
چه ارتباطی بین آتش زدن یک نخل ۳۰۰ساله در اردستان، حمله به خانواده یک شهید در اراک، و تبلیغات سایتهای تروریست هایی چون منافقین (مجاهدین خلق) و پژاک وجود دارد؟ پاسخ در تحول نگرانکنندهای نهفته است: تبدیل خشونت علیه نمادهای دینی به ابزاری برنامهریزی شده برای ایجاد شکاف در انسجام اجتماعی ایران.
بررسی شواهد نشان میدهد که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۴ روندی از اقدامات علیه مقدسات و نمادهای دینی در ایران با حمایت گروههای معاند خارجنشین شکل گرفته است. این روند که از تخریب اموال عمومی آغاز شد، به تدریج به سمت اهانت مستقیم به شعائر مذهبی و حمله به اماکن مقدس گسترش یافت.
در سال ۱۳۸۸ و در جریان درگیریهای دیماه، مسجد لولاگر به آتش کشیده شد و به نمادهای عزاداری توهین گردید. این اتفاقات اگرچه پراکنده بود، اما نشاندهنده تغییری در الگوی اعتراضات محسوب میشد. در سال ۱۳۹۶ با تشدید اعتراضات، شاهد آتشزدن پرچم ایران و حمله به اماکن مذهبی در چندین استان بودیم. در مازندران، چندین امامزاده به طور کامل سوزانده شدند و به قرآنهای موجود در آنجا اهانت شد. در این دوره، گروهک های تروریستی مانند کومله شروع به پوشش گسترده اخبار اغتشاشات کردند و آن را ابزاری برای فلج کردن کشور معرفی نمودند.
سال ۱۳۹۸ نقطه عطفی در این روند بود. حملات به مساجد، حوزههای علمیه و آرامگاه امامزادگان مانند فاطمیه کمالشهر تشدید شد. همزمان، تروریستهای پژاک با تمرکز بر شعار «زن، زندگی، آزادی»، آن را راهی برای مقابله با ارتجاع و واپسگرایی عنوان کرد و به حجاب به عنوان نماد نظام حمله ور شد.
در پاییز ۱۴۰۱، این روند با پشتیبانی تبلیغاتی گسترده سایت منافقین وارد فاز جدیدی شد. این سایت به طور فعال از هستههای تروریستی (کانونهای شورشی) حمایت کرده و اقداماتی مانند آتشزدن نخل تاریخی ۳۰۰ ساله اردستان، توهین به هیئتهای عزاداری و اهانت به قرآن در شهرهای مختلف را پوشش داد. همزمان، این سایت به تشویق تسخیر مراکز انتظامی مانند کلانتری ازنا و ترویج شعارهای رادیکال پرداخت.
در سال ۱۴۰۲، حملات شخصیتر شد. در اولین روز محرم، به خانواده یک شهید در اراک به دلیل تذکر درباره حجاب حمله شد. سایت تروریستهای منافقین در این دوره، با انتشار مطالبی تحت عنوان «پاسخهای آتشین به بسیج و پاسداران»، عملاً به ترویج درگیری مستقیم روی آورد و از طریق انتشار پیامهای هدفمند برای شهرهای مختلف، تلاش کرد ناآرامیها را هدایت کند.
در دیماه ۱۴۰۴، گزارشهایی از آتشزدن قرآن کریم در همدان منتشر شد. همزمان، ادبیات گروههای تروریستی رادیکالتر شد. پژاک از وقایع این سال به عنوان فرصتی برای «کوبیدن میخ آخر بر تابوت دیکتاتور» یاد کرد. کومله نیز نظام را «جنایتپیشه» خواند و بر تداوم اعتراضات رادیکال تا براندازی تأکید ورزید. سایت منافقین هم با انتشار پیامهای مریم رجوی، به حمایت صریح از اقدامات خشونتآمیز ادامه داد.
نکته کلیدی در این روند ۱۶ ساله، هماهنگی تاکتیکی و تغییر استراتژی گروههای معاند است. این گروهها به تدریج از اعتراضات مدنی و بعضا سیاسی صرف فاصله گرفته و به سمت حمله مستقیم به هویت مذهبی و ملی جامعه ایران حرکت کردهاند. هدف این استراتژی، ایجاد شکاف در انسجام ملی و سست کردن پیوند مردم با ارزشهای دینی از طریق اقداماتی است که عمیقترین احساسات مذهبی را جریحهدار میکند.
این گروهها با استفاده از فضای مجازی و رسانههای خود، همزمان به تبلیغ خشونت، تقدسزدایی از نمادهای ملی-مذهبی و ترویج گفتمان براندازی رادیکال میپردازند که نشاندهنده برنامهای هماهنگ برای تضعیف پایههای اجتماعی نظام از طریق هدف قرار دادن مقدسات است.