رهايي از توهم (11)

به قلم عضو سابق سازمان مجاهدين خلق

Opssion

سرانجام ماركسيست!

بگذريم كه همواره ستون اصلي عقايد هوادار يا عضو سازمان مجاهدين خلق را پذيرش بدون تفكر او امر و دستورهاي سازمان تشكيل مي داده است. اگر مي گفتند شب سفيد است و روز سياه، براي هوادار همان بود كه سازمان مي گفت، و بايد بي چون و چرا پذيرفته مي شد و گرنه نتيجه اش برچسب هايي همچون «بريده»، «مسئله دار» و «خصلتي» و دهها عنوان ديگر از اين دست بود كه از چپ و راست نثار فرد پرسشگر مي شد.

به هر حال در سال 58 سازمان براي جذب جوانان و نوجوانان، روي ايدئولوژي اسلامي و به قول خود سازمان اسلام انقلابي اش، برروي مبارزات 14 ساله اش و اين كه از ميادين خون و شكنجه به اينجا رسيده است و روي مبارزه بي امان با امپرياليسم آمريكا تأكيد و تبليغ مي كرد. ضمن آنكه در تمامي موضع گيري هايش نيز حضرت امام و يا آيت الله طالقاني را واسطه قرار مي داد و از اعتبار آنان نزد مردم مايه مي گذاشت. در همين حال و هوا، سازمان بيشترين هوادار را از ميان قشر دانش آموز دبيرستاني به خود جلب كرد تا با شروع سال تحصيلي بتواند آنها را تشكيلاتي نمايد كه چنين هم شد و بذري را كه در بهار و تابستان سال 58 كاشته بود در پاييز و زمستان همان سال درو كرد. اگرچه بسياري از نقشه ها و طرح هايش با مانع مواجه مي شد.

تشكيل انجمن دانش آموزان مسلمان در مقابل انجمن اسلامي، نخستين گام براي جذب بچه هايي بود كه در تابستان خام شده بودند. من هم در يكي از فعالترين دبيرستان هاي شرق تهران عضو يكي از همين انجمن ها شدم و فعاليت تشكيلاتي خود را شروع كردم. زيرا سازمان را منبع همه آمال و آرزوهايم مي پنداشتم و جز آن براي هيچ نيروي ديگري مشروعيت قائل نبودم.

به هر حال در گروه روزنامه ديواري قرارگرفتم، چون از همان اول به اصطلاح نيروي تئوريك به حساب آمدم. از همان روزهاي اول به قول معروف كاتوليك تر از پاپ شده بودم و سعي مي كردم براي خود شيريني هم كه شده در اتخاذ مواضع روزنامه ديواري انجمن كه مثلاً بيانگر نظريه هاي آن بود، تند روي داشته باشم كه همواره هم با ملايمت از سوي مسئول روزنامه ديواري مورد انتقاد قرار مي گرفتم كه به اصطلاح چپ روي كرده ام. البته قابل توجه است كه اولين مسئول اين جانب (كه او هم يك نيروي تئوريك محسوب مي گرديد)، بعد از مدت كوتاهي از سازمان بريد و به قول معروف خط 3 شد!!(36) اولين نيروهايي كه در تاريخچه سازمان مجاهدين خلق به ماركسيسم گرايش يافتند، همين نيروهاي به اصطلاح تئوريك بودند، مانند حسين احمدي روحاني و تراب حق شناس كه از قضا به نجف رفته بودند و ساعت ها با حضرت امام صحبت كرده بودند تا ايشان را قانع به حمايت از سازمان مجاهدين خلق بكنند!! و حالا هم كه تاريخ به طور عبرت آوري تكرار مي شد امثال مسئول من در روزنامه ديواري انجمن كه از تئوريك ترين افراد انجمن به شمار مي آمد، ماركسيست مي شد، بدون اينكه ما به خود حق دهيم كوچكترين سؤالي درباره سازمان و ايدئولوژي آن بپرسيم. در آن سال تعداد قابل توجهي از اعضاي انجمن به ماركسيسم گرايش يافتند و اغلب آنها هم خط 3 شدند!!اما عملكرد انجمن در واقع همان چيزي بود كه سازمان خط مي داد، بدون اينكه هيچ گونه استقلالي براي انجمن قائل شود و اصلاً اين افتخاري بود كه عين موضع گيري هاي سازمان در تصميمات انجمن اعمال شود. همواره در جلسات عمومي انجمن سؤال اين بود كه «خط سازمان چيه؟!» حالا كه دقت مي كنم متوجه مي شوم تا چه اندازه اين روش برده وار و مغاير با آزادانديشي بوده است. و متأسفانه در سال هاي اخير(سال هاي نيمه دوم دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد) هم همان روش را در مورد برخي گروههاي به اصطلاح اصلاح طلب ملاحظه كردم كه به محض يك موضع گيري از سوي گروه اصلي، همه گروهها و انجمن ها و حتي بخش هاي دانشجويي بدون ذره اي تفاوت در موضع گيري، همان حرف ها را فقط تكرار مي كردند و حتي به خود اجازه نمي دادند كه فرضا موضع گيري ديگري يا انتقاد متفاوتي نسبت به همان گروه مقابل و مورد نظر انجام دهند و يا لااقل ادبيات غير مشابهي به كار گيرند.

سازمان در آن روزها خيلي علاقه مند بود كه خود را ضد امپرياليست ترين نيرو در ميان گروههاي موجود سياسي نشان دهد و براي اين موضوع بسيار تبليغ مي نمود. از جمله بر ترورهاي آمريكاييان در سال هاي پيش از انقلاب تأكيد خاصي مي كرد. اما تسخير لانه جاسوسي آمريكا در 13 آبان 1358 توسط دانشجويان پيرو خط امام ضربه بزرگي بر اين گونه تبليغات سازمان وارد آورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

36 -خط 3 به نيروهاي ماركسيست لنينيستي (و نه مائوئيست ها) اطلاق مي شد كه خود را از حزب توده و مشي آن (خط يك) و چريك هاي فدايي خلق و نيروهاي پيرامون آن (خط 2) جدا مي دانستند و نسبت به آنها انتقاد تئوريك (نظري) و پراتيك (عملي) داشتند. عمده نيروهاي خط 3 ادامه همان ماركسيست هاي سازمان مجاهدين خلق در سال 54 بودند كه بعداً به بخش ماركسيست لنينيست سازمان معروف شد و سپس در آستانه پيروزي انقلاب، نام «سازمان پيكار در راه آزادي طبقه كارگر» برخود نهادند. گروههايي مثل «رزمندگان راه آزادي طبقه كارگر» و چند گروهك ديگر كه اغلب نامشان با راه آزادي طبقه كارگر همراه بود از جمله گروههاي خط 3 به شمار مي آمدند. نكته جالب اينكه بعداً در زندان دريافتم تعداد اعضاي غالب اين گروهها از تعداد انگشتان دست فراتر نمي رفته و از همين رو هم اطلاق گروهك به آنان از سرشان هم زياد بوده است!!!


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9708610&tmpl=component
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
مهر 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان