پایان یک خط انحرافی بنام خدا مصاحبه با غلامرضا بهروزی از اعضای بازگشته سازمان مجاهدین غلامرضا بهروزی ، جزو آخرین دسته از اعضای جداشده از مجاهدین است که به ایران بازگشته اند و ضمناً تا تیر ماه 1384 در روابط مجاهدین حضور داشته است. *از جمله بحثهای فراوانی که می شود انجام داد ، نگاهی به وضعیت نیروها ، پس از ضربات استراتژیکی است که سازمان مجاهدین در عراق خورده است و تغییراتی که در روشهای جاری آنها با نیروها و هم چنین تفاوت رفتار نیروها با گذشته است ،الان ما شاهدیم که در این دوران اخیر به خصوص بعد از خلع سلاح نیروها
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد41 اسم من جمشید سرایی است، بچه آق قلا هستم. در سال 81 برای کار به ترکیه رفتم و در ترکیه با اینها آشنا شدم که به من گفتند: شما را می بریم عراق، برای شش ماه در عراق بمانید، یک پروسه ای طی کنید، بعد از آن هر جا خواستید می فرستیمان. ما هم رفتیم و نزدیک 7 ما در پذیرش بودیم، یک پروسه ای در پذیرش طی کردیم، نقشه خوانی و آموزش سلاح و اینها را هم دیدیم، بعد از 7 ماه وارد ارتش شدیم. نزدیک دو سال در ارتش بودیم، بعد از دو سال من خودم گفتم میخواهم انصراف بدهم که قبول نکردند و گفتند فعلاً باش، خودمان تعیین
جداشدگان،آرمانخواهان پشیمان بسم الله الرحمن الرحیم مصاحیه با ابراهیم خدابنده سازمان مجاهدین ادعا می کند اعضایی که جدا می شوند ،به دلیل شرایط سخت است ، بالاخره انسانها یا در مبارزه می کشند یا نمی کشند ،و آنها که استقامتشان کم است ، از سازمان جدا می شوند.در دیدگاه آنها این منطقی ترین دلیلی است که برای جدایی می آورند . ته در پیرامون این موضوع توضیحات بسیاری هست و تا کنون داده شده است ، که از می توان به
مجاهدین و قاچاق انسان - شاهد39 من محمد نعیم ملازهی، بچه سراوان هستم. یکی از فامیل هایمان توی سازمان بود که به ما زنگ زد و گفت بیایید. چون خودش اول دبی بود، ما هنوز فکر می کردیم که دبی است. از سازمان هم هیچ خبری نداشتیم و نمی دانستیم چنین سازمانی هست. با ما تماس گرفت و به ما گفت به پاکستان بیایید، آنجا من خودم کارتان را درست می کنم و می برمتان. بعضی ها از پاکستان می روند دبی. ما فکر کردیم که ما را هم همینطوری می خواهد ببرد به دبی. وقتی که رفتیم پاکستان، یک شماره تلفن به ما داده بود که بهش زنگ زدیم و یک شماره تلفن دیگر
« مصاحبه با علیمراد مهدی پناه » من علیمراد مهدی پناه اهل قصر شیرین هستم. در سال 79 یکی از فامیل هایمان که در عراق، در سازمان مجاهدین بود، به صورت تیم تروریستی به داخل آمدند و از من به عنوان پوشش استفاده کردند. من هم مجبور شدم بعد از رفتن آنها ایران را ترک کنم، چون در مرز درگیری شده بود و نفر زخمی شده بود و دستگیر شده بود. من هم از ترس این که مبادا در هچل اینها بیفتم، ناچار شدم از طریق مرز ایران به عراق بروم و خودم را به سازمان مجاهدین معرفی کنم. سال 82 خانواده ام که خبری از من
آناتومی یک افترای نومحافظه کارانه ویلیام اُ بیمن (ویلیام اُ بیمن استاد مردم شناسی و مدیر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه براون است) محمود احمدی نژاد هنوز رسما به عنوان برنده رقابت ریاست جمهوری ایران اعلام نشده بود که حملات آغاز شدند. معلوم بود که نومحافظه کاران امریکایی قرار نیست از شایعه از پیش آمادهشان محروم شوند: "ملاها انتخابات را دستکاری کرده اند." همانگونه که دانیل پلتکا در تاریخ 16 ژوئن- قبل از رایگیری نهایی- در نیویورک تایمز اعلام کرده بود آن ها که مطمئن بودند رقیب احمدی نژاد، آیت اله اکبر هاشمی رفسنجانی برنده
« اسرار عشق و مستی » با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی بگذار تا بمیرد در جهل و خود پرستی نگاهی به جایگاه ادب و فرهنگ در بینش ایدئولوژی التقاطی * سؤالی که می کنم شاید جالب باشد ، جایگاه ادب ، فرهنگ و ادبای ایرانی و سابقه فرهنگ ایرانی در سازمان کجاست ، آیا اساساً این ادبا جایگاهی دارند ؟ _ این سؤال شما کمی عجیب است ، وقتی صحبت از ایدئولوژی می کنیم ، ایدئولوژی در مفهوم سازمانی آن ، چیزی است که به نفع منافع رهبری باشد ، به نفع منافع به قدرت رسیدن سازمان باشد ، همین ، ایدئولوژی دیگری نیست .
« دیپلماسی و حامیان خارجی سازمان مجاهدین » مصاحبه با آقای ابراهیم خدابنده * آقای وین گریفیث به ایران آمد و واقعیت مربوط به وضعیت شما را از نزدیک دید ، اما به نحوی از اقرار به این واقعیت ها شانه خالی کرد! دلیل این امر را در چه می بینید، این که یک شخصیتی این گونه مسئولیت خود را زیر پا می نهد و جانبدارانه داوری می کند؟ _دلائل متعددی می تواند داشته باشد ، یک دلیل خیلی ساده اش که ممکن است پیش پا افتاده هم باشد ، رو در بایستی است که با سازمان دارد ، 25 سال است با سازمان دارد کار می کند ، بالاخره یک رو در بایستی با این افراد ایجاد
« خروج از برهوت حیرت » غلامرضا بهروزی ، از اعضای باسابقه ی 26 ساله هواداری و عضویت در سازمان مجاهدین ، از بن بست استراتژیکی و شکست عمیق سیاسی این گروه سخن می گوید . ریزش خرداد 84 با بهروزی و همراهانش آغاز گردید ، آنها برای همیشه به افسانه سرایی ، کنترل نیرو ، و وادی حیرت و توهم پشت نمودند و بر بیهودگی و سردرگمی این دار و دسته مهر تأیید زدند، بدون شک در امتداد آنها ، دهها نفر هستند که در تلاش برای خلاص شدن می باشند و باید منتظر آنها بود . بهروزی و سایر اعضایی که بازگشته اند
شهيد علی اصغر شفائی شهيد علی اصغر شفايئ تاريخ تولد : 1333 شغل : مامور آتش نشانی وضعيت تاهل : مجرد تاريخ شهادت : 13/6/1361 در سال 1333 در جواديه تهران در خانواده ای مذهبی به دنيا آمد . تحصيلات ابتدائی را در دبستان اسلام ديانت به اتمام رساند . از همان کودکی علوم دينی را محضر شهيد نواب صفوی فراگرفت و در سال 1347 در کنار ادامه تحصيل مشغول به کار شد . در سال 1354 پس از خاتمه تحصيلات متوسطه وارد آموزشگاه هوائی شد ليکن به دليل شرايط نامساعد ارتش در زمان حاکميت طاغوت نتوانست خدمت