منافقین 12 هزار نفر از مردم عادی را ترور کردند

پرده برداری دبیرکل کانون هابیلیان از جنایات قابیلیان در گفت و گو با روزنامه همشهری:

Hasheminejad008

*به نظر جنابعالي ترورهاي دهه اول انقلاب چه تاثيري بر فضاي سياسي کشور گذاشت؟

**بسم الله الرحمن الرحیم طبيعتا در فضاي بکر اوليه انقلاب به دليل ظرفيت بسيار بالاي انقلاب اسلامي و طبق وعده حضرت امام(ره) که برگرفته از آموزه هاي اسلام بود،‌همه گروه ها و تفکرات و ايدئولوژي هاي گوناگون را تحت پوشش فعاليت هاي مختلف ايدولوژيکي و سياسي خود قرار داد، لذا کساني که فضاي آن روز جامعه را درک کرده اند،‌به خوبي به ياد دارند که انقلاب و رهبران آن چه فضاي گسترده اي را ايجاد کردند و در سايه اين فضا تقريبا همه گروه ها، به دليل گرايش دل‌ها و اعتقادات اکثريت قريب به اتفاق مردم به مبدع و مبتکر انقلاب يعني امام خميني(ره) و همفکران و شاگردان او، خيلي زود به حاشيه رفتند و براي اينکه بتوانند در جامعه براي خود جايگاهي دست و پا کنند،‌متوسل به سلاح و خشونت شدند و از همان ماه هاي اول انقلاب تا دو سه سال بعد از پيروزي انقلاب، يکي پس از ديگري، يا مانند مارکسيست ها با همراهي مخفيانه منافقين در مناطق مختلف به توطئه و آشوب هاي مسلحانه اقدام کردند و يا با اقداماتي نظير آتش سوزي خرمن‌ها و محصولات کشاورزي کشاورزان، تلاش داشتند فضا را به سمتي سوق دهند که خواه ناخواه منجر به درگيري نظامي شود و يا همان گروه هاي به ظاهر مسلمان همانند منافقين،‌ به گروه هاي تندرو و کندروتر تقسيم شدند و گروه هاي تندرو تحت عنوان گروه فرقان،‌از يکي دو ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به دليل اينکه شناخت دقيقي از ماهيت انقلاب و خواست مردم داشتند و رهبران و ايدئولوگ هاي آن را دقيقا شناسايي کرده بودند،‌شروع به حذف فيزيکي آنها کردند؛‌ همانند ترور مرحوم شهيد مطهري و مفتح و برخي ديگر شهدا و يکي دو سال بعد خود منافقين با همان استدلال ها و در همان جهت همان اقدامات گروه فرقان، ترورها را سامان دادند و به صورت گسترده اقدام به جنايت و خيانت کردند. اما جالب اينکه هيچ گروهي و هيچ مکتب و ايدئولوژيي صرفا به دليل اقدامات گروه مشابه تعطيل و يا برخوردي با آنها صورت نپذيرفت و هر گروه صرفا به دليل اقدامات خود و يا خيانت ها و جاسوسي براي اجانب بود که با آنها مبارزه و يا دفاتر آنها تعطيل شدند. به عنوان نمونه پس از اقدامات مسلحانه گروه هاي چريک هاي فدايي خلق،‌اقليت،منافقين،حزب دموکرات و کوموله در کردستان و ... هيچ تعرضي به گروه هايي مثل حزب توده مارکسيست با وجود سابقه جاسوسي و نيز فداييان خلق اکثريت و ... صورت نگرفت و آنها تا يکي دو سال پس از جنگ مسلحانه و ترورهاي وسيع گروه ها همچنان داراي نشريه و دفاتر رسمي بودند تا اينکه ارتباطات گسترده آنها با سفارتخانه هاي کشورهای شرقی وغربی ويا اقدامات تدارکاتي و لجستيکي شان براي گروه هاي برانداز و گروه هايي که در مناطق مختلف در حال جنگ مسلحانه بودند کشف گرديد و لذا هيچ گاه فضاي سياسي کشور در طول 32 سال پس از انقلاب به هيچ دليلي براي فعاليت هاي عادي گروه هاي مخالف تغييري نکرده حتي در زمان جنگ که بسياري از کشورهاي با ثبات جلو فعاليت هاي مختلف را مي گيرند،‌در کشور ايران چنين اتفاقي نيفتاد.

*هدف تروريست ها از حذف نيروهاي وفادار به انقلاب چه بوده است؟

**انقلاب اسلامي به دليل اينکه ماهيت و هدف ايدئولوژيک داشت، طبعا ايدئولوگ هاي آن مي بايست ساختار نظام سياسي و اجتماعي آينده کشور را مطابق ديدگاه هاي اسلام تعريف و بازسازي مي کردند. اين ايدئولوژي که اسلام ناب بود صد در صد با منافع غرب و تا حدودي ابرقدرت شرق آنروز در تضاد بود و همه منافع چپاولگرانه آنها را مورد تهدید قرار می داد و لذا براي به دست آوردن مجدد سلطه خود، بر اين کشور فوق العاده حساس و مهم مي بايد اقداماتي را صورت مي دادند که اگر وضعيت 32 سال گذشته را بررسي کنيم خواهيم ديد که از همان ماه هاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي، کشورمان با حجم گسترده اي از توطئه هاي داخلي و خارجي بطور هم زمان رو به رو شد که همه در يک راستا و يک هدف بودند. از جمله اقدامات جبهه مقابل مردم ايران حذف و ترور کساني بود که بيشترين تاثيرگذاري و در حقيقت پايه ريزان تفکر انقلاب اسلامي و شکل عملي و اجتماعي اسلام اصيل بودند. طبيعتا اين اقدامات از گروه ها و سازمان هاي داخلي بخصوص سازمان هايي که به ظاهر مسلمان اند ساخته بود و اين به اين دليل بود که سال‌ها از نزديک ديدگاه ها و همراهان و شاگردان امام را مي شناختند و خيلي زودتر و بهتر از جامعه مي دانستند چه کساني قرار است ساختار حکومت مورد نظر مردم که برگرفته از ديدگاه هاي امام و اسلام ناب بود را تعريف کنند و اقبال شديد اکثريت مردم اين مسئله را کاملا اجرايي کرده بود،‌لذا از همان ماه هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي دست به اقدام زدند و نوع ترورها و اهدافي که شناسايي کردند را اگر مرور کنيم،‌کاملا در همان راستا است. ترور شهيد مطهري، بهشتي، باهنر،‌هاشمي نژاد و ائمه جمعه که هر کدام در استان خود مرجع امور ديني بودند و مردم به آنها اعتماد کامل داشتند، نشان مي دهد که آنها درصدد بودند مردم را بي پناهگاه کنند و در يک کودتا،‌با حمايت قدرت هاي خارجي، کشور را مجددا به سوي قدرت هاي بيگانه سوق دهند و نوع ديگري از قدرت وابسته را در کشور ايجاد نمايند.

*تحليل شما از اينکه تروريستها هر مرد و زني را هدف قرار دادند چيست؟

**اگر نوع جنايات گروه هاي مختلف تروريستي را مورد بررسي قرار دهيم متوجه مي شويم که اقدامات آنها دو سمت و سو داشته و تقريبا همه آنها از همين قاعده پيروي مي کردند. اقدامات آنها متوجه دو هدف همزمان بود؛ يکي رهبران و کساني که معتمد مردم بودند و ديگري اقداماتي که مستقيما خود مردم و آسايش و آرامش آنها را هدف قرار داده بود و اين نشان دهنده همان پاسخي است که در سوال اول به آن اشاره کردم،‌يعني گروه ها در همان سال‌هاي اول پيروزي انقلاب اسلامي شاهد اقبال عظيم مردم از رهبري و ايده هاي او بودند که نماد و شاخص آن استقبال کم نظير و شايد بي نظير از حضرت امام هنگام ورود به ايران بود.لذا اگر قرار بود انقلاب اسلامي شکست بخورد.هم زمان با خالي شدن دست انقلاب از رهبرانش،‌ بايد مردمي اينچنين هم مرعوب شده و به حاشيه رانده مي‌شدند تا آنها با عده و عُده کم ِ خود،‌در سايه ترس و وحشت مردم،‌ انقلاب را از مسير اصلي خود خارج سازند،‌لذا هم زمان با ترور رهبران بصورت گسترده، مردم عادي نيز ترور مي شدند تا مردم هر محله شاهد اقدامي خشن آن هم جلوي چشم زن و فرزندانشان باشند و رعب و وحشت ناشي از آن بقيه افراد را منفعل نمايد. به عنوان مثال مي توان گفت که رهبر گروهک منافقين پس از ترورهاي اوليه رهبران انقلاب و حضور گسترده مردم در حمايت از انقلاب و مراسمات باشکوه تدفين شهداي ترور،‌دستور داد تمام سرانگشتان جمهوري اسلامي در هر جا که باشد ترور شوند و البته مفهوم اين دستوري که وي به زير دستانش داد اين بود که هر کس را که به نظام جمهوري اسلامي دل بسته بود ترور و نابود کنند و همگان شاهد بودند که بيش از 12 هزار نفر از فرزندان اين آب و خاک که اکثريت قريب به اتفاق آنها را شهروندان عادي تشکيل مي دادند ترور شدند. در اين ميان بسياري از افراد بودند که صرفا به واسطه داشتن ريش ترور مي شدند يا مغازه داران زيادي تنها به واسطه نصب عکس امام (ره) در مغازه خود ترور شدند. از ميان بيش از 12 هزار نفري که به دست منافقين ترور شدند،‌ کمتر از 200 نفر را مسئولين نظام تشکيل مي دادند و آمار بسيار زيادي از اين شهدا مربوط به مردم عادي است .

*شما ريشه انحراف فکري منافقين را در چه چيز مي دانيد؟

**

به نظر من دليل انحراف فکري آنها به تفکري بر مي گردد که آنها را تغذيه می کرد. اين افراد شاگردان فکري نهضت آزادي بودند و خود مرحوم بازرگان هم به آن اشاره داشت.اگر بخواهيم در يک جمله آنها را تشريح کنيم،‌ به لحاظ نگاه اجتماعی، طرفداران جدايي دين ازسياست بودند و به اين مسئله اعتقاد داشتند که دين قابل اجرا نيست و البته اين نظر با خواسته هاي عمومي جامعه کاملا در تضاد بود چون مردم که در زمان رژيم گذشته زندگي مي کردند،‌در انجام دادن امور ديني فردي خود دچار مشکل نبودند، پس آنچه که باعث ايجاد نهضت و انقلاب شد که پسوند آن هم از همان آغاز اسلامي بود،‌ ناظر به احکام اجتماعي و سياسي و اقتصادي اسلام بود،‌بنابراين مشخص و محرز است که چنين انقلابی اگر پيروز شود بنا بر خواسته جامعه بايد داراي ساختاري و نگاهي مبتني بر احکام اسلام باشد و طبيعتا بايد کسي معمار و هدايت کننده اين بنا باشد که متخصص و کارشناس اسلامي باشد و آن کسي نيست جز فقيه جامع الشرايط و آشنا به همه زوايا و مسائل اجتماعي و جهاني . پس در اين سمت ،‌ طبعا کسانی که نظرات اجتماعي، سياسي و اقتصادي اسلام را نمي پسندند و بعضي نيزبخشی از اسلام را بدون حضوربخشی ديگر مي خواهند، بطور اتوماتيک در مقابل جامعه قرار مي گيرند. من کاري به پرچم و آرم ندارم اما هر از گاهي در طول 32 سال گذشته،‌اين ديدگاه مجددا باعناوين مختلف سر بر مي آورد و با شعارهاي انحرافي و به ظاهر عوام پسند،‌در اجتماع رخ مي نمايد اما محتواي همه آنها به همان ديدگاه بر مي گردد. اين وضعیت هر از گاهی با پرچمي جديد و شکل و شمايل جديد ظهور پيدا مي کند، شعارهاي انتخابي آنها متفاوت و به روز مي شود اما نفاق و دو چهره اي و خواست و هدف آنها به يک موضوع بر مي گردد و آن چيزي جز نفي منزوي کردن و تعطيل کردن احکام اجتماعي اسلام و مجري و ناظر آن نيست.

*چه گروه هایی در داخل و خارج از روند حذف نیروهای انقلاب دفاع کردند؟

**اگر به عملکرد گروههای تروریستی نظیر منافقین و سطح گسترده جنایات آنها توجه شود به خوبی می توان دریافت که همچنان که در جنگ ایران و عراق تمامی ظرفیت های جهانی برای به زانو در آوردن انقلاب پشت سر صدام بوداگر چنین حمایت وسیع قدرتها و دشمنان خاص انقلاب نظیر صهیونیست هانبودامکان انجام این همه جنایت وکشتار در کشور و نیز خارج کشور نبود به عنوان مثال در دهه 60 منافقین همزمان به 13 سفارت خانه ایران در 13 کشور مختلف اروپایی واسترالیا حمله کردند وخسارت مالی و در بعضی موارد صدمات جانی به اعضاء سفارتخانه ها وارد کردند و هیچ کدام از کشورهای میزبان هیچ عکس العمل جدی نسبت به این اقدام هماهنگ منافقین انجام ندادند و این به خوبی نشان دهنده این واقعیت است که منافقین تمامی اقداماتشان را با هماهنگی پشت صحنه سرویسهای اطلاعاتی غربی و در لایه قبل آن حمایت صهیونیستها انجام می دادند و در نمونه واضحتر آن حضور سران و فرماندهان منافقین در کشورهای اروپایی و به طور مشخص تر فرانسه بود فرمان ترور اشخاص عادی و کسانی که دل در گرو انقلاب دارند و یا به قول گزارشگران بین المللی فرمان ترور هزاران هزار انسان بی گناه توسط سرکرده منافقین در فرانسه صادر شد و اطلاعیه ها و خبر ترورها در آنجا منتشر می شد بنابراین کشورها و گروههایی از حذف فیزیکی و ترور نیروهای انقلاب و بلکه گروههای مختلف مردم از جمله کودکان و زنان حمایت کردند که از ابتدای پیروزی انقلاب سر ستیز با مردم و انقلاب اسلامی ایران داشتند

* برای استرداد منافقین چه راهکاری به لحاظ حقوقی و اجرایی می توان درپیش گرفت

**به نظرم بایستی بحث استرداد منافقین را با دقت مطرح کرد عمده نیروهای منافقین کسانی هستند که فریب آنها را خوردند و یا منافقین آنها را با شگردهای خاصی و با اسامی دیگری به اردوگاه خود برده اند و آنها دستی در جنایت و خیانت ندارند و جمهوری اسلامی ایران آنها را مورد عفو قرار داده است و هر زمان بخواهند می توانند به کشور خود بازگردند کما اینکه بیش از 700 نفر طی چند سال گذشته به دامان خانواده های خود بازگشتند و همه بحث بر سر افراد تبهکار و جنایتکار منافقین است که نسبت به افراد عادی عدد زیادی نمی شوند مثلا کشور و دولت عراق لیستی حدود 150 نفر را به عنوان کسانی که خون ریزی و جنایت انجام داده اند منتشر کرده است این افراد چون جنایاتشان تحت حمایت کشورهای غربی و حکومت قبلی عراق صورت گرفته استرداد و محاکمه آنها پشت پرده بسیاری از آنها را رسوا خواهد کرد بنابراین آن کشورها نسبت به استرداد سران منافقین مقاومت خواهند کرد هر چند که معتقدم ما نیز به عنوان کشور قربانی تروریسم کار چندان جدی و مستمری را دنبال نکردیم و اگر با جدیت این موضوع را دنبال می کردیم ظرفیت های زیادی بود که می توانستیم از آنها استفاده کنیم

*آیا به نظر شما نفاق و منافق تمام شده یا به شکل جدیدی در حال فعالیتند؟ نظرتان درباره نفاق نوین چیست؟

**نفاق در بین دیدگاه اسلام ناب و از ابتدای نهضت حضرت امام به طور مشخص وجود داشته ممکن است آرم و شمایل ظاهری آن متفاوت باشد اما ماهیت آن یکی است همچنانکه حد و حدود و دامنه اعتقادات آنها هم مختلف است اما ریشه همه آنها به یک سرچشمه ختم می شود و لذا هر از گاهی با شمایلی متفاوت ولی خواسته ای واحد و حتی گاهی شعارهایی واحد در اجتماع رخ می نماید اگر تاریخ انقلاب اسلامی و آسیب های آن که مهمترین آن نفاق است همواره تجزیه و تحلیل و به جامعه عرضه شود می توان با ریشه های آن مبارزه کرد و آن را به جامعه بازشناساند به نظرم حوزویان وظیفه ای سنگین نسبت به این پدیده دارند همچنانکه شهدای بزرگی نظیر مطهری بهشتی هاشمی نژاد و باهنر...از همان روزهای اول پیروزی انقلاب این خطر را تشخیص دادند و به صورت جدی مهمترین کار خود را برخورد و مبارزه و شناساندن این دیدگاه به جامعه قرار دادند و تا پای جان دست از این وظیفه برنداشتند.

 


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9212094&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید