
چند روز قبل از آغاز اغتشاشات دی ماه،مقامات اسرائیلی از سازمان دهی آشوبها در ایران و فعال شدن گروههای مسلّح خبر داده بودند.«بنسبطی»، کارشناس ایران در مؤسسه مطالعات امنیت INSS می گوید: میتوان نوعی سازماندهی را در آشوبهای ایران به چشم دید.
کانال ۱۵ اسرائیل نیز از فعال شدن گروههای [تروریستی و تجزیهطلب] مسلّح کردی و بلوچی در مرزهای ایران خبر می دهد که درصدد عملیاتهای مختلفی در ایران می باشند.
در واقع از نکات قابل توجه در آشوبهای اخیر ظهور برخی گروهکهای تروریستی مسلح است که تا پیش از این و در تبلیغات عمومی ادعا میکردند که غیرسیاسی هستند و کلونیهای محدود به خود را هدایت میکنند. اماحالا رصد صفحات گروه های تروریستی نشان می دهد آن ها با اقدامات اعتراضی و نمادین در کنار استمرار حملات،در واقع می خواهند هزینه اخلاقی خشونت را سبک کنند.می خواهند بگویند ما فقط تیرانداز نیستیم،صدای اعتراضیم!
اما چرا این زبان سیاسی ناگهان پررنگ شد؟ چون آنها فهمیده اند حاشیه بودن قاتل پروژه است
لایه پنهان تر ماجرا،پیام بیرونی است. هر گروهک نوظهور تروریستی یک کارت دعوت برای حمله خارجی است.برای شبکه هایی که پول می دهند،رسانه می دهند یا پناه می دهند.اما در رسانه چه باید کرد؟شاید اولین کار،گرفتن اکسیژن نام است،نه با سانسور،با دقت زبانی،راه درست این است که در روایت رسمی،تمرکز روی افراد و گروهک های تروریستی باشد و نه روی نام ائتلاف های تروریستی،برند وقتی می میرد که احساس کند نمی تواند روی موج دیده شدن سوار شود.
دومین کار، برجسته سازی شکاف های درونی است چرا که زیر سقف جریان ها و گروه های ترویستی که با یکدیگر همراستا شدند، هم جریان های سلفی حضور دارند هم جریان های غیرآن. این دو زبان وقتی دشمن مشترک دارند،کنار هم می نشینند اما کنار هم نمی مانند. همین جان نقطه فشار است با برجسته سازی تناقض ها. با پرسش هایی که آنها را مجبور کند پاسخ بدهند. مرزها چه می شوند؟ اقلیت ها چه می شوند؟ملیت در تفکر آنها کجاست؟
اگر پاسخ دهند بخشی از حامیان خود را از دست می دهند و اگر پاسخ ندهند، ادعای ملی بودنشان پوچ می شود. این تعقیب کم هزینه است چون همزمان با تعقیب در شهر ها و مرزها ، آن ها را در میدان کلمات به تله می اندازد.
کار بعدی هزینه دار کردن بزک سیاسی است. گروه های تروریستی که تلاش می کنند خودشان را یک نیروی معترض ملی نشان دهند،پاسخ این جا بازهم بیشتر از اینکه امنیتی باشد،رسانه ای است.
باید با پرونده های مستند،پیوند روشن میان برند آنها و خشونت نمایش داده شود. باید با ضدیت رویکردهای شان با ملی گرایی تمرکز کرد و آن را نشان داد. نام ایران و فرهنگش دقیقا کجای اندیشه آنها قرار می گیرد؟
با این رویکرد، فضا برای عادی سازی و جذب همدلی سخت تر می شود و دست کسانی که می خواهند به آنها تریبون دهند هم بسته تر می شود. نکته آنجاست که گروه های تروریستی فعال نیز باید بدانند که جمهوری اسلامی ایران بر سر منافع ملی و خط قرمز امنیت کوتاه نمی آید.