غائلۀ 14اسفند1359 (103)

Bani  Sadr

  • عزل بنی صدر

شنبه 30خرداد روز طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس است. وابستگان ضد انقلاب و منافقین نه تنها در داخل کشور با پیوستگی کامل در خیابان های شهرهای بزرگ و کوچک کشتار می آفرینند، بلکه حسب خبرهای رسیده همه گروه به اصلاح اپوزیسیون با تظاهرات خود بنی صدر را یاری می دهند. بنی صدر کاملاً پنهان شده است، هیچ کسی از محل اختفای او اطلاع ندارد، حتی دادستان انقلاب مرکز نیز در این مورد اعلام نمود از محل سکونت بنی صدر هیچگونه اطلاعی ندارد. (به فصل هیجدهم رجوع شود)

وقت مجلس با گفتگوهای مقدماتی درباره رسیدگی به عدم کفایت بنی صدر گذشت، رئیس مجلس گفت:

" متأثرم که وقت گرانبهای مجلس شورای اسلامی صرف (رسیدگی به وضع ) کسی  می شود که بهتر بود برای حل مشکلات با ما همکار باشد، ولی نشد ."

عصر روز سی ام خرداد، تهران شاهد خشونت های عظیمی از طرف منافقین بود و این خشونت ها و زد و خوردهای خیابانی تا پاسی از شب ادامه داشت. در این درگیری منافقین با تمام قدرت خود به خیابان ها ریخته بودند. یکی از اعضای گروهک منافقین بعداً در تحقیقات خود گفت : " در آن شب به ما دستور داده شده بود با هر سلاحی که در دسترس داریم به خیابان ها بریزیم ."

درگیری در آن شب فقط محدود به تهران نبود، بلکه در اغلب شهرستان ها زد و خوردهای شدیدی به وقوع پیوسته بود و نظر منافقین خلق از این درگیری ها ایجاد ترس و هراس در دل دولتمردان و ترساندن آنان از نتیجه حذف بنی صدر بود. در پی این اتفاقات به کلیه واحدهای سپاه و کمیته ها دستور آماده باش داده شد و سپاه پاسداران از هسته های مقاومت مساجد و انجمن های اسلامی خواست تا با هوشیاری کامل حفظ و حراست مراکز مهم محله های خویش را به عهده بگیرند. اکنون دیگر شعار مردم چنین بود : " بت جدید شکسته شد، دست منافق بسته شد ."

نتیجه ضایعات آن شب، آتش زدن نزدیک به بیست مینی بوس، شهید نمودن چند عابر و اعضای سپاه پاسداران و جرح بیش از صد نفر بود. در آن شب خانم بنی صدر در اتومبیل ضد گلوله به اتفاق سودابه سدیفی و چند نفر از نزدیکان بنی صدر این درگیری را رهبری می کرد. روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 31/3/60 نوشت :

" در ادامه زد و خوردهای خیابانی، گروهی از هواداران سازمان مجاهدین و دیگر گروهها در چند نقطه تهران دست به راهپیمایی زده و ایجاد درگیری کردند که از آن جمله خیابان سبلان و مصدق و میدان ولیعصر، مرکز تظاهرات آنها بود که منجر به آتش زدن یک اتوبوس و سه موتورسیکلت شد و مردم و پاسداران برای متفرق کردن آنها مداخله کرده که منجر به زد و خوردهای شدید شد و در خیابان های مزبور راهبندان و عبور و مرور قطع شده بود.

همچنین سازمان مجاهدین خلق اطلاعیه ای سیاسی – نظامی منتشر کرد که طی آن مردم را به مبارزه مسلحانه دعوت کرده است. همچنین در حدود ساعت 7 بعدازظهر نیز درگیری مسلحانه بین گروهها و پاسداران در گرفت به طوری که صدای تیراندازی کاملاً شنیده می شد و از میزان تلفات و خسارات اطلاعی در دست نیست.

عده زخمی هایی که به بیمارستان شهید مصطفی خمینی انتقال داده شده بود حدود سی نفر می باشد که با وسایلی از قبیل پنجه بکس و سلاح های گرم و سرد زخمی شده اند که بعضی ها مورد عمل جراحی قرار گرفته و بستری می باشند. همچنین یکی از خواهران به شهادت رسید و سید خلیل حسینی کتابدار مسجد علی بن ابیطالب که با چاقو به گردنش زده بودند نیز شهید شد، همچنین گفته می شود که در این درگیری ها صدها نفر زخمی شدند ."

 در همین حال کار بررسی در مجلس ادامه داشت، در بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی نظریات گوناگونی از طرف نمایندگان مجلس ابراز شده است که گوشه هایی از آن به شرح زیر است:

" حجت الاسلام خلخالی در رابطه با زد و خودرهای خیابانی گفتند : حتی اگر امام فرمان تصفیه ندهند، حزب الله خود آنها را تصفیه خواهد کرد و قبر مجاهدین خلق را در خیابان ها خواهیم کند. و در مورد بنی صدر گفت : مسئله، مسئله بنی صدر نیست، امروز تکلیف آقای بنی صدر و لیبرال ها در این مجلس معین می شود. ایشان قبل از آن که حکم عزلش صادر شود از طرف ملت ایران مردود است، مسئله توطئه آمریکا و ایادی زنجیری آنها در منطقه است.

معصومی اولین سخنران پیش از دستور گفت : مهمترین دلیل بر عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر جهت ریاست جمهوری، موضع گیری ایشان علیه نظام جمهوری اسلامی، اتحاد نامقدس با کلیه نیروهای ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی این نظام است.

وی گفت : من در همان اوایل کتب و نوشته های بنی صدر را تهیه و با دید اقتصادی مطالعه کردم، نتیجه ای که من از نوشته های بنی صدر و نوشته های مجاهدین خلق گرفته ام این است که سه راه جهت دستیابی به اسلام مطرح است که یکی از آنها ارائه اسلام به شیوه اکثر فرنگ رفته هاست که سعی می کنند که اصول و ارزش های غربی را که خود پذیرفته اند اصل قرار بدهند و اسلام و قوانین آن تا آنجا مورد پذیرش واقع می شود که با آن ارزش های مشعشع غربی تضاد نداشته باشد...

مخالفت بنی صدر مخالفت با سران حزب نیست، مخالفت با کل سیستم جمهوری اسلامی است که بر منبای اجتهاد و فقاهت بنا شده و لذا بسیار طبیعی است که بنی صدر در مجلس خبرگان بگوید من با نه دلیل با ولایت فقیه مخالف هستم، چون او نه فقه را فهمیده و نه فقیه را می شناسد.

او فقط دموکراسی غربی را مؤمن است، چنان که بعد از انتخاب ریاست جمهوری تکیه او تنها بر 11 میلیون رأی است. بنی صدر با قبول دموکراسی غربی ولایت فقیه را نفی می کند و تعزیر را شکنجه می داند و لایحه قصاص را غیر انسانی می شمارد...

چون دیدند وصله ناهمرنگی بر نظام جمهوری اسلامی هستند عیب را از نظام دیدند، یکی ملت را دعوت به شورش می کند و دیگری اعلام جنگ مسلحانه می نماید و این دلیل است بر عدم کفایت بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق... حجت الاسلام خوئینی ها ضمن بر شمردن تخلفات رئیس جمهور از قانون اساسی گفت: مخالفت من با آقای بنی صدر به معنای پاک بودند مخالفین وی نیست. وی آنگاه به دخالت های مکرر رئیس جمهور در قوه مقننه اشاره کرد و گفت : این مسئله که ایشان می گفتند که مجلس باید هماهنگ با رئیس جمهور باشد به معنای شکل گرفتن قسمتی از پیکره استبداد بود.

خوئینی ها در بخش دیگر از سخنانش به مسئله 11 میلیون رأی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر اده شد، اشاره کرد و گفت: آقای بنی صدر نمی داند که مفهوم داشتن آراء بیشتر داشتن حق بیشتری برای مقابله با قوای دیگر نیست.  خوئینی ها در ادامه سخنانش خطاب به مخالفین گفت که مسئله آقای بنی صدر، مسئله اختلاف بین دو جناح سیاسی نیست و خاطر نشان کرد که وی توسط امام بر کنار شده است و امام در این مورد یک سال صبر کرده اند. خوئینی ها در بخش دیگری از سخنانش به یکی از ملاقات های آقای بنی صدر با امام خمینی اشاره کرد و گفت : امام در این دیدار دو نصیحت کردند که یکی از آنها را در اینجا نقل می کنم. امام فرمودند : توجه داشته باش که ملت ایران سخت ضد آمریکا هستند قلوب ملت ایران پر است از خشم مقدس علیه آمریکا، نکند کاری بکنید که ملت احساس کند که تمایل به آمریکا پیدا کردید. خوئینی ها خاطر نشان کرد که آقای بنی صدر در متن جریان گرایش به آمریکا قرار گرفته اند.

خوئینی ها در بخش دیگری از سخنانش به اظهارات بنی صدر در یکی از نمازهای جمعه تهران اشاره کرد و گفت : آقای بنی صدر در نماز جمعه فریاد می زند که وام هایی را که به آمریکا بدهکاریم نخواهیم داد. رئیس جمهور زمانی این حرف را می زند که ذخائر ارزی ما در دست آنهاست.

و آقای یزدی نقل کرد که همان روز که آقای بنی صدر این حرف را زد، خبرنگاران از وی پرسیدند که شما چطور این حرف را می زنید و ایشان گفتند که ذخائر اصلی ما منتقل شده است و جز اندکی نمانده و همان شب کارتر دستور بلوکه شدن دخائر ارزی ما را صادر کرد. خوئینی ها خاطر نشان کرد که آقای بنی صدر مسملان است، ولی نه اسلام مبتنی بر فقاهت اسلامی، بلکه اسلامی از پیش خود ساخته.

وی همچنین افزود : ملت ایران، اینجا بحث از یک نفر نیست، که اگر مسئله یک نفر بود این همه جنجال نداشت. اینجا بحث از یک جریان است، جریان آمریکایی ضد اسلام. آقای بنی صدر به 11 میلیون رأی تأکید می کند، ولی آیا اشغال لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مورد تأیید سراسر کشور و اکثریت قاطع ملت ایران، به جز وابستگان به آمریکا قرار نگرفت؟ آیا امام این اقدام انقلابی را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نخواند؟ آیا امام نگفتند که تمام ملت این اقدام را تأیید می کنند، جز آنها که آمریکایی بودند.

شما نمایندگان محترم و شما ملت ایران این حماسه بزرگ و سخنان امام را درباره آن و حمایت بی دریغ ملت را در سراسر کشور به یاد دارید، ولی آیا فکر نمی کنید که چرا آقای بنی صدر از اولین مخالفین این حرکت بود و از هر وسیله ای برای در هم شکستن این حرکت استفاده می کرد. آیا فکر کرده اید که چرا آقای بنی صدر به دانشجویان پیرو خط امام می گفت شماها از چریک های فدایی خطرناک ترید؟

آیا فکر کرده اید که چرا آقای بنی صدر این فرزندان معصوم و دلیر ملت را به خودسری و ایجاد دولت در دولت متهم می کرد؟ آیا هرگز فکر کرده اید چرا آقای بنی صدر تمام تلاش خود را برای آزادی گروگان های جاسوس به کار می برد و امام را در بستر بیماری تحت فشار قرار داده بود که امام این امر را به مجلس شورای اسلامی واگذار کردند؟

آیا هیچ فکر کرده اید که چرا از زمانی که آقای رئیس جمهور بنی صدر به مقام ریاست جمهوری دست می یابد به تدریج شعار مرگ بر آمریکا فراموش شده است؟ آیا آقای بنی صدر در سخنرانی ها و مصاحبه ها سعی نکرده است که دائماً با طرح مسائل و اختلافات داخلی، مسئله آمریکا را به فراموشی بسپارد و  افکار عمومی را از طرف آمریکا به دشمنانی موهوم برای این جمهوری منحرف نماید؟

آیا شما هرگز دیده اید که اجتماع کنندگان در سخنرانی های آقای بنی در در میدان شهداء، در میدان آزادی، در شهرهای مختلف، در پی سخنرانی ایشان ناگهان فریاد مرگ برآمریکا از حلقوم آنان بیرون بیاید و فضای سیاسی را عطرآگین کند؟ بنده در همین جا به ملت ایران عرض می کنم که این بدعت زشت آقای بنی صدر را کنار بگذارید و در اجتماعات فریاد مرگ بر آمریکا را سر دهید. ملت ایران، یقین بدانید که اگر شما شعار مرگ بر آمریکا را هر روز و در هر کجا و در هر اجتماعی زنده کنید، جریان خط آمریکا ماهیت خود را سریع تر آشکار می کند و خود را رسوا می سازد. و باز تکرار می کنم که بحث یک نفر نیست، بحث عدم صلاحیت خط آمریکا برای حاکمیت بر جمهوری اسلامی ایران است، زیرا که آمریکا دشمن اصلی و شماره یک این انقلاب است.

اگر آقای بنی صدر در خط آمریکا قرار نگرفته است، پس این پیام آقای بنی صدر برای امام چیست؟ درست دقت کنید، آقای بنی صدر توسط شخصی که من در اینجا نام او را نمی برم از مخفیگاهش برای امام پیام می فرستد که اگر مجلس رأس به عدم کفایت سیاسی من بدهد، صدام به آبادان حمله می کند و آبادان را می گیرد؟ عجیب است چه ارتباطی است بین برکناری آقای بنی صدر از ریاست جمهوری و حمله صدام آمریکایی به آبادان ؟! واقعاً عجیب است !! در نامه ای که یک سیاستمدار برجسته آمریکایی برای آقای قطب زاده می فرستد در زمانی که ایشان وزیر امور خارجه هستند، در قسمتی از این نامه این عبارت را می خوانیم : " آقای رئیس جمهور (کارتر) به دلیل علاقه بسیار به راه حل سریع، تمایل داشته است در ازای گروگان ها شاه را برگرداند، اما تحت تأثیر برژینسکی و سخنان بنی صدر مبنی بر این که گروگان ها به زودی آزاد می شوند، کارتر از تصمیم خود صرف نظر کرد ."

آن روز مجلس صبح و عصر جلسه داشت .گروه ملیون و نهضت آزادی در جلسه صبح و عصر حضور نیافتند، پس از اظهارات آقای خوئینی ها، آقای هاشمی رفسنجانی گفت:

" ... آقایان خبر آشوب دیروز عصر را که با پرچمداری منافقین خلق و اقلیت فدایی و به اسم رئیس جمهور در حال عزل انجام شد، اطلاع دارند. آقایان ! آنچه که واقع شد در آستانه طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور بود که خود بهترین گواه عینی بر عدم کفایت رئیس جمهور است.

دو نکته مهمی که من یادم است و مکرر از لبان مقدس امام شنیده ام این بود که امام متأثر بود از این که رئیس جمهور با این گروهک های مفسد، آشوب طلب و برانداز، روابط ارگانیک برقرار کرده و مکرراً امام به من گفتند و من به ایشان پیغام دادم که موضع خودشان را معین کنند، او جواب نداد.

یک روز در حضور امام و جمع ما و آقای بازرگان و آقای بنی صدر، امام با اوقات تلخی به آقای بنی صدر گفتند که از جرائم شما این است که شما با این گروه های ضد اسلام و ضد انقلاب رابطه دارید. ایشان گفتند : من چه رابطه ای دارم؟ امام فرمودند : که شما این گروه ها را مسلح کرده اید. امام لرزید وقتی این جمله را گفت.

بعد ایشان جواب داد که من به اینها اسلحه داده ام که خودشان را حفظ کنند، جانشان در خطر بود. امام گفت : به درک که جانشان در خطر باشد، به جهنم که جانشان در خطر باشد، شما می خواهید چه کسی را حفظ کنید در حکومت اسلامی با اسلحه کی؟ و با این صراحت در حضور آقای بازرگان و من و دوستان دیگر و خود آقای بنی صدر. امام اینگونه با ایشان برخورد کرد، ولی ایشان تغییر موضع نداد.

اگر یادتان باشد روزهای قبل از انتخابات ریاست جمهوری آقای بنی صدر جمله ای گفت : به نظر من تنها کسی که (غیر از خودشان) در میان مردم رأی می آورد آقای مسعود رجوی است. این یادتان باشد که این جمله، جمله ساده ای نبود، این دلالت بر یک قرارداد استراتژیکی می کرد...

دیروز من از لحظاتی که درگیری شروع شد تا اواخر وقت تقریباً نیمه شب در جریان برخوردهای تهران بودم و مستقیماً اخبار از از صداهای خودشان می شنیدم. از مراکز تصمیم گیری منافقین و پیکاری ها به افراد در خیابانها دستور داده می شد که اتوبوس ها را به آتش بکشید، باجه های تلفن را خرد کنید، از هر جا که شده ولو از بیمارستان ها جنازه ای به دست بیاورید و روی دست بگیرید و میان مردم ببرید و مثل دوران انقلاب مردم را با رنگ خون آشنا کنید و هیجانی کنید، ولو این تعبیر شاید ده بار گفته شد، حتی با دادن دهها شهید. این چیزی بود که اینها دیروز برای ملت درست کرده بودند ... جز اینها کسی در خیابان ها به نفع بنی صدر کار نمی کند.

من این نکته را از این جهت می گویم که من دلم می سوزد برای جوان های 15 تا 20 سال این بچه های راهنمایی و دبیرستان که با القائات شیطانی و شعارهای چپ گرایانه گرفتار این باند خطرناک شده اند ... یکی از شهدای دیروز ما آقای مازندرانی است مسئول روابط شهرستان های بنیاد شهید .... اینگونه افراد را اینان نشانه گیری می کنند و شهید می نمایند.

کتابدار مسجد آقای محسن شبستری، شخصی که خدمات فرهنگی آن زبانزد بچه های مسلمان بود، دیروز نشانه گیری شده و شهید گردیده، محافظ آقای فدایی نماینده محترم سربند اراک دیروز نشانه گیری شده و الان در بیمارستان حالش وخیم است .... "

سپس هادی غفاری نماینده مردم تهران با استفاده از چند دقیقه وقت اضافه در رابطه با حوادث پریشب گفت:

" من خودم در صحنه حوادث حضور داشتم و دیشب هم همین طور و تا صبح هم نخوابیدم و صبح خیال داشتم بروم خدمت امام، اما نشد ... دیروز در خیابان مصدق 5 نفر سوار در یک بنز آخرین سیستم اهدایی آقای رئیس جمهور که برای جنگ زدگان داده شده بود، بودند. راننده آقای حسینی بود برادر خانم آقای رئیس جمهور.

.... خانم آقای بنی صدر، خانم آقای غضنفرپور به نام سودابه سدیفی و دو تن دیگر که از منسوبین آقای بنی صدر بودند ... بیانیهت بیست و دوم خرداد آقای بنی صدر لحظه به لحظه پخش می شد، شعارهایی بود آزادیخواه مجاهد پیوندتان مبارک ....

به شما بگویم برادران پاسدار چگونه کشته شدند، گرچه دلم نمی خواهد بگویم. دشنه ای که الان در کمیته خیابان فردوسی است بروید ببینید دشنه را به طول سی سانت در قلب یک پسر فرو کردند و در حالی که می گفتند بگو درود بر بنی صدر، برادرمان را گوش تا گوش سر بریدند. من در آنجا بودم که محافظ آقای فدایی را با بیست ضربه کارد نقش خیابان کردند و گلوله هم زدند.

... من به شما چه بگویم که توی این خیابان ها چه کردند ... سر نیزه های کلاشینکف را به چشم بچه ها فرو می کردند، اگر مایل باشید دست جمعی امروز با هم می رویم کمیته خیابان فردوسی آب اسیدها را نشان تان می دهم. آب اسیدی که توی آن فلفل ریخته بودند، با این دستگاه هایی که آب به سر می پاشند همین طور توی سر بچه ها می ریختند، بروید ببینید. برویم تا من دویست و نود مجروح را به شما نشان بدهم ببینید بعضی ها کور شده اند، بعضی ها کر شده اند، بعضی ها پوست صورت ندارند، بعضی از دختران را با دشنه ازاله بکارت کرده اند. "

چون آقای خوئینی ها به عنوان موافق صحبت خود را کرده بود نوبت یک مخالف بود، طبق لیست نوبت محمد مجتهد شبستری بود که ایشان انصراف خود را اعلام کردند و چون مخالف دیگری در جلسه حاضر نبود، نوبت را به به ناچار به موافقین دادند، موافق بعدی رشیدیان نماینده آبادان بود، وی گفت :

" امام در سخنان خود تا ساعت 2 به بنی صدر مهلت داد که بیاید توبه کند، ولی او این کار را نکرد ... در مجلس خبرگان آقای بنی صدر، مقدم مراغه ای و نهضت آزادی             می خواستند مجلس خبرگان را از داخل منحل کنند. وقتی آقای طالقانی مرده بود گفتند که عده ای هم که نمی آیند و بقیه هم پیرو هستند، می خواستند با نیامدن به مجلس آن را منحل کنند ....

در مجلس خبرگان بنی صدر دو عمل انجام می داد، یکی انحلال مجلس به بهانه این که مردم ما را برای یک ماه انتخاب کردند و دیگر این که همه قدرت را در اختیار رئیس جمهور قرار دهند. آنها در مجلس می گفتند ولایت فقیه مفهوم دارد، ولی مصداق ندارد و امام استثناء است.

آن قدر این گونه وسوسه ها کردند که کسانی را که من می شناختم سال ها در اسلام کار کردند، نزدیک بود تحت تأثیر قرار گیرند ... بنی صدر در خدمت امام تعهد کرد که پنج گردان به آبادان بفرستند، اما این کار را نکرد تا امام آشکارا دستور دادند که محاصره آبادان را بشکنند. "

سپس حجتی کرمانی به عنوان مخالف با طرح، چنین گفت:

" مطمئن باشید من راهی جز راه امام انتخاب نخواهم کرد ... من تا موقعی که این جنبش باشد هرگونه کار و ایستادگی در مقابل امام را خطای تاریخی می دانم و معتقدم که متأسفانه آقای بنی صدر در چنین وضعی قرار گرفته است ... امام با انقلاب عجین است و ایستادگی در برابر امام، ایستادگی در برابر انقلاب است. با حذف آقای بنی صدر از طرف امام فرصت هست که ایشان تسلیم نظرات امام شوند. "

وی افزود : " این نظام دارای رشته ای است که قائم به دو سر می باشد که یک سر آن امام و یک سر دیگر آن ملت است و این پیوند امام و امت بود که باعث پیروزی انقلاب شد و اگر کسی این پیوند را گسست و در مقابل آن تسلیم نشد، اشتباه تاریخی مرتکب شده است و خود باعث عدم کفایت سیاسی است. از این نظر من اعلام می کنم که از مخالفت با طرح منصرف شدم ."

موافق بعدی طرح، امامی کاشانی گفت:

"عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر را از جهت عدم تقوای سیاست و مدیریت می دانم. در قانون اساسی اصلی مسلم است و این را در سه جمله خلاصه می کنم :

  1. آقای بنی صدر به نام قانون اساسی، قانون اساسی را زیر پا گذارده است.
  2. گروه های ضد انقلاب زیر پرچم ایشان قرار گرفته تا وسیله ای برای بازگشت آمریکا به ایران باشد.
  3. به آبروی جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان لطمه زده.

وی سپس خطاب به بنی صدر گفت : آقای بنی صدر می دانید مردم به چه رأی دادند؟ به رئیس جمهور مجری قانون اساسی، نه رئیس جمهور قانون شکن ... وی سپس با اشاره به اصول چهارم و پنجم و ششم و نود و سوم قانون اساسی گفت : قانون اساسی تشخیص مغایرت و عدم مغایرت را با شورای نگهبان دانسته است نه با رئیس جمهور ...

حقاً با این که شما را خوش بیان و خوش قلم و خوش ذوق و باهوش می دانم، اما عقل سیاسی ندارید. آقای بنی صدر حکم عدم لیاقت جنابعالی را چندین بار من در باطن وجودم صادر کردم و این جو نیست، جو آزاد است. "

سپس نوبت به حجت الاسلام سید علی خامنه ای رسید و ایشان در موافقت با طرح چنین گفتند :

" اعلام می کنم که اینجانب آقای بنی صدر رئیس جمهور را دارای کفایت سیاسی برای اشغال پست خطیر ریاست جمهوری نمی دانم ... در اظهارات مخالفان طرح اصرار عجیبی شد که اثبات عدم کفایت آقای بنی صدر را به یک دشمنی شخصی با بنی صدر یا به یک بحران حزبی و سیاسی برگرداند و این بر خلاف واقع است. این یک خصومت شخصی و یا جریان حزبی نیست، یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی است و پاسخ به یک درخواست مردمی و عمومی است.

اگر نگران حفظ انقلاب و اسلام و لزوم اداء مسئولیت نبود ما حاضر می شدیم آقای بنی صدر را با همه عیوب و اشکالات تحمل کنیم و اگر از مسئولیت الهی نمی اندیشیدیم، یقیناً نه آقای بنی صدر و شاید نه همین برداران، ما را به انحصار طلبی و قدرت گرایی و امثال این تهمت های مبتذل و تکراری متهم نمی کردند ....

هیچ حمایتی از بنی صدر ارزش واقعی و عملی حمایت امام از او را نداشت، اما دیدید که امام هنگامی کته پس از یک سال صبر و سکوت دردآلود، مشاهده کردند که خط نفاق و ارتداد و کفر و استکبار سنگر محکمی در وجود آقای بنی صدر یافته است، حمایت خود را از او سلب کردند و این را برای خود تکلیف دانستند ....

بخشی از نقشه های آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن دولتی که مجلس به آن متمایل است، اما آقای بنی صدر او را نمی پسندد، با کارشکنی و مخالف خوانی جلوی موفقیت او را بگیرد تا بی آبرو و ساقط شود ... آقای بنی صدر در مقام ریاست جمهوری سیاست بازی را جانشین حقیقت گرایی کرد ...

وی سپس به مصاحبه بنی صدر با مجله لوماتن اشاره کرد و گفت که بنی صدر در آن   می گوید : امام با واقعیت تماس مستقیم ندارد و در مصاحبه با میدل ایست می گوید :  قبلاً (یعنی در دوران شاه) حداقل دور نمایی وجود داشت، دورنمای تمدن بزرگ، امروز حتی این هم وجود ندارد ...

دیگر از دلایل عدم کفایت سیاسی بنی صدر اخلال و شورش گری بنی صدر و دعوت مرکرر مردم و به مقاومت در برابر نظم موجود، دارا بودن خصلت های منفی شخصیتی از قبیل غرور و خود بزرگ بینی مقام پرستی و القاء آن به مردم است. "

در جلسه بعدازظهر مجلس نیز دیالمه نماینده مشهد به عنوان موافق طرح چنین گفت :

" من قبل از انتخاب آقای بنی صدر به ریاست جمهوری گفته بودم که ریاست جمهوری بنی صدر برای انقلاب ما فاجعه است، زیرا به ولایت فقیه ایمان ندارد ... ایشان فاقد تقوا، تدبیر و مدیریت می باشند و آقای بنی صدر نه تنها قادر نبود بین سه قوه هماهنگی ایجاد کند، بلکه باعث به وجود آمدن ناهماهنگی و اشکالاتی هم می شد ...

بنی صدر هر هفته در منزل خواهر خود با رجوی ملاقات می کردند و این برنامه هایی که این روزها صورت می گیرد نتیجه همان ملاقات ها است ... حرکت های آقای بنی صدر در طول این مدت برای قطع ولایت فقیه صورت می گرفت ."

بیانی، در مخالفت با طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر گفت :

" برای من ثابت است که ملت ایران هنوز بنی صدر را می خواهد وقتی ما امام را مدیر و مدبر می دانیم و امام را قبول داریم، امام حکم ریاست جمهوری ایشان را امضا کرده اند  و اکنون نیز رد کردن ایشان را به نمایندگان ملت واگذار کرده اند نه این که خود او را رد کنند ...

بنی صدر در اثر فشار مجلس، آقای رجائی را معرفی کرد و در مورد شورای عالی قضایی نیز تذکراتی داده است که در تمام این موارد نشانه بی کفایتی پیدا نیست و حزب حاکم از ابتدا آقای بنی صدر را نمی خواست، ولی ملت او را خواست و یازده میلیون رأی به او داد. وی افزود من با عدم صلاحیت سیاسی آقای بنی صدر موافق نیستم و او را سیاستمداری مدبر برای ایران می دانم ."

ساعت 5/4 بعدازظهر رأی مجلس بر تصویب عدم کفایت سیاسی بنی صدر با یکصد و هفتاد و هفت رأی موافق و یک رأی مخالف اعلام گردید. بلافاصله هزاران موتور سوار حزب اللهی در همه گوشه های شهر تهران با فریاد شوق این خبر را به گوش مردم رساندند و جلوی مجلس شورای اسلامی آنچنان ازدحامی از شور و شعف بپا بود که سر درب های مجلس این همه هیجان و ازدحام را کمتر به خود دیده بود.

غائلۀ 14اسفند1359 (102)


مطالب پربازدید سایت

گذری بر جنایات احزاب تروریستی در ایلام

شهیدی که ۱۴معصوم را در خاکسپاری دیگر شهدا دید!

روایت یکی از مجروحان حادثه تروریستی شاهچراغ

صدای بی‌امان شلیک، فضای ملکوتی حرم را در هم شکست

مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران

منافقین امروز تاکتیک خشونت‌ورزی مطلق دارند

پس از 3 سال از حبس غیرقانونی حمید نوری

ترکیدن حباب حقوق بشر سوئد در پرونده حمید نوری

روایتی از ترورهای منافقین در دهه شصت

ترور شلوارسبزها و کت‌قهوه‌ای‌ها در ایران

جدیدترین مطالب

همه آنچه باید درباره کادرهای داعش در اغتشاشات جوانرود بدانید

چرا سپاه پاسداران مواضع پرچم سفیدها را پاک‌سازی می‌کند؟

با هدف بزرگداشت شهدای حادثه تروریستی حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع)

مهلت ارسال آثار به سوگواره ملی شعر «رواق سرخ» تمدید شد

روایت‌هایی از کینه تاریخی علیه ملت ایران

«کومله» یعنی رزمنده مجروح را با موزائیک سر بریدن

گروه هکری گرز رستم اعلام کرد

فرود گرز رستم بر سر منافقین

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح کشور بیان کرد

چرا امام اجازه مسموم‌ کردن اعضای گروهک تروریستی دموکرات را نداد؟

«فواد ایزدی»، کارشناس مسائل بین‎الملل

گروهک منافقین یکی از مخوف‌ترین گروهک‌های تروریستی است

ورود تکفیری‌ها به آشوب‌های کف خیابانی در ایران

کدهای عیان کارزار «ترور و تجزیه» برای «رافضی‌کشی»

گوشه ای از خیانت های منافقین

کوکتل‌اندازهای دهه ۶۰ چه کسانی بودند؟

مهر 1359
جمعه شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان