آرزویم این است که پدر به خوابم بیاید/ همسرم را شهید کردند اما هوشیارتر شدیم دو انفجار تروریستی انتحاری عصر چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲ در مسیر گلزار شهدای کرمان رخ داد که منجر به شهادت ۹۵ نفر از هموطنان شد. ۲۸۴ نفر دیگر هم زخمی شدند. هشت ماهی از آن واقعه میگذرد و پرونده این جنایت هولناک همچنان باز است و پیگیریهای حقوقی آن در جریان. گفتگو با خانواده یکی از شهدای این حادثه، صحبتهای همسر و فرزندان شهید. از پیگیریهای حقوقی پرونده گرفته تا اظهارات فرزندی که میگوید تنها آرزویم این است که یک بار دیگر پدرم به خوابم بیاید.
روایتی از نحوه شهادت کودک چهارساله در اهواز پدر و مادر «محمد طاها اقدامی» خردسالترین شهید حادثه تروریسی اهواز ضمن بیان خاطراتی از فرزندشان گفتند که او چند هفته قبل از شهادتش به مادرش گفته بود «من بمیرم؛ ببینم مزهاش چجوریه» و به خواهرش هم گفته بود «اگه من بمیرم، یعنی از بستنی شیرینتره.» به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان به نقل از ایرنا، محمد طاها اقدامی اهل روستای ازان شهر میمه از توابع استان اصفهان؛ کودک چهار سالهای بود که ۳۱ شهریور سال ۱۳۹۷ در حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح اهواز به شهادت رسید. این حمله حدود ۹ صبح حوالی
منافقین با ضرب گلوله حاج رضا شمقدری را متوقف کردند یک هفته بعداز شهادت حاجرضا شمقدری در واقعه ترور خیابان تهران در رادیو بغداد اعلام شد؛ «یکی از عوامل شکنجهگر ساواک خمینی به دست نیروهای قهرمان منافق مجازات شد.» هرکسی حاجرضا را میشناخت، از بستگانش تا دوست و آشنا و کسبه و همسایههایش در خیابان تهران میدانستند او دستش به خیر است و حرفش، حجت. محلیها او را قبول داشتند و هربار مسئلهای یا مشکلی داشتند درِ خانه حاجرضا برای حضورشان و گفتن درددلهایشان همیشه باز بود. او باوجود اعتقاد به انجام صلهرحم و
نماینده بنیاد هابیلیان با خانواده شهید پیری دیدار کرد به گزارش پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان زاهدان به همراه نماینده بنیاد هابیلیان با خانواده معظم شهید حسینعلی پیری دیدار کردند. در این دیدار ضمن گرامیداشت یاد این شهید بزرگوار بر مقام والای شهید و خانواده شهدا تاکید شد. همچنین نماینده بنیاد هابیلیان در این دیدار به رویکردهای این بنیاد و اقدامات آن در مواجه با حوادث تروریستی و شهدای معظم ترور اشاره داشت. شهید حسینعلی پیری، رئیس پلیس آگاهی شهرستان خاش توسط گروهک تروریستی جیش الظلم جمعه 2 شهریور در
شهادت برازندۀ ایشان بود حملۀ تروریستی کرمان در ساعتی از یک روز کاری صورت گرفت که عمدتاً مردان در محل کار بودند و مادران و فرزندان به اتفاق یکدیگر در مراسم سالگرد حاج قاسم شرکت کرده بودند. در این روز اما مردی بود که از شدت علاقه به حاج قاسم در روز 13دی هم صبح و هم عصر به زیارت رفت. گویی بهدنبال گمشدهای بود و با یک بار رفتن دلش راضی نمیشد. سیدمیثم حسینی، مردی که در طول حیاتش خیریهای تشکیل داده بود و به نیازمندان خصوصاً دانشآموزان نیازمند رسیدگی میکرد؛ چراکه آقای حسینی، فرهنگی بود و دغدغۀ دانشآموزان را داشت. پس
روایتی از دیدار با خانواده شهدای حادثه تروریستی کرمان؛ خداوند به شما مباهات میکند حمله تروریستی علیه مردم بیگناه در مراسم چهارمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، دهها خانواده را داغدار کرد که از بین آنها نام خانواده سلطانینژاد بهواسطه تعدد قربانیان از یک خانواده بیشتر از دیگران شنیده شد؛ هشت نفر از اعضای این خانواده بهشهادت رسیدند و یک نفر مجروح شد. در فیلمهایی که از بستگان این خانواده منتشر شد، پدری جلب توجه میکرد که او هم تمامِ حاصل زندگی مشترکش شامل همسر و دو فرزندش را از دست داده بود؛ نامش مصیب بود؛ مصیب سلطانینژاد که همسرش سمیه
جلوی چشمم نفسهای آخرش رو زد آدمی حب نفس دارد. ذاتاً بهدنبال فرار از هرگونه خطر و آسیب است؛ اما زمانی که در نقش پدر یا مادر قرار میگیرد دیگر خودش را نمیبیند و حاضر است بلاگردان فرزندان خود باشد. تا در یکی از این دو نقش نباشی، این موضوع را درک نمیکنی. مادری که در یک حملۀ انتحاری ترکش خورده ولی با وجود خونریزی فراوان حتی متوجه آسیبدیدگیاش نمیشود و تنها درصدد نجات فرزندش بر میآید. مادری که دست دو پسرش را گرفته بود و با پای پیاده به زیارت مزار حاج قاسم رفته بود؛ ولی تروریسم، امیرحسین 6سالهاش را از او گرفت و علاوه بر
من با سه شهید زندگی میکردم پس از حادثۀ تروریستی گلزار شهدای کرمان، دختر کاپشن صورتی و گوشواره قلبی در کمتر از چند ساعت فضای مجازی و رسانههای ایران را درنوردید و به نمادی از مظلومیت ملت ایران در موضوع تروریسم تبدیل شد. این دو عنوان برای اولین بار از کجا شکل گرفت؟ در آخرین ساعات 13دی1402 در بیمارستان شهید افضلی پور کرمان که شناسایی شهدا و مجروحان حملۀ انتحاری در مراسم سالگرد حاج قاسم در حال انجام بود و هویت شهدا از روی مدارک شناسایی همراهشان یا مشخصات ظاهریشان انجام میشد، دختر بچهای حدوداً 2 ساله در میان شهدا بود
روایت خانواده هشت شهید از حادثه تروریستی در گلزار شهدای کرمان «حسین سلطانینژاد» در یکروز، هم همسر شهید شد و هم پدر شهید؛ هم برادر شهید شد و هم دایی شهید. مردم کرمان ارتباطی ویژه با شهید حاج قاسم سلیمانی دارند؛ ارتباطی خاص و قلبی که در یک سفر به این دیار میشود به آن پی برد. ارتباطی دوطرفه؛ چراکه حاج قاسم هم علیرغم اینکه میتوانست جای قبرش را در هر نقطهای از ایران یا عراق و سوریه انتخاب کند؛ ولی کرمان را بر میگزیند، گلزار شهدای کرمان. در فیلمهایی که پس از انفجار تروریستی در مراسم چهارمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی از
روزهای اول اشک میریختم ولی حالا از درون میسوزم در چهارمین سالگرد ترور شهید حاج قاسم سلیمانی دو انفجار تروریستی در مسیر گلزار شهدای کرمان رخ داد که باعث شهید و جانبازشدن تعدادی از هموطنانمان شد. عمدۀ شهدای این حملۀ تروریستی با هم نسبتهای فامیلی داشتند؛ یعنی خانوادگی به مزار حاج قاسم رفته بودند. یکی از آنها خانواده رحمتآبادینسب است؛ زینب رحمتآبادینسب به همراه مادرش معصومه بدرآبادی و پسرخالهاش محمدطاها قدیریفرد. در سفر به کرمان بههمراه دبیرکل بنیاد هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) برای ابراز همدردی و عرض تسلیت به
رقیه شب تا صبح درد میکشد در انفجار 13دی1402 در چهارمین سالگرد شهادت حاج قاسم، مادری 42ساله به نام طاهره درستکار بهشهادت رسید و دختر 6سالهاش بهشدت مجروح شد. در سفر به دیار کرمان به همراه دبیرکل بنیاد هابیلیان پس از هماهنگی با خانواده این شهید بزرگوار، به منزل شهید رفتیم. متأسفانه پس از هماهنگی دیدار، برای همسر شهید محمد آقای درستکار کاری پیش آمد و توفیق دیدار ایشان از ما سلب شد؛ ولی در خدمت فرزندان و برادر شهید بودیم. بسیار گرم و صمیمانه احوالپرسی کردند و ما را به اتاقی که رقیه در آن قرار داشت راهنمایی کردند
خانوادهای با یک مادر شهید، یک دختر شهید و یک دختر جانباز... بزرگترین حادثه تروریستی ایران در سالگرد شهادت سیدالشهدای ترور. شاید این بهترین توصیف از واقعه تروریستی 13 دی 1402 در گلزار شهدای کرمان باشد. مراسمی که تنها 4 سال پس از شهادت شهید سلیمانی، تبدیل به میعادگاهی برای همه دلدادگان به مقاومت شده بود. محفلی برای همه کسانی که اشتیاق دفاع از حرم را دارند و مگر نبود توصیف سیدالشهدای مقاومت که جمهوری اسلامی حرم است. شاید برای همین بود که برای یاری این حرم، در جوار مزارش، در سالگرد شهادتش، 96 تن از دلدادگانش شهد شیرین شهادت نوشیدند. شهدی که به کام
شهیدی که خواب شهادتش را دیده بود این خواب را فقط برای آقای خردمند روحانی مسجدشان تعریف کرده بود و گفته بود تا بعد از شهادتم برای کسی تعریف نکن. ایشان در خواب دیده بود که در تشییع جنازه یک شهید حضور داشته و مجری میگوید دو شهید اینجا هستند. حسین به او میگوید که یک شهید اینجاست چرا میگویی دو شهید و مجری به ایشان میگوید که دومی خودت هستی. بعد که میرود جلوی تابوت را میخواند میبیند نوشته: شهید حسین انتظاریان. به گزارش پایگاه خبری تحلیلی
وصیت نامه شهید جعفر نعمت زاده با سلام به حسین و اولاد او و با سلام به رسول خدا و با سلام به اولین شهید صدر اسلام به یاسر و با سلام به قاسم و به ابولفضل و علی اصغر. همچنین به یاد شهیدان گلگون جمهوری اسلامی ایران از 10خرداد و ۱۷ شهریور تا ۲۲ بهمن ماه و شهدای جبهه های جنگ علیه باطل و با سلام و درود فراوان بر امام خمینی این ابرمرد زمان و این پیر جماران فریادگر قرن، و با سلام و درود فراوان بر فیلسوف جهان اسلام مرتضی مطهری و شهید مظلوم بهشتی و مفتح و رجایی و باهنر که پستهایشان را به یارانشان تحویل دادند و رفتند به پیش
شهادت رئیس زندان اوین بهدست منافقی که به ظاهر توبه کرده بود شهید کچویی یک روز پس از جنایت هفتم تیر توسط یکی از اعضای نفوذی منافقین که به ظاهر توبه کرده بود در زندان اوین به شهادت رسید. به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هابیلیان، منافقین از خرداد سال ۱۳۶۰ تصیمی گرفتند تا دشمنی خود با انقلاب ایران را به شکل علنی و با ترور مقامات عالی نظام و کشتار مردم نشان دهند، این گروهک تروریستی پس از انفجار در حزب جمهوری اسلامی توسط یکی از اعضای نفوذی خود در زندان اوین «محمد کچویی» رئیس این زندان را به شهادت رساند. شهید محمد کچویی در مرداد ۱۳۲۹ در قم