تأثیرات حمله آمریکا به عراق، بر گروه رجوی(2) اکثر افراد مطرح می کردند که فقدان سلاح به منزله ی نابودی ارتش می باشد، زیرا ارتش بدون سلاح، مصداق خارجی ندارد. پاسخی که به افراد داه می شد، همان پیام رجوی بود که سلاح واقعی و اصلی سازمان، مریم قجر است و در ثانی مشکل بیکاری افراد را می توان با سرازیر کردن کارهای زیاد حل نمود. مذاکرات خلع سلاح و تسلیم در تحلیل ها و محافل درونی، فرماندهان منافقین به نیروها گفته بودند بمباران تماماً توسط انگلیس صورت گرفته و انگلیس طرف معامله ی جمهوری اسلامی
دستگاه قضایی اسپانیا مراقب تبانی سیاستمداران این کشور با منافقین باشد هفته گذشته برخی از رسانه ای وابسته به گروهک تروریستی منافقین اعلام کردند مريم رجوی سرکرده فعلی این گروه به اسپانیا رفته و با تعدادی از سناتورهای این کشور دیدار کرده و در برخی از کمیته ها سخنرانی کرده و همه ادعاهای نخ نما و پیشین خود را تکرار کرده است. اینکه این سرکرده گروهک تروریستی منافقین چگونه توانسته است از سناتورهای اسپانیایی وقت ملاقات بگیرد و آنها را مجاب به شنیدن ادعاهای شناخته شده اش کند جای پرسش این یادداشت است. نخستین اندیشه ای که به ذهن دنبال
منافقین و حزب بعث؛ دوستان سنتی اکنون سازمان مجاهدین خلق در عراق یکه و تنهاست. نه تنها کسی حاضر به یاری آنها نیست بلکه درخواستها برای اخراج آنان از عراق افزایش یافته است. هیچگونه احترام و همدردی را از شهروندان عراقی نميبینند و اکنون همه ميدانند که آنها یک گروه تروریست هستند. در این میان یکی از منفورترین گروههای عراق یعنی حزب بعث اقدام به پشتیبانی از منافقین ميکند. روابط این دو، یک رابطه قدیمي است و به دوران حکومت صدام، زمانی که مقدرات ملت عراق در دست وی بود باز ميگردد. روابط
حضرت امام در کار و فعالیت سیاسی به همه گروهها اجازه میدادند آیتالله سید حسین موسوی تبریزی دادستان کل کشور در یکی از حساسترین برهههای تاریخ نظام جمهوری اسلامی و از قضات پروندههای مهم آن دوران است؛ وی خاطرات و تحلیلهای زیادی را از آنچه که در آن سالهای پر بحران گذشت در سینه دارد و در این گفتگو به بیان برخی از ابعاد جالب توجه این موضوع میپردازد. برگزیدهای از این گفتوگ پیش روی شماست. حضرت امام در کار و فعالیت سیاسی به همه گروه ها اجازه میدادند
آیا باید از اقدام کانادا متعجب بود؟! کانادا در 20دسامبر2012(30آذر1391) منافقین را از لیست سازمانهای تروریستی خارج کرد. این مسأله قابل پیشبینی و البته در تعاملات بینالمللی از اهمیت کمتری برخوردار است. در توضیح این مساله باید گفت که علت چنین رویکردی از سوی این کشور به اندازهای واضح و مبرهن است که نباید از این مسأله متعجب شد؛ چرا که با بررسی دقیق ساختار حکومت کانادا متوجه میشویم رویکردهای سیاسی این کشور بهشدت تحت تاثیر سیاستهای ایالات متحده است و نزدیکی جغرافیایی، اشتراک فرهنگ، سنت، مذهب و پیشینه تاریخی این کشور با آمریکا سبب
مجتبی طالقانی: موضع کنونی مجاهدین را اصلاً قبول ندارم مجتبی طالقانی فرزند مرحوم آیت الله سیدمحمود طالقانی سکوت سی و سه ساله خود را شکست و برای اولین بار در مصاحبهای به بیان ناگفتههایی از زندگی خود پرداخت.کتاب ماه فرهنگی تاریخی یادآور در جدیدترین شماره خود که شناختنامه جامع آیت الله طالقانی است، با سیدمجتبی طالقانی گفتگو کرده است. او در این مصاحبه برای اولین بار نوشتن نامهاش به پدر (نامهای که ضربه سنگینی بر آن مرحوم وارد کرد) را ابتکار سازمان[منافقین] خواند و به بیان نقطه نظرات جدیدی از آن تاریخ و شخصیت آیت الله طالقانی را از دیدگاه خود
تأثیرات حمله آمریکا به عراق، بر گروه رجوی(1) مقدمه قبل از نگارش بحث تأثیرات حمله ی آمریکا به عراق بر سازمان ، لازم است اهمیت عراق در نزد سازمان از هر نظر مورد دقت واقع شود . محورهای زیر تا حدودی توانسته است میزان این اهمیت را نشان دهد: 1) گره خوردن سرنوشت و کارآمدی استراتژی " جنگ نوین " با عراق . طی سال های 1363 الی 1365 شاهد تحرک جدید و تسریع فعالیت منافقین در پیشبرد خط مشی " جنگ چریک شهری " بودیم . این استراتژی به دنبال پیدا کردن روش های جدید برای ادامه ی فعالیت های مسلحانه در داخل شهرها با توجه به انتقال تمامی کادرها و نیروهای فعال
خوارج عصر جدید فرقان، گروهی بود متشکل از 60،50 عضو و رهبری که در اوج فعالیتش بیست ساله بود و اعضای گروه خود را در مدت سه، چهار سال از بین دو سه جلسه به اصطلاح قرائت و تفسیر قرآن در تهران انتخاب کرده بود. وی مطالبی را که در طی این جلسات تدریس می کرد، گرد آوری، تدوین وتکثیر نمود و این سال ها را سال های تدوین ایدئولوژی نامید. سرکرده گروه، فردی بود به نام «اکبر گودرزی» که نزدیک 4،3 سال دروس مقدمات و قسمتی از سطح را در حوزه های علمیه خوانسار، قم و تهران فرا گرفته بود. گودرزی در سال ۱۳۵۶ در مناطق مختلف تهران در
قومیتگرایی و تمایلات تجزیهطلبانه در فاصله شهریور ۱۳۲۰ تا بهمن ۱۳۵۷ با پایان یافتن جنگ جهانی دوم و آزادی نسبی که در سالهای بعد از آن بهوجود آمد، احزاب زیادی با گرایشات مختلف در منطقه خاورمیانه شکل گرفتند. در ایران که این آزادی همچنین متأثر از خروج رضاشاه از کشور بود، باعث ایجاد فضای باز سیاسی و شکلگیری احزاب و گروههای مختلف بود. دهه ۱۳۲۰ در ایران همچنین متأثر از چند عامل دیگر نیز بود: ۱. رشد و گسترش افکار چپگرایانه و کمونیستی؛ ۲. تمایلات ناسیونالیستی در منطقه عربی به ویژه با روی کار آمدن جمال عبدالناصر در مصر؛ ۳. اقدامات انگلیس بهمنظور حفظ نفوذ و
قاسم سلیمانی و «ضایعات» منافقین موضوع كينه به دل گرفتن گروهک تروریستی منافقین از اشخاص و گروه ها موضوعی منحصر به این روزها نیست. بخش زیادی از ماجرا ریشه در توهمات طولانی مدت این گروه نگون بخت و آواره دارد. منافقین به هر چیزی چنگ می زنند تا موضوع فلاکت و بیچارگی خود را به گردن اشخاص دیگری بیندازند و آنان را مسئول وضعیت بغرنج خود معرفی کنند. اکنون و در گیر و دار اسباب کشی خانه به دوشان همیشگی، قرعه آنها این بار به نام قاسم سلیمانی افتاده است تا وی را مقصر یکی دیگر از بدبختی های خود معرفی
آب و هوای «غبارآلود» منافقین! 16 آذر سالروز مبارزه دانشجویان با استکبار غرب و بهویژه آمریکاست که بعد از آذر 1332 در تقویم دانشگاهیان ماندگار شد و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی با عنوان روز دانشجو در تقویم ملی به ثبت رسید. نکته جالب توجه در میان تمامی بزرگداشتهای اقشار و گروههای مختلف، گرامیداشت سالانه این روز توسط منافقین است؛ گروهکی که در دامان امپریالیسم قرار دارد و به گرامیداشت روز مبارزه با امپریالیسم آمریکا میپردازد! اما آنچه امسال مضحک بودن انعکاس اخبار سالروز 16 آذر توسط
مخالفین منافقین «همه» دروغگویند! اتهام زنی به مخالفان، یکی از خصلتهای سازمان منافقین می باشد که این اجازه را به آنها می دهد که برچسب های ناشایستی به صاحبان آراء مخالف با خود بنهند. مارتین کوبلر نماینده ویژه سازمان ملل متحد یکی از افرادی است که مورد لجن پراکنی های سازمان منافقین قرار گرفته و این گروهک هم حقیقتاً در تخریب وی کم نگذاشته اند. ذکر این نکته الزامی است که آقای کوبلر از اولین روزهای اخراج منافقین از کمپ اشرف به خاطر مواضع بیطرفانه ی خویش در بیان حقایق که گاه به مذاق
منافقین و نداشتن ظرفیت حکومت چند روز گذشته اکبر گنجی ضد انقلاب فراری لندننشین و عضو اتاق به اصلاح فکر جنبش سبز در مقالهای با عنوان «برتری اخلاقی اپوزیسیون بر جمهوری اسلامی؟» که در سایت بیبیسی منتشر شد، به مقایسه میان جمهوری اسلامی و گروهک منافقین (مجاهدین خلق) پرداخته است. او در این مقاله منافقین را در بسیاری جهات برتر از سایر معاندین جمهوری اسلامی میداند اما در عین حال آنها را با توجه به رسومات فرقهگرایی و خفقان حاکم بر اعضای آن، جلوگیری از بیان انتقادات به سازمان، رئیس جمهور انتصابی و... جایگزین مناسبی برای نظام
حقوق بشر؛ ابزاری سیاسی در دست گروههای تجزیهطلب و منافقین در شماره ۸ ماهنامه راهنما(مطالعات بینالمللی تروریسم) با دو تن از افرادی که به دلیل ارتکاب جرائم تروریستی بازداشت شده بودند، مصاحبهای انجام شد. این دو نفر، آقایان سعید(غلامعباس) ساکی از گروه تجزیهطلب «الاحوازی» و هاشم شعبانی از گروه تجزیهطلب «المقاومهالشعبیه» بودند. هرکس این دو مصاحبه را بخواند، متوجه خواهد شد که این گفتوگوها در فضایی کاملاً آزاد و بیهیچ ترس و واهمهای انجام شده است؛ بهطوریکه آنها نظرهای خود را بهصراحت اعلام کرده و درباره آن
ارتش خصوصی آمریکا با ابزار گروهکهای تروریستی تروریسم، در سطح بینالمللی واژه آشنایی است و تعریف مشخص آن خیلی زود ذهن را به سمت و سوی گروهکها و جریانات مسلحی میبرد که با اهداف و خواستههایی غیر قانونی، علیه دولتها و ملتها جنایت میکنند. اما باید توجه داشت که این پدیده اساساً ریشه در سیاستهای کلان برخی دولتها دارد که منافع خود را در استعمار و سلطه بر دیگر کشورها تعریف کردهاند. بر همین اساس پدیدهای با نام «تروریسم دولتی» تعریف میشود که بدون شک پایه و اساس گروهکها و جریانات تروریستی را تشکیل