
* اسماعیل آقابابائی بنی؛ پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
ایالات متحده آمریکا، به دلیل برخورداری از قدرت نظامی برتر و نیز حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین اسرائیل، به سبب بهرهمندی از حمایت بیقیدوشرط آمریکا در قبال جنایتهای ارتکابی، در سایه بیتفاوتی یا ناکارآمدی نظام بینالمللی در برخورد با اقدامات مجرمانه این دو کشور، در میانه مذاکرات در جریان دو جنگ غیرقانونی علیه ایران، شماری از مقامات عالیرتبه کشور از جمله رهبر شهید، هدف حملات تروریستی قرار گرفتند. هنوز هم سران این دو کشور علنا از تهدید به ترور رهبر فعلی، وزیر امور خارجه و دیگر مسئولان جمهوری اسلامی ایران سخن میگویند، بیآنکه هراسی از بیان مواضعی برخلاف اصول و قواعد حقوق بینالملل داشته باشند.

بر اساس منشور سازمان ملل متحد، بهویژه در چارچوب مسئولیتهای شورای امنیت در حفظ صلح و امنیت بینالمللی، این شورا موظف است در برابر چنین تهدیدهایی واکنش مقتضی نشان دهد و برای پایاندادن به آنها تدابیر لازم را اتخاذ کند؛ از جمله بررسی و اعمال اقدامات الزامآور علیه دولتهایی که از تهدید یا ارتکاب چنین اعمالی ابایی ندارند. از این منظر، هشدار ایران به رئیس شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره تهدیدهای علنی مطرحشده، گامی در جهت پیشگیری از وقوع اقدامات بعدی و جلب توجه نهاد مسئول بینالمللی به مخاطرات ناشی از تروریسم دولتی است. بدیهی است بیتفاوتی و سکوت در برابر این تهدیدها میتواند بهمنزله تسامح در برابر تهدید به ترور تلقی شود و فلسفه شکلگیری سازمان ملل متحد و نقش شورای امنیت را در حفظ صلح و امنیت بینالمللی با تردید جدی مواجه سازد و در نهایت به بیاعتباری این نهاد بینجامد.
در این میان، هرچند درباره تعریف دقیق «ترور» و «تروریسم» در ادبیات حقوقی و سیاسی بینالمللی اختلافنظرهایی وجود داشته و همچنان وجود دارد، بخشی از این اختلافها در کتاب «درآمدی بر تروریسمپژوهی (رویکردها، تعاریف، موضوعشناسی فقهی)» نوشته عبدالمجید مبلغی انعکاس یافته است. همچنین برخی از ابعاد جدیدتر این بحث را میتوان در مقاله «مشکلات حقوقی و فقهی قوانین ناظر به مبارزه با تروریسم» به قلم نویسنده این یادداشت ملاحظه کرد. با این حال، تهدید و اقدام علیه جان مقامات عالیرتبه یک کشور، بهویژه در بستر تنشهای بینالمللی و با اتکا به قدرت نظامی، از روشنترین مصادیقی است که میتواند در چارچوب بحث تروریسم دولتی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
از اینرو، شایسته است شورای امنیت سازمان ملل متحد، دولتها را به مبارزهای مؤثر و جدی با تروریسم و نیز مقابله با تهدیدها و اقداماتی که این دو کشور انجام داده و چه بسا پس از این هم انجام خواهند داد، فرابخواند تا جهان بهسوی چرخه خطرناک «ترور در برابر ترور» سوق داده نشود. آتشی که از سوی اسرائیل در منطقه افروخته شده، اگر مهار نشود، میتواند دامنهای گستردهتر پیدا کند و واکنشهای متقابل به جنایتهای این رژیم، ثبات و امنیت منطقهای و حتی جهانی را با تهدید روبهرو سازد. در چنین شرایطی، استمرار سکوت و انفعال نهادهای بینالمللی نهتنها انتظارات ملتها از این سازمانها را برآورده نخواهد کرد، بلکه زمینه گستاخترشدن ناقضان حقوق بینالملل را نیز فراهم میآورد.