
دیار سیستان و بلوچستان از دیرباز نماد وحدت و برادری در سایهی میهنپرستی بوده است. وجود تنوع قومی و مذهبی در کنار مرزهای طولانی و حساس، این استان را در طول تاریخ هدف طمع دشمنان برای نفوذ و سلطه بر حریم شرقی کشور قرار داده است. مرزداران غیور این استان با تمسک به آموزههای اصیل اسلامی، همواره جلوهای از همبستگی اجتماعی و وحدت اقوام و مذاهب را به منصهی ظهور رساندهاند و نقشههای تفرقهافکنانهی دشمنان این مرز و بوم را نقشبرآب کرده و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران را حفظ کردهاند.
«ما شیعه و سنی در این مملکت زندگی میکنیم. کشور مال همهی ماست. اگر با هم جنگ و ستیز داشته باشیم، بقیه سوءاستفاده میکنند». این را محمد رشیدی، پدر شهید مبین رشیدی میگوید؛ سرباز وظیفهی بلوچی که در تاریخ 17تیر1402 در حمله عوامل گروهک تروریستی جیشالظلم به کلانتری 16 زاهدان پس از مقاومت جانانه به شهادت رسید. محمد رشیدی در گفتوگو با پایگاه خبریتحلیلی هابیلیان از پیوندهای عمیق برادری و جلوههای همبستگی اقوام و مذاهب در سیستان و بلوچستان سخن گفت. او شیعه و سنی را همچون درختی دانست که ریشهی آن یکی و شاخههای آن از هم جدا هستند. او این هوشیاری و اتحاد را پاسخی محکم به توطئههای تفرقهافکنانه دشمنان دانست که میکوشند با ایجاد شکاف میان سنی و شیعه، امنیت این سرزمین را هدف قرار دهند. روایت این پدر شهید ترور به ما میآموزد که در برابر این توطئهها، هوشیاری و اتحاد تنها سلاح کارآمد است. در ادامه، متن کامل صحبتهای پدر شهید مبین رشیدی را میخوانیم.
دو ماه از سربازیاش باقی مانده بود
شهید مبین فرزند چهارم خانواده بود. دیپلمش را گرفته بود و عقد هم کرده بود. یکی دو ماه از خدمتش باقی مانده بود. سربازی سال 1402 در کلانتری 16 زاهدان معروف به خیابان عیدگاه خدمت میکرد.
در روز حادثه من در روستا بودم. متاسفانه گاهی در روستاها آنتندهی تلفن خوب نیست. صبح ساعت 7:15 به من زنگ زد. آن لحظه تلفن آنتن داشت. قرار بود که به چشمهزیارت منتقل شود. گفت: فردا صبح به چشمه زیارت منتقل میشوم. گفتم که من میام و با آنها صحبت میکنم که تا یکی دو ماه نگهت دارند. گفت: بابا نمیخواهد این کار را بکنید. این دو ماه هم هر طور شده میگذرد. گفتم خب مواظب خودت باش. درست ساعت 7:25 این اتفاق افتاد. آنتن تلفن هم کلاً قطع شد و تا ظهر تلفنها آنتن نداشت و من اصلاً مطلع نشدم. ظهر ساعت 12 زنگ زدند که همچین اتفاقی افتاده. ما هم حدودا 180 کیلومتر فاصله داشتیم. زمانی که آمدیم، گفتند حمله تروریستی شده. ساعت 7 پستش تمام بوده است. همکارش به او گفته بود: مبین اینجا وایستا من بروم یک نان گرم بگیرم. همکارانش میگویند که مبین از آن پنجره کوچک آنها را دیده بود و در را بر روی آنها باز نکرده بود. تیراندازی شده بود و مبین مقاومت کرده بود. رفیقش میگوید که من به او گفتم: مبین ول کن بیا این طرف. گفته بود: نه من نمیگذارم اینها به داخل بیایند. یک بمب مغناطیسی روی در چسباندند و از انفجار آن، مبین شهید شد. سردار جلیلیان فرمانده انتظامی گفت: اگر مبین نبود، 10 تا 15 شهید دیگر میدادیم و کلانتری را میگرفتند.
خیلی بچهی بااخلاق و سربهزیری بود. در همین کوچهی خودمان هیچکسی او را به درستی ندیده بود و اهل گشتن در کوچه و خیابان نبود. همیشه میگفت: بابا من میخواهم هم درس بخوانم و هم کار کنم که برای خودم یک چیزی شوم. بعضی موقعها که من برای بعضی مسائل ناراحت میشدم به من میگفت: بابا اصلاً با هیچکس درگیر نشو. این دنیا ارزش ندارد. حتی اگر حق با من بود، میگفت: بابا ول کن. اواخر سال 1400 برای خودش وصیتنامه نوشته بود. با خودکار قرمز هم نوشته بود: اگر زمانی من نبودم، من را حلال کنید و هر چیزی که از من باقی ماند به فقرا بدهید. همیشه به خواهر و برادرش و فامیلها احترام میگذاشت.
دفاع با آدم کشتن نیست
اسلام نمیگوید که شما آدم بکشید. دفاع با آدم کشتن نیست. کسی اگر حقی دارد بهخوبی جلو میآید و مسالمتآمیز حقش را میگوید و آن را ثابت میکند. درست است، کمبودهایی نسبت به استانها دیگر هست. سیستان و بلوچستان محرومیت دارد؛ ولی با ناامنی محرومیت برطرف نمیشود. زابلی و بلوچ همه یکی هستیم. مثل درختی میمانیم که ریشهاش یکی هست، اما شاخههای آن پراکنده شده است. ریشهی ما یکی است و ما با هم در اینجا مسالمت آمیز زندگی کردهایم. دشمن در چنین جاهایی تفرقه میاندازد. ما خودمان باید هوشیار باشیم. نهتنها این استان که تمام اقوام و مذاهب کشور باید با هم هماهنگ باشیم. کشور متعلق به همه است. دشمنان ما گرفته از آمریکا و اسرائیل، هیچ حرفشان درست نیست. به قول معروف ما دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ آنها همه این کارها را میکنند و بعد میگویند ما حقوق بشر داریم و سازمان ملل داریم و... . الان در دنیا نه سازمان مللی هست، نه حقوق بشری هست و نه شورای امنیتی. به ما زور میگویند. به ما دروغ میگویند. ولی ما نمیتوانیم ثابت کنیم که به ما دروغ میگویند. خداوند خودش رسوا میکند و در همه جا رسوا میشوند که دارند دروغ میگویند. آنها میخواهند کشور ما را نابود کنند، موشک را از ما بگیرند، انرژی هستهای را از ما بگیرند. موشک تنها عامل دفاعی ماست. اگر آن را از ما بگیرند، ما چیزی نداریم و هرگز از این کوتاه نمیآییم.
مقابله با گروهکها با اتحاد و هوشیاری
بهترین راه برای مقابله با گروهک تروریستی، اتحاد و هوشیاری مردم است که دوست را از دشمن تشخیص دهند. همانطور که در دین هم داریم که باید علم داشته باشیم که حرام را از حلال، جایز را از ناجایز و بدعت را از سنت تشخیص دهیم. ما باید بدانیم که کدام دوست است و کدام دشمن. در همین استان ما 72 ملت زندگی میکنند. باید ایرانی را داشته باشی و به بقیه کار نداشته باشی. ما اگر با هم جنگ و ستیز داشته باشیم، بقیه سوءاستفاده میکنند. شاعر میگوید:
بر مردهدلان پند مده، خویش میازار زیرا که ابوجهل مسلمانشدنی نیست جایی که برادر به برادر نکند رحم، بیگانه برای تو برادرشدنی نیست
ما شیعه و سنی در این مملکت زندگی میکنیم. کشور مال همه است، مال فقیر و میلیاردر و مسئول و رعیت است. ما نمیگوییم مشکلات نیست. مشکلات و تورم هست و ما اینها را تحمل میکنیم. دولت و ملت باید با هم اتحاد داشته باشند. آمریکا و اسرائیل در ماجرای جنگ 12روزه تلاش کردند اهل سنت یا شیعیان یا گروههای دیگری در داخل بلند شوند و آشوب درست کند. بیرونیها آشوب درست کردند؛ ولی مردم در داخل، از کشور دفاع کردند. دفاع فیزیکی نبود ولی لفظی بود و همه اعلام کردند که از آمریکا و اسرائیل بدمان میآید. حاضریم خونمان ریخته شود ولی آنها به کشور ما نیایند.
در منطقهی سیستان، طوفانهای شدیدی میآید، آب نیست و هوای درستی ندارد، اصلاً هیچی ندارند؛ ولی مردم تحمل میکنند و کشورشان را نگاه داشتهاند. در بلوچستان، بعضی از مردم آب خوردن و برق ندارند و در کپر زندگی میکنند؛ ولی میگویند ما اجازه نمیدهیم هیچ اجنبی اینجا وارد شود. انگلیس را هم در اینجا شکست دادند، بله انگلیس در همین استان شکست خورده است. این اتحاد است. اگر اتحاد داشته باشیم، همه چیز داریم.
من دوستان زیادی دارم از غرب کشور تا شیراز و سایر استانها. هر زمان به من زنگ میزنند میگویند آنجا ناامن است؟ میگویم نه، هرازگاهی از مرز رد میشوند و در اینجا ناامنی میکنند. اینجا اسمش بد در رفته است. در همین جنگ 12روزه مردم زیادی از تهران به اینجا آمدند. مردمِ اینجا خودشان به روستاها رفتند و خانههایشان را به آنها دادند. اینجا آنطور که تبلیغ میکنند نیست. مردم سیستان و بلوچستان خیلی مهماننوازند. ناامنی هست ولی از بیرون است. مردم اینجا خیلی به علمای خودشان احترام میگذارند و روی حرف علما و سفیدریشها حرف نمیزنند و به فرمان آنها هستند. در هر جریانی ازجمله سیل و زلزله همه با هم بودند و کمک کردند. من از همین جا به تمام دوستان، همشهریان و هموطنان دعوت میکنم بیایند و سیستان و بلوچستان را ببینند. اینجا از همه جا امن تر است و مردم بومی این کارها را نمیکنند. اگر در جایی اینجا ناامنی است از جای دیگر آمده است. اگر با خدا باشیم هرگز شکست نمیخوریم. خداوند میگوید اگر یک وجب سمت من بیایی من دو وجب سمت تو میآیم.