|
همه صفحات این کارنامه سیاه که اجمالا مروری بر آن شد مبین این واقعیت هستند که مرکزیت منافقین دیوانه وار و به هر قیمت و از هر طریق در مقام کسب قدرت و رسیدن به حکومت بودند و همین حکومت طلبی است که می توان آن را خطرناک ترین بیماری اجتماعی و سیاسی و منشاء دیگر بیماری های اجتماعی و سیاسی دانست . آری قدرت طلبی ام الامراض اجتماعی و سیاسی است
|

سیاه نامه اهل نفاق
امروز وقتی که کارنامه منافقین را از سال 54 تا انقلاب و از انقلاب تا سی ام خرداد 60 و از این تاریخ تا حال مرور می کنیم جز این نمی یابیم که چه در زندان و چه در خارج از زندان روحانیت مبارز خط امام و طرفداران آنها تهمت و برچسب زدن و ملکوک ساختن و برقرار کردن و تحمیل یک نظم دیکتاتوری از بالا به پائین بر اعضا و هواداران و امکان تفکر آزاد و مستقل را از آنان سلب نمودن - سرقت اسلحه پادگان های کشور و مخفی کردن آنها و عدم تحویل به مقامات سلاحیت دار علی رغم دستور موکد امام - اشغال ساختمان های دولتی و تصرف اموال آنها و از جمله ساختمانهای دانشگاه و تشکیل ستادهای مسلح - نفوذ در کارخانه ها و به تعطیل و اعتصاب کشاندن آنها و نیز نفوذ در موسسات آموزشی و قشر دانش آموز و دانش جو و برهم زدن یا تعطیل کردن کلاسهای درس - تشکیل به اصطلاح میلیشیا و به نمایش در آوردن آنها در خیابانهای تهران - به راه انداختن راهپیمائی ها و تظاهرات و میتینگها و چاپ و پخش انواع روزنامه ها با اجازه و بی اجازه مقامات صلاحیت دار - ربودن اسناد محرمانه مملکتی و چاپ و انتشار آنها - سوء استفاده از موقعیت هر شخصیت و هر فردی اعم از روحانی و غیر روحانی که به نحوی امکان این وجود داشت که اظهار نظرهای آنان در بعضی از مسائل ایدئولوژی یا اجتماعی و سیاسی در جهت تحقق هدفهای منافقین به کار آید ، و رای ندادن به قانون اساسی جمهوری اسلامی و داعیه ریاست جمهوری داشتن و بالاخره به انفجار و ترور متوسل شدن و استوانه های انقلاب و اسلام و ذخایر گرانبهای علم و تقوای جامعه و انسانهای محروم و مستضعف را که گناهی جز عشق به اسلام و رهبر انقلاب نداشته اند به خاک و خون کشیدن و بالاخره به زیر پر و بال امپریالیسم خزیدن و به منجلاب ننگ و خیانت فرو رفتن . همه صفحات این کارنامه سیاه که اجمالا مروری بر آن شد مبین این واقعیت هستند که مرکزیت منافقین دیوانه وار و به هر قیمت و از هر طریق در مقام کسب قدرت و رسیدن به حکومت بودند و همین حکومت طلبی است که می توان آن را خطرناک ترین بیماری اجتماعی و سیاسی و منشاء دیگر بیماری های اجتماعی و سیاسی دانست . آری قدرت طلبی ام الامراض اجتماعی و سیاسی است . همانند « می » که ام الفساد است . قرآن چه زیبا و شیوا این مطلب را بیان می کند « تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علواً فی الارض و لا فسادا و العاقبت للمتقین » ما خانه آخرت را از آن کسانی قرار دادیم که قدرت طلب و برتری جو نیستند و به خاطر آن فساد راه نمی اندازند و عاقبت کار قطعا و مسلماً از آن پرهیزکاران است . و پیامبر گرامی ما می فرماید : اخر ما یخرج من قلوب الصدیقین حب الجاه صدیقین در مراحل بعد از انبیاء قرار دارند .
پیامبر می گوید صدیقین در جهت حرکت تکاملی خود به سوی خدا گردنه صعب العبوری را در برابر خود دارند و آن گردن صعب العبور حب جاه و ریاست و قدرت طلبی است ، قرآن قدرت طلبی و استعلا را منشاء مفاسد اجتماعی و سیاسی می داند و تنها تقوا را آن عاملی می داند که می تواند جلوی این فاجعه را بگیرد . آری تقوا را که درمرکزیت منافقین ذره ای از آن وجود نداشت.
مکانیزم شکل گیری حکومت الله
چگونه کسی با جریانی می تواند مدعی داشتن جهان بینی و ایدئولوژی توحیدی باشد و نداند که در اسلام حاکمیت فقط از آن خداست « قل اللهم مالک توتی الملک من تشاء » اما مکانیزم این ایتاء حاکمیت و تحقق و تجلی و عینیت آن در نظام اسلامی همانند مکانیسم نزول باران است که خداوند آن را به خود نسبت می دهد « فانزلنا من السماء ماء » زیرا در نگرش توحیدی همه امور حتی خانه ای را که به دست خود برای سکونت می سازی به خدا منتسب می گردد . قرآن می فرماید : ولله جعل لکم من بیوتکم سکنا » استاد شهید مطهری در یکی از آثار خود به همین نکته اشاره می فرماید مکانیزم تحقق حاکمیت اسلامی بر سه اصل استوار است :
1- مکتب که مشتمل بر جهان بینی و ایدئولوژ ی یا معارف و اصول و فروع اسلام است .
2- رهبری که با فقیه عادل و بصیر و آگاه به مسائل زمان است و این ویژگی ها را دارد که قرآن بیان می کند : هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی » « لقد جاعکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما انتم حریص علیکم با لمومنین رئوف رحیم » فقیه رهبر از روی بصیرت مردم را به راه خدا می خواند و خود پیشاپیش این کاروان تکاملی به سوی خدا گام بر می دارد و از میان مردم برخاسته و از خود آنهاست ، رنج آنان را لمس کرده و برای نجاتشان از بند اسارت مستکبرین بی تاب و بی قرار و تمام وجودش از مهر و محبت به بندگان خدا لبریز است .
3- پذیرش و بیعت خود به خودی یا خود جوش توده های مردم با چنین رهبری است . آنچنانکه از جانب ملت ما در مورد امام رخ داد یا از طریق مراجعه به آرای عمومی ، واصل مکتب و رهبری بدون اصل سوم یعنی بیعت مردم با رهبر عینیت پیدا نمی کند .
علی ، صلوات الله علیه در این زمینه می گوید : اما والذی فلق الحبه و برء النسمه علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها ، لا لفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز » سوگند به خدائیکه دانه را شکافت و انسان را آفرید اگر نبود که مردم با حضور همه جانبه خود در صحنه بیعت و حمایت خود را اعلام نمودند و حجت را برای قبول مسئولیت بر من تمام نمودند و اگر نبود که خداوند از انسانهای بصیر و آگاه پیمان گرفته که بر سیری ستمگر و گرسنگی ستمدیده بی تفاوت نباشند قطعا مها شتر حاکمیت را رها کرده ، به روی گردنش می انداختم و بر شما مسلم می گردید که صرف حکومت به خاطر حکومت با تمام دنیائی که زرق و برق آن چشم دنیا پرستان را خیره می کند نزد من پست تر از آب بینی بز بیمار بود »
وقتی شخصیت اول جهان و اسلام پس از پیامبر با همه حقانیت و اولویت برای احراز حاکمیت بدون بیعت و رای آزاد مردم به خود اجازه نمی دهد که مسئولیت رهبری را بپذیرد ، مرکزیت منافقین که هیچ یک از اصول سه گانه حاکمیت توحیدی را نداشتند چگونه در اندیشه تسخیر آن بودند؟ آیا جز جنون قدرت طلبی و استعلا و برتری جوئی انگیزه دیگری می تواند در آن وجود داشته باشد .
حادثه سی ام خرداد به تعبیر قرآن برای منافقین « یوم تبلی السرائر » بود . روز گسیخته شدن پرده استتار و نفاق و بر ملا شدن محتوای آن ( از کوزه همان برون تراود که در اوست ) .
بحث پیرامون تضاد و تباین قدرت طلبی و مفاسد مترتب بر آن با جهان بینی و ایدئولوژی توحیدی که منافقین به ناروا مدعی داشتن آن بودند به اطلاعات وسیع تر و وقت بیشتری نیاز دارد که از صلاحیت من و حوصله این برنامه خارج است و لذا در اینجا فقط به ذکر فهرست چند مفسده از مفاسد قدرت طلبی بسنده کرده و در مورد مرحله نهائی این روند ضد خدائی و بالطبع ضد مردمی و ضد تکاملی به اختصار توضیح می دهم .
کارنامه سیاه(57)