بازی دو سر باخت همه تحولات و معادلات منطقه ای در سال گذشته نشان داد که منافقین به مثابه یک فرقه تروریستی و خطرناک برای حتی سیاستمداران نئومحافظه کار و میلیتاریست امریکایی که سعی داشتند پس از اشغال عراق از مجاهدین چون حربهای و فاکتوری برای فشار بر ایران استفاده کنند، بهشمار می آید و برای مقامات امریکایی تاریخ مصرف دارد. سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK) (منافقین) بهعنوان یک تشکیلات تروریستی با سابقهای پیچیده، در دهههای گذشته موضوع بحث و جدل در
ترامپ کارفرما و مجرم اصلی جنگ تروریستی رهبر حکیم انقلاب در دیدار مردمی به مناسبت عید بزرگ مبعث تحلیلی مستدل و مستند از طراحی، زمینه سازی و برنامه ریزی آمریکا برای راهاندازی فتنه اخیر ارائه کرده و این فتنه را آمریکایی_صهیونیستی و هدف آمریکا را بلعیدن ایران ذکر کردند و اشاره نمودند که این فقط خواست ترامپ نیست بلکه سیاست همیشگی آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است.این تحلیل رهبری با شناخت دقیق و تجربه ۴۷ سال گذشته است که همه رؤسای جمهور آمریکا نهایت تلاش خود را بهکار
پارلمان اروپا و اصرار بر حمایت از تروریستها ساعاتی پس از راهپیمایی گسترده و میلیونی مردم در شهرهای مختلف ایران در محکومیت آشوب ها و اقدامات تروریستی گروه های تبهکار مسلح، پارلمان اروپا که همواره با دعوت از گروهک های تجزیه طلب و تروریست ضدایرانی، دهن کجی خود را به مردم ایران نشان می داد، در اقدامی بی ارزش، و با هدف پشتیبانی از اغتشاشات به مرگ رفته، ورود دیپلمات ها و مقامات ایرانی را به این پارلمان ممنوع اعلام کرد. رئیس پارلمان اروپا که نهادش در مدت دو سال جنایات جنگی و ضدبشری رژیم اشغالگر
گروههای ترویستی و تکلیف رسانهها چند روز قبل از آغاز اغتشاشات دی ماه،مقامات اسرائیلی از سازمان دهی آشوبها در ایران و فعال شدن گروههای مسلّح خبر داده بودند.«بنسبطی»، کارشناس ایران در مؤسسه مطالعات امنیت INSS می گوید: میتوان نوعی سازماندهی را در آشوبهای ایران به چشم دید. کانال ۱۵ اسرائیل نیز از فعال شدن گروههای [تروریستی و تجزیهطلب] مسلّح کردی و بلوچی در مرزهای ایران خبر می دهد که درصدد عملیاتهای مختلفی در ایران می باشند.
ترامپ دنبال احیای تروریستها راهپیمایی میلیونی ۲۲ دی مردم در تهران و سایر شهرهای بزرگ و کوچک ایران معانی و پیامدهای مثبت فراوانی به همراه داشته و خواهد داشت. یکی از مهمترین پیامهای این حضور، سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ایران است. میلیونها نفر در ایران به خیابان آمدند تا بگویند با اغتشاشات و اقدامات تروریستی که به بهانه اعتراض به وضعیت معیشتی رخ داده، مخالفند و ضمن محکومیت تروریسم خیابانی، حمایت خود را از نظام اسلامی اعلام کردند. دومین پیام این حضور چشمنواز، اعلام آمادگی مردم برای مقابله با
آشوب، قتل و ارعاب؛ تروریسم ضدایرانی در پوشش جدید! واژه «تروریسم»، «اقدامات تروریستی»، «گروه های تروریستی» و واژگانی از این قبیل در چند روز اخیر به طور متعدد در ادبیات سیاسی و مطبوعاتی و رسانه ای کشور مورد استفاده قرار گرفت. بهره گیری از این مفاهیم و واژگان نه از منظر عملیات روانی یا بهره برداری های سیاسی بوده است بلکه واقعیت های رخ داده در میدان که نه از دید دوربین ها و نه از دید مردم پنهان ماند گویای آن است که آنچه روی داد خشونتی زایدالوصف و عریان با بهره گیری از انواع ابزارهای ارعاب بوده است. حجم بی سابقه حمل انواع سلاح گرم
ویتنامیسازی ایران؛ تداوم یک راهبرد شکستخورده در قالب جنگ شناختی گروهک تروریستی «سازمان مجاهدین خلق»، که ازسوی ملت تیزهوش ایران به «منافقین» شهرت یافته است و ننگ همدوشی با خصم خارجی در تجاوز به میهن برای همیشه بر تارکش نقش بسته، در ادامه دشمنیهای تاریخی خود با مردم ایران، در چند ماه سپریشده از جنگ تحمیلی دوازدهروزه همه استعداد نیرویی خود را بسیج کرده تا بهپشتوانه دلارهای خارجی، سیاست بهراهانداختن اعتراضات خیابانی با تحریک تودههای ناراضی و سپس رادیکالکردن این اعتراضات و انحراف آن به سمت شورش و بلوا را با هدف زمینهسازی برای حمله نظامی گسترده
«خیابان»؛ آخرین گزینه منافقین برای زنده ماندن بنیاد هابیلیان در یادداشتی که در اختیار دیپلماسی ایرانی گذاشته است، مینویسد: چرا این گروهک با سماجت بر یک راهبرد شکستخورده پافشاری میکند؟ پاسخ در یک ضرورت حیاتی نهفته است: بقا. ویتنامیسازی امروز برای منافقین، یک انتخاب تاکتیکی نیست، بلکه تنها راه زنده ماندن سازمان است. درپی شکست محاسبه متجاوزان صهیونیست در جنگ تحمیلی دوازده روزه، گروهک منافقین که ننگ انحصاری
وقتی غرب تمامقد پشت تروریسم و تجزیه ایستاده است تحلیلها نشان میدهد دشمن با تروریسم و فشار دیپلماتیک، امنیت و تمامیت ایران را هدف گرفته است. تحولات آغازین سال 2026 نشان میدهد که اتاقهای فکر دشمن، نقابهای دیپلماتیک را کنار گذاشته و وارد فاز «جنگ عریان» علیه امنیت ملی ایران شدهاند. آنچه امروز در صحنه میبینیم، اجرای یک سناریوی نظامی و امنیتی است که در آن گروهکهای تجزیهطلب و جریان نفاق، با هدایت مستقیم سرویسهای خارجی، مأموریت یافتهاند تا خیابانها را به میدان جنگ تبدیل کنند.
تروریسم در نقاب دلسوزی؛ از کودتای ۲۸ مرداد تا «وعده نجات» ترامپ وقتی سیاستمداری که دستور ترور قهرمان ملی ایران را صادر و شدیدترین تحریمها را بر این ملت تحمیل کرده است، از «نجات» سخن میگوید، باید دانست که منظور او چیزی جز تحریک اغتشاش و ویرانی زیرساختهای ایران نیست. ریشه بدبینی عمیق ایرانیان به سیاستهای آمریکا به امروز و دیروز باز نمیگردد؛ چراکه در حافظه تاریخی ملت ما، زخم کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هنوز تازه است.
قمار ترامپ با تروریستهای نوپدید ارسال یک پیام مستقیم از سوی رئیسجمهور به هستههای تروریستی آشوب یک تفسیر ویژه دارد، در این پیام ترامپ اغتشاشات خشن را زیر چتر خودش برده و پیوست اقدامات نظامی کرده است. در روزهای اخیر برآوردهای میدانی از تحرکات خیابانی نشان از آن داشت که به دلیل سطح بالای خشونت آشوبها فاقد فراوانی بوده و بهشدت دچار پراکندگی شده است. به عبارتی ساده اغتشاشاتی که به بهانه مسائل اقتصادی، بهویژه بالا رفتن قیمت ارز در پاساژی در تهران شکلگرفته برخلاف انتظارات اتاق عملیاتی ناتوی اطلاعاتی اجتماعی نشده
جمع تروریستها جمع است جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا که از سال 2001 تا 2009، پس از اینکه در همان اولین سال ریاستجمهوریاش حملات 11 سپتامبر اتفاق افتاد، در سخنانی جهان را به دو جبهه تقسیم کرد: یا در کنار آمریکا هستید یا همراه با تروریستها. این تقسیمبندی از جانب او درست بود اما با اندکی اصلاح و آن اینکه آمریکا در دسته اول جایی نداشت و اتفاقا جایگاهاش در دسته دوم بود و جالبتر اینکه رتبهاش هم در میان تروریستها در بالاترین درجه قرار داشت. واقعیت این بود که همان القاعدهای که به عنوان عامل حوادث 11 سپتامبر
پروژه تروریستها؛ هدف قرار دادن عمیقترین باورهای مذهبی ملت ایران چه ارتباطی بین آتش زدن یک نخل ۳۰۰ساله در اردستان، حمله به خانواده یک شهید در اراک، و تبلیغات سایتهای تروریست هایی چون منافقین (مجاهدین خلق) و پژاک وجود دارد؟ پاسخ در تحول نگرانکنندهای نهفته است: تبدیل خشونت علیه نمادهای دینی به ابزاری برنامهریزی شده برای ایجاد شکاف در انسجام اجتماعی ایران. بررسی شواهد نشان میدهد که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۴ روندی از اقدامات علیه مقدسات و نمادهای دینی در ایران با حمایت
پارادوکس دموکراسی و ترور؛ تحلیلی بر بیانیه اخیر پژاک و کارنامه میدانی آنها رفتار گروهک تروریستی پژاک دقیقاً شبیه به شخصی است که «با تبر به ریشههای یک درخت ضربه میزند و همزمان ادعا میکند که نگران خشک شدن آن است.» این تصویر پارادوکسیکال، شاید گویاترین توصیف برای بیانیه اخیر این گروه تروریستی باشد؛ بیانیهای که در آن با ادبیاتی دموکراتیک از «اتحاد خلقها» سخن به میان آورده، اما در واقع تلاشی است آشکار برای بازتعریف چهره تروریستی خود. تحلیل محتوای این بیانیه در کنار کارنامه عملکرد میدانی، شکافی عمیق میان «شعار» و «عمل» آنها را آشکار میسازد؛ چرا
التماس منافقین برای تحریم و موجسواری بر رنج مردم مریم رجوی سرکرده منافقین، چرخهای از تناقض و ریاکاری را دنبال میکنند که در آن، از یک سو برای تحمیل سختترین تحریمها علیه ایران لابیگری کرده و از سوی دیگر، از نتایج همان تحریمها برای ایجاد نارضایتی و آشوب در کشور سوءاستفاده مینمایند. این رویکرد دوگانه، ماهیت سودجویانه و غیرانسانی این گروه را به وضوح نشان میدهد. منافقین با دیدارهای مکرر با مقامات غربی، از جمله سناتورهای آمریکایی و شخصیتهایی مانند