منافقین و دیگر گروهک‌های منفعت‌طلب

85993358

ایران و نظام اسلامی دشمنان بسیاری دارد؛ دشمنانی که ترکیبی از کشورهای غربی و گروهک های به اصطلاح ایرانی غرب نشین است؛ شاید سوالی مهم با خواندن سطر بالا در ذهن مخاطبان این نوشتار نقش ببندد که چرا نظام جمهوری اسلامی دشمنانی با این ترکیب دوگانه دارد؟ و یا این که انقلاب اسلامی چگونه عمل کرده است که با این تعداد از دشمنان مواجه شده است؟ اگر چه پاسخگویی به این پرسش دغدغه اصلی این نوشتار نیست اما باید در راستای تنویر چشم انداز معرفی مطالبات نابجا و نامشروع دشمنان نظام اسلامی و مردم ایران بیان کرد که علت بنیادی در اصلِ وجود هجمه های عداوت ورزانه در رویکردهای موجود، ما را به بطن و متن ارزش و آرمان های ظلم ستیز و استقلال طلبانه انقلاب اسلامی رهنمون می سازد که در جریان رهیافت های اندیشه ای و عملکردی نظام اسلامی قرار دارد و همین بسط گرایی در ذیل عدالت گرایی و استقلال در ذات نظام اسلامی است که خشم دشمنان را برانگیخته است. به عبارت دیگر اینکه وجود اهداف والایی از قبیل استقلال، آزادگی، اسلامی بودن، تلاش برای صدور آرمان اسلامی انقلاب در قالب مبارزه با استکبار در سطح جهانی و حمایت از نهضت های رهایی بخش و ... از جمله مواردی هستند که نظام سیاسی ایران و به تبع آن مردم انقلابی ایران در طول چهل سال به عنوان پارادیم مسلط فکری‌عملی خود تعریف و مشخص کرده اند و اینها به عاملی برای دشمنی ها و کینه توزی های روزافزون تبدیل شده اند.

اما آنچه در این یادداشت به دنبال تحلیل آن هستیم بررسی جایگاه سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه معاند ایران در میان دیگر گروهک های خارج نشینِ ایران اسلامی از سلطنت طلب ها و ... است که بنا به گفته رهبرانش سازمان یافته ترین مخالف نظام اسلامی(بخوانید دشمن مردم ایران) است.

اگرچه ایده ستیزه جویی با نظام اسلامی و جامعه اسلامی در نزد همه گروهک ها با اشتراکاتی از قبیل دروغ پردازی، انگ زنی، جاسوسی و فروش اطلاعات گاهاً سوخته به اربابانشان و ... همراه است اما تمام این گروه ها مطالبات یکسان و یا همسانی از پروژه تقابل جویی و دشمنی ندارند. در واقع هر کدام از این گروهک ها با ایده دست یابی به منافع فردی – محفلی شان به سمت عداوت ورزی با ایران اسلامی گام بر می دارند و در این مسیر نه تنها تمامیت جغرافیایی ایران برای آنها اهمیت چندانی ندارد بلکه حاضر هستند در راستای رسیدن به اهداف شان ولو به قیمت نابودی و تجزیه ایران سیاستگذاری کنند، به نوعی که منافع ملی را فدای منافع فردی یا فرقه ای شان کنند.

ایده های دروغین حمایت از خلق، مردم، نجات ایران، مبازرات برای رهایی قومیت ها(؟!)، مطرح سازی نظام دمکراتیک‌ فدرال و ...  اگر چه در میان عمده این گروهک ها نشخوار می شود و هر کدام از آنها یک یا دو موضوع از عناوین ذکر شده فوق را به گیشه تبلیغاتی خود تبدیل می کنند، اما نکته مهم در این باره، مانوری است که سازمان مجاهدین خلق با این شعارها دست به انجام آن می زند. به عبارت دیگر اینکه منافقین با دسته بندی این موضوعات در قالب مجموعه ای از اهداف در جهت ستیزه جویی با نظام اسلامی و مردم ایران تلاش دارد جبهه ها و میدان های عناد ورزی را متنوع سازی کنند و به تبع آن طرح یک جایگاه اجتماعی میان مردم ایران با گرایشات و سلیقه های مختلف را جا بیندازد؛ با این حال کار برای آنها به این جا ختم نمی شود بلکه آنها سعی دارند با تحمیل ایده تقویت جایگاه سیاسی و هژمونیک خود در میان دیگر گروهک ها، موضوع رهبری جریان دشمنی با نظام اسلامی را برای تشکیلات خود در قالب تنها رهیافت و تنها راه موجود به عنوان یک طرح بنیادی طراحی کنند. اگرچه وجود حرص و ولع برای رهبری دشمنان نظام اسلامی از سوی رجوی ها و همفکرانشان موضوع تازه ای نیست اما استفاده توامان از منابع و امکانات از سوی آنها و انجام هزینه های ویژه در این راستا برای حصول به آن، امر تازه و درخوری است که اکنون از سوی تشیکلات رجوی در جریان است. تبدیل ایده رجوی گرایی به رجوی لیدری(رهبری) و رجوی مَنشی نمونه ای واضح از این مساعی است.

با این حال نکته مهم در این باره، عدم وفاق و بی اعتمادی مفرطی است که در سطوح مختلف در میان دیگر گروهک ها به رجوی مسلکان وجود دارد؛ واقعیت امر این است که دیگر گروه های موجود نه تنها تشکیلات مجاهدین، مرام و تفکراتشان را به دیده تردید می نگرند بلکه هیچ گونه رویه ای که بسترهای سیطره رجوی را بر آنها هموار سازد را نه تنها پذیرش نمی کنند بلکه آن را هم قویاً رد می کنند. این در حالی است که تشکیلات رجوی هم از حیث تاریخ مبارزاتی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و ستیزه جویی هایشان با نظام اسلامی، خود و فرقه شان را نه تنها با تجربه تر و با سابقه تر می دانند بلکه خود را محق تر و سازمان یافته تر از دیگر جریانات در این راستا می دانند. به نحوی که ماحصل نگاه رجوی ها به دیگر گروهگ های تقابل جوی ایران اسلامی، سبب شده است رهبران و کادر رهبری و اعضای مجاهدین خلق خود را برتر از همه آنها بدانند. از این رو وجود این نوع نگاه ، تفکر و منش از سوی فرقه رجوی موجب شده است تا دیگر گروهک ها با ترس از اینکه رجوی پرستان بر آنها چیره شوند هیچ گونه ادعای رهبری آنها را برنتابند.

به هر رو با توجه به آنچه گفته شد می توان اینگونه بیان کرد که تفاوت در سازمان فکری و ایدئولوژیک دشمنان نظام اسلامی و عدم وجود یک وفاق و همگرایی میان آنها عاملی مهم بر حقانیت نظام اسلامی است؛ بطوریکه این اختلافات و تعارضات فکری میان آنها نشان دهنده اهدافی است که آنها در قالب منافع خود و گروه شان به دنبال کسب آن هستند نه منافع ملی. و این در مورد منافقین به طرز فاحشی صادق است و همین امر موجب گریزانی دیگر گروهک ها از آنها، اهداف وآرمان های توهمی شان شده است.

 


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9233786&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید