پس از مرگ غم انگيز همسر اولش ، اشرف ربيعي كه در 8 فوريه سال 1982 در تهران كشته شد ، او  يك اطلاعيه منتشر كرده بود كه از دفتر سياسي و كميته مركزي سازمان صادر شده بود و در آن اين ازدواج به عنوان يكي از مهمترين تصميم هاي انقلابي كه تا كنون توسط مجاهدين اتخاذ شده است ، معرفي شد . او گفت : " اين اقدام نقش عمده اي در استحكام وحدت ملي ايران خواهد داشت ."

اين واقعه تاريخي نتوانست با اين حال در مقابل آزمون زمانه و اختلاف هايي كه متعاقب آن بين آقاي بني صدر و دامادش به وقوع پيوست ، مقاومت كند . 12 فوريه مسعود رجوي در كمال تأسف اعلام كرد كه پس از هفت ماه جدايي ، خانم فيروزه بني صدر از طريق يك هيئت مورد توافق خود او در ژوئيه سال 1984 درخواست طلاق مذهبي كرده است .

رئيس مجاهدين به سرعت خود را شگفت زده نشان داد و ابراز كرد كه خود او باعث اين جدايي شده است و تصميم خود او مبني بر ازدواج با خانم مريم عضدانلو ، يك نظامي مجاهد با سابقه طولاني كه خود او شخصاً در 8 فوريه گذشته ، تاريخ سالگرد مرگ همسر اولش اشرف ربيعي ، او را در رده رهبران سازمان بالا برده بود ، اعلام كرد .

معمولاً اين تصميم نبايد هيچگونه جنب و جوشي در خانواده بزرگ منافقينايجاد مي كرد ، ولي موضوع پيچيده بود از اين لحاظ كه خانم عضدانلو همسر قانوني مهدي ابريشمچي ، مرد شماره چهار سازمان بود . در اين ميان شصت نفر عضو دفتر سياسي و كميته مركزي در توجيه اين كه چرا مسعود رجوي استاد بزرگ ما كه همگي افتخار مي كرديم كه شاگرد او هستيم ، اقدام به ازدواج با مريم عضدانلو همسر يكي از همكاران بسيار نزديك خود كرده ، نقش عمده اي داشتند.

در يك سند چهارده صفحه اي اعضاي وقت رهبري سازمان در ابتدا توضيح مي دهند كه خانم عضدانلو تا رده رهبران هم پاي مسعود رجوي ارتقا يافته و خود را به طور قابل ستايشي وقف ازادي زنان كه از مدت ها پيش مورد نظر رئيس سازمان بود ، كرده است .

پس از آن بايد با جديت تمام امضاهاي اين سند تاريخي ، ازدواج مسعود و مريم ، را تأييد مي كردند ، در حالي كه ارتقاي درجه اين فرد كه يك ظاهر ساده بورژوازي بود را نظاره مي كردند . با اين حال اعضاي دفتر سياسي و كميته مركزي نمي خواستند يك سابقه به وجود آورند و به برادران و خواهران مجاهد عليه عمومي شدن اين عمل كه به زعم آنها بايد يك مورد استثنايي باقي بماند ، هشدار مي دادند .

خلاصه موضوع تراژدي _ كمدي آقاي ابريشمچي باقي بود كه بايد حل مي شد . فردي كه به يكباره به يك همسر مزاحم و يك نمونه واقعي براي رهبران جنبش تبديل شد . آنها خيلي زود فهماندند كه خيلي راحت او را فراموش كرده اند ، هنگامي كه در 27 ژانويه اخير ، آنها پذيرفتند كه همسر او مريم را در رأس سازمان قرار دهند .

به گفته آنها پس از آن بود كه متوجه شدند كه ارتقاي خانم عضدانلو "‌ ضرورت انقلابي و ايدئولوژيكي " يك ازدواج ميان مريم و مسعود و در نتيجه ضرورت جدايي مريم و مهدي را اقتضا مي كند .

بنا به اعتقاد امضا كنندگان اين سند شگفت انگيز ، آخرين مانع به لطف رفتار قهرمانانه دو همسر كه به صورت داوطلبانه از يكديگر جدا مي شدند ،‌ برداشته شد . بر خلاف نظر نامساعد مسعود رجوي كه از مواضع شخصي خود الهام مي گرفت ، نمي خواست خانواده آنها از هم پاشيده شود .

هر چيز كه به خوبي تمام شود خوب است ، هر دو رهبر سازمان با بر پا كردن يك عروسي مفصل بار ديگر در ماه ژوئن ازدواج كردند . اين سند يادآور مي شود كه " او با زن پسر خوانده خود ازدواج كرد ."

مسعود رجوي بدين ترتيب يك فتح حماسي جديد را خلق كرد كه يك جهش طبيعي بود كه از همه حماسه هاي تاريخ منافقين فراتر مي رود . شوهر مطلقه به سهم خود با سپاسگزاري از درگاه خداوند كه به او توفيق داده در يك چنين امر خير ايدئولوژيكي شركت كند ،‌ خود را تسكين داد .

در وراي اين اظهارات بي اساس و پوچ ، متأسفانه واقعيت هايي نمايان است كه خانواده را به عنوان يكي از هدف هاي سازمان منافقين مبدل مي سازد . بدا به حال زنان و فرزنداني كه نزديكان شان بدترين انتخاب ها را انجام داده اند ...

 

كالبد شكافي يك انحراف (9)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=10277607&tmpl=component
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
مهر 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان