ریشههای یک انحراف در سه دهه اخیر انتشار خاطرات اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین باعث شده تا اطلاعات زیادی از تحولات درونی این سازمان از زمان تأسیس تا دوران حاضر منتشرشده و ابعاد مختلفی از چگونگی تبدیلشدن این گروهک به یک سازمان تروریستی حرفهای فاش شود. بااینحال باید در نظر گرفت که هرکدام از این خاطرات از یک منظر خاص نوشتهشده است و همین مسئله باعث میشود تا اطلاعاتی که به خواننده ارائه میشود، محدودیت داشته باشد. بهعنوانمثال برخی فقط از منظر یک عضو سابق رویدادها را بررسی کردهاند. احمداحمد در کتاب «خاطرات
سوء استفاده منافقین از اتفاقات فوتبالی اهمیت ورزش و تاثیرات آن در معادلات اجتماعی برکسی پوشیده نیست. در این میان ورزش فوتبال بلحاظ ویژگی های خود دارای جایگاه خاصی در میان جوانان و لایه های مختلف اجتماعی است. این وضعیت موکول به سرزمین خاص یا برهه زمانی مشخص نیست و در سراسر جهان منجمله ایران، فوتبال توانسته است که اقشار مختلف اجتماعی را به سوی خود جذب نماید. تحقیقات علمی بویژه در حوزه علوم اجتماعی تاثیر موفقیت های ورزشی بر ایجاد نشاط اجتماعی و افزایش بازدهی افراد را اثبات نموده است. انعکاس رسانه ای وسیع، تعداد هواداران بالا و شور و
چالش افول، انحطاط و سقوط گروهک منافقین با تمام ادعاهایی که در عرصه قدرت و رهبریِ معاندین دارد، سال هاست که نظاره گر افول و انحطاط تشکیلات شان هستند؛ بطوریکه اگر در گذشته این غروب جایگاه در میان افکار عمومی در داخل ایران صورت گرفت، اما چند صباحی است که به مرض مزمنی تبدیل شده است؛ مرضی که موجب شده تا کادر رهبری این گروهک را به تکاپو برای باز تولید سازمانی و خوانش ایدئولوژیک کمی متفاوت از گذشته با ظاهری دموکراتیک تر وا دارد. به عبارت دیگر ریزش درون سازمانی و نضج گزاره تشکیک به تشکیلات رجوی، اهداف و برنامه ها، نحوه
یک فرقه تروریستی و دوستان ترامپی آن دوستی و نزدیکی زیاد افراد موثر در دولت ترامپ با گروهک تروریستی منافقین، یکی از واضحترین شاخصهای غلط در سیاستهای دولت ترامپ در رابطه با ایران است. جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا و رودی جولیانی، وکیلمدافع ترامپ، از برجستهترین و مهمترین میهمانان تجمعات منافقین هستند که در ازای دریافت دهها هزار دلار در جمع اعضا و هوادارن آن گروه سخنرانی میکنند. به عنوان مثال در ماه فوریه، جولیانی در تجمع طرفداران منافقین در ورشو(پایتخت لهستان) در حاشیه کنفرانسی که
حملات کور منافقین؛ شکست در تاکتیک و استراتژی گروه های تروریستی در دوره هایی که به حیات سیاسی و امنیتی خود ادامه می دهند، مراحل مختلفی را طی می کنند. در یک مرحله، اهدافی طراحی شده را نشانه رفته و به سمت یک هدف مشخص خیز برمی دارند و در مرحله ای دیگر، به دلیل فراموش شدن هدف یا گم شدن راه، به اهدافی کور روی می آورند که نشانه ای از عقلانیت برای برگزیدن آنها نیست. هرچند ترور به خودی خود یک کنش کور سیاسی به قصد ارعاب و برهم زدن بازی عقلانی به شمار می رود، با این حال در برخی از مقاطع، تروریست ها به روش هایی
سفیدپوستان تروریست مرد تروریستی که دوماه و اندی پیش در حمله به دو مسجد در شهر کوچک «کرایست چرچ» نیوزیلند بیش از 50 نفر را کشت و دو برابر آن را هم زخمی کرد، در پستی که روی خطوط اینترنت گذاشت متذکر شده بود که الهام بخش او جریانات مشابهی بوده که طی سالها و ماههای اخیر توسط سفیدهای معترض در کشورهایی مثل نروژ، امریکا، ایتالیا، سوئد و بریتانیا صورت پذیرفته است. بااظهارات عامل حملات «کرایست چرچ» سازمانهای امنیتی در غرب مطلع و مطمئن شدند که از این پس خطر این گونه افراد و جریانات برای آنها کمتر از داعشی نیست که بعد
حمایت مالی منافقین از حزب افراطی وکس در انتخابات اسپانیا اخیرا در برخی ژورنال ها و رسانه های خبری معتبر اروپایی همچون اشپیگل، ال پایس و ال دیاریوی اسپانیا خبری مبنی بر حمایت های گسترده مالی منافقین از حزب افراطی راست گرای ووکس VOX منتشر گردیده که فارغ از افشای ماهیت ضدملی این تشکیلات و مسائلی که در این مختصر به آن اشاره می گردد، از منظر تقلای رجوی برای دیده شدن و کسب قدرت نیز جالب توجه است. افشای این موضوع به نوبه خود به رسوایی بزرگی برای حزب نوپای اسپانیایی بدل شده و هویت و کارکرد آن را با تهدید مواجه ساخته است.
هدیه منافقین به معلمان در روز بزرگداشت مقام معلم+لیست شهدای ترور معلم هرساله تیترهایی مشخص از سوی منافقین در حمایت از قشر زحمتکش معلم انتشار می یابد؛ از «مرگ خاموش معلم» تا ده ها تیتر چشم نواز!!! دیگر... شکی نیست قشر فهیم معلم مطالبات بحقی دارد که در بحبوحه کش و قوس های سیاسی کمرنگ شده و کمتر به آن پرداخته شده است؛ اما هدف نفاق از تیترهای ثابت هرساله چیست؟ آیا اعلان مطالبات از سوی فرهنگیان به منزله نومید شدن از نظام جمهوری اسلامی است؟ آیا تجمعات صنفی نشانگر قهر قشر معلم از نظام است؟ یا اینکه مطالبات صنفی یک حرکت طبیعی در
تغذیه فکری دوگروه تروریستی از یک آبشخور به مناسبت سالگرد شهادت شهید مطهری به دست گروهک فرقان و روز معلم ارتباط گروهک فرقان و سازمان تروریستی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در سال های اخیر یکی از مسایلی است که در جریان بازگویی خاطرات برخی از فعالان سیاسی دوباره مطرح شده است. برخی به دلیل شباهت هایی که بین هر دو گروه وجود دارد، عنوان می کنند که منافقین در ابتدای انقلاب اسلامی ترجیح می داد که به صورت عملی فعالیت تروریستی نداشته و ظاهر خود را حفظ کند از این رو از گروهک هایی مانند فرقان به به عنوان پوشش استفاده می کرده است. در این میان
ریسمانی بس نامطمئن که منافقین بدان چنگ زده اند اخبار و گزارشات پیرامون تلاش های بی وقفه منافقین برای قرار دادن خود در صدر رسانه ها هر روز به نحوی در حال رسانه ای شدن است؛ گزارشاتی و خبرهایی که هم در قالب بزرگ جلوه دادن اهداف و برنامه های آنها (که نشر آن از سوی وب سایت منافقین انجام می گیرد) قابل رصد کردن است و هم در شکل تحلیل های گزارش گونه ای که با رویکرد تجزیه و تحلیل از سوی پایگاه های اطلاع رسانی داخلی و خارجی برای نشان دادن ماهیت شوم اهداف و برنامه های منافقین به انجام می رسد. از جمله مواردی که به تازگی در این باره منتشر شده است
پشتپرده سناریوی امنیتی اتاق عملیات عبری ـ عربی در بلوچستان پاکستان افراطگرایی به عنوان یک بحران و شاخص امنیتی همواره تاثیری جدی بر کشورها و مردم منطقه آسیای مرکزی و غرب آسیا داشته است؛ موضوعی که به جغرافیای این مناطق محدود نشد و توانست با رشد و گسترش تشکیلاتی در سراسر جهان به عنوان تهدیدی جدی در عرصه امنیت جهانی واکنشهای مختلفی را در کشورهای هدف در پی داشته باشد. در این میان پاکستان که به عنوان بهشت گروههای افراطگرا و تروریست در ادبیات امنیتی و رسانهای غرب مطرح میشود از جایگاه ویژه و قابل توجهی برخوردار است. با گذشت 7 سال از بحران تروریسم تکفیری در
نقش رسانه در مقابله با تروریسم طی ماه های اخیر در کشور و در نقاط مختلف جهان شاهد حوادث غمبار تروریستی بودیم که صرفنظر از عاملان این اقدامات و انگیزه های ارتکاب جنایات، همچون گذشته نتیجه ای جز قربانی شدن انسان های بیگناه و خسارات عظیم مادی و معنوی را در پی نداشته است. در سطح داخلی حادثه تروریستی در مراسم رژه اهواز توسط مشتی جدایی طلب خائن به مملکت و نیز حادثه انفجار اتوبوس حامل نظامیان بیگناه که در مرزهای شرقی کشور انجام وظیفه می نمودند و در سطح بین المللی نیز بطور خاص می توان به حادثه تروریستی وحشیانه قتل عام مسلمانان در
حقوق بشر در مسلخ منافقین رفتارهای دو گانهی دولتهای مدعی حقوق بشر و سازمانهای بین المللی در قبال ایران، وقاحت را پشت سر گذاشته است! در روزهایی که دولت ایالات متحده آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست گروه های تروریستی خود قرار داده است، سازمان منافقین که مورد حمایت طولانی مدت تیم ترامپ بوده اند، فرمانده سپاه قدس و رییس قوه قضاییه را به ترور تهدید میکند! این تهدید به ترور را از چند جهت میتوان تحلیل کرد. اول؛ وقتی کدخدای ده دزد از آب
بالماسکه منافقین در نیویورک برای جلب توجه اسپانسرها در تعاریف علم سیاست، آوارگان سیاسی به کسانی اطلاق می شود که هیچ نقطۀ تکیه گاهی برای جاگیری ایدئولوژیک و یا اکتویستی سیاسی ندارند. در ادبیات عامیانه به آنها حزب باد گفته می شود و یا به فرصت طلب و اپورتونیست توصیف می شوند. آوارگان سیاسی برای آنکه بتوانند روز را به شب برسانند، مجبورند به تکدی گری سیاسی بپردازند. اینجا و آنجا نطق کنند، جلسه بهم بزنند، سخنرانی برگزار کنند، جاسوسی کنند، در شبکه های خبری موضع گیری رادیگال کنند و نامه امضا نمایند تا شاید به این ترتیب بتوانند اندکی از بودجه های کنار
«گام دوم انقلاب»؛ منافقین بهدنبال راه چاره خبر انتصاب سرلشکر سلامی شاید بیش از غربی ها و اروپایی ها، منافقین را گیج و مستاصل کرده است؛ همچنانکه از تحلیل ها و آمارهای متناقض شان پیدا و هویداست: از ادعای شکست فعالیت های مستشاری سپاه و کم رنگ شدن تاثیر آن در منطقه و نادیده گرفتن وضعیت سوریه، عراق، یمن، لبنان و... تا ادعای مضحک ناتوانی سپاه در برخورد با معترضان وضعیت اقتصادی و نادیده گرفتن اتحاد و همدلی مردم و سپاه به ویژه در جریان کمک به سیل زده ها؛ بدیهی ست این چنین تحلیل های محیرالعقول!!! جز برای خوش رقصی غربی ها و صهیونیست ها از اذهان