
غرب آسیا همواره شاهد نبردهای سرنوشتساز بوده است، اما برخی از این نبردها نه تنها مرزهای جغرافیایی، که مرزهای تاریخی و ایدئولوژیک را نیز تغییر دادهاند. عملیات مرصاد (۱۳۶۷) یکی از این نقاط عطف است؛ نبردی که در آن، جمهوری اسلامی ایران نه تنها یک حمله گسترده تروریستی را خنثی کرد، بلکه پایههای مکتب دفاعی جدیدی را بنا نهاد که تا امروز الهامبخش مقاومت در برابر پروژههای براندازی بوده است.در این مصاحبه، آقای مرتضی سیمیاری، کارشناس مسائل غرب آسیا، به واکاوی ابعاد کمتر گفتهشده این عملیات میپردازد: از اشتباهات راهبردی منافقین و حمایتهای فرامنطقهای از آنان تا رمز موفقیت ایران در پیروزی در این حمله مباحثی است که در این مصاحبه اختصاصی به آن پرداخته خواهد شد.
پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از عملیات غرور آفرین مرصاد لطفا این عملیات و شرایط آن موقع را برای کسانی که آن زمان نبودند تشریح کنید ؟
عملیات مرصاد را باید از زاویه چند وجهی مورد بررسی قرار دارد، در آن مقطع هم رژیم عراق در بنبست سیاسی و نظامی شدید قرار گرفته بود و هم جریانات ضدانقلاب و گروهکی از شکل گیری این اتمسفر جدید دچار شوک شده بودند، منافقین نیز با یک اشتباه راهبردی از پاریس به عراق آمده و حالا در بنبست راهبردی افتاده و به تعبیر خودشان برای راهگشایی چارهای جز توطئه فروغ جاویدان( مرصاد) نداشتند.
مرور مواضع عناصر اصلی طراح این عملیات مانند ، ابراهمی ذاکری، افتخاری، مهدی براعی، فرجی نژاد و سایر مزدوران که به مرور توسط سیمای نفاق منتشر شده است نشان میدهد که زمان اعلام قطعنامه کل کمپ تروریستی اشرف و سایر اقمار آن مانند مقر 100 ، بدیعزادگان و سایر مواضع دچار خلاء راهبردی در تببین وضعیت موجود برای کادرها و پیوستهای آن شده و به عبارتی وضعیت به گونهای شد که گروهک مجبور به انجام قمار آخر شد.
نکته قابل توجه آنکه بررسی اسناد باقی مانده نشان میدهد که این عملیات با شتاب بالا طراحی شده و دچار خلاء تاکتیکی شدید بوده است، از جمله آنکه برخی از عناصر گروهک حتی کارکردن با سلاحهای نیمه سنگین و پدافندی و نیز اقلام زرهی چون هویترزها، تانکهای دیزلی و کشندهها را به درستی بلد نبوده و در اطراف اردوگاه تروریستی اشرف در عرض سه روز آموزش اولیه دیده بودند، تنها مزیت منافقین در طراحی عملیات تانکهای پل برزیلی با نام دجله و تانک کاسکا بود که اولی چرخ های لاستیکی و سـرعتی معادل ١٢٠ کیلومتر در ساعت را داشته و به اصطلاح زمان پذیری بالایی داشت.
با این وجود منافقین در حالت نیمه آماده وارد مرصاد شده و به اصطلاح خودشان «فاز رها سازی» را آغاز کردند، این گروهک با 25 تیپ نیروی رزمی که هر کدام در حدود 200 نیرو داشت، وارد فاز اقدام تروریستی( عملیاتی) شده و هدف عملیـاتی آنها حرکت سریعی بود که در عمق خاک ایران پیشروی کرده و با تسخیر چندین شهر(کرمانشاه، همدان، قـزوین) درنهایـت وارد فاز تهران فتح شود؛ نکته جالب توجه آنکه بخش قابل ملاحظهای از کادرهای تررویستی منافقین را زنان تشکیل داده که زیر فشار تمرینات سنگین قبل از عملیات به صورت کامل خالی کرده بودند. هر تیپ شامل 5 رکن گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یـک گـردان ارکـان و پشتیبانی رزم بوده است.
البته عملیات مرصاد در محیط بسته طراحی نشده بود، در آن مقطع آمریکاییها در منطقه و به ویژه خلیج فارس حضور آشکار داشته و درگیری مستقیم نیز ایجاد کرده بودند، در آن سو استراتژی عملیاتی جمهوری اسلامی ایران نیز به مرور تغییر کرده و عملیاتها به تدریج در حال انتقال از جبهه جنوبی به جبهه شمالی قبل از اجرای قطعنامه بود.
منافقین در دو سال آخر حضور در عراق به این تحلیل رسیده بودند که از نگاه آمریکا این گروهک یک پروکسی محدود است و نیرویی قابل اتکا در بلندمدت محسوب نخواهد شد، لذا در فاصله سال 66 که اولین عملیات تررویستی منافقین در منطقه مهران انجام شده تا فروردین 67 که آخرین عملیات آنها قبل از مرصاد در منطقه فکه صورت گرفته راهبرد منافقین تبدیل واحدهای کوچک ایذایی و پارتیزانی به ارتش منظم بوده است.
محمود عطایی از نیروهای عملیاتی منافقین گفته است که باید به غرب خودمان را ثابت میکردیم که سپس از اجرای قطعنامه و پایان جنگ منافقین فراتر از یک گروه کوچک محدود بوده و امکان اجرای استراتژی براندازی را دارد، برای همین منافقین ارتش به اصطلاح آزادی بخش را تحت تاثیر ژنرال جوجیا در ویتنام تشکیل داد که موارد ضعف آن بیان شد، اما اشکال کار این بود که این تغییر وضعیت شتاب زده بوده و ساختار درونی سازمان منافقین با تغییرات صورت گرفته همگون نشد.
در واقع در این مقطع منافقین شکل یک سازمان تروریستی با خاصیت رزمی را گرفته که بتواند توجه آمریکاییها را به خود جلب کند، این تحولات باعث شد آمریکاییها پشت منافقین سنگر گیری کنند، به عنوان مثال در مقطع 30 خرداد ،٦٧ تعداد ١٣٨ تن از نمایندگان و ١٤ نفر از سناتورهای آمریکایی طی نامه ای خطاب به جورج شولتز وزیر خارجه وقت آمریکا، از وی خواستند که به جنبشهای مقاومت داخلی در ایران توجه کنند و یا آنکه مروین دایملی نماینده کنگره آمریکا در روز دوشنبه ٦ تیر ماه ١٣٦٧ در تظاهرات عناصر سازمان در واشنگتن شرکت کرده و طی سخنانی که بخشهایی از آن در کانال ٥ تلویزیون آمریکا پخش شد گفته بود که آمریکاییها پشت منافقین آمده و آن را آلترناتیو میدانند.
سطح حمایت آمریکا از منافقین در حدی بود که به تعبیر علی سنجری از عناصر سرپل در آمریکا فرودگاه واشنگتن سه روز تمام در اختیار سازمان منافقین قرار گرفت تا نیرو به سمت عراق جا به جا کنند.در واقع باید عملیات مرصاد را عملیاتی چند منظوره با حمایت فرامنطقهای خواند که در روز موعود به سرخط تحلیلی و آینده سنجی خود نرسیده است.
مسعود رجوی در جلسه مشترک با صدام که در آن سرلشگر فاضل البراك تکریتی مدیر سرویسهای اطلاعاتی و سپهبد ستاد صابر الدوری نیز حاضر بودند قول داد که ظرف چند ساعت به عمق 2500 کیلومتری در نزدیکی همدان خواهد رسید، سازمان منافقین همچنین با ارسال پیکهایی به قزوین، زنجان، کرمانشاه، همدان وحتی تهران، به هواداران خود پیغام داده است که به میدان آزادی میآییم و کار رژیم تمام است، در اسناد آمده است که منافقین به کادرها و سمپاتها گفته بود که صاحبخانه یعنی عراق آنها را به زودی بیرون کرده و قبل از آنکه موعود آن برسد باید جفتپا خودشان را روی تهران بیاندازند!
در سوی مقابل نیز سازمان رزم جمهوری اسلامی ایران نیز به سرعت آماده واکنش پدافندی به قمار بزرگ رجوی شد، اقدامات مقابلهای در برابر گروهک منافقین شامل دو مرحله بوده است، اولین آن برقراری نیروهای پوشش توسط قرارگاه نجف اشرف که توانسته بود از سمت کرمانشاه هدایت شود و کنترل نسبی خط تماس را بهدست بگیرد، قدم دوم در طراحی مرصاد برقراری رده تأمینی واحدهای رزمی دیگر بود که به سرعت شروع به سازماندهی و آمادهسازی خط پدافندی در ارتفاعات مشرف به تنگه چهار زبر نمودند.
در گام بعدی یک گردان از لشگر ٩ بدر و یک تیپ از لشگر ٧١ روح اﷲ نیز به تدریج به عملیات اضافه شدند که دست قرارگاه ننحف را برای تعقیب و سرکوب مزدوران باز کرد، وضعیت برای منافقین به گونهای شد که فرصت الحاق یگانها از دست رفته و دچار پارکنندگی شدید شدند که این موضوع سرکوب آنها را آسانتر کرد.از بعد اطلاعاتی نیز مرصاد یکی از درخشانترین عملیاتهای پشتیبانی رزم محسوب میشود چرا که هویت و استعداد سازمان منافقین در طی عملیات به صورت کامل شناسایی شد، از دستاوردهای مهم این عملیات به درک واصل شدن علی زرکش مسئول تشکیلات و معاون مسعود رجوی بوده است.
با توجه به تنوع حملات و دشمنی هایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی علیه مردم صورت گرفت و ما شاهد آن بوده ایم حمله منافقین که به عملیات فروغ جاویدان مطرح شده بود را می توان با چه دشمنی و اقدام دشمن مقایسه کرد؟
مرصاد محصول خطای راهبردی دشمن نسبت به شناخت درونی از اتمسفر ایران است، در واقع مرصاد را باید عملیات انتحاری ضدانقلاب طبق اصل تئوری بقا خواند که توسط عامل خارجی هدایت شده است، مرصاد در فتنههای دیگری نیز چون فتنه سال 98،88، 1401 و حتی رد آن در جریان جنگ تحمیلی 12 روزه قابل مشاهده است، در همین تجاوز اخیر شاهد بودیم که گروهک سلطنتطلب همان خطای منافقین را تکرار کرده و با سودای فتح تهران به زبالهدان تاریخ رفت.
در اتاق عملیات آمریکایی- صهیونی جلساتی با حضور عناصر اصلی ضدانقلاب چون آرین مقیمی در کشورهایی چون آلمان و آمریکا برگزار شده و بن سبطی سخنگوی فارسی زبان رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرد که از سمت خود استعفا داده تا خودش را وقف این عملیات کند، ترامپ نیز در یک تیر دستور تخلیه تهران را داده بود تا واحدهای عملیاتی ضدانقلاب به خط شوند، اما باز شاهد آن بودیم که گروهکها به سرخط عملیاتی نرسیده و مقهور انسجام اجتماعی در داخل کشور شدند.
شنیده شد که بعد از شکست عملیات یک تیر آمریکاییها به شدت ضدانقلاب کردی و منافقین و سلطنتطلبان را زیر فشار گذاشته و به آنها گفته بودند که به اندازهای که خود را برجستهسازی میکنید فاقد توانایی هستید، البته نکته مهمتر آن بود که ضدانقلاب در تیر 1404 همان خطایی را کرد که منافقین در مرداد سال 67انجام داده بودند، در مرصاد عدم برآورد صحیح از اوضاع سیاسی، اجتماعی ایران و تصور حمایت مردم از آنها، با توجه به اینکه مجموع نیروهای به کار برده شده بیش از٥٠٠٠ نفر نبودند وآنها میخواستند استعداد خالی تیپهای خالی خود را تا سقف بیش از ٥ هزار نفر از قوای الحاقی مردمی پرکنند، اما اولین گروهی که با منافقین درگیر شده قبل از شکل گیری آرایش پدافندی همین گروههای مردمی هستند که در برابر گروهک سنگربندی کردند.
رمز موفقیت کشور در 5 مرداد1367 به نظر شما چه بود؟
رمز موفقیت مرصاد و عبور سرافرازانه از تنگه اعتماد به نفس و خودباوری در مقابله با هر گونه تهدیدات داخلی و خارجی با هـر نـوع مـاهیتی بوده است، در واقع مرصاد آزمون کارآمدی نظام جمهوری اسلامی در بحرانها بوده که باعث تثبیت اقتدار جمهوری اسلامی ایران گردید.پس از مرصاد ما شاهد تولد استراتژی نوین دفاعی بودیم که مبنای آن اجتماعی است.
در واقع مرصاد به ما آموخت که برای حفظ استقلال کشور باید متر به متر جنگید، در جریان مرصاد مشخص شد که عامل مزدور میتواند بظرفیت خود را در بازه زمانی کوتاه مدت تغییر داده و از حالت پارتیزانی به گردانی و سپس به شکل ارتش خصوصی تغییر وضعیت داده و در واقع دچار تروریسم را دچار جهش کند.
به میزان این تغییرات دست ساز لازم است که مدل دفاعی کشور به روزرسانی دائمی شود، مرصاد باعث ارتقاء امنیتی کشور شده تا جایی که به سطح مکتب امنیتی تهران رسیدیم، این رشد باعث شد جمهوری اسلامی ایران دفاع مستقل را وسعت بخشیده و تبدیل به یک قدرت منطقهای شود که بخشی از آن در جنگ 12 روزه در پیش چشم دشمنان به نمایش درآمد.
//